مهدى فاتحى
روزنامه اعتماد مورخ پنجم خرداد 88 مرورى دارد بر مواضع و عملکرد مهندس میرحسین موسوى در دوران وزارت امور خارجه.
بیراه نیست اگر گفته شود انقلاب اسلامى در سال 57 «آغاز» شد و در سال 60 شکل گرفت. نگاهى اجمالى به حوادث و رویداد هاى سال 60، از ابتدا تا آخر این سال نشان مى دهد وضعیت حکومت و تقسیم قدرت و طردها و دسته بندى ها و مقابله ها و اتفاقات و حوادث بسیار گوناگون و شکل گیرى جمهورى اسلامى، آن گونه که امروز شاهد آن هستیم، از این سال به سرعت پى ریزى مى شود به طورى که با نگاهى به شرایط و اوضاع کشور و حکومت در ابتداى سال 60 و مقایسه آن با انتهاى همین سال، تفاوت ها و تحول هاى بسیارى در مناسبات قدرت سیاسى و اجتماعى را آشکار مى سازد.
رویدادهاى بسیارى که در اواخر سال 59 و اوایل سال 60 به وقوع پیوست، زمینه را براى تغییرات گسترده در جغرافیاى قدرت حقوقى و حتى حقیقى فراهم کرد به طورى که اختلافات گسترده ابوالحسن بنى صدر، که سال پیش از آن با حمایت هاى گسترده و راى قابل توجهى به ریاست جمهورى رسیده بود، با مجلس شوراى اول که حزب جمهورى اسلامى و روحانیون توانسته بودند اکثریت آن را برعهده بگیرند و همچنین ضعف ها و کاستى هاى بسیار بنى صدر در اداره روند جنگ، به عنوان جانشین فرمانده کل قوا، منجر به طرح عدم کفایت و عزل وى شد. این رویداد حوادث دیگرى را طى این سال و سال هاى بعد در پى داشت. ریختن هواداران مسعود رجوى به خیابان ها در 30 خرداد و برخورد با آنها، فرار بنى صدر و مسعود رجوى از ایران، انفجار مقر حزب جمهورى اسلامى، بمبگذارى در دفتر ریاست جمهورى، ترور هاى گسترده مردم و چهره هاى شناخته شده فعال سیاسى از سوى گروه رجوى که پس از این جریانات به منافقین موسوم شدند، از اتفاقاتى است که پس از وقایع خرداد 60 رخ داد. همه این مسائل باعث شد طى چهار ماه سه رئیس جمهور و چهار نخست وزیر به قدرت برسند و عزل و ترور و انتخابات مجدد حاکمان را تغییر دهد.
سال 60 را امام، سال رحمت، برادرى و حکومت قانون اعلام کرده بود، شاید به این خاطر که اختلافات و کشمکش هاى درونى نیروها در این سال برادرانه حل شده و به سمت همگرایى سوق داده شود. اما روند حوادث و ظرفیت نیروها سرنوشت دیگرى براى کشور رقم زد. برخى جریان ها در عین از دست دادن قدرت خود به سمت انزواى بیشتر رفتند و از سوى دیگر اختلافات و تفاوت ها در بین نیروهاى موسوم به خط امام نیز در عرصه سیاسى نمایان شد. مطرح شدن نام مهندس میرحسین موسوى نخست وزیر دوران هژمونى خط امام و دوران جنگ تحمیلى، به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى، بهانه مناسبى است براى پرداختن به سال هاى اولیه عمر جمهورى اسلامی.
پیش از این میرحسین موسوى به عنوان وزیر امور خارجه براى کابینه دولت ابوالحسن بنى صدر، از سوى محمدعلى رجایى معرفى شده بود و بنى صدر نیز همچون مخالفت با وزارت احمد توکلى به عنوان وزیر کار و على اکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش و اصغر ابراهیمى وزیر نفت و اسماعیل داودى به عنوان رئیس سازمان مدیریت، با وزارت میرحسین موسوى در وزارت امور خارجه به شدت مخالفت کرد. این اختلافات باعث شد امام خمینى هیات سه نفره یى شامل نماینده بنى صدر و نماینده امام و نماینده حزب جمهورى اسلامى تعیین کند تا این اختلافات را حل کنند. با این حال محمدعلى رجایى به تدریج کابینه خود را بنا به نظر خویش به مجلس معرفى کرد. میرحسین موسوى به عنوان آخرین وزیر از سوى نخست وزیر به مجلس معرفى شد. بعد از تصویب طرح عدم کفایت رئیس جمهور در 4 تیرماه سال 60 ، با مساعدت مجلس اول تمام کابینه مورد نظر رجایى راى لازمه را براى وزارت در دولت بدون رئیس جمهور کسب کرد. به این ترتیب طى مدت دو ماه تا برگزارى انتخابات ریاست جمهورى، دولت توسط شوراى رئیس جمهورى متشکل از رجایى، هاشمى و بهشتى اداره شد. پس از پیروزى رجایى در انتخابات ریاست جمهورى بار دیگر میرحسین موسوى به عنوان وزیر امور خارجه معرفى شد و تا بعد از شهادت رجایى در حادثه بمب گذارى، در دوران نخست وزیرى موقت محمدرضا مهدوى کنى نیز در همین سمت باقى ماند.
مرورى بر مواضع و عملکرد مهندس میرحسین موسوى در دوران ریاست خود بر وزارت امور خارجه در سطح بین المللى، جایگاه و دیدگاه هاى میرحسین موسوى را پیش از نخست وزیرى و ادامه آن را در دوران نخست وزیرى وى نشان مى دهد.
مهندس موسوى در مهرماه 60 براى شرکت در سى وششمین اجلاس عمومى سازمان ملل، که ریاست این دوره را نماینده عراق، کشور مهاجم به ایران بر عهده داشت، به نیویورک رفت و در 13 مهرماه نطقى را ارائه کرد.
در این زمان بخشى از کشور ما توسط ارتش بعث اشغال شده بود و مردم این مناطق آواره شده بودند. هر روز تعدادى از مردم ما در دفاع از سرزمین شان به خاک و خون کشیده مى شدند. اما سازمان ملل نه تنها با متجاوز برخوردى جدى نمى کرد بلکه قدرت هاى غربى به خاطر انقلاب 57 که دایره نفوذ آنها را در ایران محدود کرده بود، در مقابل ایران بودند و از عراق حمایت مى کردند. در عین حال به خاطر محاکمه و مجازات عاملان رژیم سابق با طرح شعار حقوق بشر دولت ایران را ضدانسانى قلمداد مى کردند.
از سوى دیگر ترورها و انفجارهاى عظیمى در سراسر ایران به راه افتاده بود از جمله انفجار مقر حزب جمهورى در سرچشمه که بخش عظیمى از مدیران عالى کشور را به خاک و خون کشید. اما هیچ یک از قدرت هاى غربى از این اعمال حتى ابراز تنفر نکردند.
مدعى حقوق بشر و حامى جنایت
مهندس موسوى، وزیر امور خارجه، در اجلاس سازمان ملل ضمن برشمردن پیشینه انقلاب اسلامى و خصوصیت هاى حکومت پیش از آن گفت؛ «امروز امریکا آخرین دست و پاى مذبوحانه خود را مى زند و ایادى امریکا نیز چون ارباب خود مى اندیشند که با کشتار رهبران مردم مى توانند راه را براى بازگشت دوباره خود باز کنند.»
او که در جایگاه نماینده ایران در مجمع عمومى سازمان ملل سخن مى گفت، در مورد ادعاى حقوق بشر دولت هاى غربى مى گوید؛ «مردم به مدعیان حقوق بشر که دست هاى خود را به خون انسان هاى مستضعف فرو کرده اند، به دیده تمسخر مى نگرند... هم اکنون در کشورهاى مستضعف چهره تازه بشریت در حال تولد است و این چهره بسیار متفاوت از آن سیمایى است که امریکا تصویر مى کند.» پس از آن اعلام مى کند؛ «ما مصمم هستیم که در روش خود کوچک ترین لغزشى به شرق یا غرب نداشته باشیم. به عنوان نماینده دولت انقلابى جمهورى اسلامى به همه مستضعفان زمین نوید مى دهم که یک میلیارد مسلمان زیر سلطه جهان در حال قیام اند و اسلام برکات سازنده خود را دوباره به صحنه آورده است.»
وزیر امور خارجه دولت انقلابى ضمن اعلام درخواست لغو حق وتو در سازمان ملل، خواستار پذیرفتن خواسته هاى برحق جمهورى اسلامى از سوى دولت عراق شد.
چند روز پس از آن انورسادات رئیس جمهور مصر در مراسم بازدید نظامى توسط یک بمب شلیک شده از یک تانک کشته شد. انورسادات تنها رهبر کشور عربى بود که با نادیده گرفتن حقوق مردم فلسطین در کمپ دیوید با رهبر اسرائیل دیدار کرده و قرارداد صلح با این کشور را امضا کرده بود. دولت ایران همگام با دولت لیبى، الجزایر و کوبا، انورسادات را خائن اعلام کردند. میرحسین موسوى سادات را سمبل جریان جدایى دین از سیاست دانست و از دولت عربستان خواست از دولت مصر و سرنوشت رئیس جمهور آن پند بگیرد. این در حالى است که تمامى کشورهاى منطقه منجمله عربستان و مصر و بسیارى دیگر از کشورها، با وجود حضور نیروهاى عراقى در خاک ایران، از آنها حمایت سیاسى و نظامى مى کردند.
میرحسین موسوى در راه بازگشت از امریکا، با توجه به برخورد امریکا با ملت ایران، رابطه ایران و امریکا را همچون رابطه گرگ و میش توصیف کرده و اوج گیرى حرکت هاى اسلامى در منطقه به ویژه در مصر را اجتناب ناپذیر دانست.
در حالى که سخنرانى میرحسین موسوى در مجمع عمومى سازمان ملل متحد با سکوت و بعضاً بایکوت خبرى رسانه ها و سیاستمداران دنیا مواجه شد، با این حال سران برخى از کشورها، خطر افتادن ایران در دام شوروى و جهت گیرى هاى دولت این کشور در این راستا را خاطرنشان کردند. از سوى دیگر میرحسین موسوى وزیر امور خارجه دولت جمهورى اسلامى ایران ابراز کرد که تکلیف امریکا و کشورهاى تابع آن روشن است و ملت هاى مسلمان مى دانند که روزى باید تکلیف خود را با آنها یکسره کنند. وى در مصاحبه با نیویورک تایمز گفت ما براى حفظ و حراست انقلاب حاضریم بیش از آنچه شهید داده ایم، قربانى دهیم.
ترورها و کشتارهایى که در داخل از سوى هواداران مجاهدین خلق(منافقین) به وقوع مى پیوست، با برخورد شدید مسوولان قضایى روبه رو مى شد. در حالى که هجوم عراق به خاک ایران و همچنین ترورهاى داخلى با سکوت و بعضاً جانبدارى برخى کشورها مواجه مى شد، میرحسین موسوى در مقام وزیر خارجه باید به اتهامات آنها پاسخ داده و به نحوى از حیثیت کشورش دفاع کند. او در پاسخگویى به اتهامى در مورد اعدام هاى چند 10 هزار نفرى در ایران به نیویورک تایمز گفت؛ «اصولاً اگر مى خواستیم چنین کشتارهایى انجام دهیم، انقلاب صد درصد شکست مى خورد. در ایران هر کس اعدام مى شود، بلافاصله مشخصات وى، جرائم و تمام ویژگى هایش اعلام مى شود.» وى ادامه مى دهد؛ «چنین کشتارهایى مردم را از صحنه خارج مى کند.»
موسوى همچنین در مورد آزادى و فعالیت احزاب خاطرنشان مى کند؛ «در قانون اساسى ما اگر احزاب و گروه ها به قانون احترام بگذارند، توطئه و اقدام مسلحانه انجام ندهند، در کشور ما آزاد هستند و این آزادى به حدى است که حتى مى توانند از تلویزیون دولتى استفاده کنند.» او در مورد اشغال سفارت امریکا ابراز نظر کرد؛ «عمق این عمل و معناى آن شاید تا سال ها به طول بینجامد تا غرب آن را احساس کند. بعد از این مرحله دقیق تر مى توانیم هویت اسلامى و اصلى خودمان را احساس کنیم. ما دیگر خرگوش آزمایشگاهى نیستیم که زیر تیغ مستشرقان و دانشمندان و تمدن غرب بنشینیم. و از این به بعد است که ما مى توانیم چشم به چشم قدرتمندان بدوزیم و در موردشان به قضاوت بنشینیم... ما به همه ملت هاى جهان قول مى دهیم اگر دیپلمات هاى ما کارهایى را که دیپلمات هاى امریکایى در ایران انجام دادند، انجام دهند، همان اقدام را معمول دارند.»
فشارهاى بین المللى
در این زمان از یک سو بخشى از خاک ما در اشغال دشمن متجاوز بود، از سویى در داخل کشور جنگى داخلى درگرفته و هر روز حادثه ترور و انفجارى، امنیت داخلى را مخدوش مى کرد. در روابط خارجى هم فشارهاى مختلف سیاسى و اقتصادى از سوى قدرت هاى بزرگ در حال افزایش بود از جمله فشارها در مورد وضعیت زندان هاى ایران. در تاریخ 30 مهرماه سال 1360 وزیر امور خارجه ایران، مهندس میرحسین موسوى، در مقام وزارت خارجه باید با این فشارها مقابله کند. او در حقیقت باید پاسخگو و مدافع همه بخش هاى نظام باشد. ضمن اینکه تنش هاى سیاسى و افکار عمومى جهان را علیه ایران کاهش داده و اعتبار کشور را بالا ببرد. در پى درخواست سازمان عفو بین الملل براى بازدید از زندان هاى ایران، به جاى رد این درخواست، شرایطى را براى این سازمان جهت بازدید از ایران اعلام کرد. از جمله این شروط، به رسمیت شناختن اصول حقوق اسلامى در قوانین جارى ایران بود. در ادامه بیان مى دارد بر عهده این سازمان است که ثابت کند بازیچه دست امریکا و متحدانش در سراسر دنیا نیست.
سخنگوى سازمان عفو بین الملل نیز در واکنش به شروط وزارت امور خارجه دولت ایران براى این سازمان در آنکارا گفت؛ «این سازمان هیچ گونه شرط از قبل تعیین شده یى را نخواهد پذیرفت.» این در حالى است که این سازمان بنا به ادعاى جراید آن زمان، در قبال زندان هاى عراق و مصر سکوت اختیار کرده بود.
مهندس میرحسین موسوى تا پس از پیروزى دبیر کل حزب جمهورى اسلامى در انتخابات دور سوم ریاست جمهورى و معرفى وى به عنوان نخست وزیر، در همین سمت بود و پس از معرفى کابینه دولت، به عنوان نخست وزیر، خود را نیز به عنوان سرپرست موقت وزارت امور خارجه معرفى کرد تا به عنوان نخست وزیر و وزیر امور خارجه در دولت سوم به فعالیت بپردازد.