م.اردبیلی
کسانی که به دنبال القاء یک ضعف به مخاطب خود هستند برای گرفتن زهر انتقاد خود پیشاپیش یک قوت ولو ساختگی و غیر واقعی از مخاطب را یادآوری میکنند سپس در لوای اشاره به یک قوت، ردیفی از صفات و مصادیق ضعف را برای مخاطب القاء میکنند و این از نقطه نظر روانشناختی نیز روشی کار ساز است. البته برخی از این شیوه روانشناختی برای انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر استفاده کرده و برخی نیز این شیوه را در خدمت تربیت فرد و جامعه قرار می دهند. اما در آن سوی قصه، استفاده سیاسی کارانه از این شیوه نیز موسوم است. عدهای در کشور ما میخواهند به هر قیمتی که شده سیاستهای دولت را در حوزه مسائل داخل ناکارآمد و ضعیف القاء کنند. مرتب از سیاستهای اقتصادی و مدیریتی دولت انتقاد میکنند اما برای دلسوز و منصف نشان دادن خود دستاوردهای بینالمللی و خارجی دولت را تایید میکنند.
در حالی که سیاست خارجی کشور و دستاوردهای آن ترجمان سیاستهای داخلی است و اصلا نمیشود این دو را از همدیگر جدا کرد.
دولتی که با مدیریت صحیح و اعمال سیاستهای درست و کارآمد نتواند انسجام داخلی و رضایت عمومی را به عنوان سرمایه خود داشته باشد در حوزه سیاست خارجی نمیتواند قدم بردارد.
و حتی بالاتر از آن رقبای بینالمللی به اندازه توفیق دولتها در اجرای سیاستهای داخلی مواضع و سیاستهای خارجی کشور مقابل را جدی میگیرند. بنابراین اگر واقعیت امروز این است که جمهوری اسلامی ایران از آن سوی مرزهای افغانستان تا عمق کشورهای آفریقایی نفوذ راهبردی دارد، نشانگر قدرت و قوت سیاستهای داخلی دولت نیز میباشد، چون بدیهی است که هیچ دولتی نمیتواند بدون توفیق در اعمال سیاستهای داخلی در سیاست خارجی نیز توفیق داشته باشد.
اما نکته قابل تامل در این ماجرا افتادن برخی از دلسوزان انقلاب و رسانههای وابسته به جریانات اصولگرایی در دام این استراتژی تبلیغاتی است.
وقتی یک ناظر ردپای چنین تبلیغاتی را در محافل اصولگرایی میبینند و یا این سخنان و موضعگیری را از زبان یک نماینده مدعی اصولگرایی میشنود، به سادگی برخیها افسوس میخورد.
بحمدالله دولت آقای احمدینژاد فی الحال اساسیترین اقدامات را در حوزه مدیریت داخلی و اقتصاد کشور انجام میدهد.
اجرای اصل 44 قانون اساسی و کوچک کردن دولت و واگذاری سهام عدالت شاید تا چند ماه پیش یک تصور بود. خیلی از کارشناسان چنین اقداماتی را به مثابه جراحی اقتصادی کشور تلقی میکردند و انجام آن را منوط به اطمینان از ثبات سیاسی، اجتماعی و بینالمللی با ضریب بسیار بالا میدانستند. به عبارتی کمتر کارشناسی در لزوم چنین کارهای بزرگی شک میکرد و قس علی هذا ... بنابراین نیروهای انقلاب لزوماً باید هوشیاری خود را حفظ کنند.