تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۹۷۰۴۲

چاره اصلاحات به بن‌بست خورده!


علی نمازی
گروه سیاسی:
بازگشت به خاتمی طرح جدیدی است که زمزمه‌هایش در جناح اصلاحاتیان شنیده می‌شود. آقای علی شکوری راد در ادامه سلسله جلسات "چه باید کرد؟" گفت: "برای جلب نظر مردم به اصلاحات راهی جز بازگشت به گفتمان خاتمی... وجود ندارد... نیاز به وحدت ملی در برابر فشارهای خارجی موجب دعوت به بازگشت افرادی با پایگاه اجتماعی بالا نظیر آقای خاتمی خواهد شد... ما مغلوب گفتمان غلط برخی اصلاح‌طلبان شدیم نه محافظه‌کاران. لازمه تقویت پایگاه مردمی اصلاحات بازگشت به گفتمان سازش بین دین و دموکراسی است یعنی همان کاری که خاتمی کرد... حرف مصباح یزدی و اکبر گنجی عملا یکی بود و به یکجا می‌رسید و هر دو در ناکام کردن گفتمان خاتمی کمک کردند.... باید دید چه شده است که بخشی از جامعه خواستار تشکیل حکومت سکولار است.
اگر این بخش از قدرت لازم برخوردار است می‌تواند برای تشکیل حکومت سکولار تلاش کند اما راهکار قانونی برای این منظور وجود ندارد. اگر کسانی که خواهان تشکیل حکومت سکولار هستند اکثریت شدند باید به انقلاب دست بزنند. (1)"
از بیانات فوق چند نتیجه به دست می‌آید:
1- سه نوع گفتمان وجود دارد: گفتمان کار نهادن دین به نفع دموکراسی، گفتمان کنار نهادن دموکراسی به نفع دین و گفتمان سازگاری دین و دموکراسی، فرد شاخص گفتمان اول اکبر گنجی، فرد شاخص گفتمان دوم مصباح یزدی و فرد شاخص گفتمان سوم سیدمحمد خاتمی است. در این رابطه نکته‌ای که لازم‌الذکر است آن است که ابتدا باید مفهوم "دموکراسی" را مشخص نمود. اگر مقصود، دموکراسی لیبرال باشد که در بافت سکولاریته و در دامان مدرنیته شکل گرفته و متولد شده است، آنگاه به هیچ وجه نمی‌‌توان از سازگاری دین و چنین دموکراسی سخن گفت، زیرا لیبرالیسم که در ذات دموکراسی خوابیده، با دین کاملا متعارض است.
بنابراین گفتمان سوم یعنی سازگاری میان دین و دموکراسی (در قالب لیبرالش) نمی‌تواند درست و موجه باشد. در حقیقت، این سازگاری میان دین سکولار و دموکراسی ایجاد شده است نه میان دین واقعی و اصیل با دموکراسی دین سکولار، آنچنان که جامعه‌‌شناسان دین گفته‌اند، دینی است که بسیاری از عناصر سنتی‌اش را فدای عقلانیت مدرن کرده و به چیزی از قبیل تجربه دینی فروکاسته شده است.
2- بازگشت به گفتمان سازش بین دین و دموکراسی که خاتمی عهده‌دار آن بود، آلت و ابزاری است برای تقویت پایگاه مردمی اصلاحات، نه آنکه فی‌نفسه ارزشمند باشد. افراطیون اصلاحات همچنان در پی استفاده ابزاری از شخصیتی همچون خاتمی هستند تا منزلتی اجتماعی پیدا کنند و مشخص نیست که وقتی در موقعیتی بهتر قرار گیرند، آیا همچنان به گفتمان خاتمی پایبند خواهند بود یا آنکه آن را به نفع گفتمان دموکراسی منهای دین رها خواهند نمود.
3- به اعتقاد آقای شکوری‌راد، مغلوب شدن اصلاحات، به خاطر گرایش به گفتمان دموکراسی منهای دین بوده است. گفتنی است که مباحث آکادمیک و تئوریک برای مردم، چندان توجه برانگیز نیستند و علل شکست اصلاحات ادعایی را باید در اولویت تام دادن به توسعه سیاسی و غفلت از خواسته‌های اصلی مردم دانست. به علاوه، اصلاحات ادعایی، توسعه سیاسی را عمدتا در شعارهای افراطی بحث‌برانگیز نظیر، آزادی‌های رایج در غرب (آزادی مطبوعات به معنای خاص آن، آزادی بیان به معنای خاص آن، آزادی تحزب و...)، حمایت از اپوزیسیون و برخی متخلفان به نام "زندانیان سیاسی"، ایجاد التهاب‌های سنگین سیاسی در کشور و تحریک جنبش‌های دانشجویی و نظیر آن منحصر کرده بود. اینها چیزهایی نبود که مردم در زندگی روزمره خود بدانها نیازمند بودند. بسط عدالت اجتماعی، ریشه‌کنی فساد اقتصادی و اداری، اشتغال و مسکن، اهم اموری بوده و هستند که در اولویت خواسته‌های مردم قرار دارند و طبیعتا بی‌توجهی به آنها، موجب رویگردانی مردم شود.
4- راهکار قانونی برای جایگزینی حکومت سکولار وجود ندارد و لذا سکولار خواهان باید انقلاب کنند. این سخن عجیب و بدیهی است که آقای شکوری‌راد بیان کرده‌اند. به راستی، کدام نظام و حکومت برخاسته از رای مردم، براندازی خود را قانونی می‌کند؟ اگر دسته‌ای یا حزبی خاص، سکولار خواه باشد و با حمایت قانون بخواهند حامیانی با زور تبلیغ و فریب، به دور خود گرد آورد و نظام را براندازی کنند، این دقیقا توهین به مردمی است که آن نظام را با کوشش، مال و جان خویش به روی کار آورده‌اند. بله البته اگر به گونه‌ای طبیعی (و بدون شیوه‌های تبلیغاتی و زور و زر و تزویر)، اکثر مردم از حمایت نظام دست برداشته و خواهان تغییر آن باشند، با اصل اول قانون اساسیکه جمهوری اسلامی را متکی به رای مردم می‌داند، نیاز به آلترناتیوی دیگر خواهد بود.
 اما اولا طبق همان اصل اول، جمهوری اسلامی بر اعتقادات دیرین و ریشه‌دار مردم متکی است نه بر رای و تمایلی سطحی و زودگذر. بنابراین، تغییر فرضی نظر مردم، امری طبیعی نخواهد بود مگر آنکه آنان را به کمک عوامل خارجی مجبور به تغییر نظر کنند و این هم با توجه به رشادت‌های سالیان دراز پیشین ملت بزرگ ایران، البته احتمالی بسیار بسیار ضعیف دارد. ثانیا جناب شکوری‌راد از لزوم انقلاب کردن سخن گفته‌اند و معنای ضمنی این سخن آن است که نظام جمهوری اسلامی در برابر رای طبیعی و خواست واقعی تمام ملت مقاومت خواهد کرد و برای حفظ مقام و موقعیت، به دفاع نظامی علیه ملت خواهد پرداخت. چنین تصویری البته اشتباه است و از امثال جناب آقای شکوری‌راد که در این نظام عهده‌دار مسئولیت نیز بوده‌اند و به اصطلاح، نان و نمک آن را خورده‌اند و از نزدیک با واقعیت آن آشنا شده‌اند بعید است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات