گروه سیاسی، علی نمازی: ضرورت انتخابات خبرگان که در پیش روى داریم، باید هرچه بیشتر براى مردم تشریح و تبیین شود تا بتوانیم شاهد مشارکت حداکثرى ملت در صحنههاى راىگیرى باشیم.
تدبیر جامعه بر اساس اصول و مبانى نظریه ولایت فقیه در حقیقت، تدبیر و مدیریت جامعه تحت سرپرستى تدین و فقاهت است. به عبارت دیگر، جاودانگى اسلام اقتضا دارد که دو شأن تعلیم دین و اجراى احکام اسلامى پس از نبى مکرم اسلام(ص) استمرار یابد که این مهم در عصر غیبت کبرى بر عهده نایبان ولىعصر(عج) است. کشف و تشخیص مصداقى که در عین فقاهت، شایستگىهاى لازم دیگر را نیز داشته باشد، توسط نخبگانى که ملت آنها را مورد تایید و حمایت قرار دادهاند انجام مىگیرد. این نخبگان که همان مجلس خبرگان رهبرى را تشکیل مىدهند، به یک لحاظ نبض نظام مبتنى بر ولایت فقیهاند، چرا که با نظارت دائمى و مستمر بر فقیه، بقاى شرایط ولایت را در او مورد بررسى قرار مىدهند و ضامن بقاى ولایت هستند.
اگر این مهم تحقق یابد، هم هدف متوسط رسالت انبیا به ثمر رسیده است و هم به تبع آن، هدف غایى نبوت به بار نشسته است. هدف متوسط رسالت از آیه شریفه “لیقوم الناس بالقسط” (سوره حدید/ آیه 3) استنباط مىشود و هدف غایى نبوت از آیه شریفه “لتخرج الناس من الظلمات الى النور باذن ربهم الى صراط العزیز الحمید” (سوره ابراهیم/ آیه 1.) از این روی، بر ولى فقیه است، دائما به چهار وظیفه حیاتى “حفاظت”، “افتاء”، “قضا” و “ولاء” که از شئون حاکم اسلامى است، عمل کند. وظیفه “حفاظت” بدان سبب است که جامعه مسلمین بر اساس معارف اعتقادى و احکام متعالى کتاب و سنت معصومین (سلامالله علیهم اجمعین) اداره شود. “وظیفه افتاء” نیز از آن روى است که اجتهاد مستمر با استمداد از منابع معتبر و اعتماد بر مبانى استوار توام با پرهیز از التقاط و خلط با مکاتب مادى صورت پذیرد که این دو، از شئون علمى رهبر نظام اسلامى است و بر ولى فقیه و رهبرى نظام اسلامى فرض است در صدر همه شرایط و صلاحیتها و مقدم بر همه آنها واجد ویژگى فقاهت و شناخت تحقیقى از اسلام و احکام باشد. احراز وجود این دو ویژگى و نیز ویژگى عدالت و رعایت اصلح در قضا و ولاء، در رهبر، بسیار مهم و حیاتى است. این مهم از عهده کسانى بر مىآید که خودشان متخصص در این رشته یعنى فقاهت و اجتهاد باشند یعنى فقهاى مجلس خبرگان رهبری. در حقیقت، مجلس خبرگان رهبری، واسطه میان رهبر و مردم است. لذا مجلس خبرگان، شأن مهمى را در نظام اسلامى دارا مىباشد. در شرایط ویژه، این مجلس، از انحراف نظام و انقلاب جلوگیرى مىکند و در حقیقت، این نهاد به لحاظ آنکه پیرامون بالاترین رتبه نظام کشور تصمیمگیرى مىکند، از جایگاه ویژهاى در مشروعیت حکومت برخوردار است. هرچند نقش مجلس خبرگان رهبرى در فعالیت روزمره و خرد کشور محسوس نیست، ولى برخوردارى از آراى مردمى بیشتر، پشتوانهاى اطمینان بخش در جهت صیانت از نظام و مشروعیت آن، به ویژه در لحظههاى مخاطرهآمیز محسوب مىشود. بدین سبب است که ساحت مقدس این مجلس، باید پاک و منزه از خط و ربطهاى سیاسى باشد، چنانچه رهبر معظم انقلاباسلامی، امام خامنهاى (مدظله العالی) به این نکته عنایت داشته و فرمودهاند: “این مجلس [خبرگان رهبری] جاى مسائل خطى و جناحى و دستهبازى و گروهبازى نیست. هدف این مجلس و آن مقصود و غرضى که براى آن به وجود آمده، یک مسئله کاملا عمومى و ملى است. مسئلهاى نیست که انگیزههاى جناحى و خطى و مخالفتهاى سلیقهاى و اینها حق داشته باشند که در کار این مجلس دخالت کنند. این مجلس، بالاتر از این حرفهاست. بنابراین صاحبان عقاید و سلایق سیاسى مىتوانند در همه جا از جمله در این مجلس حضور داشته باشند، لیکن جاى اعمال این اغراض و این جناح و خطگرایىها اینجا نیست. باید از این انگیزههاى جناحى جدا پرهیز کرد.”(1)