اگر بخواهیم مقایسهای بین فرهنگ استفاده از بهرهوری در میان روستائیان و شهرنشینان به عمل آوریم، بیتردید درمییابیم که روستانشینان، خود را بسیار بیشتر از شهرنشینان به استفاده از بهرهوری در فعّالیتهای روزانه مقید میدانند و علّت این امر را میتوان مرتبط با نوع فرهنگ روستایی دانست؛ چرا که بسیاری از وسایل آسایش زندگی (همچون آب ،برق، گاز و...) که به راحتی در اختیار شهرنشینان است و آنها کمتر به استفاده بهینه از این امکانات میاندیشند، در اختیار روستائیان قرار ندارد و به همین دلیل، در روستاها به علّت کمبود منابع و محیط سختتر زندگی، بهرهوری به یک ضرورت تبدیل میشود.
با مراجعهای گذرا به متون تاریخی و مذهبی نیز به روایات و نقل قولهای فراوانی از بزرگان، در زمینه استفاده صحیح از منابع گوناگون بر میخوریم که در زمینه نکوهش اسراف یا استفاده صحیح از منابع موجود چون: آب، خوراک و موارد دیگر، سفارش بسیار کردهاند. این واقعیت، یعنی توجّه همیشگی بشر به فرهنگ بهرهوری، از آن جا نشأت میگیرد که عدم تناسب عرضه با تقاضا، همیشه و در همه حال، در طول تاریخ، وجود داشته است؛ امّا به طول کلّی، آغاز شکلگیری سازمانیافته دانش نوین بهرهوری را در ایالات متّحده و رشد و توسعه اندیشه بهرهوری را در کشور ژاپن میتوان پیگیری کرد.
بهرهوری، فرهنگ و اصلاح فرهنگی
فرهنگ، مجموعهای مرکّب از نمایشهای رفتاری افراد در زندگی جمعی است. این نمایشهای رفتاری، در: ترتیب لباس پوشیدن، سخن گفتن، خودآرایی و محیطآرایی، آداب معاشرت، ترکیب غذایی و طرز غذا خوردن، نحوه یادگیری فنون و به کار بستن آنها، درجه قانونپذیری، محترم شمردن حقوق دیگران، پایبندی به قول و قرار، تنظیم اییننامهها و مراسم، تشکّلهای اجتماعی، ترتیبات مربوط به انتخاب مدیران و نمایندگان و رهبران و... قابل تجلّی است. فرهنگ، سایه هر ملّتی است و شکل آن با گونههای مربوط به ملل دیگر، متفاوت است. فرهنگ را میتوان حتّی در نوع ابزارها و جنس و شکل آنها در طول زمان، جستوجو کرد.
بهرهوری، یک نگرش و یک دیدگاه فکری برای عقلایی کردن فعّالیتها، جلوگیری از کارهای کمارزش و بیهوده، درست و به جا مصرف کردن، هماهنگ کردن کیفیت و کمّیت و هزینه در رقابت و همچنین مشارکت برای رسیدن به منافع مشترک است. به عبارتی دیگر، بهرهوری، یک فرهنگ است که در آن، انسان به صورتی هوشمندانهتر، فعّالیتها و کاراییاش را با ارزشها و واقعیتهای موجود، منطبق میسازد تا بهترین نتیجه و اثربخشی را برای دستیابی به اهداف مادی و معنوی حاصل کند.
الگوی مصرف
اصلاح فرهنگی به معنای بازگشت صِرف به فرهنگ گذشته یا الگوگیری صِرف از فرهنگ دولتهای توسعهیافته نیست؛ بلکه به معنای شناخت نیازهای واقعی جامعه، با توجه به بافت قومی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دینی و... و ارائه آموزشهای همگانی، در سطوح مختلف، برای گسترش این فرهنگ است، چنان که ژاپنیها در فرایند صنعتی شدن، هیچ گاه فرهنگ بومی خود را نادیده نگرفتند و همواره به یک الگوی توسعه پایدار، بر پایه فرهنگ بومی خود تأکید میکردند و بدین سان، در ادامه، حتّی توانستند با الهام گرفتن از برخی آموزههای دینی و اجتماعی خود، مدلهای بهبود بهرهوری (مانند مدل کایزن) را ابداع کنند و به جایجای جهان، گسترش دهند، به طوری که میتوان گفت فرهنگ بهرهوری، یکی از بزرگترین دستاوردهای ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم است که آن را به سایر کشورهای جهان، صادر کرده است.
تقویت فرهنگ بهرهوری
زمانی که در جامعهای فرهنگ بهرهوری در سطح نازلی باشد، بهترین و مؤثّرترین راه برای تغییر این وضعیت، اصلاح فرهنگی است و برای اصلاح فرهنگی، نیازمند آموزش هستیم. آموزش، رکن بسیار مهمّی در افزایش بهرهوری است؛ چرا که به ما میآموزد چگونه بتوانیم بهترین استفاده را از منابع موجود به عمل آوریم. در واقع، میتوان چنین گفت که بهرهوری، یک فرهنگ و نگرش به کار و زندگی است.
مرحله بعد از آموزش، ایجاد انگیزش در بین افراد جامعه است. انگیزش، به معنای تلاش و کوششی است که فرد، از روی اشتیاق، در جهت رسیدن به یک هدف دارد. با این روش، بهرهوری به صورت یک دیدگاه فکری مطرح میگردد و افراد جامعه را به این باور میرساند که میتوانند فعّالیتهای خود را هر روز، بهتر از روز قبل به انجام برسانند و هر چه قدر که افراد، انگیزه بیشتری برای بهکارگیری بهرهوری باشند، به همان میزان، شاهد افزایش بهرهوری در جامعه نیز خواهیم بود. در این حالت، هر کس خود را موظّف میداند که بنا بر زحمت مفیدی که میکشد، هم به نفع خود کار کند و هم نفع اجتماعی را برای جامعه خود به دنبال داشته باشد.
جایگاه فرهنگ بهرهوری در کشور
در ایران، هر چند که در سالهای اخیر، به صورت بسیار گستردهای به بهرهوری و نهادینه کردن آن در بخشهای مختلف کشور، توجّه شده است، امّا این فرهنگ، هنوز، آن گونه که باید و شاید، شکل نگرفته و جایگاه خود را پیدا نکرده است. شاید بتوان علّت این امر را در این جستجو کرد که بهرهوری در ایران، نه به عنوان یک فرهنگ (برخاسته از عقاید دینی و سنّتهای بومی و علوم) بلکه به عنوان یک ابزار در جامعه معرّفی شده است. از سوی دیگر، آنچه باعث شده است که بهرهوری نتواند حتّی نقش ابزاری خود را هم به نحو احسن انجام دهد، محدود شدن آن به عنوان یک ابزار اختصاصی برای یک بخش از جامعه است ـکه همان صنعت و تا حدودی مدیریت استـ. علّت آن هم این است که چون موضوع بهرهوری، از خارج وارد شده است، تنها مورد استفاده همان بخشهای واردکننده قرار گرفته و به دیگر بخشهای جامعه، گسترش نیافته است.
به طور کلّی، در جوامع بشری، موضوعاتی که از جنس اندیشه و فرهنگ باشند، زمانی رشد و توسعه و تکامل مییابند که خاستگاه درونی داشته باشند و یا در صورت وارداتی بودن هم همزادی و شباهت مناسبی با جامعه واردکننده (مقصد) و فرهنگ آن داشته باشند و همچنین نیاز به آن موضوع به عنوان یک واقعیت، در جامعه مقصد، نهادینه شده باشد و افراد جامعه، آن را به عنوان یک هنجار و ارزش اجتماعی، بپذیرند و درونی کنند.
تاثیر فرهنگ در افزایش بهرهوری
فرهنگ، نقش بهسزایی در افزایش بهرهوری دارد. فرهنگ هر جامعهای، از مجموعهای از خُردهفرهنگها تشکیل شده است و رفتارهای فردی، تشکیل دهنده این خردهفرهنگها هستند و اگر در جامعهای این رفتارها به نفع فرهنگ بهرهوری و معطوف به آن باشند، شاهد جامعهای خواهیم بود که بهرهوری، در تمام سطوح آن، ریشه دوانده است.
در حال حاضر، عامل بهرهوری»، به عنوان مَحَکی در تمامی ارزیابیها مدّ نظر قرار میگیرد و لازم است در تمام زمینهها نهادینه گردد. برای مثال: عدم بهرهوری در خانواده، موجب هرج و مرج در خرید و سبد مصرفی خانوار، آشفتگی در نظام مالی و مدیریت خانواده و اختلالات عاطفی خواهد شد.
در صورتی که فرهنگ بهرهوری، به عنوان یک ارزش در جامعه شناخته شود، شاهد جامعهای خواهیم بود که بهترین استفاده از منابع و محصولات، در آن وجود دارد و بر عکس، اگر در جامعهای فرهنگ بهرهوری به سطحی سقوط کند که مصرفگرایی را در آن جامعه ترویج نماید، آن را باید نشانهای از توسعهنیافتگی و زنگ خطری جدّی برای آن کشور دانست. دولتهای استعمارگر، به خوبی میدانند که اگر در جامعهای، فرهنگ بهرهوری وجود داشته باشد، آنها دیگر نمیتوانند به راحتی کالاهای لوکس امّا غیرضروری خود را صادر نمایند. پس بدین منظور، دست به تبلیغات گسترده میزنند تا فرهنگ بهرهوری، به عنوان فرهنگی عقبمانده و قدیمی جلوه نماید و محصولات پُرزرق و برق و غیر لازم، ضروری به نظر برسند. در این جا درمییابیم که بین میزان بهرهوری و استقلال و خودکفایی کشور نیز رابطهای مستقیم وجود دارد.
خوشبختانه فرهنگ اصیل ایرانیـاسلامی، توجّه بسیار زیادی به فرهنگ بهرهوری و صرفهجویی دارد؛ ولی متأسّفانه، این فرهنگِ خوب و سازنده، در جامعه امروز ایران، کمکم رو به فراموشی گذاشته است. برای مثال: تمیزی و سادهپوشی ایرانی، جای خود را به مُدهای عجیب و غریب و رنگارنگ و بسیار پُرخرج وارداتی غرب داده است که روز به روز هم در حال افزایش و تغییر و نوبهنو شدن هستند. یا در زمینه ازدواج، امروزه شاهد مخارج سنگین و آداب و رسوم اشتباه و دست و پاگیری هستیم که گاه، مشکلات زیادی را برای خانوادههای هر دو طرف (دختر و پسر) در زمینه چگونگی برگزاری مراسم، تهیه جهیزیه، شیوه اداره زندگی و مخارج سنگین شروع آن و... به وجود میآورد که تمام اینها با فرهنگ و آداب و رسوم اصیل ایرانی و تعلیمات و آموزههای دینی اسلام ـ که به سادگی و پرهیز از اسراف و ریخت و پاشهای غیرضروری توصیه میکنندـ، مغایرت دارد.