کازابلانکا بندر (مراکش - فرانسوی) جایی است که ملیتهای مختلف در جنگ جهانی دوم و حاشیه آن، نمونه تعمیمپذیر به دیگر مناطق و دهههای بعد را دارد. در کازابلانکا این مبارزه دو آمریکایی رهبریکننده پارتیزانها در اروپا هستند که با حضور خود نماینده آلمان فاشیستی (سرگرد اشتراسرم) را شکست میدهند. ماجرای عشقی (مثلث مربوط به آن الیزا- لیز) ادامه مبارزه قهرمانان به اصطلاح جان بر کف و هوشمند و رهبریکننده است که به نتیجه میرسد و افق آینده بدون فاشیسم را در جهان ترسیم میکند. کازابلانکا ترمینال یا پایانهای است که مهاجران تنها به قصد بهشت برین (آمریکا) حرکت میکنند. رفتن به آمریکا آنچنان آرمانی و وسوسهانگیز است که مهاجران در کازابلانکا به هر رفتاری علیه خود تن میدهند، تحقیر میشوند، مورد آزار قرار میگیرند، دارایی و جان خود را از دست میدهند که از طریق بندر لیسبون یا بنادر اشغال نشده فرانسه، دریایی یا هوایی به سوی آمریکا رهسپار شوند. چنانچه گوینده متن اول فیلم: "در کازابلانکا مهاجران برای رفتن به آمریکا، صبر میکنند، صبر میکنند، صبر میکنند ... "
با تکرار و تأکید بر این حقیقت انکاری تأکید میکند و بیننده در راستای دریافت این انتظار، ادامه فیلم را انتظار میکشد. داستان عشقی فیلم و مثلث مربوط به آن (ریک، الیزا، لازلو) دربردارنده نمایشنامه معروف "بازی عشق و مرگ " رومن رولان است. دو مرد مبارز و پارتیزان ضد فاشیست عاشق زنی مبارز هستند که هر دو را دوست دارد. هر دو قهرمان در تنگنای دشمن فاشیستی، عشق را فدای عشق بزرگتر یعنی همکاری ضد فاشیستی میکنند. این نگرش فراانسانی و ایثارگرانه (از نوع غربی آن) ملودرام هردواش را تشکیل میدهد.
صحنه پایانی نمایشنامه "بازی عشق و مرگ " هم تنها دو بلیط برای دو نفر وجود دارد و هر دو رقیب که عاشق زن همرزمش (استاد دانشگاه) شده است و جوانتر است به نفع زن و شوهر و ادامه زندگی آنان خود را کنار میکشد و در سمت لازلو است که به (ریک) پیشنهاد میکند: "او را از کازابلانکا بیرون ببر " رومن رولان نمایشنامههای خود را بر محور انقلاب فرانسه و جنگ اول جهانی نوشته است. دانتون، روبسپیر، بازی عشق و مرگ و ... رومن رولان در 1944 درگذشت. حال شناسنامه فیلم کازابلانکا را مرور میکنیم: "کارگردان: مایکل کریتز، نویسندگان فیلمنامه: هاوارد کاچ، جولوس جی. اپستاین، فیلیپ جی، اپستاین (براساس نمایشنامه "همه به کافه ریک میروند " نوشتهی موری برنت و جوآن آلیسون). مدیر فیلمبرداری: آرتور ادسون، موسیقی متن: ماکس استاینر، ترانهها: ام.کی.جردم، جک اسال، ترانه همچنان که زمان میگذرد اثر هرمن هوپفلد. تدوین: اوون مارکس. مدیر هنری: کارل جولز وایل. طراح صحنه: جرج هیمز هاپکینز. طراح لباس: اوری کلی. چهرهپردازی: پرک وست مور. صدا: فرانسیس جی. جلوههای ویژه: لارنس دبلیو باتلر، ویلارد وان انگر. مدیر تولید: آل آلبورن. تهیهکننده اجرایی: جک.ال وارنر- بازیگران و نقشها: همفری بوگارت (ریچارد بلین) مالک "کافه آمریکایی ریک ". اینگرید برگمن (الزا لوند/ همسر ویکتور لازلو) پل هنرید (ویکتور لازلو/ از رهبران ارشد نهضت مقاومت متفقین در برابر آلمان نازی). کلود رینز (سروان لویی رنو/ فرمانده فرانسوی نیروی پلیس مستقر در کازابلانکا). کنراد وایت (سرگرد هایرنیش اشتراس/ افسر عالیرتبه نیروهای آلمانی مستقر در کازابلانکا). سیدنی گرین استریت (سینیور فراری مالک کافه "طوطی آبی ") دولی ویلسون (سام/ پیانیست کافه ریک). پیتر لوره (گوییلر موبوگارتی/ واسطه فروش اوراق خروج از کازابلانکا. اس.زد شاکال (کارل/ حسابدار کافه ریک). مادلین لوبو (ایوون). جوی پیچ (آنینا براندل). جان کوالن (برگر). لئونید کینسکی (ساشام. کورت بوآ (جیببر). مارسل دالیو (امیل). تهیهکننده: هال بی.والیس. محصول کمپانی برادران وارنر. 1943. امریکا.
نکات خاصی که اغلب تولیدات سینمای هالیوود را تضمین میکنند و در این فیلم (کازابلانکا) هم بر آن تأکید شده است تا موفقیت خود را در بین تماشاگران برجسته سازد و همچنان بعد از شصت سال مورد توجه اهالی سینما و تحلیلگران مختلف واقع بشود عبارتند از:
1- استفاده از هنرپیشههای درجه اول زمان تولید که جمعشان در یک فیلم تضمینهای لازم را فراهم میکند.
2- قهرمانمحوری فیلم که شخصیت را از هر حیث مورد توجه قرار میدهد و تمرکز لازم را از جمع به فرد برای بیننده الزامی میسازد.
3- برخورداری از امکانات وسیع استودیویی، دکوراسیون، موسیقی، لباس و ... موفقیت فیلم را بالا میبرد و هر یک به سهم خود در رنگآمیزی آن مکمل یکدیگر عمل میکند.
4- کارگردانی فیلم که هماهنگی اجزای مختلف را در بهترین شکل ارائه آن ممکن میسازد.
کازابلانکا علاوه بر یک فیلم سینمایی ملودرام با زمینه پلیسی تاریخی از نگاه آمریکا برای آینده است. تاریخ در اکثر تولیدهای هالیوود دستمایهای برای تأثیرگذاری بر آینده است که مورد استفاده قرار میگیرد. در کازابلانکا هر چه فرانسوی هستند به نحوی از انحاء بیچارگانیاند که در اقتصاد زیر سلطه ریک آمریکاییاند و اوست که بر سروان رنو یا رقیب شغلی "کافه طوطی آبی " سینیور فراری حکومت اعمال میکند و سرنوشت مهاجرت را رقم میزند. لازلو مبارز، رهبر پارتیزانها در سراسر اروپا علیه فاشیسم بوده و در کازابلانکا در اندک مدت اقامت خود نشستهای سری و زیرزمینی برپا میکند. "الزا "ی فرانسوی زن لازلو و معشوقه ریک بعد از آشنایی و ازدواج با لازلو مبارزه را آغاز کرده بوده است و سپس با آشنایی ریک در پاریس و سپس در کازابلانکا به هوشمندی و جسارت نایل میگردد.
گذشته ریک به عنوان فردی که علیه فاشیسم در اسپانیای دهه 1930 جنگیده و سلاح به کشورهای طرفدار متفقین فروخته است، معرفی میگردد. در کازابلانکا، لازلو چنان با شهامت در برابر اشتراس افسر عالیرتبه آلمانی عمل میکند که او در انجام مأموریت خود (دستگیری لازلو به جرم کشتن دو آلمانی) به رغم برخورداری از پشتوانه نیروهای آلمانی درمانده میشود. سام پیانیست، سیاهپوستی وفادار و بردهای امروزی شده است که در کنار آقای خود (ریک) انجام وظیفه میکند. مراکشیها مردمانی نشان داده میشوند که از سلطه اروپاییان و آمریکاییها خشنود و راضیاند و از وجود آنان از پنجرههای تمدن چشمهایشان جهان را میبیند. در عمل بسیار جوانمردانه ریک (نجات دادن جان کوالن و همسرش آنینا براندل) زوج مجارستانی و پولدار کردن آنها که از دار و دسته سروان رنو در بازی قمار برندهاش میکند سخاوتمندی و مردمداری نسبت به اروپاییان شرقی نمایانده میشود و نمونههای دیگر که در مجموع انسان امریکایی را فرادست قرار میدهد.
نمونه بارز تأثیرگذاری ریک و لازلو (سروان رنو) شجاع شده است که در پایان فیلم تسلیمپذیری محض در برابر اشتراس آلمانی را کنار گذاشته حس استقلالطلبی فرانسویاش بیدار میشود و ...
سینما در دهههای بعدی ثابت کرد که تنها خوشهچین تاریخ یا ادبیات نیست بلکه با استفاده از ابزارهای تکنولوژیک بر آن امور سمت و سویی آنی میبخشد. در بخشهای بعد خواهیم دید که سینما در انهدام اردوگاه سوسیالیستی تا چه اندازه فراتر از اقتصاد، تسلیحات نظامی و امور دیگر موفقتر عمل کرده است. تاریخ سینمای هالیوود نشانگر سیاسینگری آمریکا بر جهان است که به عنوان نمونه چندین فیلم پیشاپیش طراح رونالد ریگان رئیسجمهور دهه 1980 جنگ ستارگان میسازد تا رئیسجمهور و کنگره بعد از فراهم شدن زمینه نسبت به اجرای آن طرح مصمم میشود. قبل از جنگ خلیج فارس در سال 91 و یا جنگ بالکان چندین و چند فیلم سینمایی ساخته میشوند تا زمینه لازم لشگرکشی نظامی مساعد گردد. همچنین لشگرکشی به افغانستان و اشغال عراق پیشاپیش با سینمای هالیوود زمینه مساعد لازم را بدست آورده بود و دیگر فیلمها زمینهی ابراز نظریه "برخورد تمدنها "ی هانتینگتون و اعلام جهان تکقطبی به رهبری آمریکا را پیشاپیش مطرح کرده بودند.