تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۹۷۵۱۲
گزارش - زود دویچه

سـوات؛ دره مـرگ


به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پایگاه اینترنتی روزنامه‌ی آلمانی زود دویچه در گزارشی تحت عنوان "سوات؛ دره مرگ" با اشاره به درگیری‌های اخیر ارتش پاکستان با طالبان در دره سوات آورده است: جنگ در غرب پاکستان و یا دقیق‌تر بگوییم شمال غرب این کشور و مناطق قبیله‌یی نزدیک مرز افغانستان، چیز جدیدی نیست؛ چرا که جنگ‌ فعلی ارتش پاکستان با افراطیون در دره سوات را می‌توان یادآور بازی‌های قدرت‌های استعماری در قرن 19 و 20 دانست.
در بخش ابتدایی این گزارش آمده است: سوات در قرن 19 و 20 نیز شاهد جنگ‌های مشابهی بود. برای مثال می‌توان به جنگ نیروهای انگلیسی "علیه دشمن" با انگیزه‌های مشابه چیزی که اکنون وجود دارد، اشاره کرد. جنگی که در واقع محرک اصلی آن به زورآزمایی و بازی قدرت انگلیس و روسیه در این منطقه بازمی‌گشت. بعد از آن که ارتش تزاری روسیه یکی بعد از دیگری کشورهای آسیای میانه (جمهوری‌های ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان فعلی) را به تصرف خود در‌آورد، در بریتانیا ترس و وحشت از دست رفتن هند به عنوان یکی از اصلی‌ترین مستعمره‌های این کشور به وجود آمد. از این رو این کشور با دو لشکرکشی گسترده به افغانستان که به عنوان هدف محتمل بعدی روسیه به شمار می‌رفت، سعی کرد این کشور را تحت کنترل درآورد.
زود دویچه می‌افزاید: انگلیسی‌ها در سال 1893 با کشیدن یک خط حائل، مرز بین افغانستان و پاکستان کنونی را مشخص کردند. البته این اقدام انگلیس با نارضایتی بسیار گسترده قبایل پشتو روبرو شد چرا که این اقدام تقسیم شدن فضای زندگی برای قبایل پشتونشین بین دو کشور را در پی داشت؛ به گونه‌ای که رهبر این منطقه (منطقه فعلی و در حال جنگ سوات)، مردم و حامیان خود را در دره‌های عمیق این نواحی به جنگ علیه نیروهای انگلیسی فراخواند؛ به گونه‌ای که وی با کمک دهها هزار جنگجوی خود توانست ارتش انگلیس را از پیشاور (مرکز استان سرحد شمال غربی) بیرون کند. بعد از آن وی خواهان برقراری دستورات دینی در این منطقه شد.
در ادامه گزارش زود دویچه می‌خوانیم:‌ بعد از سالهای 1897 تا 1905 نیز دره‌ی سوات با رهبری فرد دیگری و با کمک حامیان وی از نفوذ انگلیسی و ایتالیایی‌ها درامان ماند. مقاومت رهبران سوات نهایتا باعث شد که انگلیس نحوه استقلال این منطقه را به رسمیت بشناسد و ضمن امضای قراردادهایی با رهبران آنها، حتی به این منطقه کمک نیز ارسال کند. به گونه‌ای که حتی بعد از استقلال پاکستان در سال 1947، دولت پاکستان سیستم به ارث رسیده‌ از انگلیسی‌ها را در مناطق قومی و قبیله‌یی پذیرفت
زود دویچه می‌افزاید: بعد از آن نیز تاکنون قوانین پاکستان تنها با محدودیت‌های بسیار زیاد بر دره‌ها و کوهستان‌های این کشور حاکم بوده است. طبق قانون اساسی، ارتش اجازه‌ی عملیات در مناطق قومی و قبیله‌یی را ندارد و حمله و مبارزه‌ی تاریخی فعلی ارتش پاکستان علیه طالبان که به دستور آمریکا صورت گرفت نیز به‌رغم تجربه‌های تاریخی این منطقه، با موفقیت‌هایی همراه بوده است.
در بخش پایانی گزارش زود دویچه آمده است: نه انگلیس به عنوان یک قدرت استعماری، نه افغانستان و نه پاکستان، هیچ یک نتوانستند مناطق قومی و قبیله‌یی پشتونشین پاکستان را به طور دائمی تحت کنترل خود داشته باشند. دولت‌های باهوش هرگز درصدد چنین اقدامی نبودند، چرا که پشتوها بدون وابستگی به هیچ مرزی خود را یک ملت می‌دانند. به عقیده‌ی آنها هر جا که پشتوها زندگی می‌کنند، "پشتونستان" کشورشان است. انسان‌هایی که هرگز به وجود یک دولت مرکزی عادت نکرده‌اند، سبک زندگی خاص خود را دارند و همچنان از سبک زندگی خود در مقابل مدرنیته دفاع می‌کنند و قوانین ملی برای آنها از اعتبار و اهمیت کمی برخوردار است.
آنها معتقدند پاکستان را می‌شناسند و انسان‌ها را درک می‌کنند آن هم بسیار بهتر از ارتش پاکستان یا نیروهای آ‌مریکایی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات