تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۷۹۷۹
پارادایم نوین علمی با اعتقاد به دین جهانی میسر است

مهندسی جهانی، دین جهانی و جهانی شدن


دکتر احسان‌الله محمدی
رابطه مهندسی جهانی با دین جهانی، برای بسیاری از پژوهشگران دینی و علمی به سهولت میسر نیست، زیرا، این رابطه باید مستند به مطالب حقیقی الهی و علمی باشد که خود، جستجوی علمی و دینی، فردی و آزاد را، اولین وظیفه هر فرد علمی و دینی واقعی می داند. به هم این جهت، برای پژوهشگران، قراردادن این دو اصل، در مقابل یکدیگر، موجب ایجاد تضادی گردیده که تبعیت از مهندسی علمی جهانی، اصل دیگر یعنی دین جهانی (عهد و میثاق الهی) را، تحت الشعاع قرار می دهد. پژوهشگرانی که برای مطالعه فضای نوین جهانی شدن، خود را به سلاح تحصیلات آکادمیک مجهز می نمایند و برای وصول به هدف و آرمان خود، این حرکت را کافی و لازم می دانند، پیوسته خود را با مشکل اساسی دین جهانی (عهد و میثاق الهی) مواجه می یابند. اشکالی که افراد پژوهشگر دقیقا در رابطه با فضای جهانی شدن، با آن روبرو هستند، این است که در حال حاضر، پژوهش در محدوده مهندسی علمی دانشگاهی، مستلزم مراجعه به آثار و تحقیق در فریم مشخص مبتنی بر اصول علمی شناخته شده امروز آکادمیک است، بنابراین درک روشنی از مشخصه دین جهانی (عهد و میثاق الهی) در فضای جهانی، نخواهند داشت، مگر اینکه مهندسی علمی جهانی برای اینکه درک روشنی از موقعیت ادبیات دین جهانی در فضای جهانی شدن (GLOBALI ZATION) داشته باشد، موارد ذیل را باید، مورد بررسی دقیق قرار دهد؛
1- اهمیت اتخاذ متدولوژی صحیح در کسب دانش دانشگاهی و دانش دینی در فضای جهانی،
2- توجه تام به تحقیقات دینی و مهندسی علمی دانشگاهی و تطابق وتوافق هر دو در فضای جهانی
3- توجه به مفاهیم متشابهات دینی، در فضای جهانی (متافور)
4- تجزیه و تحلیل محصولات حقیقی مهندسی علمی و میثاق حقیقی الهی برای انتخاب دین حقیقی الهی در فضای جهانی
5- توجه رفتار و استانداردهای اخلاق علمی و اخلاق دینی، توسط پژوهشگران، برای باور و اعتقاد به فضای حقیقی جهانی شدن (GLOBALI ZATION)
این پژوهش با اتخاذ روش علمی و استقلال نظری در خصوص مهندسی علمی جهانی دانشگاهی که مایه گزاره اصلی این پژوهش است، سریعا به سراغ مبانی 3 گانه مهندسی علمی جهانی دانشگاهی می رود، مهندسی علمی جهانی دانشگاهی در فضای سه الگوی متلاطم و نامتلاطم، الگوی باستانی، الگوی حال، الگوی آرمانی زندگی می کند، الگوی باستانی یا آرکیوتایپ، که شروع حرکت مکان و زمان و تاریخ گذشته را در بر دارد، الگوی حال یا پوروتوتایپ، که وضعیت فعلی را برای فرد و جامعه ترسیم می کند و الگوی آرمانی یا ایده آل تایپ، که وضعیت آینده را برای فرد و جامعه، نمایش می دهد. بنابراین مهندسی علمی جهانی دانشگاهی، عبارت از وحدت ناگسستنی 3 اصل «خصلت معنوی هستی»، «هوشیاری تاریخی»، «دیدگاه جهانشمولی» است که در فضای جهانی شدن با توجه به 3 الگوی آرکیو، پوروتو و ایده آل تایپ حرکت خود را دنبال می نماید.
1- «خصلت معنوی هستی»، ناشی از اولین کرایتر مهندسی علمی جهانی دانشگاهی
شالوده جهان بینی مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی بر تعبیری معنوی (ذهنی) از هستی، استوار است و این تعبیر ذهنی (معنوی)، وجود پیش ذهن تمامی دیگر اصول مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی است. جهانی که اینک خود را در آن می یابیم، جهانی است که یا از طریق جهان بینی مادی افراطی، ممسوخ گردیده و با آنکه از بیماری مزمن سنت پرستی عادتی افراطی بدون تغییر شبه دینی، مسموم شده است. این دوجهان بینی، اگر چه در تضاد با یکدیگر قرار دارند، اما از بسیاری جهات، با یکدیگر شباهت هم دارند، سنت پرستی افراطی شبه دینی، از روح خلاق و نو آوری دین حقیقی، یعنی ازعرفان و الهام حقیقی و نباض، غفلت کرده و دین را به امری خشک و ایستا و راکد و قشری مبدل کرده است و به جای تکامل و عدالت به تشویق قهر و خشونت و نفرت و ناشکیبایی همت می نماید و فرهنگ جهان بینی مادی افراطی نیز، با طرد حقایق معنوی و جنبه معنوی هستی انسان و جامعه هر چه بیشتر از ارزش ها و شرف راستین انسانی، می کاهد و خود را عاری می کند و نسبیت گرایی اخلاقی را تشویق می نماید و همین نسبیت گرایی اخلاقی در نهایت به ستایش و پرستش قدرت بیشتر مادی پرداخته و ضمن رد فرهنگ ایثار (باور حقوق برای دیگران) مجموعه ای از غرایز اتومات ماشینی اقتصادی اجتماعی ومجسمه ای از غرایز لذت بخش جنسی را به عنوان همه لذت واقعیت به نمایش می گذارد و سرانجام مفهوم شکوهمند انسان را به عنوان صورت و مثال الهی و خلیفه خداوندی، به باد تمسخر می گیرد وتعجبی ندارد که در چنین حیطه ای، هزاران دشواری اخلاقی را به وجود آورده اند و فرد و جامعه و طبیعت، بیگانه از هم و بیگانه تر از دیروز به امروز می رسند. واکنش شبه دینی افراطی، نیز به این انحطاط اخلاقی فرهنگی از طریق دیگر، دامن می زند و با تکیه بر اعتقادات جزئی پوسیده، به نفرت فرد و جامعه و تشویق به خشونت و ترویج ناشکیبایی، تلاش مضاعف می کنند. مهندسی علمی نوین دانشگاهی جهانی به ماهیت ذهنی هستی و خصلت روحانی انسان، تاکید کرده و در آن واحد، تعبیر مادی هستی و بنیادگرایی شبه دینی افراطی را نیز مردود می سازد، تمامیت هستی را به عنوان آیینه ای از اسماء و صفات الهی می داند و همه چیز را، مظاهر تقدس الهی می شمارد، به انسان، به طبیعت، به عنوان جمال و کمال الهی نظر می کند و در همه چیز، چهره محبوب حقیقی الهی، را تماشا می کند.
مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی، رویکرد محبت و عشق را، رویکرد زیبای فرد فرد انسان ها می داند، وستیز و جدال را به عرفان حقی و صلح جهانی قابل تبدیل، در نظر می گیرد و عرفان، عشق، و عمل را مثلث مقدس حیطه مهندسی علمی جهانی نوین دانشگاهی، قلمداد می کند و با باور و اعتقاد به این مثلث، راهگشای فضای «جهانی شدن» می شود.
2- «اصل هوشیاری تاریخی» ناشی از دومین کرایتر مهندسی علمی جهانی نوین دانشگاهی
مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی، معمولااز آزادی بیان، از آزادی حقوق، از مردمسالاری سخن می گوید و هراسی هم ندارد، چرا که تحول های اجتماعی و تاریخی را مورد قبول قرار می دهد و اعلام می کند که اگر چه ذات الهی، ازلی و غیر قابل تغییر است، اما تجلی این حقیقت ازلی، در حیطه زندگی، در فضای حادث تاریخی، به ناچار امری مشروط و پی درپی و تغییرپذیر است.
بدین ترتیب که همان گونه، که فیض معنوی، در همه اشیاء در همه دوره زندگی، در هر لحظه ابداع و تجدید می گردد و تعطیلی و بن بستی، برای فیض معنوی نیست، به همین جهت، در ابعاد وسیع فرد و جامعه، در عالم امکان نیز، موجوداتی پویا و تاریخی (دینامیک) هستند، نهادهای اجتماعی فرهنگی، پدیدارهای متغییر و متحول و متکامل می باشند، تاکید دومین کرایتر مهندسی علمی جهانی دانشگاهی بر این است که: هدایت معنوی، امری تاریخی و دینامیک و مترقی است.
3- «اصل جهانشمولی»، ناشی از سومین کرایتر مهندسی علمی جهانی نوین دانشگاهی
اصل جهانشمولی، اصل وحدت و اتحاد و همبستگی انسانی و امنیت فراگیر و تفاهم با دیگران و صلح بین انسانی است، وحدت 3 اصل «تغییر فراگیری معنوی هستی، هوشیاری تاریخی، جهانشمولی» ویژگی های منحصر به فرد مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی را تشکیل می دهد.
مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی با توجه به باورهای اعتقادهای خویش روی تمرکز 3 اصل یاد شده، از لزوم «محبت بین همه انسان ها» صرف نظر از جنسیت، ملیت، قومیت، نژاد، زبان، اعتقادات دینی، به شدت پافشاری می نماید، اینک جامعه های بومی (همانند ایران) هستند که سریعا می توانند در سایه اصول سه گانه مهندسی علمی جهانی دانشگاهی نوین به صلح و آرامش و ارتباط و اتحاد میان همه انسان ها، بهتر دستیابی داشته باشند، بنابراین هنگامی که به متن مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی، نگاه تعمقی می کنیم جهات امتیازات آن را در پنج نکته و در یک نتیجه گیری خلاصه وار متمرکز، می یابیم5 ! نکته امتیازی آن شامل این موارد است:
الف- ایجاد وسایل نوین اتصال و ارتباطی که اینک تمامی قطعات جهان را حکم یک قطعه نموده است پس اصول و مبادی 3 کرایتر مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی را می پذیرد.
ب- افزونی سیرو سفر و گردشگری چه در جهان امکان و چه در دنیای مجازی (ITوICT) اختلاط و تبادل افکار با جمیع انسان ها را، میسر نموده است و باز اصول و مبادی 3 گانه مهندسی نوین علمی دانشگاهی جهانی را می پذیرد.
ج- نقش نشریات علمی جهانی آکادمیک مستقل، در اطلاع بر همه امور و افکار جمیع انسان ها، بنابراین مبادی و نظامنامه (by laws) اعتقادی مهندسی علمی جهانی نوین آکادمیک را می پذیرد.
د- نیازها و احتیاج ها جدید ملل و دول به یکدیگر (بهداشتی، تغذیه ای، محیط زیستی و...) بنابراین، مهندسی علمی نوین جهانی دانشگاهی را، می پذیرد.
هـ- شرایط ممکن الوصول بودن دسترسی به وسایل جهانی برای تحقق جهات مادی و معنوی، برای تحقق علمی بنابراین اصول 3 گانه مهندسی که اینک در فضای جهانی شدن در آغاز هزاره سوم، کاملامهیا است را تحقق پذیر ساخته است و آن را می پذیرد.
ارتباطات نوین، گردشگرهای نوین، نشریات و جریان مستقل اطلاعات نوین، احتیاجات نوین، امکانات نوین هر 5 امتیاز، برای مهندسی نوین علمی جهانی دانشگاهی، به صورت اعتقاد و باورهای نوین درآمده است. اما نتایج خلاصه وار متمرکز مهندسی علمی جهانی دانشگاهی شامل این موارد است:
الف: موقعیت جدید مهندسی علمی جهانی آکادمیک با دین جهانی (عهد و میثاق الهی)
ب: موقعیت جدید مهندسی علمی جهانی آکادمیک با نظم جهانی الهی نوین
الف: موقعیت جدید مهندسی علمی جهانی آکادمیک معمولابا تاکید بر روی پارادایم، آغاز می گردد. توماس کوهن، این آغاز را چنین مطرح می نماید که باید با دید تازه ای به جریان های پیشرفته علمی، نگاه کنیم، توماس کوهن تاکید دارد که دانشمندان و پژوهشگران و گروه انسان های علمی، تمامی پیشرفت های علمی خود را از طریق افزودن اصلی به اصل دیگر به وسایل مکانیکی عملی، به دست نمی آورند، بلکه گه گاه به کار خلاصه ای ناگهانی و انفجار آمیز هم باید دست بزنند.
این حرکت را جابه جایی یا پارادایم (PARADIEM) می نامند، در واقع پارادایم، عبارت از اساسی اجتماعی و روش نوین اعتقادی است که در جامعه، متداول می شود و پیوسته بافت های غیر معمول، بر روی هم انباشته می شوند و عاقبت، مهندسی علمی نوین، به عنوان سیستم توضیح دهنده ای جدید به عنوان پارادایم، خود را معرفی می کند و پارادایم، دنیای متغییر نوین را رقم می زند و از استاتیک خود را رهایی می دهد.
پس با وجود تغییرات نوین پارادایم مهندسی علمی، چگونه می توان، مفهوم دین جهانی (عهد و میثاق الهی) را در یک ردیف با پارادایم، قرار داد؟ با حس با عقل و استدلالات منطقی و گزاره های علت و معلول، چگونه؟
دین جهانی (عهد و میثاق الهی)، مسلما، هرگز مانع و رادع جستجوی حقیقت برای انسان ها نیست، دین جهانی، سبب تحرک معنوی بیشتر و تنویر فکر می گردد و مهندسی علمی جهانی نوین را از جریان و نتیجه و جهت مطالعاتش آگاه تر می سازد، بدون چنین استعانتی از حیطه دین جهانی، در فضای جهانی شدن، مهندسی علمی نوین جهانی، موجب خودخواهی و نفس پرستی و خفیف دانستن دیگران خواهد شد، پس مهندسی علمی جهانی نوین می بایست مشوق اخلاق جهانی و هنر جهانی باشد به این طریق «متدولوژی» استفاده از هر دو منبع خواهد بود، چقدر این متدولوژی می تواند کارساز باشند؟!
مهندسی علمی غیر الهی را در نظر بگیرید که به غنای پارادایمی علمی جهانی متمدن، دست یافته و با حرکاتی تحقیرآمیز به اعمال و اظهاراتی می پردازد که دین جهانی (ظهور کامل کمالات الهی) را، از همراهی با مهندسی علمی جهانی نوین، باز دارد، غافل از آنکه، مهندسی نوین علمی جهانی، در عرصه جهانی شدن بر این مطلب تاکید دارد که فهم کلمات الهی و درک ادبیات جهانی معنوی، هیچ دخلی به کسب علم پارادایمی ندارد و این امر منوط به صفای قلب و تزکیه نفوس آکادمیک و فراغت ذهنی آنان خواهد بود.
ب: پارادایم نوین و نظم جهانی الهی:
موقعیت جدید مهندسی علمی جهانی آکادمیک یا پارادایم نوین قادر به تغییر وضع موجود و تبدیل سریع آن به نظم جهانی الهی نخواهد بود. اصولاتصور اینکه تمدن پارادایمی جهانی که معرف بلوغ جمیع نوع بشر است، هرگز از شدت و عظمت تغییراتی که باید در این عصر انتقال در ذهن بشر حاصل شود غافل است و نباید به دام لاف زنی های رویدادهای متعدد و ظاهری موفقیت های موقتی و رفرم های مختصر عملی گرفتار شویم. این توفیقات سریع زمانی تکنولوژی عصر فاسد و عصر مرگباری از جهل فقر و بیماری را به همراه آورده که نمی تواند پاسخگویی نماید، بنابراین دین جهانی به جای تکبر و خودستایی پارادایم نوین عملی جهانی پارادایم را به دو منطق مجهز مینماید.
منطق اول: اگر از دید پارادایم نوین جهانی به وضع جهان در آغاز هزاره سوم نظری بیفکنیم نمی توانیم از این نکته غافل شویم که دیگر نظام های موجود اجتماعی قابل ترمیم و تعمیم نیست و ایجاد تغییرات اساسی و بنیادی و ریشه ای و مدیریت جهانی در تمام جوانب زندگی فردی و جمعی و نیز در همه ساختارها و کارکردهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی موجود ضروری است (نقش دین جهانی ایجاد این تغییرات بنیادی است.)
منطق دوم: اگر از دید پارادایم نوین جهانی به وضع جهان در آغاز هزاره سوم نظری دوباره بیفکنیم شاهد ظلم، بی عدالتی و تشنگی تسکین ناپذیر برای زور طلبی خواهیم بود. طمع و رقابت منطق در نیمی از جهان رسما مورد قبول واقع شده و بر روی آن ایدئولوژی اجتماعی و سیاسی قوی سرمایه داری سودرسان بنا گشته و در نیمه دیگر جهان، همچنان، تنازع انسانی به عنوان کمال مطلوب، اساس بنای ایدئولوژی پنهان چپ ضد دینی اومانیستی سوسیالیستی قرار گرفته است. دراین میان متاسفانه تحت نفوذ و میدان چنین جوامعی است که تنازع مخصوصا به عنوان خصیصه ضروری برای سازمان دادن به فعالیت های اجتماعی شناخته شده و رقابت مطلق همچون اصل اساسی زندگی تلقی گردیده و ذکر می شود که تنها کافی است بیاموزیم، بیاموزیم تا خواست های درونی را در مسیر بیشتری به کار بریم اما دین جهانی منطق دوم را به مهندسی علمی نوین جهانی آکادمیک یا پارادایم نوین می دهد که در تهیه و تنظیم برنامه های جهانی که به نحوی به توسعه مربوط می شود باید نکات مهمه ای را در نظر بگیریم تا شکاف (GAP) موجود رفع و انسجام حیات اجتماعی پدیدار شود:
الف: دین جهانی تاکید دارد که پارادایم علمی نوین، باید از تمایل به عرضه داشتن تک توسعه، مانند تک محصولی برای فروش و تحویل به مردم، اجتناب نماید، توسعه حقیقی، روندی است که باید طی آن استبداد و توانایی عموم مردم در رهبری تغییرات و تحولات و نظارت و کنترل پیشرفت، افزایش یابد، این روند باید به جهانی هدایت شود که ساکنین مناطق بومی مختلف با منابع مادی و ذهنی متفاوت همه با هم بتوانند به طور متساوی اقدامات و حق همکاری را داشته باشند.
ب: دین جهانی تاکید دارد که مشارکت (PARTICIPATION) از لوازم ذاتی تحول، توسعه (Development) می باشد، بدون مکانیسم مشارکت و مشورت مستمر، تحقیقی، صورت نمی گیرد و اگر بدون مشارکت پیش رویم، پروژه ها در گذر از مردم تنها در مجموعه ای از اقداماتی از قبل تعیین گردیده، محصورتر گردیده و دچار تالی فساد، می شود.
ج- دین جهانی تاکید دارد که توسعه حقیقی و مشارکت حقیقی، نیازمند تشکیلات و سازمان های محلی، ملی و جهانی الهی است.
د- دین جهانی تاکید دارد که «یادگیری و دسترسی به دانش و انواع مهارت‌ها» در همراهی با توسعه معنوی و روحانی نوین به کاهش جدایی کنونی (GAP) بین طبقات متجدد و طبقات سنتی، منجر خواهد شد.
هـ- تفکیک و تقسیم بندی زندگی به حوزه های مجزا و مستقل، مانند حوزه مادی، حوزه معنوی، حوزه فردی، حوزه جامعه ای، حوزه تولید، حوزه کیفیت محیط زیستی، حوزه بهداشت، حوزه اوقات فراغت و... اگر چه برنامه ریزی در سطحی خاص برای پارادایم نوین علمی، راحت و مناسب است، اما دین جهانی (عهد و میثاق الهی) زیاده روی در تمرکز روی این حوزه ها را موجب سردرگمی و آشفتگی در آغاز هزاره سوم در فضای جهانی شدن می داند. به جای آنها مجموعه ای از: روندهای جدید باید به کار انداخته شود، روندهای حقیقی تحول و توسعه و تغییر، مانند سازمان دهی حقیقی تولید، بهبود حقیقی مجاری بازاریابی و توزیع و تولید و تطبیق حقیقی تکنولوژی با آن، تعلیم و تربیت کلیه منابع استعدادی انسانی مطابق نیازها و خواست های اجتماعی، تقویت حقیقی موسسات اجتماعی، بخصوص در تصمیم گیری ها و غنی نمودن حقیقی فرهنگ و بهبود خدمات پایه ای و اساسی آموزش و پرورش، بهداشت، کالاو خدمات باید در حیطه اجتماعی حقیقی قرار گیرد، بنابراین فضای جهانی شدن، به نسلی از افراد نوین با ذهنی به خوبی تعلیم یافته و تربیت شده نیاز دارد که خود را خادم عالم انسانی وقف آسایش بشریت نماید و به علاوه به امور از دید ضعفا هم نگریسته شود، از احساسات، از عجزها، از محرومیت ها، از خواست ها، از اهدافشان، غافل نشوند و با استفاده از مهندسی پارادایم علمی توام با تمام فضایل عالیه انسانی دین جهانی، به طور منظم و سیستماتیک به جستجوی استراتژی هایی برای وصول به رفاه و سعادت مادی و معنوی بیشتر و بالاتر نوع بشر بپردازند. استفاده از شرایط پریشان اکثر ایدئولوژی های کنونی محیط های جهانی، به منظور ساختن مدل هایی برای فضایی جهانی، بسیار کمیک خواهد بود. تئوری مطالبات اجتماعی انسانی در محیطی راحت و دور از مردم، اهدای انواع دائم التزاید درجات علمی تحصیلی! در جامعه ای تشنه مدرک، اشغال نمودن صدها مقام و شغل در رشته عموم پسندانه توسعه!، تحقیقات پی درپی روی واژه فقر از دید سرمایه داران اقتصادی مطمئنا همه این اعمال متکبرانه راهی به فضای جهانی شدن را برای مهندسی پارادایم علمی نوین نمی گذارد و تنها اقداماتی قابل قبول است که در ظل هدایت آثار و تعالیم معنوی ادبیات دین جهانی، همراه با مهندسی علمی نوین جهانی، صورت بپذیرد، کوشش هایی که نیازمند یک قالب فکری مفهومی فرا همراه با انگیزه های فراگیر معنوی خواهد بود.
همراهی پارادایم نوین علمی بلوغ دنیا، با اعتقاد و باور به ادبیات دین جهانی، میسر خواهد بود و این چنین باید در فضای جهانی آمادگی را ایجاد کرد و این آمادگی نیاز به زبان سازی مشترک معنایی جهانی دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات