* اوباما و نتانیاهو در واشنگتن ملاقات کردند، بسیارى در انتظار نوعى مجادله دیپلماتیک بین این دو بر سر اختلافات موجود بودند. از ظاهر این ملاقات چه دستگیرتان شد؟
** هیچ کس نمى تواند منکر اختلاف نظر جدى نخست وزیر اسراییل و رئیس جمهور آمریکا در بحث صلح خاورمیانه شود. مذاکرات چند هفته گذشته جرج میچل با مقامات اسراییل از پیش، کارشناسان را به این جمع بندى رسانده بود که ملاقات اوباما- نتانیاهو مى تواند حواشى بسیارى داشته باشد.
* و این حواشى چه بود؟
** دو طرف درباره نحوه دستیابى به صلح در خاورمیانه با یکدیگر اختلاف نظر دارند. اوباما، تنها راه دستیابى به صلح پایدار بین دو طرف را دو کشور مستقل مى داند در حالى که نتانیاهو، شرایط را براى استقرار دولت مستقل فلسطینى مناسب نمى داند که البته دلایل آن نیز آشکار است.
از طرف دیگر، اوباما شهرک سازى را عامل اصلى توقف روند دستیابى به صلح عنوان مى کند در حالى که نتانیاهو توقف کامل شهرک سازى با توجه به رشد جمعیت در اراضى اشغالى را غیر ممکن عنوان کرده است. همچنین نتانیاهو، ایران و برنامه هسته اى این کشور را تهدیدى جدى براى خود مى داند و از واشنگتن انتظار دارد پیش از هر درخواستى ابتدا به این نگرانى بپردازد.
* و به عقیده شما، اوباما این بهانه را خواهد پذیرفت؟
** فکر نمى کنم. اوباما معتقد است مى تواند هر دو موضوع را به طور موازى پیگیرى نماید و هیچکدام بر دیگرى اولویت ندارد.
* نتیجه این ملاقات را مى توان مثبت ارزیابى کرد؟
** فکر مى کنم از این منظر که این دو سیاستمدار با یکدیگر ملاقات داشتند و نظرات خود را به طور مستقیم با یکدیگر در جریان گذاردند، خود نکته اى مثبت است. اما فکر مى کنم براى نتیجه گیرى درباره نتیجه این ملاقات و مذاکرات انجام شده اندکى زود باشد. باید موارد مطرح شده توسط دو طرف در جلسات خصوصى بطور کامل تحلیل و رمزگشایى شود تا در نهایت منظور واقعى از جملات و حتى کلمات استخراج شود.
* به جرج میچل اشاره کردید. فکر مى کنم در حدود ۴ ماه است که او با مقامات اسراییل مذاکره مى کند اما تاکنون به نتیجه اى قابل تامل دست نیافته است. درست مى گویم؟
** البته در دفاع از جرج میچل باید بگویم، این سناتور سابق ۴ ماه نیست که مذاکره مى کند و باید زمان دقیق را از استقرار دولت جدید در اسراییل محاسبه کرد. کسى نمى دانست دیدگاه هاى دولت جدید در آمریکا چیست و همین طور در اسراییل. بنابراین باید به آنها زمان داد.
* یعنى با محاسبه شما مى توان تا ۴ سال آینده به نتیجه اى درخور امیدوار بود؟
** باید دید دو طرف مى توانند مذاکراتى مثبت را سامان دهى کنند. من شخصا به نتیجه اى مناسب در سال ۲۰۰۹ امیدوارم.
* موانع چه مى تواند باشد؟
** وقتى اسراییل از جنوب لبنان عقب نشینى کرد، حزب الله کنترل منطقه را بر عهده گرفت و اقداماتى انجام داد که مورد اختلاف من و شماست. (اشاره به اقدامات تروریستى) از سوى دیگر زمانى که اسراییل از غزه خارج شد، حماس استقرار یافت و یکى دیگر از موارد اختلاف من و شما شکل گرفت. بنابراین نمى توان انتظار عقب نشینى از کرانه باخترى را از اسراییل داشت تا زمانى که مطمئن نشویم با این خروج در ساحل غربى رود اردن، قانون و نظم حکمفرما خواهد شد. هیچکس نمى تواند امروز این تضمین را ارائه دهد.
* فکر مى کنید دو روند «جنگ جمعیتى» و «شهرک سازى» مى تواند مشکلات اسراییل را حل کند؟
** به شکلى که جمعیت در این منطقه در حال رشد است فکر مى کنم اسراییل مجبور خواهد بود خود را از کرانه باخترى -که قرار است روزى به فلسطین تعلق داشته باشد- بیرون بکشد. مى دانیم که رشد جمعیتى فلسطینیان بیشتر از اسراییلى هاست و اگر قرار باشد این دو جمعیت در یک جا اسکان داده شوند، دیگر کشورى یکدست یهودى نخواهیم داشت که اساس اولیه اسراییل است.
فکر مى کنم تغییراتى در دیدگاه اسراییل طى چند سال گذشته ایجاد شده باشد، منظورم تشکیل دولت مستقل فلسطینى است که براى نخستین بار در زمان نخست وزیرى آریل شارون شکل گرفت. اینکه فلسطین باید موجودیتى مستقل از اسراییل داشته باشد و اسراییل نیز باید کرانه باخترى را ترک کند. اما در مورد شهرک سازى اوضاع چندان تغییرى نکرده است.
* نظراتى دایر بر نگرانى جامعه یهودیان از رویکردهاى دولت اوباما در قبال خاورمیانه وجود دارد. تا چه اندازه این گمانه زنى ها را جدى ارزیابى مى کنید؟
** جامعه یهودیان اسراییل همیشه نگران این بوده اند که چه کسى درآمریکا در مسند قدرت مى نشیند. همیشه این نگرانى وجود داشته است که سیاست هاى دولت جدید در آمریکا در قبال اسراییل چگونه خواهد بود. اگرچه زمزمه هایى از اختلاف نظر در برخى حوزه هاى مهم به گوش مى رسد اما فکر مى کنم هنوز بسیارى از پست هاى کلیدى در دولت خالى است.باید منتظر ماند و دید چه افرادى با چه دیدگاه هایى سر کار مى آیند.