30- گروه و بسته دلائل دوره شناختی منطقه ای: چنانکه می دانید کشورهای تازی خاورمیانه فرزندان کشور فروپاشیده عثمانی اند که طی چند صد سال بخش های جدایی ناپذیر دولت عثمانی بوده و فاقد هویت و شخصیت مستقل بوده اند. حال چگونه ممکن است چیزی متعلق به مورث نباشد ولی بعنوان میراث به وراث برسد. آیا کوچکترین دلیلی بر تعلق جزیره های ایرانی یا دریای فارس به دولت عثمانی و یا کوچکترین دلیلی بر طرح چنین مدعایی از سوی دولت عثمانی وجود داشته یا دارد؟ دولت های عربی چنین دعاوی باطلی را از کجای دولت عثمانی به ارث برده اند و چه دلائل و مستنداتی بر این موضوع دارند؟
31- گروه و بسته دلائل رفتاری و کرداری: در همین زمان که دولت های عربی کرانه خلیج فارس مدعی عربی بودن چنین دریایی بدلیل تعدد همسایگان عرب این دریا هستند در همین زمان از طرح نام عربی برای دریاهای دیگری همچون دریای مدیترانه که اکثریت همسایگان آنها نیز عرب هستند امتناع ورزیده و می ورزند و نیز از غیرعربی کردن نام های دریاهایی که اکثریت همسایگان آنها غیرعرب هستند امتناع ورزیده و می ورزند. هر زمانی که اعراب، بعنوان مثال، نام دریای سرخ را به دریای آفریقا و نام دریای مدیترانه را به دریای اعراب و مانند آنها تبدیل نمودند می توانند ادعای مشابهی درباره تغییر نام خلیج فارس مطرح نمایند.
32- گروه و بسته دلائل نظامی و پدافندی: خلیج فارس یا دریای فارس با آنکه نام فارس و ایران را بر خود داشته و خواهد داشت، بجز بخش هایی از آن که بخشی از سرزمین ایران به شمار می آید، همانند دیگر پهنه های جهانی یک پهنه آبی مشترک و بین المللی بوده و تثبیت یا تغییر نام آن هیچگونه تثبیت یا تغییر مالکیتی را برای هیچ سرزمینی به همراه نخواهد داشت. در نتیجه نامگذاری به معنی تملک و یا تملیک نیست بلکه به همراه دارنده نوعی افتخار و سربلندی برای سرزمینی است که پایدارترین و بالاترین و بیشترین نگهداری و پاسداری و پاسبانی از آن را کرده و می نماید و به همین دلیل مستحق چنین سرافرازی و سربلندی بوده و خواهد بود. زمانی که دلاوران ایرانی طی دهه ها و سده های متمادی با متجاوزان و اشغالگران فرامنطقه ای همچون پرتغالی ها- هلندی ها- انگلیسی ها- مزدوران خاوری- و مانند آنها مردانه و جانانه جنگیده و آنها را از منطقه و دریای فارس رانده اند کدام دولت عربی حتی وجود خارجی داشته است تا بخواهد یا بتواند در چنین راستایی کوچکترین نقشی ایفا نماید؟ آیا هیچ دولت و ملتی بجز دولت و ملت ایران آنهم طی قرن ها و سده های متوالی و متمادی در راستای طرح اشغالگران و مهاجمان فرامنطقه ای از پهنه های آبی و خاکی مذکور کوچکترین نقشی داشته یا هم اینک دارد تا بتواند سزاوار و شایسته چنین افتخاری باشد؟ آیا این کشورهای عربی نیستند که بجای طرد مهاجمان و اشغالگران فرامنطقه ای، آنها را برای تسلط و دخالت درمنطقه حتی دعوت و پشتیبانی کرده و می نمایند؟ آیا به استناد همین رفتار و کردار سیاسی در پی کسب سرافرازی و سربلندی مذکور هستند؟
33- گروه و بسته دلایل اجرایی و عملیاتی: فعالیتهای دریایی چند هزارساله ایرانیان در کناره ها و سطوح و زیرآبهای دریای فارس که در اصل نخستین تمدن دریایی جهان را با نام فینیقی ها که گروهی از مردم بوشهر یا بوخت اردشیر ایران بوده و از آنها و آنجا فرهنگ و تمدن و صنایع دریایی به جهان گسترش یافته است، نشانگر یکه تازی بی مانند و چندهزارساله ایرانیان درصحنه های گوناگون دریانوردی و دریاپیمایی و دریاکاری و دریاداری و مانند آنها در پهنه مذکور بوده و هست و درطی این دوران چندهزارساله هرگز هیچگونه نام و نشانی از غیر ایران و ایرانیان در میان نبوده و نیست. آیا می توان دعاوی پوچ نوساخته چند دولت نوزاد و شیرخوار عربی را بر ادله انکارناپذیر چندهزارساله تاریخی و جهانی ایران و ایرانیان ترجیح داد؟ و آیا با چنین ترجیح مفضول بر فاضل و مرجوح بر راجحی، دیگر هیچ سنگی روی هیچ سنگی بند خواهدشد و آیا ایران نخواهد توانست هر مدعای متقابلی را مطرح نماید؟
34- گروه و بسته دلایل ادبی و هنری: چنانچه انبوهی از نوشته های ادبی و تازه هنری بلندمدت و تاریخی پدیدآمده درباره دریای فارس در میان نویسندگان و هنرمندان ایرانی- نویسندگان و هنرمندان منطقه ای- و نویسندگان و هنرمندان فرامنطقه ای طی دهه ها و سده ها و هزاره های گذشته بررسی گردند. آثار انبوه مذکور از سویی فقدان کوچکترین نشانه و کمترین ریشه تاریخی برای عبارت مجعول خلیج عربی و از سوی دیگر اصالت و ریشه مندی عبارت دریای فارس و خلیج فارس در آثار و نوشتارهای مذکور را بدون کوچکترین تردید و کمترین ابهامی نشان داده و خواهند داد. متون ادبی فارسی- عربی- هندی- چینی و اروپایی، کتابها و نقشه های تاریخی فارسی- عربی- هندی- چینی و اروپایی- مستندات و نقشه های جغرافیایی فارسی- عربی- هندی- چینی و اروپایی- زندگی نامه ها و یادنامه ها و سفرنامه های فارسی-عربی- هندی - چینی و اروپایی و مانند آنها پیشینه های انکارناپذیر دریای فارس و جزیره های ایرانی را بخوبی اثبات و ادعاهای واهی چند دولت دروغ پرداز عربی را آشکار خواهد نمود.منابع یونانی- کرتی- مصری- مقدونی-اسکندرانی و رومی نیز چنین نمونه هایی دارند.با عنایت به اهمیت و حساسیت موضوع، پیشنهاد می گردد بنیاد یا سازمانی بنام «بنیاد یا سازمان دریای فارس» ایجاد و کارکردهای سازمان دهی و سامان دهی مسائل دریای فارس از جمله گردآوری و نگهداری اسناد و مدارک برون مرزی مرتبط با خلیج فارس و نیز دفاع بین المللی از تعلق خلیج فارس به ایران را بعهده گرفته و به انجام رساند.
35- گروه و بسته دلایل روالی و رویهای: تازیان کرانه نیمروزی، دریای پارس نه تنها هیچگونه دلیل اثباتی بر عربی بودن دریای فارس و تعلق جزیره های ایرانی به امارات ندارند که حتی هیچ گونه مراجع و مبانی معین و روشنی برای طرح چنین دعاوی باطلی نیزندارند. اصولادرطرح چنین دعوایی دو دعوای ضمنی نهفته است. نخست اینکه چنین دعوایی ادله ای دارد و دوم آنکه چنین دعوایی اساسا وارد بوده و برای توجیه ورود آن مراجعی وجود دارد و روال ها و رویه های معتبر جهانی وارد نمودن چنین دعوایی را موجه می دانند.
دعاوی مذکور نه ادله اثباتی دارند و نه مراجع تجویزی. به زبان دیگر، دعاوی مذکورنه تنها ادله اثباتی ندارند که توجیه و تجویز طرح و ورود نیزندارند. و از قماش دعاوی باطله ای هستند که در هیچ مرجع معتبری اجازه طرح آنها نیز داده نشده است و اصولاو اساسا یک دعوای مردود و غیرقابل طرح است و همانند اقدام آن اعراب یمنی است که چند سال پیش در یکی از دادگاه های آن کشور طرح دعوایی کرده و مدعی تعلق کره مریخ به پدربزرگ خود شده بودند. هر دعوایی پیش از آنکه قابل دفاع و اثبات باشد باید قابل طرح و ادعا باشد وگرنه اصل دعوی مردود بوده و بفوریت اسقاط خواهد شد بدون آنکه نوبت به رسیدگی به ادله خواهان برسد. به همین دلائل، اصل دعوای عربی بودن خلیج فارس یا تعلق جزیره های ایرانی به امارات، مثلابه بهانه نزدیکی به کشور امارات، اساسا و بدوا باطل و ناوارد است بدون آنکه نیازی به بررسی ادله مدعی باشد زیرا در هیچ مرجع معتبر بین المللی چنین دعاوی باطلی اساسا پذیرش و استماع نمی گردند و اجازه و مجوز ورود و طرح دعوی ندارند تا بخواهند و بتوانند مورد رسیدگی قرار گیرند و هیچ مرجع معتبر بین المللی وجود ندارد که اصل طرح چنین دعاوی باطلی را ممکن و موجه و قابل استماع و قابل رسیدگی دانسته باشد.
36- گروه و بسته دلائل انکاری و بازگشتی: طبق همه اصول و قواعد حقوقی در همه نظام های بزرگ حقوقی تاریخی ومعاصر،درهر دعوایی آنکه مکلف به تلاش برای اثبات مدعای خویش است مدعی و نه مدعی علیه است. حال از آنجاییکه دولت امارات مدعی تعلق جزیره های سه گانه ایرانی به خود و دیگر اعراب منطقه مدعی عربی بودن خلیج فارس و دریای همیشه پارس شده اند باید دعاوی خودرابا ادله معتبر و حداقل طبق رویه های موردقبول نظام حقوقی خودشان و یا درچارچوب نظام حقوقی مورد پذیرش خویش اثبات نمایندو بجز آگاه سازی همگانی، هیچگونه لزومی ندارد کشورایران به عنوان مدعی علیه حتی کوچکترین تلاشی برای ابطال مدعای بی اساس خواهان نماید. بدیهی است حتی سکوت مدعی علیه نیز دلیل بر ثبوت و اثبات دعاوی مدعی نخواهد بود. بدین شیوه دولت امارات و همدستان وی بایدآنچه را ادعا کرده اند اثبات نمایند. بدون شک اگر چنین کسانی بجز صرف ادعای بلابرهان حتی یک دلیل و برهان بر مدعای خویش داشتند دست کم دردهها سال گذشته یکبار هم که شده از این عروس زیباروی خویش پرده برداشته و چهره تابناک آن را به جهانیان ارائه کرده بودند و این همه آن را تعلیق به محال نمی کردند.