سنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده اند نشان می دهند بمبی که روی آبهای ساحلی آن شهر رها شد یک بمب هیدروژنی از نوع ”، Mod O-Mk" 15بوده که چهار تن وزن داشته و قدرت تخریبی آن بیش از 100 برابر بمبی است که هیروشیما را خاکستر کرد. این بمب اولین بمب حرارت زای هسته ای بود که توسط نابغه پلید ادوارد تلر ساخته شد و طرحی تقریبا ابتدایی داشت. تنها راه جلوگیری از انفجار اتفاقی آن هم این است که کپسول پاشنی پلوتونیومی به طور فیزیکی از این سلاح جداسازی شود.
این بمب به علاوه کپسول اولیه، همچنین دارای توده ای از مواد منفجره هسته ای ثانویه است که باعث می شود انفجار آن به انفجاری حرارت زا تبدیل شود.
این قسمت متشکل از یک توپی به قطر سه، چهار سانتی متر است که یا از پلوتونیوم ساخته شده و یا از اورانیوم فوق العاده غنی شده. (پنتاگون هرگز نگفته که برای آن بمب از کدام ماده استفاده کرده است.) توپی مورد نظر از سوخت جوش هسته ای پر شده که به احتمال فراوان دوترید لیتیوم 6 است. لیتیوم در برابر آب فوق العاده از خود واکنش نشان می دهد. پلوتونیوم موجود در آن بمب در سایت هسته ای هنفورد در ایالت واشنگتن ساخته شده و قدیمی ترین ماده از این نوع است که در آمریکا تولید شده است. خبر بد هم همین است چون پلوتونیوم با گذشت زمان خطرناک تر می شود. علاوه بر این بمب مذکور حاوی مواد رادیواکتیو دیگری نیز مانند اورانیوم و بریلیوم است.
این نوع بمب همچنین حاوی 400 پوند خرج تی ان تی برای منفجر ساختن چاشنی پلوتونیومی در داخل بمب است که باعث شروع انفجار هسته ای می گردد. این مواد منفجره قوی با گذشت زمان پوسته پوسته، ترد و حساس می شود. منطقه واسو اسلاگ از مناطق غنی صید خرچنگ است و آن بمب هیدروژنی اکنون احتمالادر عمق 5 الی 15 متری ماسه کف آب در آن منطقه مدفون شده و مواد رادیو اکتیو به آهستگی در حال نشت از آن است.
اگر پنتاگون نمی تواند بمب تایبی آیلند را پیدا کند، ممکن است دیگران بتوانند این کار را بکنند. این حرفی است که برت سولیو، همان مامور سابق سیا از شرکت کاوشگری “اشور” می زند. سولیو که مهندس شیمی است می گوید پیدا کردن آن بمب و برداشتن لیتیوم، بریلیوم و اورانیوم غنی شده آن که از اجزای اصلی تولید یک بمب هسته ای هستند، نباید برای تروریستها کار سختی باشد. حالاباید چکار کرد؟ ساکنان مناطق ساحلی می خواهند که این بمب پیدا و از آنجا برده شود. پام اوبراین، از سازمان دهندگان اقدامات ضد سلاح هسته ای که اهل داگلاسویل ایالت جورجیا است می گوید:”پلوتونیوم یک کابوس وحشتناک است و آدمهای خودشان (دولت آمریکا) هم این را می دانند.”
”پلوتونیوم می تواند وارد هر چیزی شود - وارد چشمها، استخوانها و یا حتی غدد جنسی. در این صورت هرگز نمی توان از شرش خلاص شد. لازم است که آنها آن ماسماسک را پیدا کنند و از آنجا ببرند.”
این اوضاع یادآور حادثه پالومارس در اسپانیا است. در روز 16 ژانویه 1966، یک بمب افکن بی - 52 حامل چهار بمب هیدروژنی، به هنگام سوختگیری در آسمان بر فراز این منطقه ساحلی اسپانیا سقوط کرد. سه بمب از این چهار بمب هیدروژنی در حوالی روستای کشاورزی و ساحلی پالومارس افتاد. یکی از بمبها در بستر خشک یک نهر افتاد که بعدا پیدا شد. بدنه آن بمب ضربه خورده بود اما خود بمب نسبتا دست نخورده مانده بود.
اما تی ان تی موجود در دو بمب دیگر از آن چهار بمب هیدروژنی منفجر شد که در زمین سوراخهایی ده متری به وجود آورده و در سطح وسیعی از منطقه اورانیوم و پلوتونیوم پخش کرده بود. طی سه ماه به از آن حادثه بیش از 1400 تن خاک و محصولات کشاورزی آلوده به رادیواکتیو از آن منطقه جمع آوری و در بشکه ریخته شد و مضحک اینکه این بشکه ها به آزمایشگاه سلاحهای هسته ای رودخانه ساوانا ارسال شد که هنوز هم در آنجا نگهداری می شود.
مزارع گوجه فرنگی نزدیک چاله های به وجود آمده در اثر انفجار ها را سوزاندند و رویش خاک ریختند. اما ناگفته پیدا است که به خاطر باد و دیگر عوامل طبیعی مقدار زیادی از خاک آلوده آن منطقه به دیگر نقاط منتقل شده است. آژانس دفاع هسته ای در گزارشی در سال 1975 میلادی این نتیجه گیری را کرد که :”وسعت کلی پخش مواد رادیواکتیو هرگز معلوم نخواهد شد.”کار پاکسازی، عملیاتی مشترک میان پرسنل نیروی هوایی آمریکا و اعضای گارد شهری اسپانیا بود. کارگران آمریکایی لباسهای حفاظتی داشتند و برای تشخیص میزان آلودگی احتمالی معاینه می شدند اما برای همتایان اسپانیایی آنها چنین اقدامات حفاظتی صورت نگرفت. فرمانده وقت نیروی هوایی که مسئول آن عملیات پاکسازی بود بعد در کنگره این گونه شهادت داد که:”وقتی در یکی از مناطق دورافتاده یک کشور خارجی یک حادثه هواپیمایی مربوط به سلاحهای پلوتونیومی روی داد، نیروی هوایی آماده تامین خدمات کافی برای معاینه و تشخیص میزان آلودگی پرسنل نبود. “ بمب چهارم حدود هشت کیلومتری ساحل در آب افتاد و چندین ماه مفقود بود. تا اینکه بالاخره یک زیردریایی کوچک آن را در عمق 2850 متری آب دریا پیدا کرد. آن بمب هیدروژنی را از آب در نیاورندن و تا همین امروز همانجایی که پیدا شده بود باقی مانده است. دو سال بعد، در روز 21 ژانویه 1968، حادثه مشابهی بر فراز گرینلند اتفاق افتاد. در آن حادثه یک فروند بمب افکن بی - 52 در هوا آتش گرفت و در منطقه پوشیده از یخ خلیج نورت استار در نزدیکی پایگاه هوائی تیول سقوط کرد. در اثر برخورد با زمین تی ان تی های موجود در هر چهار بمب هیدروژنی داخل آن هواپیما منفجر شد و در منطقه ای به شعاع 2000 متر اورانیوم، تریتیوم و پلوتونیوم پخش کرد. آتش سوزی شدیدی که در اثر این انفجار ها به راه افتاده بود یخها را ذوب کرد که دوباره منجمد شد و بیشتر نخاله های آلوده ناشی از انفجار، از جمله دستگاه انفجاری هسته ای حرارتی یکی از بمب ها را در برگرفت. عملیات بازیافت در تاریکی شدید و درجه حرارت منهای 70 درجه فارنهایت صورت گرفت و نام رمز آن پروژه ستیغ یخ بود. اما خدمه ای که در این عملیات به کار گرفته شدند این عملیات را عملیات “دکتر فریزلاو” (در کنایه از داستان دکتر استرنجلاو) خواندند.
در آن عملیات بیش از 10 هزار تن برف و یخ را بریده، داخل بشکه ها ریخته و برای امحاء به منطقه رودخانه ساوانا و اوک ریج ارسال کردند. بقیه مواد آلوده به رادیواکتیو را هم در محل رها کردند و رفتند تا با ذوب بهاری یخها و جریان آبهای حاصله روبیده شود. بیش از 3000 کارگر در آن عملیات پاکسازی شرکت داشتند که بیشترشان سربازان دانمارکی بودند.
درست مثل عملیات پالومارس، در اینجا هم به کارگران آمریکایی مقادیری تجهیزات حفاظتی داده شد اما به دانمارکی ها داده نشد. این درحالی بود که دانمارکی ها بخش اعظم این کار خطرناک را انجام دادند، از جمله پر کردن بشکه ها از مواد و برف و یخ آلوده که اغلب این کار را هم با دست انجام می دادند. کمترین چیزی که در باره آن عملیات می توان گفت این است که فرایند پاکسازی کارگران بعد از آن عملیات بسیار ابتدایی بوده است. در یکی از گزارشهای نیروی هوایی خاطر نشان گردید که نیروها تنها با روبیدن برف از روی لباسها و خودروها پاکسازی شدند.
با اینکه برای کمک در عملیات بازیافت 38 ناو نیروی دریایی به منطقه فراخوانده شده و دیگر همه این راز را می دانستند که بمبهای هیدروژنی از دست رفته اند، اما پنتاگون همچنان در باره اوضاع دروغ پراکنی کرد. سخنگوی پنتاگون در برخوردی ستیزه جویانه با مطبوعات این قطعه از اصطلاحات دوپهلوی نظامی را بیان کرد که: “من هیچ خبری از بمبی که گم شده باشد ندارم، اما ما نتوانسته ایم به طور مثبت آن چیزی را که شما به دنبالش می گردید را پیدا کنیم.”
وقتی هم که کارگران دانمارکی در منطقه تیول به انواع بیماریها از سرطانهای نادر تا اختلالات خونی دچار شدند پنتاگون از کمک کردن به آنها خودداری کرد. حتی بعد از انتشار نتایج تحقیقات یک موسسه دانمارکی در سال 1987 که نشان داد احتمال ابتلای کارگران تیول به انواع سرطان 50 درصد بیشتر از دیگر افراد ارتش دانمارک است، باز پنتاگون از همکاری برای معالجه این افراد خودداری کرد.
در اواخر همان سال 200 کارگر با استناد به قانون ادعاهای نظامی خارجی از دولت ایالت متحده شکایت کردند. دولت آمریکا این شکایت را رد کرد اما فرایند فاش شدن این موضوع به پیدا شدن هزاران صفحه اسناد محرمانه در خصوص آن حادثه منجر شد که همچنین نشان می داد کارگران نیروی هوایی آمریکا بر خلاف دانمارکی ها در دراز مدت مورد معاینات پزشکی قرار نگرفتند. حتی با این وجود پنتاگون باز هم بیشتر موضوعات مربوط به حادثه منطقه تیول از جمله اطلاعات در خصوص وسعت آلودگی به مواد رادیواکتیو و دیگر مواد سمی را مخفی نگاه می دارد.
تلاشها برای رفع و رجوع عواقب ناشی از مفقود شدن بمب های هیدروژنی دلگرم کننده نیست. اما بمبی که در حوالی شهر تایبی آیلند گم شد اوضاع حساس تری به وجود آورده است. وجود دوترید لیتیوم بی ثبات و دیگر مواد منفجره بسیار قوی در حال فرسایش کار بازیافت آن بمب را بسیار خطرناک می کند. در واقع این کار آنقدر خطرناک است که حتی برخی از طرفداران محیط زیست و فعالان مخالف سلاحهای هسته ای استدلال می کنند که رها ساختن آن بمب به حال خودش ممکن است خطر کمتری نسبت به تلاش برای بازیافت آن داشته باشد.
خلاصه اینکه برای این مشکل هیچ راه حل ساده ای وجود ندارد. اینکه پنتاگون تحلیل جامعی از اوضاع نمی کند و برای فاش ساختن تمام آنچه که می داند اکراه دارد، مشکل را غامض تر ساخته. دان مونیاک، از کارشناسان سلاح های هسته ای شاغل در باشگاه دفاع از محیط زیست در شهر ایکن ایالت کارولینای جنوبی می گوید:”من معتقدم که در داخل آن بمب کپسول پلوتونیوم وجود دارد اما به اعتقاد من انفجار هسته ای آن بمب غیر محتمل است چرا که ژنراتورهای نوترونی که در بمب های هیدروژنی آن روزها مورد استفاده قرار می گرفت متشکل از پلوتونیوم و بریلیوم بوده که عمر بسیار کوتاهی دارند.”
او می افزاید:”بدون نوترون پلوتونیوم تسلیحاتی شده منفجر نخواهد شد. اما اگر پلوتونیوم به نحوی در ساختاری ناجور قرار گیرد ممکن است یک فعل و انفعال جوش هسته ای و یا یک رویداد وخیم دیگر روی دهد. اگر آن مواد قوی منفجر شوند و دوترید لیتیوم آن گونه انتظار می رود عمل کنند، ممکن است انفجار و حریق بسیار عظیمی رخ بدهد. یا اینکه ممکن است فقط انفجاری رخ دهد که باعث پراکنده شدن اورانیوم و پلوتونیوم در سراسر منطقه شود.”