تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۹۷۰۵۵

رد صلاحیت افراد خوشنام به نفع کیست؟


مصطفی ایزدی
همچنان که شرکت در انتخابات برای هر فرد علاقمند، یک تصمیم سیاسی ناشی از حس رضایت در سرنوشت خویش است، شرکت‌ نکردن در انتخابات برای جمع کثیری از آحاد جامعه نیز یک تصمیم سیاسی ناشی از بی‌اعتنایی به روند حرکت جامعه توسط کسانی که قبولشان ندارند،، می‌باشد. علی‌القاعده افراد، احزاب، گروه‌ها و جناح‌های سیاسی که وارد انتخابات می‌شوند و خود یا چهره‌های احزاب و جناح خود را در معرض رای مردم می‌گذارند دوست دارند که رای آن دسته از افرادی را که تصمیم در شرکت‌ نکردن در انتخابات دارند، بشکنند و نظرشان را به اهمیت رای دادن جلب نمایند. سنگین‌ترین تلاش در جریان تبلیغات انتخابات این است که مردم را بیش از پیش به صحنه آورند و آنان را به حضور فعال‌تر در صف‌های اخذ رای ترغیب نمایند.
در شرایط فعلی دو جریان اصلی حاضر در معاملات سیاسی کشورمان با انگیزه‌های متفاوت، به این تلاش، یعنی کشاندن مردم در صحنه انتخابات دست می‌زنند. مدعیان اصولگرایی به انگیزه صحنه‌آرایی تبلیغی پس از انتخابات و به منظور بزرگنمایی حضور مردم در راستای مقبولیت عملکرد خویش مشتاق این هستند که رای بیش‌تری در صندوق‌های رای ریخته شود و اصلاح‌طلبان نیز با درک این حقیقت که رای قهر‌کرده‌های سیاسی، در صورت آشتی به نفع آن‌ها خواهد بود، می‌کوشند که همه را برای شرکت فعال در انتخابات متقاعد سازند. در این میان بخشی از کسانی که خود را اصولگرا می‌نامند، به یک تضاد درونی دچارند و نمی‌دانند با میزان رای مردم چه کنند. به‌زعم این‌ها اگر به تفاو‌ت‌ها و قهرکرده‌ها به صحنه بیایند، جناح رقیب تقویت می‌شود و اگر مردم به صحنه نیایند، درشت‌گویی‌های فردای انتخابات را که هزاران مصرف داخلی و خارجی دارد، از دست می‌دهند. از طرفی تفاوت عددی میزان آرایی که در انتخابات دوره اول شوراهای شهر و روستا به صندوق‌ها ریخته شده، با آنچه که در دوره دوم شمارش شده نشان می‌دهد که شرکت نکردن آن‌هایی که تصمیم به نیامدن دارند، در عدد نهایی بسیار تعیین‌کننده است.
دو میلیون رای ریخته شده به صندوق‌ها در انتخابات دوره اول شورای شهر تهران با ششصد و پنجاه هزار رای ریخته شده در انتخابات دوره دوم شورای شهر تهران، به وضوح وزن آن‌هایی که تصمیم گرفته‌اند به صندوق‌های رای نزدیک نشود، نشان می‌دهد. آیا مدعیان اصولگرایی به پی‌آمد رفتار خود برای جلب این عدد بزرگ یا طرد بخش دیگری از همان عدد دوره دوم، اندیشیده‌اند؟ به نظر من اگر اندیشیده بودند، در جریان بررسی صلاحیت‌ها به‌ویژه در استان‌هایی چون اصفهان و خراسان و جاهای دیگر اینقدر با تدبیر و مصلحت‌ و حقوق جامعه، فاصله نمی‌گرفتند و یا در بیان عملکرد خود در عرصه تعیین صلاحیت‌ها این‌گونه به افکار عمومی بی‌اعتنایی نمی‌کردند.
در استان اصفهان چهره‌های متدین و خدوم و باتجربه و رنج‌دیده عدیده‌ای را ردصلاحیت کردند و وقتی در مقابل پرسش‌های متعدد افکار عمومی روبه‌رو می‌شوند، از تریبون‌های گوناگون و به‌ویژه از رسانه ملی، چنین سخن می‌گویند که انگار برای مردمی که با سیاست بیگانه هستند، سخن می‌گویند. این‌که آقایان مجبور می‌شوند به هر وسیله‌ای متوسل می‌‌شوند که عملکرد خود را در ردصلاحیت‌های تعجب‌آور، توجیه نمایند و نشانه‌ای از درماندگی در مقابل پرسش‌های افکار عمومی است.
هیات‌های اجرایی و ایضا نظارت، اگر تمامی توجیهات و عبارات به‌ظاهر قانع‌کننده خود را به میدان بیاورند که بخواهند ثابت کنند دیدگاه سیاسی‌شان در ردصلاحیت‌ها و حتی تایید صلاحیت‌ها دخالت ندارد، بازهم نمی‌توانند راضی از میدان و از مقابل سوالات فراوان بگذرند، به‌ویژه این‌که انبانی از اطلاعات ضد و نقیض را به‌عنوان دلیل ردصلاحیت‌ها وارد جامعه کنند مگر افکار عمومی اصفهان می‌خواهد از دلایل ردصلاحیت آدم‌های ناشناخته و نامناسب بدانند، که آمار از تعداد قاچاقچیان و فاسدان می‌دهید؟ مگر مردم دوست دارند بدانند که چندتا قاچاقچی و چندتا فاسد اخلاقی رد کرده‌اید که صحبت از 29 درصد و 12 درصد می‌‌کنید؟ اعضای هیات اجرایی انتخابات شوراهای شهر و روستای اصفهان با هزاران قسم و آیه نمی‌توانند ثابت کنند که فتح‌الله معین، محمود فتاح‌الجنان، سیستانی، مدنیان و دیگر افراد متدین و متعهد و پرتلاش در راه اسلام و انقلاب اسلامی را به دلایل غیرسیاسی ردصلاحیت کرده‌اند.
چرا وقتی از شما به دفعات از علل ردصلاحیت این‌‌گونه افراد سوال می‌کنند، آمار قاچاقچیان و مفسدان را می‌دهید؟ می‌خواهید بگویید این افراد یا قاچاقچی بوده‌اند یا فاسد اخلا‌ق و مستحق مرگ می‌دانند که همه این‌ها و همه شما قبل از این‌که به این جناح و آن جناح منتسب شوند، در کنار هم بودید و در یک سیستم و یک نظام کار کرده‌اید و سرنوشت کاری و رفتاری‌تان باهم گره خورده است و قدم به قدم باهم بوده‌اید. حال می‌دانید نتیجه‌گیری این که وقتی در پاسخ سوالات مربوط به ردصلاحیت خدمت‌گزاران به ملک و ملت صحبت از قاچاقچیان و فاسدان اخلاق می‌کنید، چیست؟ و مردم درباره خود شما چه قضاوت می‌کنند؟ حداقل به آبروی خودتان نیز فکر کنید. خلاصه این‌که اگر محافظه‌کاران به کسب آرای بیش‌تر می‌اندیشند، راه برخورد صادقانه را در پیش گیرند، نه عوام‌فریبانه، در جنس عوام‌فریبی، ماده‌ای برای بی‌اعتبار کردن عوام‌فریبان نهفته است. این ماده اثر خود را به زودی نشان می‌دهد و آن بر گشتن از کل نظام است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات