یک روز بیشتر تا انتخابات شوراهاى شهر و روستا باقى نمانده است و هر چه به روز 24 آذر نزدیکتر مىشویم جریان هاى حاضر در انتخابات و دستهبندىهاى سیاسى و فکرى نمایانتر مىشوند. جریانهاى حاضر در این انتخابات را مىتوان به 3 دسته عمده تقسیم کرد که هر کدام از این جریانات خود به شاخههاى متعددى تقسیم مىشوند. اولین جریان اصلاحطلبان هستند که به ادعاى بعضى از سران آنان توانستهاند به ائتلاف برسند و براى این انتخابات لیست واحدى را ارائه دهند. این جریان، همان جریانى است که شوراى شهر اول را در دست گرفت و نتیجه عملکرد آن ناگفته برهمگان روشن است. عملکرد این طیف سیاسى در شوراى اول شهر تهران امید مردم به نهاد شوراها را به ناامیدى تبدیل کرد و فضاى یاسآلودى را بر جامعه شهرى تهران حاکم ساخت.
عملکرد ضعیف و نامطلوب این جریان در شوراى اول اسباب و زمینههاى رویگردانى مردم از آنان را فراهم ساخت و شکست آنان در انتخابات دور دوم شوراها و سایر انتخابات بعد از آن نتیجه طبیعى آن بود. این جریان که به خواست ملت از صحنه قدرت خارج شدهاند خیزش جدیدى را براى تصاحب کرسىهاى شوراهاى شهر آغاز کردهاند تا شاید پیروزى در این انتخابات نقطه آغازى بر سایر پیروزىهاى آنان در انتخابات آتى باشد، درست شبیه روندى که اصولگرایان در چهارسال گذشته آغاز کردند. اصلاحطلبان در اولین گام ارائه لیستى واحد را در دستور کار قرار دادند و در نهایت لیستى به نام ائتلاف اصلاحطلبان ارائه نمودند. اگر چه بسیارى از گروه هاى دوم خردادى این لیست را به عنوان ائتلاف همه اصلاحطلبان قبول ندارند، اما این جریان با تمام سعى و تلاشى که در این دوره انجام مىدهد شانس چندانى براى پیروزى در این انتخابات ندارند، چرا که هنوز عملکرد نامطلوب و غیرقابل قبول اصلاحطلبان در دو دوره ریاست جمهوری، مجلس شوراى اسلامى و شوراهاى اسلامى شهر و روستا و تبعات و خسارت هاى آن از ذهن مردم ایران پاک نشده است. جریان دوم حاضر در این انتخابات جمعى از حامیان اهداف و برنامههاى رئیس جمهور محبوب هستند. این جریان اگرچه از همان ابتدا با تخریب سایر جریانهاى حاضر در انتخابات مواجه شد اما برحضور خود و رقابت با سایر رقبا تاکید کرد. در این جریان هیچ یک از نیروهاى دولتى حضور ندارند کسانى که در دولت نهم به فعالیت مشغول بودند پس از استعفا وجدایى از دولت وارد عرصه انتخاباتى شدند تا به تمام شایعات مطرح شده در این خصوص پایان دهند.
این جریان بر این اعتقاد است که اداره مطلوب شهر تهران نیازمند مدیرانى چون دکتر محمود احمدىنژاد شهردار سابق تهران است. آنان به دنبال جایگزین شخصیتى احمدىنژادى به جاى رئیس جمهور فعلى و شهردار سابق هستند تا این شهردار بتواند اهداف و برنامههاى او را در شهردارى تهران دنبال کند و به راهى که احمدىنژاد برگزیده ادامه دهد. این جریان به دنبال تشکیل شوراى شهرى هماهنگ تر، خدمتگزارتر و کارآمدتر از شوراى شهر دوم است. اگر چه این جریان معتقد است که شوراى دوم بهتر و کارآمدتر از شوراى اول بوده اما شورا در تهران قابلیتهایى بیش از این دارد و مىتواند منشا خدمات بیشتر و ارزندهترى به مردم باشد. جریان سوم حاضر در این عرصه جریانى به نام حامیان شهردار فعلى تهران است که معتقد به ادامه کار محمدباقر قالیباف در شهردارى تهران هستند. این جریان علاقه چندانى به ادامه اهداف و اجراى سیاستهاى محمود احمدىنژاد در شهردارى ندارد اختلاف بین حامیان دولت وحامیان شهردار به طور روشن و علنى با انتخاب قالیباف به شهردارى تهران آغاز شد. هشت نفر از اعضاى شوراى شهر تهران به قالیباف راى مثبت دادند و 7 نفر راى خود را به علىآبادى معاون عمرانى احمدىنژاد در شهردارى و معاون فعلى او دادند. اما در جناح اصولگرا گروه دیگرى به نام جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبرى قرار داشت که از وزنه سیاسى و اثرگذارى زیادى در جناح اصول گرا برخوردار است. این جبهه از همان ابتدا تمام تلاش خود را مصروف ایجاد وحدت در میان اصولگرایان کرد. در نهایت این تلاش ثمرى نداد و این جبهه تصمیم بر ارائه لیست مجزا از سوى خود گرفت و در این لیست از هر دو جناح اصولگراى حاضر در انتخابات حمایت کرد. مهدى چمران در یک کنفرانس خبرى گفت که این ائتلاف ربطى به قالیباف ندارد. این موضعگیرى به دنبال این موضوع گرفته شد که در محافل سیاسى این ائتلاف را همان نیروهاى حامیان شهردار معرفى کرده بودند. این عامل باعث شد تا مسئولان ستاد رایحه خوش خدمت چمران را از لیست خود خط بزنند تا مرزبندىها کاملا مشخص شود به هر حال این حرکت جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبرى علنا صحنه رقابتهاى انتخابات شوراهاى شهر تهران را سه قطبى کرد و به نظر مىرسد رقابت اصلى بین دو جریان حامیان دولت و حامیان شهردار خواهد بود. پیروز این میدان را قطعا مردم رقم خواهند زد. چرا که تصمیمگیران اصلى این کشور مردم هستند. مردم در انتخابات دور دوم شوراها ثابت کردند که به دنبال نام و نشان گروهى و حزبى افراد نیستند و ملاک آنها خلوص در خدمتگزارى است. خدمتگزارى ملاکى بود که مردم با توسل به آن شوراى شهر دوم را به وجود آورد و به دنبال آن شهردارى خدمتگزار را معرفى نمود و در نهایت شهردار منتخب، رئیس جمهور منتخب ملت شد. دکتر احمدىنژاد بارزترین انتخاب ملت بر اساس معیار خدمتگزارى است.
امروز خدمتگزارى به یک گفتمان مسلط در جامعه ما تبدیل شده است و ما شاهد این هستیم که هرچهار لیست مطرح خدمتگزارى را شعار ثابت خود قرار دادهاند.با ارائه سه لیست مجزا از سوى اصولگرایان و یک لیست از سوى اصلاحطلبان که در آن شخصیتهاى شاخص این جناح در سر لیست آن قرار دارند به نظر مىرسد شوراى شهر سوم ترکیبى از این چهار لیست باشد و مىتوان از هماکنون مشکلات عدم هماهنگى اعضاى این شورا در تصمیمگیرىها را مشاهده کرد. قسمت عمده موفقیت شوراى شهر دوم در هماهنگى اعضاى آن بود و برعکس قسمت عمده شکست شوراى اول ناشى از عدم هماهنگى اعضاى آن بود.امید است که افرادى از این سه لیست به شورا راه پیدا کنند که وجهه اجتماعى و تخصصى آنان در اداره شهر بر وجهه سیاسى آنان غالب باشد تا اختلافات سیاسى شورا را به بیراهه نکشاند و روند خدمتگزارى در شوراى شهر تهران همچنان ادامه پیدا کند. عملکرد مورد قبول شوراى دوم و پذیرش آن از سوى مردم و اقبال افکار عمومى به نهاد شورا یک فرصت طلایى و کلیدى را در اختیار نمایندگان آینده شورا قرار داده است تا با عملکرد خود این اعتماد ملى را پاسخ دهند. پاسخى که به پایدارى و ماندگارى گفتمان خدمتگزارى در جامعه منجر شود. این یک فرصت تاریخى است که نصیب نمایندگان منتخب خواهد شد و باید از اشتباهات گذشته عبرت گرفت و تمام توان و فکر خود را مصروف حل مشکلات و خدمتگزارى بىمنت به مردم کرد.