تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۹۷۷۱۵
گفت‌وگو با محمد صدر در مورد سیاست خارجی دولت نهم

احمدی‌نژاد همه چیز را به عقب برد

احسان ابطحی مقدمه: دوره چهارساله ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران رو به پایان است و منتقدان سیاست خارجی دولت در پایان عملکرد چهارساله این دولت انتقاد هایی را از دستگاه دیپلماسی ایران مطرح می کنند. دکتر سید محمد صدر، معاون پیشین عربی آفریقایی وزارت امور خارجه معتقد است که سیاست خارجی آقای احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری ایشان عملکرد موفقی نداشته است. برادرزاده امام موسی صدر که دانش آموخته دکترای داروسازی است و پیش تر جایی به شوخی گفته بود که دارو سازی سیاسی می کند بر این باور است که روابط ایران با کشورهای جهان به ویژه کشورهای عربی خاورمیانه نسبت به دوره آقای خاتمی رو به افول گذاشته تا جایی که بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه که همپیمان استراتژیک ایران است از ادعای امارات در مورد سه جزیره ایرانی و خلیج فارس و همچنین بحرین در مناقشه اخیر میان تهران و منامه حمایت می‌کند. ایشان در پایان گفت‌وگو به چند سوال هم در مورد انتخابات آینده لبنان هم پاسخ دادند. متن کامل مصاحبه ما با دکتر سیدمحمد صدر در مورد سیاست خارجی ایران در پی می‌آید.

* اجازه بدهید سوالاتم را با شما در دو بخش مطرح کنم. ابتدا در مورد سیاست خارجی ایران و دوم در مورد انتخابات آینده لبنان. با توجه به سخنان اخیر آقای احمدی نژاد در این مورد که ایران در چهار سال اخیر از قعر به اوج رسیده است، می خواستم عملکرد سیاست خارجی ایران در چهار سال گذشته را مورد ارزیابی قرار دهید و نظرتان را در مورد بر آیند سیاست خارجی در این مدت بفرمایید.
** اگر ما یک مقایسه ای داشته باشیم نسبت به زمانی که ایشان سیاست خارجی را تحویل گرفت با الان می توانیم به این نتیجه برسیم که ایران از قعر به اوج رسیده یا از اوج به قعر رسیده است. ببینید زمانی که آقای احمدی نژاد قدرت را در دست گرفت، ایران دارای جایگاه بسیار بالایی در جامعه بین الملل بود. رابطه بسیار خوب و عالی با کشورهای منطقه ، با کشورهای عربی، با همسایه ها، با کشورهای خاورمیانه با کشورهای اروپایی و سازمان ملل داشت و تاثیر گذار در بحران های مهم منطقه ای بود. در عراق تاثیر گذار و در افغانستان تاثیر گذار، در لبنان تاثیر گذار، در فلسطین نیز تاثیر گذار بود و با طرح تز گفت و گوی تمدن ها که در مقابل برخورد تمدن ها که در آمریکا هم جا افتاده بود و دنیا را در واقع به جنگ تهدید می کرد؛ تز صلح و آرامش منطقه ای را ارائه داده بود و به همین دلیل هم با استقبال مواجه شد. یعنی سازمان ملل سال 2001 را سال گفت و گوی تمدن ها نام گذاشت و آن چیزی که در ایران منعکس نشد صد ها سمینار و کنفرانس در سراسر دنیا و در کشورهای مختلف در اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا بود که در مورد این قضیه برگزار شد. چرا؟ به این دلیل که همه دنیا در واقع از تئوری برخورد تمدن ها احساس خطر می کردند. تئوری برخورد تمدن ها تئوری بود که بطور خلاصه می گفت که فرهنگ غرب می خواهد حاکم شود و چند تا تمدن دشمن آن هستند که مهم ترین آن هم تمدن و فرهنگ اسلامی است. یعنی یک میلیارد و خرده ای نفر را باید در دنیا هدف قرار داد و با آنها جنگید تا آنها را تسلیم کرد تا به آنها پذیراند که فرهنگ غربی را بپذیرند. در مقابل این تز، تئوری آقای خاتمی مطرح شد که می گفتند صلح و آرامش را باید در منطقه، خلیج فارس، ایران و همسایه های ایران و بعد اروپا و بعد کل جهان مطرح کرد. خب این یعنی آقای خاتمی تنها رئیس جمهور ایران بود بلکه تئوریسین یک تئوری صلحی بود که آرامش را به کل کشورهای منطقه به ارمغان می آورد. از آن طرف حمایت ها از فلسطین، از حزب الله و از حماس ادامه داشت که عاقلانه بود نه جنجالی و همراه با شعار که هزینه های زیادی را به کشور تحمیل کند. در آن زمان اسرائیل جنوب لبنان را ـ جایی را که ازسال 1982 اشغال کرده بود ـ تخلیه کرد، مقدمات پیروزی حماس در انتخابات فلسطین فراهم شد و اسرائیل کاملایک اشغالگر شکنجه گر که با خشونت عمل می کند و ضد حقوق بشر است در دنیا مطرح شده بود. یعنی ما به اهدافمان رسیدیم بدون اینکه هیچ هزینه ای برای ایران به وجود بیاوریم. در کنار این صدام ساقط شد، منافقین کارآیی شان را به طور کامل از دست دادند و تهدیدهایی که خود آمریکا برای ایران داشت از بین رفت. روزی که دولت آقای خاتمی قدرت را تحویل گرفت صحبت این بود که آمریکایی ها 19 منطقه ایران را شناسایی کردند که به تلافی 19 سربازی که در الخبر عربستان کشته شده بودند، این 19 هدف را مورد حمله قرار بدهند. ایران در چنین وضعیت امنیتی قرار داشت ولی در پایان دولت آقای خاتمی تمام این مسائل از بین رفته بود و ایران یک موقعیت بسیار بالای بین المللی داشت. در یک جمله خلاصه بکنم که ارتقای جایگاه در موقعیت بین المللی باعث مشروعیت بین المللی می شود، مشروعیت بین المللی، باعث امنیت کشور می شود و امنیت کشور هم بهترین چیزی است که برای پیشرفت و توسعه هدیه می شود چرا که هم مردم می توانند کار بکنند، هم سرمایه های داخلی به کار می افتد و هم سرمایه های خارجی جذب می شود و این دستاورد های این دوره بود.
* مسائلی که شما فرمودید به دلیل تحولات طبیعی منطقه بود یا به دلیل سیاست خارجی دولت آقای خاتمی؟
** ببینید. دو قضیه است. یکی اینکه خودت می توانی ابتکار داشته باشی مانند تشنج زدایی و اعتمادسازی که رابطه آقای خاتمی را با کشور های جنوبی خلیج فارس می توان با پیش از آن مقایسه کرد. این ابتکار آقای خاتمی بود. رابطه با اروپا را ببینید. روزی که آقای خاتمی دولت را تحویل گرفت هیچ کدام از کشورهای اروپایی به دلیل ماجرای میکونوس در ایران سفیر نداشتند. در پایان دوره آقای خاتمی تمام این مشکلات حل شد و رابطه آقای خاتمی با کشورهای اروپایی بسیار عالی بود. یعنی روسای کشورهای اروپایی مسابقه می گذاشتند که یا به ایران بیایند و یا آقای خاتمی را به آنجا دعوت کنند.
* آقای احمدی نژاد اخیرا گفته اند که بدترین روز زندگی من روزی بود که آقای خاتمی به پاریس و کاخ الیزه رفته بود و ژاک شیراک حتی برای استقبال از او به پایین پله ها نیامد.
**‌ ایشان خلاف واقع گفتند. چون وقتی که ایشان مطرح کردند که ژاک شیراک از پله ها پایین نیامد عکس های آن دیدار چاپ شد. ببینید این هم مانند خیلی دیگر از حرف های آقای احمدی نژاد چه در زمینه سیاست خارجی و چه در زمینه اقتصادی که خیلی دقیق نیست و آمار و ارقامی که داده می شود مطابق واقع نیست این قضیه هم که ایشان مطرح کرد مطابق واقع نبود.
* در حال حاضر رابطه ایران با کشورهای عربی را نسبت به چهار سال پیش چگونه ارزیابی می کنید؟
** در زمان آقای خاتمی ایشان دوبار به عربستان رفت و هم ملک عبدالله به ایران آمد و اصلاهمکاری ایران و عربستان باعث شد که نه تنها ایران رابطه خوبی با کشورهای عرب منطقه پیدا کرد که باعث افزایش قیمت نفت هم شد. یعنی در آن زمان قیمت نفت 8-9 دلار بود که وقتی رابطه خوب شد توافق ایران و عربستان باعث توافق در اوپک شد و از آنجا به بعد قیمت نفت افزایش پیدا کرد. من یک خاطره را برای شما بگویم. سفری با آقای خاتمی به عربستان داشتیم. خب سعودالفیصل یک شاهزاده است که حدود 30 سال است وزیر خارجه عربستان است. ایشان آدم بسیار موقعیت داری است. ما در محلی که مستقر بودیم دیدیم که ایشان یک چیزی دستش بود و در حال گشت زدن بود. از ایشان که سوال کردیم، دیدیم ایشان عکس آقای خاتمی را آورده و می گوید من خواهش می کنم این عکس را بدهید آقای خاتمی امضا کند و برای من برگردانید. این وزیر خارجه عربستان بود. آن وقت این آقای سعودالفیصل که آقای مودبی هم هست و دیپلمات با تجربه ای هم هست در اجلاس اخیر شرم الشیخ می گوید که همه کشورهای عربی باید علیه ایران بسیج شوند. اردن بحث هلال شیعی را مطرح می کند و بعد همه اینها هم حمایت می کنند. همین الان کشور سوریه که هم پیمان استراتژیک ما هم هست آخرین بار شخص بشار اسد ، رئیس جمهور سوریه در ارتباط با جزایر از امارات حمایت کرد و در این اختلاف آخری که بین ایران و بحرین به وجود آمد بشار اسد از بحرین حمایت کرد. این الان وضعیت رابطه ایران است با کشور های عربی. اگر اینها به اوج رسیدن است که خب نظر آقای احمدی نژاد است. در آن زمان همه این کشورها دوست صمیمی ایران بودند و با یکدیگر وارد همکاری های اقتصادی، سیاسی و امنیتی شده بودند. چهاربار آقای احمدی نژاد رفته عربستان. اما ملک عبدالله گفته که من غیر ممکن است پایم را در ایران بگذارم. چرا؟
* ملک عبدالله این را گفته است؟
** بله . بله، حتی آقای احمدی نژاد پیغام داده که من چهار بار است که آمده ام شما چرا نمی آیید؟. به خاطر عملکرد ایشان بوده است. این اوج است؟ اگر چهار بیانیه و قطعنامه تحریم گرفتن و منزوی شدن ایران در جامعه بین الملل اینها اوج است که خب بحث دیگری است. هنوز که هنوز است آثار این قطعنامه ها در اقتصاد کشور وجود دارد و هر کسی در بخش کاری خودش این را می داند.
* ممکن است که خیلی ها بگویند که قبلاهم تحریم بود و این مساله متعلق به سال های اخیر نیست.
** تحریم دو مساله است. یکی آمریکا به طور یکجانبه تحریم می کرد. اما آقای احمدی نژاد باعث شد ایران تحریم بین المللی بشود. یعنی سازمان ملل ایران را تحریم کند. وقتی سازمان ملل تحریم می کند یعنی همه کشورهای جهان موظف به تحریم ایران و اجرای آن هستند. این یعنی انزوای سیاسی و انزوای سیاسی مقدمه از دست دادن مشروعیت بین المللی است و این مقدمه تهدید امنیتی است. ایجاد تهدید برای ایران در اوج بودن سیاست خارجی است؟ من واقعا نمی دانم ایشان یا درک درستی از سیاست خارجی ندارد که این حرف ها را می زند یا اینکه می داند و فکر می کند که مردم عوام هستند و می گوید حالاما می گوییم آنها که نمی فهمند. ولی متخصصانی که ورود دارند به قضیه می دانند که روز به روز سیاست خارجی ایشان در واقع نتیجه عکسی را می دهد که ایشان مطرح می کنند.
* ایران در دوره آقای احمدی نژاد برای اولین بار در نشست شورای همکاری خلیج فارس شرکت کرد. این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید. در حالی که در آن نشست تابلویی نصب بود که از عبارت جعلی خلیج عربی در آن استفاده شده بود.
** من خیلی راجع به این موضوع صحبت کردم و قصد ندارم خیلی تکراری صحبت بکنم ولی ایشان اولین باری که قصد داشتند به امارات بروند بنده هم گفتم و هم نوشتم که رئیس جمهور ایران طبق قانون اساسی حافظ مرز ها و تمامیت ارضی کشور است و رئیس جمهور تا زمانی که مساله حل نشده نباید به کشوری برود که ادعای ارضی نسبت به ایران دارد. حداکثر باید در سطح وزیر خارجه به این کشور سفر کرد اما متاسفانه به این مساله توجه نشد. چند هفته پس از اینکه ایشان از امارات بازگشتند امارات دوباره ادعا های خود را مطرح کرد.
* در جریان سفر به امارات آقای احمدی نژاد صحبت هایی درباره مصر هم کرده بودند.
** بله. ایشان شتاب زده در مورد مصر هم صحبت هایی کردند و گفتند ایران آماده است در مدت 24 ساعت سفارتخانه اش را در قاهره بازگشایی کند. اینها همانطور که عرض کردم یا نشان دهنده عدم شناخت در مورد سیاست خارجی است یا اینکه اگر عدم شناخت نیست نمی دانم واقعا نام آن را چه باید گذاشت. بحث تمامیت ارضی کشور است، بحث نام خلیج فارس، بحث جزایر اینها بحث های مهمی است. من به شما بگویم تمامیت ارضی کشور یعنی ایران به اندازه نظام جمهوری اسلامی ایران مهم است. چون اگر ایران نباشد که نظامی مطرح نیست، اگر سرزمین نباشد که حکومت مطرح نیست. و خیلی ایشان نسبت به این قضیه بی توجه است و حساس نیست. این هم لابد از همان اوج هایی است که مطرح کرده اند.
* اجازه بدهید درباره روابط ایران و آمریکا چند سوال را از شما مطرح کنم. به نظر شما در این صد و چند روزی که آقای اوباما در آمریکا روی کار آمده اند واقعا تغییر عملی در سیاست های آمریکا نسبت به ایران دیده شده یا نه؟
**‌ببینید تغییر عملی که نه. بهتر است بگوییم تغییر گفتاری ایجاد شده. یعنی ادبیات تغییر کرده است. خب ایشان در نوروز پیام فرستاد. نسبت به جورج بوش خیلی مثبت تر با ایران صحبت کرد. این را مطرح کرد به نظر من سیاست آمریکا در 30 سال گذشته اشتباه بوده، این نکته مهمی است. اگر چه در 30 سال گذشته بعضی وقت ها آمریکایی ها Regime Change یا همان تغییر نظام را مطرح می کردند و بعضی وقت ها هم مطرح نمی کردند، ولی همیشه در ذهنشان بود. وقتی که ایشان مطرح می کند که به نظر من در 30 سال گذشته سیاست آمریکا اشتباه بوده یعنی اینکه بحث تغییر رژیم از استراتژی کار خارج است. این باید در عمل و حسن نیت آنها دیده شود و لذا معتقدم هر مقدار که آنها گام مثبت برداشتند ما هم به همان مقدار باید گام برداریم. اگر آنها ادبیات شان ادبیات مثبتی است ما هم ادبیاتمان را تغییر دهیم.
* اعلام شده است که بعد از انتخابات مذاکرات ایران با پنج به علاوه یک آغاز خواهد شد. به نظر شما ایران باید چه سیاستی را در مورد پنج به علاوه یک در دولت آینده، حالاهر دولتی که روی کار بیاید، اتخاذ کند؟
** ببینید سیاستی که هم ما معتقد به آن هستیم و هم آقای موسوی آن را در مصاحبه هایشان مطرح کرده اند این است که اولاایران چون عضو NPT – پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای- است، بر طبق ضوابط NPT و آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارد. این حقی است که آنها هم آن را به رسمیت شناخته اند. ما هم در واقع همین را می خواهیم و می خواهیم که از این حق محروم نباشیم چنانکه همه کشورهای عضو NPT دارای این حق هستند. در مقابل آنها مطرح می کنند که ممکن است برنامه های هسته ای ایران به سمت سلاح های هسته ای منحرف شود. خب ما می توانیم بنشینیم و مذاکره کنیم و این مسائل هم به مرور زمان حل شود چرا که هیچ کس در ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست. فتوای رهبری هم می فرماید که تولید، انباشت و استفاده از سلاح هسته ای حرام است. این فتوای فقهی ایشان است. ایشان همچنین فرموده اند که سلاح هسته ای در دکترین دفاعی ما جایگاهی ندارد. بقیه کارگزاران نظام هم چنین چیزی را گفته اند. خب می شود با آژانس و پنج به علاوه یک بنشینیم و بحث کنیم. همه فعالیت های ما هم تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی است. این مسائل به مرور زمان حل می شود و فقط به زمان نیاز دارد.
* اما در این میان مساله ای به نام اسرائیل پیش می آید. یعنی آمریکا نشان داده است که در بسیاری از موارد منافع اسرائیل را حتی بر منافع ملی خودش هم ترجیح می دهد. مساله ای که اینجا مطرح می شود مساله سلاح نیست. مساله اصل فناوری هسته ای است. یعنی همه می دانند که بحث سلاح فقط بهانه است. آنها می دانند که ایران به صرف داشتن فناوری غنی سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی می تواند توازن قوا را در منطقه به نفع خودش و به ضرر اسرائیل به هم بزند و در آن شرایط ایران به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل خواهد شد. می خواهم بدانم در این شرایط ایران برنامه های هسته ای اش را پیگیری می کند امکان همکاری و مذاکره با آمریکا وجود خواهد داشت یا نه؟
** این دو خیلی با هم متفاوت است. یعنی استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و استفاده تسلیحاتی.
* منظورم این است که ایران مانند ژاپن با اینکه سلاح ندارد اما توانایی ساخت آن را دارد. صرف داشتن این تکنولوژی برای آمریکا و اسرائیل بازدارنده است.
** نه اینگونه نیست. اورانیوم برای کار صلح آمیز درصد غنی شدنش بیش از 5-6 درصد نیست. در صورتی که اورانیومی که برای بمب به کار می رود 90 درصد به بالاخواهد بود.
اما اگر ایران چرخه کامل سوخت هسته ای را داشته باشد صرف داشتن این فناوری می تواند بازدارنده و برهم زننده توازن قوا در منطقه به نفع ایران و به ضرر اسرائیل باشد و این موضوع است که آنها را نگران می کند.
این را آنها حق ندارند بگویند. ببینید؛ سلاح هسته ای بهانه است و آنها حق ندارند که تکنولوژی را از ما بگیرند و طبیعتا ایران هم این موضوع را نمی پذیرد. اما NPT پذیرفته است که کشوری نباید به سمت سلاح هسته ای پیش برود و ما هم قصد ساخت آن را نداریم. حالااین چگونه ثابت می شود؛ عرض کردم حسن نیت لازم است برای همین بود که در چارچوب مذاکرات با آژانس، در چارچوب مذاکره با پنج به علاوه یک هم آمریکا قرار است شرکت کند و البته پیش تر به جز یکبار در آن مذاکرات شرکت کرد. اینکه آنها بخواهند ایران را از انرژی هسته ای صلح آمیز محروم کنند این حق را ندارند ما هم نمی پذیریم. اما اینکه به طرف سلاح هسته ای حرکت نکنیم این را ایران نمی خواهد و می تواند اعتمادسازی هم بکند و فعالیت های هسته ای ایران هم تحت نظارت آژانس باشد.
* دولت آینده، حالاهر دولتی که می خواهد باشد در قبال پیشنهاد آمریکا برای مذاکره با ایران بدون پیش شرط چه واکنشی باید نشان دهد و نظر شما در این مورد چیست؟ شما تصور کنید که وزیر امور خارجه دولت بعدی ایران هستید و به شما پیشنهاد می دهند که ما آماده مذاکرات بدون پیش شرط با ایران هستیم. شما چه واکنشی به این پیشنهاد نشان خواهید داد؟
** وقتی بدون پیش شرط باشد، مساله ای نیست. یعنی بدون پیش شرط هیچ مشکلی ندارد. اما شما وقتی که بعد از 30 سال می خواهید وارد مذاکره شوید، طبیعتا مذاکرات طولانی درازمدت خواهید داشت چون هزاران مشکل بین دو کشور در این 30سال بوده است و این به جز ماجراهای پیش از انقلاب و اتفاقات شاه و مصدق و ماجراهای دیگر است. می گویند بزرگ ترین عامل ضددموکراسی در ایران آمریکا بوده است و وقتی کودتای 28 مرداد انجام شد چندین دهه حاکمیت دموکراسی را در ایران به تاخیر انداخت و این اقدام را آمریکایی انجام داد که پرچم دار دموکراسی در جهان است. ولی به هر حال باید یک مقدار هم حسن نیت هایی در صحنه عمل دیده شود و مذاکراتی آغاز شود. یعنی ببینید اساسا اطمینانی وجود ندارد، ایران یکی دو بار با آمریکا همکاری کرده و بعد آمریکا عکس العمل های بسیار بدی داشته است. البته این جورج بوش کم عقل بود که آمد بحث محور شرارت را بعد از ماجرای همکاری ایران در افغانستان مطرح کرد. اوباما نشان داده که بهتر از آن است ولی بالاخره باید یک جوری باشد که ایران مطمئن باشد. ایران مار گزیده است و باید اطمینان پیدا کند که وارد یک فاز جدیدی می شود برای همکاری نه سو ءاستفاده.
* خیلی ها پیش بینی می کنند که انتخابات در لبنان با پیروزی حزب الله و هشت مارس پایان خواهد یافت. پیروزی حزب الله و متحدانش در انتخابات لبنان چه پیامد هایی خواهد داشت و واکنش آمریکا نسبت به پیروزی حزب الله و تشکیل دولتی که حزب الله ومتحدانش در آن اکثریت داشته باشند چه خواهد بود؟
** سفر اخیر جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا به لبنان در چارچوب همان چیزی است که شما می گویید. یعنی آمریکایی ها هم به این نتیجه رسیدند که احتمال اینکه معارضه، اکثریت پارلمانی را به دست بیاورند هست که خب طبیعتا در دولت آینده نقشی خواهند داشت. دولت لبنان یک دولت توافقی است یعنی باید از میان سنی ها، مسیحیان، شیعیان و دروزی ها نماینده داشته باشند. بنابر این خیلی از صاحب نظر ها این نظر را دارند که احتمال اینکه معارضه اکثریت پارلمانی را به دست بیاورد، هست. البته سخنرانی هایی که آقای سید حسن نصر الله انجام داده خیلی سخنرانی های عاقلانه ای بوده است و گفته دولتی که ما تشکیل خواهیم داد همه را پوشش خواهد داد و هیچ کس را محروم نخواهیم کرد؛ چرا که آنها شناخت دارند نسبت به ساختار قدرت در کشور خودشان. در نقطه مقابل اما سعدحریری گفته که اگر ما اکثریت را به دست نیاوریم اصلادر دولت شرکت نخواهیم کرد و چنین صحبت هایی کرده که من دلیل آن را نمی دانم. این در حالی است که از این طرف پیام همکاری و دولت وحدت ملی مطرح است اما از آن طرف چنین پیام هایی می رسد. البته شاید نتوانند در صحنه عمل همچنین چیزی را که می گویند عملی هم بکنند ولی بالاخره حالاگفته شده. آمریکا مجبور است با آن دولت کنار بیاید. کاری نمی تواند بکند.
* خیلی ها بر این باورند که سفر بایدن به لبنان برای حمایت از گروه 14 مارس بود. البته بایدن بعدها اعلام کرد که قصد دخالت در امور لبنان را نداشته و فقط با سران لبنان دیدار داشته است. می خواستم ببینیم سیاست خارجی اوباما در صورتی که گروه 8 مارس به قدرت برسد چه تغییری خواهد کرد.
** اشتباه نکنید. هشت مارس اگر به قدرت برسد معنایش این نیست که دولت بشود دولت هشت مارس. یعنی توافقی است و معنایش این نیست که از گروه مقابل هیچ کس در کابینه نیست. ببینید الان انگلیس بحث مذاکره با حزب الله را مطرح کرده و می گوید که ما باید با حزب الله مذاکره کنیم. خب انگلیس هم سیاست پیچیده تری نسبت به آمریکا دارد و می داند که حزب الله یک قدرت در صحنه سیاسی لبنان است نه فقط در بحث مقاومت و مبارزه با اسرائیل. ضمن اینکه حزب الله تنها نیست و ائتلاف هم وجود دارد. یعنی ائتلاف هست، امل هست، جریان آزاد مسیحی میشل عون هست، تعدادی از شخصیت های سنی هستند. در مقابل هم گروه های مختلفی هستند، یعنی بخشی از مسیحیت، بخشی از سنی ها حتی بخشی از دروزی ها هستند. اینها ائتلاف هستند که به مجموعشان معارضه می گویند. اوباما سرانجام فکر می کند حتی اگر بخواهد هم نمی تواند دست اندازی بکند و باید کنار بیاید با آنها.
* به نظر شما معادلات منطقه ای در صورت پیروزی ائتلاف حزب الله و هم پیمانانش تا چه حد به نفع ایران و سوریه و به ضرر عربستان، مصر و اردن بر هم خواهد خورد؟ و این چه پیامد های احتمالی خواهد داشت؟
** ببینید بالاخره اینکه دوستان ایران در آنجا پیروز شوند به هرحال اعتبار ایران را افزایش خواهد داد. موقعیت ایران و سوریه بیشتر تثبیت می شود و آنها هم بیشتر متوجه خواهند شد که باید این نیرو را بیشتر به رسمیت بشناسند. چه مصر، چه عربستان و چه کسانی که در نقطه مقابل هم خیلی سرمایه گذاری کردند. البته خیلی تحول بزرگی رخ نخواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات