تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۶  ، 
کد خبر : ۹۷۰۳۹
بررسی حضور فرق اسلامی در اروپا

جماعت تبلیغی و فرقه دیوبندیه در انگلستان


علی نورایی یگانه
اعضای سازمان جماعت تبلیغی، خود را جنبشی جهانی برای ترویج و تعلیم اسلام می‌دانند. این گروه به اصطلاح، خود را وقف آن کرده که با تاکید دوباره بر اصول اساسی اسلام، مسلمانانی را که از اسلام دور شده‌اند، به آغوش اسلام بازگرداند. در عین حال، هدف از تبلیغ دینی تقویت ایمان خود اعضای این جنبش نیز می‌باشد. این سازمان خود را یک سازمان غیرسیاسی اعلام کرده و از آنجا که بیشتر در داخل اجتماعات مسلمان نشین فعالیت دارد، تقریبا از دید دیگران پنهان است.
این سازمان روابط ویژه‌ای با فرقه "دیوبندیه" (یکی از فرق صوفیه و دراویش در هند و پاکستان) دارد و اعضای آن از نفوذ زیادی برخوردارند، اما در درون خاستگاه اولیه‌اش، در بین آسیایی‌های جنوبی، نفوذ آنان فقط محدود به برخی بخش‌های اجتماعات مسلمان‌نشین است.
بنیانگذار این سازمان ـ محمد الیاس ـ از سال 1885 تا 1944 در هندوستان می‌زیسته. او در دانشگاه اسلامی دیوبند، که خانواده‌اش با آن مرتبط بود، درس خواند و یک عالم دیوبندی شد. او در ضمن به مقام شیخی شاخه "صبیریه" فرقه صوفی چشتیه رسید. از این رو باید گفت، آداب دینی "سازمان تبلیغ" از آرای صوفیه و دراویش منبعث شده است. عنوانی که الیاس خود ترجیح می‌داد برای نهضتش به کار برد، اصطلاح "ارودی تحریک ایمان" بود که به معنای نهضت ایمان است.
در این مقاله سعی می‌شود منشا جماعت تبلیغی و رابطه آن با فرقه دیوبندیه توضیح داده شود. همچنین دلایل این مساله توضیح داده می‌شود که چرا در میان مسلمانان آسیای جنوبی، چه در هند و پاکستان و چه در بریتانیا و سایر نقاط جهان، فعالیت‌های این سازمان محدود به دیوبندی‌هاست؟
جماعت تبلیغی ماهیتا، افقی جهانی را مد نظر داشته است. طبق کامل‌ترین تحقیقی که تاکنون درباره این سازمان به زبان انگلیسی منتشر شده است (1972, may ) این جنبش در اوایل دهه 1970 از هند به 34 کشور در شبه قاره هند، سرزمین‌های عرب نشین، آفریقا و آسیای جنوب شرقی پخش شد. در سال‌های پایانی دهه 1980 دامنع فعالیت آن در حدود 90 کشور تخمین زده می‌شد (1987, kepel)، از جمله در بین اقلیت مسلمان ایالات متحده آمریکا، کانادا و ترینیدا.
برآورد می‌شود، حضور جماعت تبلیغی در انگلستان، حضور جا افتاده باشد. آنها یک تشکیلات ملی دارند که مرکز آن در مسجد مرکزی و مدرسه وابسته به آن در دوزبری قرار دارد. این مرکز را برخی "دارالعلوم" می‌نامند اگرچه نام رسمی آن "جمعیت تعلیمات اسلام" است. جماعت تبلیغی امروزه در سایر کشورهای اروپایی به ویژه در فرانسه و در بلژیک (a,b1988, Dassetto) نیز پیروانی برای خود به دست آورده است. در این کشورهای فرانسوی زبان آنان اغلب به نام " pratique Foi et" (ایمان و عمل) شناخته می‌شوند. از اعضای جماعت تبلیغی در انگلستان شنیده شده که این فرقه در اسپانیا و هلند نیز نفوذ کرده‌اند.
تماس‌های مداومی میان جماعت تبلیغی انگلستان و مراکش وجود دارد و دانشجویان ارشدی از مراکش در میان دانشجویان و بازدیدکنندگان مدرسه دیده می‌شود و دانش‌آموزان جوان مراکشی، که اغلب از خانواده‌های مراکشی مقیم فرانسه‌اند، در مدارس به تحصیل مشغولند.
تبلیغی‌ها اغلب از احساس رضایتی که در ماموریت‌های تبلیغی‌شان نهفته است، سخن می‌گویند. در این ماموریت‌ها، گروهی متشکل از ده و اندی مسلمان با هم به شهر، یا ناحیه، یا حتی کشور دیگری می‌روند تا مبانی اعتقادی خود را به هم کیشان مسلمان خود تعلیم دهند. در آنجا، دور از مسائل پیرامونی آشنا و ملاحظات روزمره، سخن همواره درباره موضوعات دینی و اخلاقی است و افراد باتجربه مباحث تازه واردان را هدایت می‌کنند و خود مبلغان پس از بازگشت به وطن احساس سرزندگی، شعف و رضایت‌مندی می‌کنند.
ریشه دیوبندی جنبش تبلیغ
رابطه بین جماعت تبلیغی و تفسیر دیوبندی از اسلام ریشه‌های تاریخی دارد و مستقیما از درون شرایط تاسیس جنبش تبلیغ بیرون می‌جوشد. این رابطه در انگلستان و نیز در نقاط دیگری که جمعیت مسلمان آن منشا جنوب آسیایی دارد، هنوز نزدیک و صمیمی است. در کشورهای دیگری که این جنبش جای پایی یافته اما جمعیت مسلمانان اصلیت یا تبار جنوب آسیایی ندارد، رابطه بین تبلیغ و تفسیر دیوبندی از اسلام اهمیت درجه اول ندارد.
زمانی که غیرمسلمانان درباره وجه تمایز این فرقه (دیوبندی) و فرقه بریلوی‌ها سوال می‌کنند، هم دیوبندی‌ها و هم بریلوی‌ها تفاوت‌های میان خود را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند و تاکید می‌کنند که مهم‌ترین واقعیت این است که هر دو گروه مسلمانند. البته این شیوه برخورد کاملا موجه است، به ویژه از آنجا که هدف پرس و جوهای خارجی‌ها دقیقا کشف خطوط تمایز در میان مسلمانان است که خود آنها ترجیح می‌دهند امتی واحد باشند.
با این وصف، باید پذیرفت که یک تمایز فکری و احساسی میان دیوبندی‌ها و بریلوی‌ها وجود دارد. اگرچه هر دو گروه سنی مذهبند و هر دو اسلام را برپایه فقه حنفی تفسیر می‌کنند، اما در برداشت‌شان از اسلام تفاوت‌هایی دارند.
فرقه دیوبندی در اواسط قرن 19 میلادی در هندوستان پایه‌ریزی می‌شد و نام خود را از مکان دانشگاه بزرگ اسلامی این نهضت، یعنی دارالعلوم دیوبند در "اوتارپرداش" هند، می‌گیرد. این دانشگاه امروزه از سوی برخی به عنوان دومین دانشگاه بزرگ اسلامی پس از الازهر قاهره تلقی می‌شود. دانشگاه دیوبند در سال 1867 تاسیس شد. در ابتدای کار، این نهضت با جنبش مقاومت علیه سلطه استعماری انگلستان بر هند که در دهه 1840 شروع به گسترش نمود، مرتبط است.
رقیب بزرگ دیوبند، نهضت بریلوی، نیز در نیمه دوم قرن 19 میلادی پدیدار شد و تحت رهبری شیخ احمدرضا خان شکل گرفت. یافتن ماهیت مخالفت این فرقه با دیوبند مهم است. اگرچه در مبادی خود شبیه نهضت دیوبندی بود، اما به عنوان جنبشی که درصدد سازماندهی بیان عامیانه از اسلام بود به طیف دیگری از افراد رو کرد و مسیر متفاوتی را به لحاظ کلامی در پی گرفت. فرقه بریلوی که نام خود را از شهرک "بریلوی" که آن نیز در "اوتارپرداش" هند است، می‌گیرد؛ اسلام را به گونه‌ای عامیانه که در هندوستان آن زمان در دسترس بود گرفت. فرقه بریلوی که از فرقه دیوبندی متمایز است، به گونه‌ای کاملا آشکار بیانی عامیانه از دین دارد. این فرقه با کیش "پیرها" یا افراد مقدسی که پیروانشان معتقدند از نیروی شفاعت نزد خدا برخوردارند و می‌توانند شفا بدهند و نتایج دلخواه دیگر به بار آورند ربط پیدا می‌کند. (در حالی که در تشیع اعتقاد بر این است که نیروی شفاعت نزد خدا در اختیار معصومین یعنی پیامبر اسلام و خاندان طاهرش می‌باشد.)
مساجد فرقه بریلوی در انگلستان گاه خانقاه صوفیه یا دراویش هم نامیده می‌شود و علمای این مساجد عملا اعضای فعال طریقت صوفیه محسوب می‌شوند. البته دیوبندی‌ها نیز ممکن است عضو طریقت‌های صوفیه باشند. در واقع، یکی از بنیانگذاران دانشگاه دیوبند، مولانا محمد قاسم ناتانوی، از شیوخ برجسته مسلک چشتیه بود. اما تفاوت اصلی میان دو مکتب در سبک ایمان آنهاست. هرچه این سبک نزد دیوبندی‌ها ساده و جدی است. در میان بریلوی‌ها پرزرق و برق و پرشور است. همانگونه که حمزه علوی (1988) نیز در کتاب خود درباره قومیت و ایدئولوژی در پاکستان به این نکته اشاره می‌کند، برخلاف علمای دیوبندی، بریلوی‌ها، اسلامی عامیانه را به معرض نمایش می‌گذارند که به خرافات و اراجیفی که باورهای مذهبی دهقانان را می‌سازد بیشتر آغشته شده است. نسخه بریلوی از اسلام بر اعتقاد به معجزه و نیروهای شگرف مقدسان و پیرها، نیایش در مقابر بزرگان و به کار بردن طلسم و تعویذ تاکید دارد که همه این موضوعات از سوی دیوبندی‌ها تحت عنوان اعمال غیراسلامی مذموم شمرده می‌شوند. به طور کلی می‌توان گفت، دیوبندی‌ها و بریلوی‌ها با یکدیگر روابط خوبی ندارند و بسیاری از درگیری‌های فرقه گرایانه ریشه در دعوای آنان دارد.
به لحاظ تاریخی، دیوبندی‌ها معمولا شهری بوده و به اقشار متوسط و بالای جامعه تعلق دارند، در صورتی که نفوذ بریلوی‌ها عمدتا در مناطق روستایی بوده و جنبه‌ای عامه‌پسند دارد. در دهه‌های اخیر این موضوع تا حدودی تغییر کرده است و نفوذ بریلوی به شهرک‌ها و شهرها نیز کشیده شده است. به طور سنتی، نفوذ بریلوی‌ها در اوتارپرداش، ضعیف‌تر از پنجاب و تا حدودی ضعیف‌تر از سند بوده است. از سویی دیگر پایگاه اصلی دیوبندی‌ها اوتارپرداش به ویژه در میان مسلمانان شهرنشین مهاجر که از هند به پاکستان آمده‌اند، بوده است.
دیوبندی‌ها همچنین در میان پشتون‌های شهرنشین و روستانشین پاکستان هم جای پایی درست کرده‌اند. به علاوه فرقه دیوبندی در میان اجتماع مسلمانان گجراتی، نظیر مسلمانان جنوب هند در کرالا نیز پخش شده است.
کثرت مساجد بریلوی‌ها در انگلستان به علت کثرت جمعیت مسلمانان پاکستان و جنوب آسیایی در بریتانیاست.
پیروان فرقه دیوبندی عمدتا در میان گروه کوچک‌تر هندی‌های مسلمان یا هندی تبارانی که به آفریقا مهاجرت کرده‌اند و سپس از آنجا به انگلستان آمده‌اند دیده می‌شوند. این عده حدود 168 هزار نفر از اجتماع مسلمانان جنوب آسیایی در انگلستان را تشکیل می‌دهند.
تعداد مساجد دیوبندی در انگلستان نیز چشمگیر است. کسانی که به این مساجد می‌روند یا مسلمان هندی‌اند که نقش اساسی در نهضت دیوبندی بریتانیا را دارند و یا مسلمان پاکستانی مهاجراند.
فرقه دیوبندی به عنوان یک پدیده محلی ریشه‌های محکمی در اجتماع مسلمانان گجراتی در انگلستان دارد، اما به نظر می‌رسد این فرض که جنبش دیوبندی در ماهیت امر با قومیت گجراتی پیوند خورده نادرست باشد.
در میان فهرست فارغ‌التحصیلان دارالعلوم دیوبند در سده اول تاسیس، یعنی از سال 1867 میلادی تا 1967 تنها 138 گجراتی از 7 هزار فارغ التحصیل این دانشگاه دیده می‌شود. اما در انگلستان، گجراتی‌ها نقش عمده‌ای در بین دیوبندی‌ها و سازمان تبلیغ برعهده دارند. از جمله "امیر" شعبه انگلستان سازمان تبلیغ که همراه با شورای مشورتی خویش مسجد و مدرسه دوزبری را اداره می‌کند، یک گجراتی است و تبلیغی‌های بسیار دیگری که گویی حضور گسترده آنان در نهضت تبلیغ امری بدیهی است.
گجراتی‌ها به علت نقشی که در تجارت دارند، در میان آسیایی‌های مقیم خارج حضور فراوانی دارند. حمزه علوی محقق پاکستانی نیز می‌گوید: اجتماع تاجر مسلک گجراتی در ارتباط‌های اولیه‌ای که با تجار و مبلغان عرب داشتند اسلام آوردند. آنان اسلام را همراه خود به سراسر جهان برده‌اند و مسافرت‌های زیاد و پیوندهای خانوادگی و تجاری آنان در سراسر جهان به طور طبیعی آنان را به شکبه رو به گسترش جنبش تبلیغ جلب کرده است. تجار گجراتی در موقعیتی مناسب برای خدمت به آرمان‌های سازمان تبلیغ و انجام امور تجاری خود به طور همزمان قرار دارند.
بنابراین دیوبندی‌ها و تبلیغی‌ها به لحاظ ساختاری، همزیستی دارند و یکدیگر را تغذیه و تقویت می‌کنند. مساجد دیوبندیه اعضای خود را تشویق می‌کند تا مناطق خود را ترک گفته و برای یک دوره کوتاه یا برای دوره‌های بلند چند ماهه یا حتی چند ساله به خارج ـ به هند ـ یا به کشورهای مسلمان دیگر، یا به کشورهایی که یک جمعیت اقلیت مسلمان دارند، سفر کنند و دست به تبلیغ بزنند.
جذابیت تبلیغی‌ها
سازمان تبلیغ چهار وسیله اصلی برای نشر عقاید خود یافته است که عبارتند از:
1- سفر به مکه در ایام حج،
2- شبکه تجارت تاجران هندی در آسیا، آفریقا و انگلستان،
3- مهاجرت کارگران به کشورهای عربی،
4- ارتباط با اجتماعات دیوبندی.
بنیانگذار این نهضت، محمد الیاس خود در طول زندگی‌اش دو بار سفر حج انجام داده است. ارتباط میان مسلمانان با ملیت‌ها و قومیت‌های گوناگون در مکه همواره وسیله ثمربخشی برای نشر جهانی آرای مسلمانان بوده است. در شرایط امروزی، اعضای سازمان تبلیغ در جریان مسافرت‌هایی که به منظور مشخص امور تبلیغی یا به هر منظور دیگر نظیر تجارت، دیدار افراد خانواده و مسائل اجتماعی به عمل می‌آورند، از تمام فرصت‌ها برای پیشبرد اهداف مذهبی و دینی استفاده می‌کنند.
فعالیت‌های سازمان تبلیغ مو به مو مبتنی بر رهنمودهای بنیانگذار جنبش ـ محمد الیاس ـ است که خود یک عالم دیوبندی بود. او خود را سرشار از این نیاز می‌دید که حقیقت اسلام را آن طوری که می‌دید برای "مسلمانان جاهلی" که اسما مسلمان بودند و او را در شمال هند احاطه کرده بودند تبلیغ کند و به آنان جوهر واقعی دین را بیاموزد. شیوه عمل او به زعم خودش مبتنی بر روشی بود که پیامبر اسلام در پیش گرفته بود.
الیاس همچنین اصولی را برای سازمان خود وضع کرد که شامل تاکید بر موضوعات زیر بود:
مرکزیت شهادتین (لااله الا الله و محمد رسول الله) که می‌بایست خوب درک شده و مدام بر زبان آورده شود.
اهمیت نماز که مقصود درونی آن کمک به مومنان برای دوری گزیدن از گناه و اعمال شنیع است.
رفتار صمیمی با هم کیشان مسلمان، هر که می‌خواهد باشد، که در پیشبرد آن فرد باید آماده قربانی کردن حقوق خویش باشد.
برگرفتن این آرمان که هر مسلمان باید به منظور رضای خدا دست به هر کاری بزند! و نفع شخصی باید صرفا هدف ثانوی باشد.
هر مسلمانی باید آماده شرکت شخصی در سفرهای تبلیغی و در تلاش برای نشر آگاهی از مذهب حقیقی در جامعه مسلمانان باشد.
به این اصول ایجابی این دستور سلبی نیز افزوده شده است که مسلمانان باید از اتلاف وقت خود در سخن و کردار بیهوده احتراز کنند و البته باید از هر نوع عمل گناه دوری جویند. وی معتقد بود همه این اصول از اصول مسلم فرقه تصوف و دراویش محسوب می‌شود.
محمد الیاس در اواخر عمرش درباره شیوه‌های موعظه، تعلیم و خروج، دیدگاه‌های مشخص‌تری را ارائه کرد که نمود مشخص و بارز آن را امروزه هنوز در اعتقادات و کردار دراویش کاملا مشهود است از جمله وی بر "ذکر" (تکرار اسماء الهی یا ادعیه مذهبی) و بر یادگیری و دانش یا علم تاکید نمی‌نمود. الیاس یادگیری و ذکر را به مثابه دو چرخ ارابه کارش بحساب می‌آورد و می‌گفت که دانش بدون ذکر، مردم را به تاریکی و تباهی سوق می‌دهد و ذکر بدون دانش، هوس‌های دنیا را در سر آنان می‌پروراند و به نافرمانی از خدا می‌انجامد.
نهضت تبلیغ و فلسفه تشکیل آن، طرفدارانش را تشویق به مسافرت‌های هرچه بیشتر و بهره‌گیری از همه اشکال تماس و ارتباط برای اشاعه دین اسلام نیز می‌کند.
در بررسی‌هایی که از بنیانگذاران دانشگاه دیوبند به عمل آمده مشخص شده است که آنها عمدتا شیوخ فرقه "چیشتی" بوده‌اند. خود محمد الیاس برخی از شاگردان مشتاق‌تر خود را وارد فرقه چیشتیه نمود، اما بر این اعتقاد بود که برخی جنبه‌های تصوف برای همه پیروان او مهم‌اند. از این میان، ذکر برای او مهم‌ترین اصل بود. ذکر برای دراویش و اهل تصوف، از تکرار یک ادعا، یا کلمه چه با صدای بلند و چه در سکوت، به تعداد معینی تشکیل می‌شود. این عمل باید هر روز به دفعات خاصی انجام می‌شود اما ذکر آرام هم برای دراویش پذیرفتنی است.
اما درباره تاریخ نشر فرقه دیوبندیه به سایر نقاط، به نظر می‌رسد در طول حیات محمد الیاس نهضت تبلیغ محدود به شبه قاره هند بود، اما در دهه 1950 شروع به گسترش به بیرون ازهند کرد. براساس اطلاعات به دست آمده، اولین گروه‌های تبلیغی در سال 1956 به انگلستان وارد شدند و به نظر می‌رسد اولین حرکت نفوذی عمده به سایر مناطق اروپا در دهه 1960 صورت گرفته باشد.
تبلیغی‌ها دامنه بین‌الملل نهضت خود را مایه مباهات دانسته، سفرهایی را که خود انجام داده‌اند با خاطره‌ای خوش بازگو کرده و ترکیب متنوع اعضای سازمان خود را خاطرنشان می‌کنند. آنان دورنمای نهضت تبلیغ را همچون چارچوبی در نظر می‌گیرند که در درون یک جامعه جهانی اسلامی بتواند بنا شود. ماهیت غیرسیاسی نهضت ایشان و هدف اعلام شده آنان مبنی بر برقراری روابط حسنه با ساختارهای مدنی و سیاسی جوامع غیرمسلمان که در آن زندگی می‌کنند از دیگر ویژگی‌های این فرقه اسلامی محسوب می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات