پیشینه روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی
رژیم اشغال گر قدس در نیم قرن گذشته به عنوان مسبب اصلی بحران خاورمیانه همواره در حدی از انزوا و فروبستگی محیط امنیتی پیرامونی قرار داشت است . بنابراین تحت این شرایط رژیم صهیونیستی به منظور فرار از شرایط ناخوشایند سعی در ایجاد روابطی متفاوت و البته راهبردی با کشورهای مختلف منطقه به ویژه دولت های غیرعرب داشته است . این مساله پس از فروپاشی بلوک شرق و تغییر نقش و ماهیت بازیگران و نیز قواعد بازی در عرصه سیاست بین الملل اهمیت افزون تری یافت .
نزدیکی جغرافیایی و تاریخی ترکیه با منطقه عربی خاورمیانه و اشتراکات فرهنگی آن با تمدن اسلامی و نقطه مقابل آن وجود زمامداران لائیک سیاسی و نظامی در این کشور که پیوسته کوشیده اند با برنامه ریزی ها و جهت گیری های خویش هم سویی با جهان غرب را انتخاب کنند موجب شده که ترکیه در قبال رژیم صهیونیستی مواضع متناقضی را در پیش گیرد; به نحوی که دولت آنکارا با وجود مخالفت با تقسیم فلسطین در سال 1326 نخستین کشور اسلامی بود که در 1328 موجودیت رژیم منحوس اسرائیل را به رسمیت شناخت .
پس از به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی توسط ترکیه و عضویت آن در ناتو (1331) روابط دو طرف با انعقاد چندین قرارداد نظامی و بازرگانی رو به گسترش گذاشت . در این راستا نخبگان سیاسی ـ نظامی ترکیه نزدیکی به تل آویو را باعث تقویت و تحکیم امنیت ملی خویش ارزیابی می کردند; زیرا به نظر آن ها چون اعراب دیدگاه دوستانه ای نسبت به ترکیه نداشتند باید با نزدیکی به رژیم صهیونیستی و رژیم پادشاهی ایران به ایجاد موازنه در مقابل اعراب می پرداختند.
اما با عضویت ترکیه در پیمان بغداد (1334) این کشور مجبور به اتخاذ برخی مواضع ضد صهیونیستی شد که از آن جمله می توان به فراخوانی سفیر خود از تل آویو به دنبال تجاوز رژیم صهیونیستی به صحرای سینا در سال 1335 اشاره کرد. این روند تا آن جا ادامه یافت که ترکیه اعلام نمود بندهای نظامی معاهده بغداد در خصوص مساله فلسطین نیز معتبر است و حتی رژیم صهیونیستی را بزرگ ترین تهدید برای صلح و نظم در منطقه خاورمیانه معرفی کرد.
فصل سرد روابط ترکیه ـ رژیم صهیونیستی پس از جنگ شش روزه سال 1346 تداوم یافت و تا اوایل دهه 1360 و روی کار آمدن دولت «تورگوت اوزال» در آنکارا به طول انجامید. گرایش دولت ترکیه به سمت کشورهای عربی جهت تقویت نقش آنکارا در خاورمیانه را می توان عمده ترین دلیل تیرگی روابط دو طرف دانست . اما رویکرد فوق از نیمه دهه 60 دوباره تغییر یافت و دو طرف روابط نزدیکی را در ابعاد تجاری و اطلاعاتی از سر گرفتند . از جمله دلایل این نزدیکی می توان به بالا گرفتن عملیات حزب کارگران کردستان ترکیه (پ .ک .ک) تغییر فضای حاکم بر خاورمیانه کاهش قیمت نفت و جنگ ایران و عراق اشاره کرد.
با فروپاشی شوروی و خاتمه یافتن نظام دو قطبی و با پدیداری نظام نوین که در آن ایالات متحده داعیه رهبری جهانی را داشت ترکیه که جایگاه جغرافیای سیاسی خود را در برنامه ریزی های راهبردی واشنگتن در مخاطره می دید به توسعه هر چه بیشتر روابط خود با رژیم صهیونیستی پرداخت که در این میان قراردادهای نظامی از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
جنگ عراق در سال 1382 و سیاست های رژیم صهیونیستی در شمال عراق روابط دو جانبه را وارد بحران جدیدی کرد چرا که همکاری تل آویو با بخش کردستان عراق به عنوان عامل تهدیدکننده امنیت ملی ترکیه ارزیابی می شد. نمونه بارز اوج تنش دیپلماتیک میان دو طرف موضع دولت ترکیه در قبال ترور شیخ احمد یاسین رهبر معنوی حماس در اسفند 1383 و اندکی پس از آن ترور عبدالعزیز رنتیسی بود که رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه آن را «تروریسم دولتی» نامید و سفیر آنکارا در رژیم صهیونیستی برای مشورت فراخوانده شد.
سال 1384 سرآغاز فصل جدیدی در روابط ترکیه ـ رژیم صهیونیستی به شمار می آید . در دی ماه سال 1383 عبدالله گل وزیر امور خارجه ترکیه به تل آویو سفر و پیش نهاد میانجی گری آنکارا در مناقشه دمشق ـ تل آویو را مطرح کرد.
بهبود روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی پس از مقطع بحرانی دو سال اخیر را می توان به دلیل ایجاد شرایط جدید سیاسی ـ نظامی در خاورمیانه و شکل گیری روابط نوین ترکیه ـ رژیم صهیونیستی قلمداد کرد.
در پاسخ به سفر گل به تل آویو هیئتی بلندپایه از وزارت جنگ رژیم صهیونیستی وارد آنکارا شد که نتیجه آن انعقاد چندین قرارداد نظامی بود. سرانجام در همین سال نخست وزیر ترکیه به سرزمین های اشغالی سفر کرد و دیدارهایی با رئیس رژیم صهیونیستی و آریل شارون نخست وزیر این رژیم و محمود عباس رئیس دولت خودگردان فلسطین داشت .
در این دیدار افزون بر همکاری های نظامی صدور آب به این رژیم و مشارکت در پروژه انتقال گاز روسیه به رژیم اشغال گر قدس نیز بررسی شد.
در سال 1385 ایهود المرت کفیل نخست وزیر رژیم صهیونیستی در آن زمان نسبت به امضای توافقی برای انتقال گاز از روسیه ابراز امیدواری کرد و عنوان داشت که «من اعتقاد دارم که در سال آینده خواهیم توانست توافقی را با آقای پوتین برای عرضه گاز روسیه به تل آویو امضا کرده و سپس از طریق ترکیه و یک خط لوله آن را دریافت کنیم» .
اهداف طرفین
با توجه به سابقه ای که از روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی عنوان گردید می توان اهداف هر یک از دو طرف را در تداوم روابط به صورت زیر عنوان داشت :
ترکیه : ایفای نقش قدرت منطقه ای ; هم کاری امنیتی و تقویت بنیه نظامی و تبادل اطلاعات میان سازمان های اطلاعاتی دو طرف ; مقابله با تهدیدهای یونان و سوریه (با توجه به قرارداد هم کاری نظامی یونان و سوریه در سال 1375); بهره گیری از سرمایه گذاری صاحبان سرمایه رژیم صهیونیستی ; استفاده از هم کاری اطلاعاتی و یا حتی کمک نظامی این رژیم در صورت بروز تعارض ها میان منافع سوریه و عراق با ترکیه در زمینه مسائلی چون آب و کردها; نوسازی سلاح ها و امکانات نظامی توسط رژیم صهیونیستی ; استفاده از لابی یهودی در آمریکا به ویژه در کنگره و دیگر مراکز تصمیم گیری ; خروج از انزوای منطقه ای و صادر کردن بحران های داخلی به بیرون به منظور حل آن ها در یک سطح منطقه ای ; مبارزه منسجم با شورشیان پ .ک .ک ; نگرانی از ائتلاف احتمالی راهبردی در منطقه میان مصر عربستان سعودی سوریه ایران و عراق ; اعمال برتری جویی بر آسیای مرکزی و قفقاز و نظایر آن.
رژیم صهیونیستی : مقابله با جمهوری اسلامی ایران و جنبش های اسلامی منطقه ; افزایش فشار بر سوریه ; استفاده از ترکیه به عنوان دروازه ارتباط با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز; استفاده از منافع امنیتی این رابطه و مقابله با دشمنان مشترک ; دست یابی به منابع آب ترکیه در صورت بروز بحران در سطح منطقه ; تضعیف عراق (که البته با اشغال آن کشور به دست آمریکا و سرنگونی رژیم صدام حسین این هدف دیگر چندان مطرح نیست) و نظایر آن.