محمدکاظم جعفری
اعلان رسمى پیوستن «جماعت سلفى دعوت و نبرد» الجزایر، تنها گروه مسلح همچنان فعال ضد دولتى این کشور به شبکه القاعده از نگاه ناظران مسایل الجزایر مهم تلقى شده است.
این اهمیت نسبت به تهدیداتى نیست که گروه القاعده براى تشدید عملیات تروریستى در نقاط مختلف جهان بویژه پاریس مطرح کرده و در رسانه هاى جهان بازتاب گسترده داشته است بلکه مربوط به تاثیرات و تحولاتى است که انتظار مى رود در پى این تهدیدها و پوشش هاى رسانه اى مربوط به آن بروز کند.
به گزارش ایرنا آنچه به گروه مسلح جماعت سلفى دعوت و نبرد الجزایر مربوط مى شود، به اعتقاد مقامات الجزایرى، یک گروه تقریبا شکست خورده به حساب مى آید که بیش از 300تا 500نیرو برایش باقى نمانده است و قدرتى جز انجام عملیات محدود آنهم در برخى مناطق کشور را ندارد.
اما در خصوص القاعده این تهدیدات در حالى است که افکار عمومى جهان دریافته است طى سالهاى اخیر همواره تهدیدها و تبلیغات این گروه بسیار بزرگتر و بیشتر از اقداماتى بوده است که در صحنه عمل قادر به انجام آن بوده یا انجام داده است. با این حال و حداقل براى کشورهاى اسلامى همواره آن چه مهمتر از اقدامات احتمالى القاعده بوده، بهره بردارى هایى است که آمریکا و غرب از این تهدیدها برده و سیاست تجاوزکارانه و توسعه طلبانه خود در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام را توجیه مى کرده است. درباره گروه سلفى الجزایر نیز به نظر مى رسد جنبه سیاسى این تهدیدات بسیار مهمتر از جنبه عملیاتى و تروریستى آن باشد.
دولت الجزایر معتقد است این گروه طى سالهاى اخیر بشدت ضعیف شده و جز چند صد نیرو با امکانات محدود در کوهستانى هاى شمال شرق، چیزى از آن باقى نمانده است.
با وجود تشدید عملیات این گروه طى چند ماه اخیر و همزمان با پایان مهلت شش ماهه طرح آشتى ملى در این کشور، گزارش هاى امنیتى دولت حاکى است گروه سلفى در مناطق کوهستانى در محاصره کامل ارتش قرار گرفته است.
حتى گفته شد که با پایان مهلت طرح آشتى ملى، ارتش یک عملیات وسیع جهت نابودى این گروه را انجام خواهد داد و نیز گفته مى شود که این عملیات عملا آغاز شده است. بر اساس آنچه گفته شد، اگر تهدیدات شبکه القاعده از یکسو و پیوستن گروه سلفى دعوت و نبرد به این شبکه چندان نگرانى عملى نداشته باشد پس چگونه است که ناظران مسایل الجزایر با دیده اهمیت به این امر مى نگرند؟ پاسخ به این سوال خود در دل پاسخ به سوال دیگرى نهفته است: آیا ممکن است پیوستن گروه سلفى به القاعده بحران امنیتى در الجزایر را بینالمللى کند؟
این مهمترین و بزرگترین نگرانى طرف الجزایرى از بروز تحولات جدید در منطقه است. بر اساس همین نگاه است که برخى ناظران در الجزایر به موضوع پیوستن گروه سلفى به القاعده از دید رقابت قدرت هاى جهانى بویژه پاریس و واشنگتن مىنگرند.
این نگاه بدلایلى چندان نیز ساده انگارانه نیست. ورود به موقع آمریکا به صحنه الجزایر که پس از حوادث 11سپتامبر صورت گرفت، لااقل نوعى حمایت سیاسى بود که الجزایرى ها در آن شرایط و براى شکست جو انزوا به آن نیاز مبرم داشتند. اما دلیل ورود آمریکا توجه این کشور به منابع نفت و گاز منطقه بود.
آمریکایى ها در پایان دهه 90احساس کردند که بحران امنیتى الجزایر در حال فروکش است و اکنون زمان مناسب براى نزدیکى به الجزایر در شرایطى بدون رقیب است. براین اساس بود که آمریکایى ها به سرمایه گذارى کلان در بخش نفت و گاز اقدام کردند و به سرعت به یک شریک بزرگ تجارى و از سال 2004بعنوان نخستین شریک تجارى الجزایر تبدیل شدند و روابط راهبردى در همه سطوح بسرعت شکل گرفت.
الجزایر و آمریکا هم اکنون روابط گسترده تجارى، اقتصادى، فرهنگى و سیاسى با هم دارند و تبادل هیات هاى مختلف میان دو کشور بویژه از واشنگتن به الجزیره پیوسته ادامه دارد.
اکنون ناظران مسایل سیاسى در منطقه پیش بینى مى کنند با اعلام پیوستن گروه جماعت سلفى به شبکه القاعده، رقابت بین واشنگتن و پاریس بر سر الجزایر وارد مرحله تازه اى خواهد شد و هر یک از دو ابرقدرت جهانى با بهره بردارى از این حادثه درصدد افزایش فشار به الجزایر و بسط نفوذ خود در منطقه بر خواهد آمد.
نگرانى ناظران محلى از اینجا ناشى مى شود که اگر چنین اتفاقى بیفتد آنگاه الجزایر که خود را در مراحل کاملا پایانى حل بحران امنیتى 15ساله بعنوان یک مشکل داخلى با راه حل داخلى مى بیند، ناگهان با بحرانى با ابعاد بین المللى مواجه شود که لااقل در کوتاه مدت افق روشنى براى آن متصور نیست.
برخى ناظران عقیده دارند که اعلان پیوستن گروه سلفى به القاعده یک فرصت طلایى براى فرانسه و جناح طرفدار پاریس در الجزایر که خود الجزایرى ها آن را «حزب فرانسه» مى نامند، ایجاد خواهد کرد تا از این فرصت براى امتیاز گرفتن استفاده کنند.
به نظر آنان اتفاقى نیست که تهدید به حمله تروریستى به پاریس در صدر اخبار و تحلیل هاى مربوط به پیوند گروه سلفى با القاعده قرار مى گیرد و مقامات سیاسى، امنیتى و حتى قضایى فرانسه در این خصوص به تفسیر و تحلیل مى پردازند و از تهدیدات تروریستى که از سوى جوانان مغرب عربى (الجزایر، مغرب، تونس، لیبى، موریتانى) به اجرا درخواهد آمد ابراز نگرانى مى کنند.
به اعتقاد کارشناسان، اکنون و با اعلان پیوستن جماعت سلفى به القاعده، فرانسویان بهانه هاى خوبى براى افزایش مداخله پیدا مىکنند.
آنها پیشتر نسبت به اجراى طرح آشتى ملى که در قالب آن صدها «اسلام گرا» از زندان آزاد و یا مشمول منع تعقیب قضایى شده اند نیز اعتراضاتى داشتند و مدعى بودند که آزادى این افراد و بازگشت آنان به اقدامات تروریستى براى پاریس نیز تهدیدکننده خواهد بود.
فرانسویان حتى روى این احتمال مانور مى کردند که ممکن است برخى از افراد آزاد شده وارد خاک فرانسه نیز شده باشند.
آیا نگرانى هاى مطرح شده از سوى فرانسویان از یکسو و از سوى ناظران مسایل الجزایر از سوى دیگر واقع بینانه است؟
آیا نگرانى برخى ناظران الجزایرى از دستاویز قرار گرفتن این تهدیدات براى بازگشت مداخله آمیز فرانسویان به الجزایر ناشى از واقعیت هاى جهان امروز و تحولات جدید آن است و یا از بدبینى تاریخى الجزایرى ها به پاریس آب مى خورد؟
آیا حوادث اخیر در کوتاه مدت تاثیرات منفى بر روند جارى آشتى ملى در الجزایر خواهد داشت؟
آیا الجزایرى ها که به هوشمندى سیاسى و کهنه کارى دیپلماتیک شهره هستند موفق خواهند شد از این گردنه بسلامت عبور کنند بدون آنکه مصالح ملى و نیز طرح هاى کوتاه و بلندمدت ملى آنان براى توسعه و پیشرفت کشور دچار آسیب جدى شود؟
تحولات هفته هاى آینده افق پاسخ این سوالات را روشن تر خواهد کرد اما سخنان اخیر «عبدالعزیز بوتفلیقه» رییس جمهورى الجزایر و سیاستمدار کهنه کار این کشور در انتقاد از غرب در استفاده ابزارى از شعارهاى چون مبارزه با تروریسم و خلع سلاح هسته اى نشان مى دهد اعمال فشار و یا دخالت در امور الجزایر نه براى فرانسوىها و نه آمریکایىها چندان نیز آسان و بى هزینه نخواهد بود.