موسسان این کنسرسیوم حمل و نقل در خرداد 1381، پنج شرکت او ام وی اتریش (که 20 درصد سهام آن متعلق به شرکت سرمایه گذاری ابوظبی است)، ام او ال مجارستان، ترانس گس رومانی، بلغار گس بلغارستان و بوتاش ترکیه بودند. بعدها ( بهمن 1386) شرکت RWE آلمان هم به این گروه پیوست . شایعاتی در رابطه با پیوستن گاز دو فرانس فرانسه هم منتشر شد اما ترک ها با پیوستن این شرکت به پروژه مخالفت کردند. شرکت ملی صادرات گاز ایران هم به نمایندگی از شرکت ملی نفت ایران در مذاکره با رهبری کنسرسیوم، یعنی او ام وی، تمایل خود را برای پیوستن به این کنسرسیوم اعلام کرد ولی این شرکت به نمایندگی از اعضای کنسرسیوم اعلام داشت که سیاست این مجموعه، عدم ورود تامین کنندگان گاز به بخش حمل آن است و ایران به عنوان یکی از تامین کنندگان اصلی مطرح است. البته اخیرا زمزمه پیوستن شرکت سوکار جمهوری آذربایجان، گاز پروم روسیه و شرکت نفت و گاز قزاقستان که از جمله تامین کنندگان بالقوه گاز هستند، در این پروژه مطرح شده است.
اتحادیه اروپا در راستای برنامه های تامین امنیت انرژی، متقبل شد 50 درصد از هزینه مطالعات و بازاریابی طرح تا رسیدن به نقطه تصمیم گیری نهایی برای سرمایه گذاری (F.I.D) را بپردازد که به معنی هزینه کردن چند ده میلیون دلار است.
پس از پیشرفت مطالعات مهندسی و بازاریابی، کشورهای مسیر عبور خط لوله بیانیه ای در مورد حمایت از اجرای طرح در خرداد 1385 صادر کردند. در خرداد 1387 هم اولین قرارداد گازی بین بلغارستان و جمهوری آذربایجان عقد شد تا اولین مشتری این بزرگراه گازی مشخص شود.
اخیرا در ابتدای سال مسیحی جاری، اتحادیه اروپا طرح کمک 250 میلیون یورویی را برای تامین بخشی از هزینه های اجرای این پروژه مطرح کرده است. هزینه اجرای این طرح نزدیک به 8 میلیارد یورو برآورد شده است و اجرای آن 3 سال به طول می انجامد.
در پیش فرض های اولیه منابع تامین گاز این طرح، کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه، و به طور خاص ایران، آذربایجان، ترکمنستان، مصر و عراق مطرح بودند. از این میان سهم ایران 10 ،سهم آذربایجان 8، ترکمنستان 6 و مصر و عراق 6 میلیارد متر مکعب پیش بینی شده بود.
واقعیتهای خط لوله نابوکو
با وجود تمام افت و خیزها و خبرهای گوناگونی که از پیشرفت این طرح می رسد، ذکر نکاتی ضروری است؛ زیرا توجه به واقعیاتی که تاکنون رخ داده است می تواند تصمیم گیری مدبرانه ایران را در پی داشته باشد. این نکات عبارتند از:
1- اجرای این طرح برای هر یک از کشورهای اروپایی و نیز کل اتحادیه اروپا حیاتی است، زیرا این کشورها در تامین نیازهای انرژی خود با مشکل روبرو هستند. به همین دلیل اتحادیه اروپا تامین مالی نیمی از هزینه های مطالعاتی را پذیرفته و اخیرا هم در شروع پروژه قصد دارد کمک های مالی را ارائه دهد.
2- سیاست اجرایی مؤسسین طرح تاکنون چند بار دستخوش تغییر شده است. مثلا عدم اجازه ورود به کنسرسیوم به تامین کنندگان گاز که بعدا تغییر کرد.
3- چند بار تعویق تاریخ FID، که در اجرای پروژه یک نقطه عطف است. این خود نشان عدم توفیق دست اندرکاران در نهایی کردن پیش نیازهای تصمیم گیری از جمله در مورد قراردادهای تامین گاز است.
4- نقش روسیه در تسریع و تسهیل گاز رسانی به اروپا از طریق پروژه هایی مانند ساوت استریم که از دریای سیاه عبور کرده و مستقیما به بلغارستان می رسد جالب است، همچنانکه سد کردن طرح های گاز رسانی از طریق دریای خزر به روش های گوناگون (جنگ و ناامنی در گرجستان و خرید هر مقدار گازی که در ترکمنستان امکان تولید دارد).
نابوکو بدون ایران
دلایلی وجود دارد که نشان می دهداین طرح بدون حضور ایران در آن قابل اجرا نیست. این دلایل عبارتند از:
1- عدم وجود منابع تامین گاز کافی حتی اگر ایران جزیی از طرح باشد.
با نگاهی به جمع تامین کنندگان بالقوه می توان دریافت که منابع زیادی برای تامین گاز این پروژه وجود ندارد. مصر در حال اجرای یک طرح به ظرفیت 2 میلیارد متر مکعب در سال از طریق صحرای سینا، اردن و سوریه برای اتصال به شبکه ترکیه است. در صورتی که هدف مصر گاز رسانی به اسرائیل نباشد و عربستان هم گاز خود را به خط لوله موسوم به العربی تحویل دهد، شاید این میزان گاز جواب گوی نیازهای روز افزون سوریه و اردن و حداکثر ترکیه باشد.
عراق با بحران کمبود برق رو به رو است. هر میزان گاز در شمال عراق کشف و تولید شود تا سال ها باید به مصرف نیروگاه های برق این کشور برسد تا حداقل شمال این کشور را از انرژی بهره مند کند. در همین حال نابسامانی های امنیتی در برابر این منبع احتمالی یک علامت سئوال بزرگ است.
جمهوری آذربایجان دارای یک میدان گازی در دریای خزر به نام شاه دنیز است، که اتفاقا ایران هم در آن دارای سهم است. هم اکنون جمهوری آذربایجان از طریق چند خط لوله به ترکیه نفت و گاز صادر می کند و تامین گاز اضافی به سرمایه گذاری هنگفتی در بخش بالادستی نیاز خواهد داشت. هر چند جمهوری آذربایجان اخیرا اعلام کرده است می تواند سهم خود در تامین گاز نابوکو را تا دو برابر افزایش دهد اما اجرا شدن چنین ادعایی با تردید رو به رو است.
روسیه با توجه به ارایه طرح ساوت استریم عملا مخالف اجرای خط لوله نابوکو است. اما اگر قرار باشد به این پروژه کمک کند(مثلاً تأمین گاز خط نابوکو از طریق خط بلو استریم که هم اکنون گاز روسیه را به ترکیه انتقال می دهد)، از خط لوله نابوکو یک ساوت استریم دیگر خواهد ساخت که چون درست در جهت عکس اهداف اولیه طرح است با مخالفت اتحادیه اروپا روبرو خواهد شد.
تامین گاز از ترکمنستان و قزاقستان نیز با چالش های اساسی رو به رو است. آمریکا و اروپا به اجرای طرح خط لوله ترانس کاسپین دل خوش کرده بودند. این طرحی است که شرق و غرب دریای خزر را به هم متصل می کند و به این ترتیب حجم زیادی گاز از خاک ترکمنستان مستقیما به باکو و از آنجا به ترکیه منتقل می شود.
این طرح مانند طرح خط لوله نفتی باکو – تفلیس – جیحان به شدت مورد حمایت آمریکا بود اما تا کنون به سه دلیل عملی نشده است:
اول این که روسیه و چین با قراردادهای سنگین، گاز ترکمنستان را پیش خرید کردند و اصولا احتمال این که گاز بیشتری در ترکمنستان موجود باشد، با تردید رو به رو است.
دوم این که ایران و روسیه با اجرای خط لوله در دریای خزر مخالفند زیرا رژیم حقوقی آن نهایی نشده است.
سوم و مهم تر این که ادامه مسیر ترانس کاسپین یعنی از باکو تا ترکیه ناامن شده است. جنگ گرجستان با روسیه امید عبور از این مسیر را کم رنگ و پر مخاطره کرده است.
2- حذف سهمیه فرضی تامین گاز از ایران یعنی جایگزین کردن 10 میلیارد متر مکعب درسال. با توجه به موارد فوق که تامین گاز جایگزین از ترکمنستان هم با تردید رو به رو است، سئوال این است که کدام منبع قابل اتکا برای تامین گاز خط لوله نابوکو وجود دارد؟
3- اگر ایران به عنوان یک تامین کننده از معادلات هر خط لوله تامین گاز اروپا ( مانند نابوکو)به طور کامل حذف شود، احتمال ترانزیت ارزان و مطمئن گاز از خاک ایران هم از بین می رود. از آن جمله است صادرات گاز قطر از طریق خاک ایران به اروپا و نیز ترانزیت گاز ترکمنستان از طریق استان های شمالی ایران. به این ترتیب علاوه بر امکان صدور گاز از ایران، امکان ترانزیت گاز از ایران نیز از بین می رود. اجرای طرح خط لوله عظیمی مانند نابوکو که بر اساس آخرین برآوردها 9 میلیارد یورو هزینه دارد، بدون درنظر گرفتن تامین یک سوم از ظرفیت آن و امکان ترانزیت یک سوم دیگر از ظرفیت آن بیهوده است.
با این وجود راه حل های جایگزین گران قیمتی هم وجود دارد که ممکن است اروپا در صورت نیاز شدید به آن ها روی آورد.
البته با توجه به تمایل جمهوری اسلامی ایران در گسترش بازارهای گاز طبیعی و فروش آن به اروپا و نیز نیاز شدید اروپا به منابع جدید گاز طبیعی فرصت مناسبی برای هر دو طرف فراهم آمده است تا با شرایطی منطقی به مذاکره بپردازند.