تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۹۷۶۱۸

سراب صلح با اسرائیل


محمد السماک ـ المستقبل
بین سفر پاپ بندیکت شانزدهم به اردن، کرانه باخترى و سرزمین‌های اشغالی و سفر باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا به مصر براى مخاطب قرار دادن جهان اسلام از این کشور، دو حادثه دیگر نیز روى داد:
حادثه اول شکست آخر دور مذاکرات بین دو جنبش فتح و حماس به سرپرستى مصر است. اختلاف نظر بین این دو جنبش اصولا شامل همه موارد از جمله امنیت، دولت و کمیته هماهنگى مى‌شود. تشکیل کابینه جدید فلسطینى به نخست‌وزیرى سلام فیاض، جداى از پذیرش این موضوع توسط فلسطینی‌ها یا عدم پذیرش آن، نمادى از این اختلافات است و مى‌توان گفت که روند جدید آمریکا در قضیه فلسطین کاملا با این دوگانگى تعارض دارد.
حادثه دوم شکست اوباما در قانع کردن بنیامین نتانیاهو جهت پذیرش راهکار تاسیس دو کشور مستقل فلسطینى و اسرائیلى است. وى حتى نتوانست نتانیاهو را متقاعد کند که شهرک‌سازى در سرزمین‌هاى فلسطینى 1967 را نیز متوقف سازد و این امر کاملا در موضعگیری‌هاى سربسته آنها در کاخ سفید عیان بود. هر کدام سخن از یک موضوع مستقلى زدند. اوباما تلاش داشت نتانیاهو را قانع سازد که صلح بین فلسطینى‌ها و اسرائیل باعث مى‌شود پرونده ایران راحت‌تر حل شود و در مقابل نخست‌وزیر اسرائیل تلاش نمود اوباما را قانع سازد که حمله به ایران باعث مى‌شود کشورهاى عربى و اسرائیل امتیازات بیشترى را داده و این امر باعث مى‌شود مذاکرات صلح راحت‌تر پیش رود.
نتانیاهو قبل از سفرش به واشنگتن گفت که اسرائیل به هیچ وجه از بلندی‌هاى جولان عقب‌نشینی نخواهد کرد، وى حتى اجراى باقیمانده مفاد قطعنامه شماره 1701 شوراى امنیت در مورد بخش شمالى روستاى الغجر را نیز رد کرد. این روستا را نیروهاى اسرائیلى از تابستان 2006 همچنان به اشغال خود در آوردند.
آیا مى‌توان این دو حادثه را به عنوان نشانه‌هاى به بن‌بست رسیدن اوباما در طرح صلح خاورمیانه بدانیم؟
براى پاسخ دادن به این سؤال باید وضعیت دولت کنونى اسرائیل را یادآورى کنیم که یکى از تندروترین کابنیه‌هاى تاریخ اسرائیل است. کابینه‌اى که اصل اعلام اسرائیل به عنوان یک کشور کاملا یهودى را مطرح کرده است. این امر بدان معنى است که باید همه فلسطینیان ساکن سرزمین‌هاى 1948 که در جریان فاجعه سال 1967 از این سرزمین آواره نشده‌اند نیز از این سرزمین خارج شوند که تعداد آنها به بیش از یک میلیون نفر مى‌رسد.
این چنین پاک‌سازى نژادى را مى‌توان در طول تاریخ معاصر یک حادثه بى‌سابقه بدانیم. این امر فراتر از طرح‌هایى بود که خواستار عدم اجراى قطعنامه شماره 194 سازمان ملل مبنى بر حق بازگشت آوارگان فلسطینى به وطن خود است. در واقع اسرائیل امروز بر این باور است که بدون پاکسازى سرزمین‌هاى 1948 از وجود فلسطینى‌ها و اعتراف به اینکه اسرائیل فقط سرزمین یهودی‌هاست، خبرى از صلح و سازش نخواهد بود.
اسرائیل امروز از این طرح حمایت مى‌کند که فلسطینى‌ها بعد از اعتراف بدون اینکه کشورى را تشکیل بدهند، مى‌توانند خودشان بر خودشان حکومت کنند. این طرح اسرائیل یادآور طرح‌هایى است که در سال 1967 بین مصر، اسرائیل و ایالات متحده در کمپ دیوید مطرح شده و سخن از دادن حکومت خودگردان به فلسطینى‌ها در کرانه باخترى یا آنچه از کرانه باخترى مانده زدند.
اسرائیل به همین مقدار اکتفا نکرده و شرط ناممکن دیگرى را براى صلح در منطقه مطرح کرده که 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامى باید به دنبال آن روابط خود را با اسرائیل عادى سازند. در کنفرانس سى و ششم وزراى کشورهاى اسلامى که مدتى پیش در سوریه برگذار شد، بر قطعنامه‌اى که کنفرانس قبلى در عربستان تصویب کرد، تاکید شد. در این قطعنامه بر طرح صلح عربى مبنی بر تشکیل کشور فلسطین در مرزهاى سال 1967 به پایتختى قدس اصرار شده است.
با این وجود اعتراض و انتقادهایى به گسترش طرح صلح عربى به کشورهاى اسلامى مطرح شد به این معنى که چه نیازى هست که بعد از کنفرانس عربى که در سال 2002 در بیروت برگزار شد، کنفرانس اسلامى تشکیل شود که این طرح را بر همه کشورهاى اسلامى عربى و غیر عربى ملزم بداند و همه کشورهاى اسلامى بعد از تشکیل کشور فلسطین و آزادى جولان و سرزمین‌هاى لبنانى و بازگشت آوارگان فلسطینى، به عادى‌سازى روابط خود بپردازند؟
البته گسترش طرح صلح عربى به سایر کشورهاى اسلامى باعث مى‌شود بهانه‌هاى اسرائیل از بین رفته و آمریکا راحت‌تر روند خود را پیش بگیرد؛ ولى در مقابل این روند جدید، آمریکا حتى نتوانسته اسرائیل و خلاصه‌تر بگوییم نتانیاهو و لیبرمن را قانع سازد که به راهکار تاسیس دو کشور اعتراف کند.
البته اوباما هنوز به اجراى راهکار تاسیس دو کشور پایبند است و در این راستا تلاش مى‌کند سازمان‌ها و انجمن‌هاى یهودی آمریکا را براى اعمال فشار به اسرائیل بسیج کند؛ هر چند روابط پیچیده‌اى بر لابى یهودى در آمریکا حاکم است و اوباما تلاش مى‌کند خود را از شر آنها نجات دهد. بدون شک هر تغییر و تحولى در سیاست‌هاى آمریکا در مورد اسرائیل باید بتواند موافقت لابى یهودى آمریکا را کسب کند.
در هر حال این تلاش‌ها پرسش‌هاى زیادى را مطرح مى‌کند. آیا کشورهاى اسلامى حاضرند یهودى بودن اسرائیل را قبول کنند؟ آیا آنها با یهودى شدن قدس موافق هستند، بخصوص با توجه به اینکه یهودى شدن اسرائیل بدون یهودى شدن قدس هیچ معنایى ندارد؟ در راستاى تلاش‌هاى همه جانبه براى یهودى‌سازى قدس، چه چیزى از اسلام و مسیحیت مى‌ماند؟ آیا کشورهاى اسلامى با ماندن شهرک‌هاى اسرائیلى در سرزمین‌هاى فلسطینى موافقت خواهند کرد؟
به نظر مى‌رسد مراسمى که پاپ بندیکت شانزدهم در بیت لحم در کنار دیوار حائل برگزار کرد، ناشى از این است که وی خوب مى‌داند، طرفدارى از صلح یک چیز و اجراى صلح چیز کاملا متفاوتى است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات