تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۹۶۹۹۰

شکست آن‌ها که نارضایتی مردم را نفهمیدند


رضا کرمانشاهی
بوش نتوانست از امنیتی نشان دادن فضا برای پیروزی جمهوری‌خواهان بهره گیرد. استراتژی بوش و جمهوری‌خواهان در انتخابات اخیر کنگره همان استراتژی همیشگی بود یعنی این‌که تهدیدات امنیتی علیه محیط داخلی آمریکا و علیه منافع آمریکا در سراسر جهان وجود دارد و جمهوری‌خواهان با قاطعیت بیش‌تری نسبت به دموکرات‌ها با این تهدیدات روبه‌رو می‌شوند. با این وجود رفتار رای دهندگان آمریکایی نشان داد که از نظر آن‌ها جمهوری‌خواهان امنیت بیش‌تری برای آمریکا به ارمغان نیاورده‌اند و بعثی‌ها در عراق و طالبان در افغانستان و القاعده‌ای‌ها در هر دو کشور وضعیت بهتری یافته‌اند و فقط روزبه‌روز فرزندان بیش‌تری از آمریکایی‌ها در این دو کشور کشته می‌شوند. در واقع پیش از آن‌که دموکرات‌ها حرف جدیدی داشته باشند و یا انتخابات را برده باشند جمهوری‌خواهان باختند و مردم آمریکا به آن‌ها رای ندادند. از نظر تحلیل‌گران آمریکایی، سیاست‌های ناشیانهء جورج بوش و جمهوری‌خواهان در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، سودان، سومالی و کلاً خاورمیانه توانست پس از 12 سال ملت سنتی آمریکا را وادار به یک انقلاب داخلی کند و در انتخابات میان دوره‌ای کنگرهء آمریکا بالاخره جمهوری خواهان را از عرصهء قدرت کنار زنند و تن به تجربهء جدید سیاست‌های دموکرات‌ها دهند. اگر مروری بر عملکرد چند سالهء دولت بوش داشته باشیم، می‌بینیم که این دولت از همان آغاز با سیاست‌های اشتباه و ناشیانهء خود به سمت از دست دادن اعتماد دراز مدت مردم آمریکا و نارضایتی سایر دولت‌ها از سیاست‌های یکجانبه‌گرایی بوش حرکت کرد. زمانی که حادثهء 11 سپتامبر رخ داد نه تنها ملت آمریکا بلکه غالب جامعهء جهانی با دولت بوش هم صدا شد و در صف حامیان این دولت در رویارویی با تروریسم قرار گرفت; اما طولی نکشید که سیاست‌های پشت پردهء جنگ تروریسم و حملات 11 سپتامبر برای جهان فاش شد و جامعهء جهانی با شفافیت تمام طرح‌های سازمان یافتهء بوش پسر و تیم محافظه‌کار وی را برای تسلط و تک‌روی در عرصهء بین‌المللی دیدند. شکست آمریکا در عراق در یافتن سلاح‌های کشتار جمعی، مصداقیت جنگ با تروریسم جهانی دولت بوش را بیش‌تر زیر سوال برد به گونه‌ای که تمامی بازی‌های سیاسی آمریکا برای‌آغاز جنگ عراق و اهداف بعدی این دولت برای ملت آمریکا و دیگر ملت‌های جهان به خوبی آشکار شد. در واقع استراتژی آمریکا در جنگ با تروریسم جهانی به گونه‌ای پیش رفت که در همان آغاز کار این استراتژی از نظر مصداقی نتوانست چنین مفهومی را جا بیندازد. ضمن آن‌که از نظر آمریکا عملکرد بوش در دو مصداق اصلی مبارزه با تروریسم یعنی افغانستان و عراق فقط به کشته شدن تعداد بیش‌تری از سربازان آمریکایی ترجمه شد. ضمن آن‌که حتی از نظر طرفداران اسراییل نیز بوش و جمهوری‌خواهان نه در مهار حماس موفق عمل کرد و نه در سرکوب حزب‌الله لبنان.
بنابراین تمام اقدامات دولت بوش در عرصهء سیاست‌های خارجی در کنار سیاست‌های داخلی این دولت در آمریکا بالاخره معادلات موجود را به هم زد و دولت بوش پسر را در برابر یک تحول داخلی قرار داد، به‌گونه‌ای که این دولت باید دو سال باقی‌مانده از حکومت خود را در محاصرهء اکثریت مخالف خود در مجلس نمایندگان، سنا و حتی تعداد زیادی از فرمانداران مخالف و منتقدآمریکا بگذراند و شاید مجبور به تغییر بسیاری از سیاست‌های خود در عراق یا افغانستان شود. بسیاری از تحلیل‌گران و سیاست‌مداران آمریکایی حتی پیش از برگزاری انتخابات کنگرهء آمریکا از ناکارآمدی دولت بوش در بسیاری از سیاست‌های خارجی و داخلی‌اش خبر داده بودند اما امروز پیروزی دموکرات‌ها در این انتخابات آن هم پس از 14 سال این نظریهء تحلیل‌گران و سیاست‌مداران آمریکایی را به اثبات رساند و ثابت کرد که دولت بوش پسر دولت ناکارآمدی بود که از همان آغاز حکومت خود اصل را بر سیاست‌های حساب نشده و ناشیانه و تندرو‌های کاخ سفید را به عنوان پی‌ریزان اصلی سیاست‌های خارجی‌اش قرار داد کسانی که از پیش نیز به دنبال تحقق خواب اشغال عراق وافغانستان بودند.
با وجود این نمی‌توان انتظار داشت که پس از انتخابات اخیر سیاست‌ها و راهبرد‌های اصلی آمریکا در منطقه تغییر اساسی کند .در خاورمیانه همچنان آمریکا در پی استقرار نظامی است که بازیگران غیرهمسویی نظیر ایران، سوریه، حزب‌الله و حماس مهار و کنترل و مدیریت شوند ولی نکتهء مهم این است که خاورمیانه نیز بر محیط داخلی آمریکا تاثیر گذاشت و سرنوشت انتخابات آمریکا در خاورمیانه رقم خورد. خاورمیانه‌ای که آمریکا درصدد طراحی نظم نوینی در آن بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات