تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۹۷۲۱۶

نقش احزاب و رسانه‌ها در فرهنگ بومى


پگاه خسروى
تاریخچه احزاب در تاریخ معاصر ایران، سرگذشت عبرت آموزى است که پژوهش در ابعاد آن در دستیابى به شیوه هاى صحیح تحزب در ایران، بسیار راهگشا خواهد بود. تشکیل احزاب از آغاز دوران مشروطه و پیدایى احزاب خلق الساعه فراوان و سپس ادامه فعالیت برخى از آنان در سایه حمایت مستقیم بیگانگان، از ابتداى امر شک و سوءظن عمیقى را در ناخودآگاه جمعى ملت هوشمند ایران رقم زد که در پى رویارویى با دشمنان فرهنگى گوناگون، تشخیص سریع و صریح کالاهاى فرهنگى تقلبى وارداتى را به خوبى آموخته بود. تشکیل حزب درایران، غالباً به خاطر سرسپردگى به بیگانگان- آن چنان که به شکلى آشکار در حزب توده مشاهده شد- و یا به دلیل خودباختگى ناشى از خودکم بینى، جز به ایجاد تفرقه و بدبینى در ضمیر ایرانیان نینجامید و گاه به دلیل بى ریشگى و تقلید کورکورانه از الگوهاى نامتناسب با شرایط فرهنگى و اجتماعى ایران، به جاى رفع معضلات، بر مشکلات افزود؛ مساله اى که هنوز هم متاسفانه ادامه دارد و به جاى ایجاد اتحاد حول محور برنامه هایى در جهت حفظ امنیت ملى و استیفاى حقوق ملت، بیشتر به کشمکش گروه هایى از دشمنان قسم خورده شباهت پیدا مى کند و این موضوعى است که بویژه در روزهایى چون انتخابات ریاست جمهورى نمود بیشترى مى یابد، در حالى که در دیگر کشورها، به رغم دعوا بر سر قدرت و بیرون راندن رقیب از میدان به هر قیمت ممکن، هنگامى که پاى منافع ملى و سرفرازى و استقلال و پیروزى کشور در میان است، اختلافات از میان برمى خیزند و همگان در یک مسیر و جهت گام برمى دارند.
طرفه آنکه ما در عرصه سیاسى نیزهمچون روابط خانوادگى و قوم و خویشى، چغلى کردن از یکدیگر را مى پسندیم و دوست داریم و معمولاً هم پیش کسانى درددل مى کنیم که دشمنى شان را به انواع مختلف و در ادوار گوناگون تاریخى ما اثبات کرده اند.
رفتار احزاب و گروه ها درمقاطع خاصى چون برهه اى که در آن هستیم، به گونه اى است که یک ناظر بیرونى تصور خواهد کرد این افراد در دو سوى مرزهاى یک کشور ایستاده اند و دارند براى نابودى دشمن و حفظ آب و خاک خویش مى جنگند و باور نخواهند کرد که قرار است تمام آنها در یک جبهه و هم عهد و هم جهت، در مقابل دشمنان مشترک خویش بایستند.
فعالان سیاسى، به عنوان دفاع از برنامه هاى حزب و گروه خویش، گویى مقصود و منظورى جز تخطئه یکدیگر ندارند و در این راه از هیچ شیوه سخیف و زشتى رویگردان نیستند و به نام رقابت، حیثیت و گذشته و آینده خویش را زیر سؤال مى برند، تو گویى نه ضرورت پاسخگویى در دنیا برایشان مطرح است و نه به روز بازپسینى باور دارند و آنچه هست همین یکى دو روزه نوبت عمر است و لاغیر. بماند که در کشور ما اساساً نقد به معناى داس دادن و تیشه گرفتن و یقه گیرى است و نه شیوه اى دقیق و عالمانه براى کالبدشکافى مساله براى دستیابى به اهدف و یک گام پیش رفتن.
این رفتارها هنگامى گزنده تر و آزاردهنده تر مى شود که فعالان سیاسى و فرهنگى، سخنان خود را به کلام خدا و شعارهاى ائمه اطهار که نمونه اعلاى ادب و متانت و ایمان هستند مى آرایند، بدین امید که ساده لوحان، سخنان آنان را صادقانه بپندارند که البته این حربه نیز سال هاست کارآیى خود را از دست داده و اقبال مردم به پیشوایان فکرى خود اعم از روحانى و غیرروحانى که پیوسته از افکارى سالم و خدایى برخوردار بوده اند موید این مدعاست.
تنها نکته امیدوار کننده در این «هیاهوى بسیار براى هیچ» آن است که ملت ایران در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، هرگز به فرمول هاى از پیش ساخته تن نداده و به رغم تلاش انواع و اقسام کارشناسان سیاسى داخلى و خارجى، پیوسته رفتارهاى جمعى غیرقابل پیش بینى داشته و در جهانى که صاحبان زر و زور و نیز تزویر سعى در «جهانى سازى» به شیوه مرسوم خود دارند، در هیچ الگو و طرح تحمیلى نمى گنجد و به رغم تلاش این کارشناسان، به هیچ وجه نمى توان قالب خاصى را اعم از حزبى و غیرحزبى بر او تحمیل کرد.
این ویژگى اگر روزگارى تحت عناوینى چون «سیستم پذیر نبودن» ایرانیان و القابى از این دست، دستمایه انتقادات گوناگون قرار مى گرفت، البته در جهانى که اربابان دائم العمر، در پى یکسان سازى فرهنگ هاى متنوع همه مردم دنیا، آن هم بر اساس الگوهاى پر اعوجاج خود هستند، خود نعمتى است، به این شرط که قدرش را بدانیم و با توجه به فرهنگ ریشه دار و اصیل خود، نظامى بر اساس شرایط فرهنگى و اجتماعى خود بسازیم.
معضل خودکم بینى در تمام عرصه هاى فرهنگى، بویژه در مورد شیوه هاى حزبى ما به شدت وجود دارد و از همین روست که در تاریخ معاصر، هیچ حزبى در فرهنگ مردمان این مرز و بوم ریشه ندوانده و اعتماد آنان را به خود جلب نکرده است.
تنبلى فکرى که بزرگ ترین سرطان فرهنگى جامعه ماست، موجب شده که ما به رغم تکیه داشتن به یک فرهنگ غنى ملى و دینى، حتى زحمت ایجاد واژگان حزبى و سیاسى متناسب با شرایط فرهنگى و اجتماعى ایران را به خود نمى دهیم و با نوعى عقده خودکم بینى، به گرته بردارى مستقیم از الگوهاى نخ نما شده غربى مى پردازیم و رفتارهاى ناپسند و خود محورانه ما به جاى خدامحورانه کار را بر همه ما دشوار و دخالت و هدایت عاجل دلسوزان مؤمن و دانشمند را ضرورى ساخته است.
انتخابات کنونى نیز یک بار دیگر این نکته را اثبات خواهد کرد که این مردم، همچنان خریدار کالاى صداقت و صراحت هستند و در پرتو راستگویى و شفافیت، هر نوع مشکلى را تحمل مى کنند، همچنان که با حضور صمیمى، شجاع و صادق امام، تمام رنج ها را با روى گشاده، بر خود هموار مى کردند. به امید روزى که صداقت و شفافیت در تمامى عرصه هاى زندگى ما، بویژه سیاست و فرهنگ، بار دیگر حاکم شود و عفریت دروغ و ریا از میان ما رخت بربندد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات