محمد مقصود علی
یکی از معضلات اجتماعی که در کشور ما، به وضعیت بسیار ناهنجاری رسیده و لازم است متولیان امر با برخوردی عالمانه و مدبرانه، تا جامعه اسلامی بیش از این گریبانگیر این مفسده اجتماعی نباشد، مسئله حجاب و عفاف است. در این رابطه، رویکرد افراطیون از اصلاحاتیان جالب توجه است. آنان به دلیل تحلیل نادرست از فرهنگ و سیره و اصالت ملت ایران و به خاطر منافع حزبی، حتی به فرهنگ بومی و ایرانی نیز رحم نمیکنند و از هر چیزی دستاویزی میسازند که ایدههای سیاسی خودشان را ثابت شده نشان دهند.
ابتدا باید توجه نماییم که آقای عماد افروغ عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی اعلام کردند: "متن طرح و مواد آن را مطالعه کنید و اگر موردی مبنی بر اجباری کردن فرهنگ دیدید چنین سوالی (پرسش انتقادی از دستوری و اجباری بودن طرح مد و لباس) بپرسید... هیچ جای این طرح، اجباری در خرید لباسهای داخل برای مردم نیامده است" (1). سردار طلایی نیز هدف از گشتهای ارشادی را چنین تشریح میکند: "برخورد ارشادی نه قهری"... هدف گشت ارشاد، بازدارندگی از مسائل آسیب رسان به امنیت اجتماعی است... حوزه عمل ارشاد مربوط به اقدامات آموزشی و فرهنگی جامعه در خصوص رعایت هنجارها و ارزشهای اجتماعی است..." (2).
حال با تمام این تفاصیل، میبینیم روزنامه مردم سالاری (3) با چینش خاصی به همراه تیتر بزرگ "با برخورد قهری مخالفیم" چنین القاء میکند که قصد برخوردهای تند و غیرمنطقی مطرح است و مینویسد "مسئولان بارها تجربه کردهاند که برخوردهای قهری با اینگونه مشکلات هیچ نتیجهای را در برنداشته است، اما جای سوال باقی است که چرا برخی مدیران جامعه همواره سعی دارند با برخوردهای تنشزا موانع را از بین ببرند؟"
آقای گرامی مقدم نماینده بجنورد (4) "یکی از موارد اختلاف نظر حزب متبوع خود با اصولگرایان در این امر را برخورد فیزیکی در جامعه میداند... [و تصریح میکند] وقتی قوه مقننه در پوشش مردم دخالت میکند که چگونه مدی را انتخاب کند، در واقع در سلیقه مردم خلل ایجاد میکند." توجه کنید که چگونه پوشش زننده برخی زنان و مردان که نه با دین همخوان است و نه با انسانیت و اخلاق، به سلیقه فروکاهش داده میشود!
روزنامه مردمسالاری (5) چنین مینویسند:"آن روزهایی که احمدینژاد هنوز رئیس جمهور نشده بود مردم میگفتند [شما بخوانید به نقل از اصلاحاتیان] که اگر رئیس جمهور شود توی خیابانها دیوار میکشد برای تفکیک عبور زن و مرد... دولت نهم در هوایی که بوی روزهای نخستین انقلاب را میدهد دلش برای گشتهای ثارالله و حزبالله و... تنگ شده است". همزمان روزنامه شرق (6) شروع به دروغ پردازی میکند و از تذکر با بلندگوی پاجر و سبزرنگ به خانمی گزارش میدهد که توسط فرمانده محترم نیروی انتظامی جناب آقای احمدی مقدم در بخش خبری 20:30 تکذیب شد و اعلام شد که از این روزنامه در محاکم قضایی اقامه دعوا شده است.
روزنامه مردمسالاری (7) مینویسد: قبل از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم عدهای از مردم [شما بخوانید براساس شایعات اصلاحاتیان] بر این باور بودند که احمدینژاد رئیس جمهوری است که سختگیریهای اجتماعی را بیش از گذشته در کشور لحاظ میکند... اما به نظر میرسد به شعارهای انتخاباتی توجهی نمیشود". روزنامه اعتماد (8) چنین مینویسد: "در زمان انتخابات ریاست جمهوری از سوی برخی آگاهان [منظور اصلاحاتیان] عنوان میشد که در صورت روی کار آمدن دولت احمدینژاد تدابیر گسترده و سختگیرانهای در خصوص وضعیت حجاب و پوشش زنان اتخاذ خواهد شد... خیلیها منتظرند که ببینند آیا شایعات مربوط به زمان انتخابات و پیشبینی ناظران به وقوع خواهد پیوست یا خیر".
با این روند است که صحبتهای آقای دکتر افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس خود را به وضوح نشان میدهد که میفرمایند "متاسفانه عدهای به خاطر منافع سیاسی خود حتی به فرهنگ ایرانی هم رحم نمیکنند و از هر چیزی دستاویزی میسازند که ایدههای سیاسی خودشان را ثابت شده نشان دهند" (9).
این یک نمونه از کارشکنیهای سازمان یافته و طراحی شده علیه اصولگرایان و دولت نهم است. افراطیون همچنین علیه دولت نهم تلاشهای فراوانی کردند، از جمله طبق استراتژی ویژهای ابتدا سطح توقعات مردم را در حد بسیار نامعقولی بالا ببرند و بعد از مدتی قلیلی فریاد برآورند که عملکرد دولت جدید نامطلوب بوده و بر طبل کارآمد نبودن دولت و عدم موفقیت آن بکوبند (10). لذا کوشیدند شعار دولت مبنی بر تحقق کابینه 70 میلیونی، نبودن منتقدان مخرب برای دولت جدید و شرایط مطلوب اقتصادی (البته به رغم اصلاحاتیان) را محملی قرار دهند برای تخریب دولت خدمتگزار جناب آقای احمدینژاد (11). سپس نحوه مواجهه اصولگرایانه و متعهدانه مجلس هفتم شورای اسلامی را با وزرای پیشنهادی دولت و انتقادات برخی از نمایندگان اصولگرای مجلس به آقای احمدینژاد را عاملی برای ایجاد اختلاف و فتنه میان دولت و مجلس یافتند و علیه آقای احمدینژاد تاختند (12).
در اوایل سال جدید، تصمیم عقلانی و صریح عدم تغییر ساعت رسمی کشور را بهانه قرار دادند تا تهاجمی علیه دولت و شخص منتخب ملت به راه اندازند (13).
اگر اصلاحاتیان در دوران 8 ساله حاکمیتشان ادعا کردند دولت جناب آقای خاتمی هر 9 روز با یک بحران مواجه بوده است، شاید ملت فهیم ایران شاهد آن باشند که در اواسط کار ریاست جمهوری جناب آقای دکتر احمدینژاد، دولت ایشان هر روز با 9 بحران مواجه شده است، به شرطی که بحران را طوری تعریف کنیم که اصلاحاتیان تعریف میکردند!