* دلیل گرایش شما به سمت جمعیت اخوان المسلمین چه بود؟
** از نیمه دوم قرن بیستم بودکه شعارهاى ضد استعمارى و اسلام گرا به صورت گسترده در مصر شنیده مى شد. سرآمد آنان اعضاى جمعیت اخوان المسلمین بود که به دلیل روحیه مبارزاتى آنها جوانان بسیارى را به سمت خود جذب کرده بودند. من نیز بسیار سعى کردم تا خود را به آنها برسانم و با آنها همکارى کنم تا اینکه با عضو ارشد دوم آنها یعنى حسن الهضیمى آشنا شدم و فعالیت رسمى خود را در اخوان المسلمین آغاز کردم. نگاه روشنفکرانه و اسلام گراى آنان براى من بسیار جالب بود. حکم فقهى عضو ارشد سوم اخوان یعنى عمر التلمسانى بر آزادى شنیدن موسیقى از عوامل مهم گرایش جوانان به این حزب سیاسى بود.
* پس زندانى شدن شما نیز بر اساس همین گرایش و علاقه بوده است؟
** اززندان گفتید، پس باید کمى نیز از تشکیلات سرى اخوان المسلمین بگویم. بنده در سال ۱۹۶۵ رهبر یکى از گروه هاى زیر مجموعه جمعیت اخوان شدم. سه گروه دیگر نیز فعال بودند که عبارت بودند از گروه شهید سید قطب، گروه احمد عادل کمال مورخ نظامى، گروه محمد هلال از اعضاى مکتب ارشاد فعلى در مصر که جانشین عضو ارشد اخوان در آن زمان یعنى محمد مامون هضیبى نیز بود. این چهار گروه از ارکان اساسى جمعیت اخوان بودند. سیاست اخوان بر این بود که به دلیل محدودیت هاى خاص آن زمان و همچنین عملیات نظامى ضد استعمار اخوان این گروه ها به شکل سرى و مخفیانه فعالیت کنند.
زندان را نیز به دلیل لو رفتن فعالیت سرى گروهمان بود که رفتیم. سرى بودن فعالیت این چهار گروه به حدى بود که هیچگاه مردم آنها را نمى شناختند مگر آنکه عضوى از آنها دستگیر یا کشته مى شد.
* داستان عدم همکارى رسمى شما با جمعیت اخوان پس از آزادى از زندان چه بود؟
** آزاد شدن من همراه بود با ریاست مصطفى شهور به عنوان چهارمین عضو ارشد اخوان در دهه،۸۰ او از من بیعت خواست. بیعت به معناى تعهد سازمانى براى اطاعت و پیروى از سیاست هاى اخوان. بنده نپذیرفتم چرا که اخوان را پس از زندان متفاوت دیدم. دیگر آن شور و توانایى براى مقابله با مظاهر استعمار و نقد حکومت غرب گرا وجود نداشت. هنوز روش ها و افکار سنتى در میان اعضاى آنها وجود داشت و تمایلى به نوآورى و حرکت نو و اتخاذ سیاست هاى جدید و کارآمد در جهان فعلى را نداشتند. جمود فکرى بر آنها حاکم بود و هیچ محصولى از اندیشه و فرهنگ و سیاست تولید نمى کردند و عملکرد آنان خود باعث گسترش دیکتاتورى در جامعه مصر مى شد.
مخصوصاً آن که از سیاست سرى عمل کردن خود نیز دست بر نداشته بودند که خود این بزرگترین مانع رشد آنها مى شد.
* طرح ایجاد تشکیلات سرى براى اخوان المسلمین ازکجا شروع شد؟
** آن موقع که عزیز پاشاى مصرى با سقوط حکومت عثمانى در ترکیه روى کار آمد، تعامل بسیار و موثرى با اعضاى اصلى اخوان و مخصوصاً خود شهید حسن البناء اولین عضو ارشد اخوان داشت. مصرى پس از سقوط عثمانى در ۱۹۴۲ به عنوان یک فرمانده توانا به دفاع از سرزمین هاى عربى و اسلامى مخصوصاً در لیبى و ترکیه در مقابل استعمار غرب پرداخت. او نظریه عملیات سرى و تشکیل گروه هاى زیر زمینى را گسترش مى داد. شهید حسن البناء نیز در جلسه اى با دکتر ابوبکر نورالدین از رهبران اخوان به فکر ایجاد تشکیلات سرى با هدف براندازى استعمار افتاد. پس از ابوبکر نورالدین، ریاست تشکیلات به محمد لبیب داده شد و پس از او شیخ محمد عبدالحلیم نویسنده کتاب «اخوان، سازندگى صنعت تاریخ» این سمت را پذیرفت. پس از او عبدالرحمن السندى به ریاست رسید که در زمان او بود که اخوان تصمیم به توقف عملیات سرى و نظامى و تغییر استراتژى گرفت.
* وضعیت فعلى تشکیلات سرى در مقایسه با گذشته چگونه است؟
** تشکیلات سرى همان گونه که گفتم با هدف براندازى استعمار ایجاد شد. اما اکنون در ظاهر امر استعمارى وجود ندارد اما مظاهر آن به شکل نامحسوسى در فکر و سیاست هاى کشورهاى اسلامى رخنه کرده است. تشکیلات سرى امروز باید به دنبال روشنگرى و مبارزه فکرى با این مظاهر غرب زده باشد. خوب هم اکنون تشکیلات باز به فعالیت خود ادامه مى دهد. پنج عضو اصلى دارد که بیشتر آنان از اعضاى مکتب ارشاد مصر مى باشند. هدف آنها نیز بیشتر حفظ کیان جمعیت اخوان المسلمین در مقابل فشارهاى سیاسى و تبلیغاتى حکومت مصر علیه آنان مى باشد.
پشتیبانى فکرى اخوان نیز از این تشکیلات تامین مى شود و مجموعه آموزش هاى سیاسى، استراتژیکى و عقیدتى را براى تمام اعضاى سازمانى حزب اخوان تعریف مى کند. کسى که با تاریخ آشناست مى داند که سازمان اخوان المسلمین از همان ابتدا داراى نظام بسیار عالى و با انضباط بوده است و با مدیریتى صحیح به پرورش نیروهاى انسانى خود مى پردازد.
امروز تشکیلات اخوان المسلمین در تمام جهان عضو داشته و فعالیت مى کند. به آنها آموزش هاى لازم را در جهت اهداف خود، یعنى همان مبارزه با مظاهر غرب گرایى و نشر مبادى اسلام مى دهد و در ارتباط مستمر با آنها مى باشد. این تشکیلات هنوز به شکلى نیمه سرى عمل مى کند که از نگاه مردم عادى مخفى مى باشد.
*صحبت هاى شما درست. اما برخى تصمیمات غیرمنطقى و تندروى برخى اعضاى اخوان المسلمین را چگونه مى توان توجیه کرد؟
**حرف من در مورد شان تشکیلات سرى اخوان بود که از لحاظ تاریخى و منطقى مستند است، از طرفى تاکنون هیچ گاه عضوى از اخوان را نمى توان یافت که قصد خیانت یا براندازى سازمان را داشته باشد. براى سخن خود مثال هاى زیادى دارم. یادم مى آید با آمدن مصطفى مشهور به عنوان پنجمین عضو ارشد اخوان، مخالفت هایى از جانب او با سیاست هاى تشکیلات ادارى عمر التلمسانى عضو ارشد سوم ایجاد شد که تمام اعضاى اخوان نظر او را به عنوان رئیس سازمان پذیرفتند و از گرایش هاى فردى خود نسبت به رهبر سابق و محبوب خود گذشتند. این همان اتحاد سازمانى را نشان مى دهد. پس هر گونه تصمیم یا سیاستى که اعضاى حزب اتخاذ مى کنند ناشى از یک تفکر سازمانى است که مطمئناً در هر زمانى مخالفین خاص خود را نیز دارد.
* موضع عاکف عضو ارشد فعلى اخوان نسبت به تشکیلات سرى چگونه است؟
** نقش مستقیم ندارد، چرا که باید جایگاه رهبرى خود را حفظ کند. وى نسبت به همه گروه ها و هیات هاى تشکیلات اخوان باید به احترام نگاه کند و مردم نیز او را به عنوان چهره اول اخوان مى شناسند هر چند که در تاریخ اخوان مردم تنها به شخص ارشد اعتماد نمى کردند و از تمام سازمان انتظار دارند، اما عضو ارشد همواره مهمترین نقش را در جمعیت اخوان ایفا مى کند.
* و اما سؤال آخر که بسیارى از جواب دادن آن طفره مى روند و آن اینکه آیا اخوان سعى دارد به حکومت مصر دست یابد؟
** اخوان المسلمین به عنوان یک حزب سیاسى حق دارد تا سهمى در حکومت داشته باشد. خیلى ها امروزه مى گویند که اخوان قصد اشغال حکومت یا استیلاى آن را دارد. در حالى که رسیدن به مناصب حکومتى از حقوق یک حزب سیاسى است. چرا حزب وطنى مى تواند سال ها در راس حکومت باشد، پیش از آن حزب ناصرین یا فداییان نیز به حکومت رسیدند اما اخوان حق آن را نداشته باشد؟ من با مشاهده تحولات سیاسى اخیر و مطالبه مردم، فکر مى کنم که اخوان در آینده نزدیک به حکومت خواهد رسید و انتظار من این است که اخوان کلیدهاى حکومت را از جمال مبارک تنها کاندید ریاست حکومت پس از حسنى، خواهد گرفت. من باید به همه آنان که دل خوشى از اخوان ندارند بگویم که این حکومت فعلى مصر عناصرى دارد که تنها با هدف تخریب اخوان فعالیت مى کنند. تصویرى تروریستى از این حزب در میان رهبران اروپایى و آمریکایى مى سازند و آنها را علیه ما مى شورانند. من فقط به عنوان یک کارشناس سیاسى مى گویم که معادلات سیاسى منطقه که سا ل ها دست نخورده مانده است، در حال تغییر مى باشد. آمریکا با حکومت فعلى دچار مشکل شده است و از طرفى حاضر به گفت وگو با رهبران اخوان مى شود. جمعیت اخوان المسلمین سال هاست که تئورى حکومت اسلامى را در کتاب ها و سخنرانیهاى مختلف مطرح کرده و براى رسیدن به این هدف بزرگ تمام تلاش خود را مى کند، حتى اگر با تغییر استراتژى همراه باشد. امروز اخوان دیگر هیچ گونه فعالیت نظامى ندارد و با آموزش هاى لازم و تربیت نیروهاى کار آمد به دنبال ایجاد تشکیلات سیاسى فراگیر در جهت تحقق حکومت اسلامى است که گام هاى بسیارى را نیز برداشته است.