حامد رشیدی
انتخاب “بان کى مون” به عنوان دبیرکل جدید سازمان ملل متحد باعث ایجاد شائبهها و دغدغههاى گوناگونى در میان سایر کشورهاى جهان شده است. براى اکثریت افکار عمومى اثبات شده است که به علت ساختار و بنیان غلط موجود در ساختمان ملل متحد و سایر نهادهاى بینالمللی، عملا سران و روساى این مجامع جهانى قدرتى براى مانور در برابر قدرتهاى زورگو را نخواهند داشت. کاخ سفید در پشت پرده لابىهاى خود را همچنان اعمال مىکند و از انتخاب افرادى مخالف واشنگتن در سازمان ملل جلوگیرى مىکند. در جریان انتخاب “بان کى مون”، “جان بولتون” (که هم اکنون از سمت خود استعفا داده است) نقشى اساسى ایفا کرده است. “بان کى مون” یکى از حامیان اصلى اشغال عراق در دولت کره و وزیر امور خارجه کابینه “رومیوهیون” بود.
پس از گذار بشریت به هزاره سوم دغدغه گذار از ساختارهاى صورى و بىثمر در اذهان سایر مردم جهان شدت یافت. بر این اساس سازمانهاى بینالمللى باید از انحصار قدرتها خارج شده و به نهادهایى موثر در راستاى احقاق حقوق ملتها تبدیل شوند. درحال حاضر، نوعى جریان مسموم در فضاى این سازمانها شناور شده است و به جریانهاى مخالف کاخ سفید و اتحادیه اروپا اجازه تنفس طبیعى در نظام بینالملل را نمىدهد. تنها راه برونرفت از این فضا گذار از سیستمهاى تعریف شده در سازمان ملل متحد و سایر سازمانهاى بینالمللى است. ساختار و تشکیلات این سازمانها به گونهاى است که همواره در آنها فضاهاى بازى پدید مىآیند که در حقیقت توسط آمریکا و متحدان آن مورد استفاده قرار مىگیرند. مرورى بر عملکرد یک ساله اخیر سازمان ملل متحد گویاى واقعیات تلخى در این سازمان است:
بىتفاوتى نسبت به کشتار قانا
بىتفاوتى اعضاى شوراى امنیت سازمان ملل متحد نشان دهنده اوج سستى این شوراست. در حالى که دهها کودک بىگناه توسط جنگنده بمب افکنهاى رژیم اشغالگر قدس به خاک و خون غلتیده بودند، افرادى مانند جان بولتون با وقاحت تمام از مطرح شدن کامل این بحث در شوراى امنیت جلوگیرى کردند. بنابر اعتراف کوفى عنان تنها 29 دقیقه در این خصوص بحث شد و در نهایت نیز تصمیمى براى محکومیت اسرائیل اتخاذ نشد.
جنگ 33 روزه میان حزبالله و رژیم اشغالگر قدس
معمولا در مواقع بحرانی، سازمان ملل متحد باید بدون اتلاف وقت در جهت مهار بحران وارد عمل شود. در جریان جنگ 33 روزه اخیر میان حزبالله لبنان و رژیم اشغالگر قدس، سازمان ملل متحد به مامن و پناهگاهى براى اسرائیل تبدیل شده بود. مقامات آمریکایی، انگلیسى و فرانسوى در طول مدت جنگ از هیچ اقدامى در جهت جلوگیرى از شکست اسرائیل فروگذار نکردند هرچند که در نهایت فرزندان مقاومت اسلامى لبنان شکست بسیار سختى را بر پیکره تلآویو وارد کردند.
اوضاع داخلى عراق
در حالى که هر روز بر تعداد کشته شدگان عراقى افزوده مىشود و بحران امنیت سرتاسر این کشور را فرا گرفته است، کوفى عنان و دیگر مقامات سازمان ملل متحد تنها به ابراز تاسف درباره اوضاع عراق اکتفا مىکنند و از ایستادگى در مقابل اشغالگران آمریکایى اجتناب مىنمایند. این در حالى است که حتى در درون ایالات متحده آمریکا نیز این مسئله بر همگان روشن است که عراق بحران زده امروز به علت رفتارهاى کاخ سفید به وضع فعلى دچار شده است. سازمان ملل متحد سال از 2003 تاکنون به هیچ عنوان گام موثرى در راستاى احقاق حقوق ملت عراق برنداشته است و حتى در بسیارى موارد همکارى تنگاتنگى را با اشغالگران آمریکایى صورت داده است.
در جلسات متعدد سازمان ملل متحد طرح بحثهاى روز به صورتى گزینشى و مطابق سفارش کاخ سفید صورت مىگیرد. اولویت بندى مشکلات اصلى نظام بینالملل مدتهاست که در بستر شوراى امنیت سازمان ملل به عینیت نرسیده است. هم اکنون سازمان ملل متحد به بسترى در راستاى انجام لابىهاى پشت پرده میان قدرتها تبدیل شده است. بسیارى از مقامات آمریکایى در پشت پرده جلسات مجمع عمومى سازمان ملل متحد استراتژىهاى خود را به دیگر کشورها تحمیل مىکنند.
همان طور که اشاره شد با افزایش آگاهى در میان سایر ملتهاى جهان لزوم تغییر در ارکان و بنیانها و قواعد جارى در سازمان ملل متحد بیشتر به چشم مىآید. مسلما تغییر در سازمان ملل متحد باید توسط ملتهاى بیدار و با حمایت دولتهاى آگاه صورت گیرد. هم اکنون شرایط نظام بینالملل به گونهاى است که زمینه مناسبى در این راستا فراهم شده است. در حال حاضر شاهد بروز دو پدیده همزمان هستیم: یکى افول قدرت کاخ سفید و دیگرى رشد آگاهى سیاسى در خاورمیانه و آمریکاى لاتین. حتى در قاره اروپا نیز این آگاهى شدت یافته است. چنانچه در ایتالیا و اسپانیا شاهد بودیم که متحدان ایالات متحده آمریکا و حامیان جنگ عراق توسط مردم این کشورها در راس معادلات قدرت، حذف شده و جاى خود را به مخالفان جنگ دادند. با شکست جمهوریخواهان در انتخابات خیر کنگره و سنا بسیارى از امیدهاى یونیورسالیستها در جهت دخالت در امور سایر کشورهاى جهان نقش بر آب شد.
در حقیقت، یونیوسالیسم دیگر جایى در جهان امروز ندارد. وجود قدرتهاى برتر و دخالت آنها در امور مربوط به سایر کشورهاى جهان در ادبیات روابط بینالملل منسوخ شده است. این حقیقتى است که چشمان افرادى مانند بوش پسر، کاندولیزارایس و جان بولتون نسبت به آن بسته مانده است. در فضاى کنونى جهان وجود سازمان مللى که تحت نفوذ قدرتها چینش معادلات خود را تعیین کند از سوى ملتها غیرقابل تحمل است. متاسفانه سازمان ملل متحد در جریان جنگ 33 روزه و جریانهاى مشابه کارنامه بسیار ضعیفى از خود به نمایش گذاشته است.
در هر حال افول قدرت آمریکا در شرایطى صورت گرفته که فرمول “گذار از آمریکا” در حال تبدیل شدن به فرمولى فراگیر در سرتاسر جهان است. حتى افرادى مانند “نوام چامسکی”از احتمال فروپاشى آمریکا و تبدیل آن به 52 ایالت مختلف خبر دادهاند. متحدان آمریکا در اروپا جایگاه خود را از دست دادهاند و مسائلى مانند اشغال عراق کاملا دموکراتها و جمهوریخواهان کاخ سفید را سر درگم ساخته است. اینها در حالى است که نارضایتى شهروندان آمریکایى نسبت به عملکرد دولتمردان این کشور نیز به نقطه اوج خود رسیده است. به عبارت دیگر پس از برگزارى انتخابات سال 2008 میلادى جریان غالب که احتمالا دموکراتها هستند مجبور خواهند بود بیشتر در مرزها و چارچوبهاى سیاست داخلى آمریکا حرکت کنند.
در حالى که واشنگتن هر لحظه بیشتر از گذشته قدرت خود را از دست مىدهد، جریان اسلام گرایى در خاورمیانه روند رو به پیشرفت خود را حفظ کرده است. هم اکنون آنچه در عراق و لبنان مىگذرد موید گرایش ملتهاى خاورمیانه به سوى گذار از وضع موجود در راستاى تحقق پویایى است. چنانچه کاملا مشهود است، مدلهاى ایستا در نظام سیاسى خاورمیانه به مدلهایى غیر قابل قبول تبدیل شدهاند.
در آمریکاى لاتین نیز جریان سوسیالیسم با سرعتى مطلوب به حرکت خود در همسایگى کاخ سفید ادامه مىدهد. هم اکنون اغلب ملتها و دولتهاى موجود در منطقه نیاز به پویایى را در خود درک کردهاند و به سوى مقابله با سیاستهاى یکجانبهگرایى آمریکا گام برداشتهاند.
در نهایت اینکه سازمان ملل به عصر حاضر تعلق ندارد و مبنا و شالوده آن در حال حاضر منسوخ است. بسیارى از دولتها و اکثر ملتهاى جهان نسبت به این نکته باور دارند که سازمان ملل متحد به نهادى غیر موثر در معادلات نظام بینالملل تبدیل شده است. مسلما “ساختارشکنی” در سازمان ملل متحد به سوى اراده ملتهاى جهان و الگوهاى مشترک و پذیرفته شده در جهت جلوگیرى از مانور زورگویان باید صورت پذیرد. دغدغهاى که اذهان بشرى را نسبت به خود همچنان مشغول کرده است.