محمدعلی مهدویراد
در سالهای آغازین انقلاب اسلامی ایران جمعی از «برادران صفا» و «یاران وفا» گردهم آمدند و با راهنمایی استادان و فرهیختگانی مجله حوزه را رقم زدند. آغازین شماره آن گرامینامه بر پیشانی خود تاریخ آبان 1362 را دارد. این بنده از اولین روزهای شکلگیری اندیشه نشر مجله حوزه و پیش از نشر آن در جمع عزیزان بودم و از سومین شماره آن قلم زدن را آغاز کردم و در تمام شمارهها، نوشتههای کوتاه و بلندی را رقم زدم و گاه در یک شماره بیش از دو نوشته و سالهایی نیز سردبیری آن را به عهده گرفتم (از شماره 18 تا 36). از جمله ویژگیهای برجسته حوزه که گویا جملگی برآنند، نثر جاندار، پرکشش و غالبا استوار و مصر به درستنویسی، استوارنگاری و نثر معیار را توان یاد کرد. مجله حوزه در آن روزگاران شناسنامهای نداشت؛ نه صاحب امتیاز و نه مدیر مسوول، و نه سردبیر. نویسندگان و کوشندگان آن – مشخص بودند – ولی شهره نبودند. به یاد دارم نامه زیبایی، نویسنده بزرگ و ادیب فرزانه خراسان روانشاد خدیو جم را که ضمن برخی از نقد و یادآوریها، تاکید کرده بود بانیان مجله از «پس پرده برآیند» و «رخ بنمایند» تا پس از سالها و دهههایی نویسندگان مجبور به گمانهزنی درباره هویت آن نباشند. بههرحال، مجله حوزه، نشرش، هدفگیری و اندیشه حاکم بر آن، چرایی و چگونگی انتشار آن بدون نام و نشان و تاثیری که در آن روزگاران در بیان و بنان نسل جوان، انقلابی و پیشرو انقلاب بهویژه «حوزههای علمیه» داشت، نیازمند گزارشی است درازدامن و صادقانه با تاکید بر اینکه تمام بانیان آن حتی حروفزن و صفحهآرا یکسر دانشآموخته حوزه بودند.
این بنده از سالیان آغازین طلبگی بسیار کتاب میخواندم و هماره درباره چگونگی آثار مذهبی و میراث مکتوب دینی میاندیشیدم، و از نااستواری، ناهنجاری آن و نیز فقدان اطلاعرسانی دقیق درباره آثار دینی رنج میبردم. سالهای پایانی حضورم در مجله حوزه صفحاتی گشودم که در آن برخی از آثار نشر یافته را معرفی میکردم، اما صفحات مجله محدود بود و آنچه نوشته میشد – که غالبا شناسایی و شناساندن محض بود و نه نقد و تحلیل – در رسیدن به هدفی که برای تحقق آن صفحات یاد شده رقم میخورد بسی اندک بود و ناکارآمد و نارسا. اما برای من معرفی، نقد و گزارش چگونگی آثار مکتوب دینی دلمشغولی بزرگی بود که هرگز آن را در «طاق نسیان» نمینهادم. روزی از روزهای آن روزگاران با دوستم حضرت شیخ مصطفی درایتی – که در آن زمان سرپرستی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم را به عهده داشت – در تهران به دیدار فرزانه روزگار و فرهیخته دانش و بینش و فرهنگ و قلم حضرت سیدمحمد خاتمی که بدان روزگاران وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند، رفتیم. آنچه را بدان میاندیشیدم با آن بزرگوار در میان نهادم. طرح را پسندیدند و تاکید کردند که «اگر به تهران بیایید در وزارت ارشاد امکانات نشر مجلهای بامحتوا و هدف یاد شده را فراهم خواهیم آورد» اما من انفصال از حوزه را نمیپسندیدم و بر نشر آن در حوزه علمیه قم تاکید میورزیدم. در آن جلسه و در گفتوگو با آن بزرگوار به جایی نرسیدم. به هنگام برگشت، آقای درایتی پیشنهاد کردند این طرح را در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم پیاده کنیم؛ در مرکز تحقیقات و مطالعات اسلامی.
باری «بعد اللتیا والتی» بدینجا رسیدیم که این بنده تنی چند از فاضلان اهل قلم و اطلاع، بهویژه آشنا با نشر و نقد مطبوعات را دعوت کنم و برای نشر مجلهای با هدف «نقد کتاب، کتابشناسی و اطلاعرسانی در حوزه فرهنگ اسلامی» رایزنی کنیم. اتاقی در محل مرکز تحقیقات بدین کار اختصاص یافت. ابتدا از حضرات آقایان ابوالفضل شکوری، محمدعلی سلطانی، رضا مختاری، محمدجواد صاحبی برای رایزنی و تشکیل جلسات جهت تنظیم آییننامه و سرفصلهای مجله دعوت کردیم. حضرت آقای صاحبی که در آن روزگاران کیهان اندیشه را منتشر میکردند، بیش از یک جلسه حضور پیدا نکردند. اما دیگر دوستان جلسات را ادامه دادند و پس از بحثهای بسیار، ساختار مجله و بخشهای آن بدین سان و با عناوین ذیل رقم خوردند: سرمقاله، روشها، نگرشی در نگارشها، پژوهشهای در آستانه نشر، بایدهای پژوهشی، تجربهها، مراکز علمی و فرهنگی، تازههای نگارش و نشر، کتابشناسی موضوعی، اخبار.
پس از 6 شماره عنوان برخی از بخشها را تغییر دادیم و نه محتوا را، این تغییرها از شماره 7 بدینگونه اعمال شد: سرمقاله، مقاله، نقد و معرفی کتاب، پژوهشهای در آستانه نشر، بایستههای پژوهشی، تجربهها، مراکز علمی و فرهنگی، تازههای نگارش و نشر، معرفیهای اجمالی، معرفیهای گزارشی و... ادامه یافت.
بانیان «آیینه پژوهش» به دشواری نشر چنین مجلهای آگاه بودند و میدانستند در فضایی که «نقد»، «طعن و قدح» تلقی میشود و نه ارزیابی و ارائه دیدگاههایی برای استوارسازی نگاشتهها، حضور در این میدان بسی سخت خواهد بود و طاقتسوز. بانیان مجله چشمانداز، هدف و چگونگی به کارگیری ابزار برای رسیدن به این هدف را در سرمقاله آغازین شماره آورده و ضمن توضیح چرایی پرداختن به بخشهای گونهگون یاد شده، هدفگیری بانیان از پرداختن به آن بخشها را توضیح دادند.
1- مقاله: در این فصل شیوهها و روشهایی ارائه خواهد شد که به گونهای با نشر و نگارش و تحقیق و پژوهش ارتباط داشته باشد. ضرورت این فصل را کارهای ناهمگون و بیضابطهای لازم میسازد که در عالم نشر و نگارش به وفور دیده میشود و ریشه آن در فقدان اصول و شیوه مقبول در پیش محققان – به ویژه نسل جدید آن – است. نوشتارهای این فصل باید ویژگی «شیوهدهی» داشته باشد و نویسندگانی که برای این بخش نوشتهای ارسال میدارند، در نظر داشته باشند که مقالهشان افزون بر اعتبار علمی، راهی برای محققان و پژوهندگان دیگر بگشاید و گرهی از گرههای ناهماهنگی و بیبرنامگیهای عالم نگارش و نشر باز کند.
2- پژوهشهای در آستانه نشر: این فصل را گزارشهایی تشکیل میدهد که نویسندگان، محققان و مترجمان از آثار در دست کار خود ارائه خواهند داد.
3- بایستههای پژوهشی: بخش بایستههای پژوهشی را پیشنهاداتی تشکیل خواهد داد که از سوی خوانندگان و محققان برای تحقیق و کار پیشنهاد خواهد شد. چه بسیار محققانی که در پی سوژه مناسب تحقیق میگردند و چیزی دندانگیر نمییابند؛ و از سوی دیگر چه بسا محققانی که طرحهای فراوان و سوژههای بسیار برای کار دارند، ولی فرصت انجام دادن آن را نمییابند و همیشه در حسرت وقت به سر میبرند و از این که نویسندهای یافت نمیشود تا آن طرحها را اجرا و روی سوژههای موردنظرش کار کند، رنج میبرند و تاسف میخورند. انتقال پیشنهادات در زمینه موضوعاتِ نیازمند پژوهش و متونِ محتاج و مناسب تصحیح و ترجمه از طریق نشریه موجب خواهد شد که محققان علاوه بر پی بردن به فراوانی کارهای انجام نیافته، در سوژهیابی درنمانند و همیشه برای کار خویش زمینه مناسب بیابند. این مهم با همکاری اندیشمندان و محققانی سامان خواهد پذیرفت که طرحها و پیشنهادات خویش را در زمینههای تحقیق، تالیف، ترجمه و تصحیح به این مجله گزارش میدهند و مجله هم با نشر آنها خوانندگان را آگاه خواهد کرد. آنچه این بخش را سودمندتر و خواندنیتر خواهد ساخت، ضمیمه ساختن چگونگی انجام کار با سوژه پیشنهادی است تا محققان جوان علاوه بر دستیابی به موضوع کار از نحوه انجام آن نیز اطلاع یابند.
4- معرفی و نقد کتاب: در این فصل به نقد و معرفی کتابهای منتشر شده پرداخته خواهد شد و نویسندگان میتوانند با ارسال نقدهای خود این بخش را خواندنی سازند و از طریق نقد و معرفی کتابها در راه انتخاب و تهیه کتب سودمند، خوانندگان و اهل کتاب را راهنمایی کنند. در این بخش علاوه بر نقد «نوشتهها» گاه به گاه در فرصتهای مناسب نقد ناشران و مراکز انتشاراتی و تحقیقاتی نیز خواهد آمد تا از سوی اهل قلم، از ناشران دلسوز و فرهنگی ستایش شود و به آنان که ارزش علوم و فرهنگ را در مسلخ پول ذبح میکنند، هشداری باشد و برای آنان که در آغاز راه هستند و در پی راهی نیکو برای چاپ و نشر میگردند، راهنماییهایی ارائه شود. بررسی صحت و سقم انتسابها نیز در این بخش خواهد آمد. چه بسا کتابی به مؤلفی نسبت داده میشود و به اعتبار آن آرایی از آن مؤلف نقل میگردد، در حالی که روح مؤلف از چنان نوشتهای بیخبر است و آرای منتسب به وی هیچگونه تشابهی با دیگر نظریات وی ندارد. محققان،مثلا نمیدانند که آیا مقتل موجود منسوب به أبی مخنف به راستی از اوست؟ ترجمه تفسیر طبری عینا برگردان فارسی تفسیر ابن جریر طبری مشهور است یا نه؟ اختصاص منسوب به شیخ مفید(ره) نوشته اوست یا نویسنده دیگری آن را پرداخته است؟ همه آنچه در تفسیر قمی است، اثر قلم علی بن ابراهیم قمی است یا قلمی دیگر به یاریاش آمده است؟ رساله محکم و متشابه چگونه رسالهای است و سید مرتضی علمالهدی در آن چه نقشی دارد؟ حدیقهالشیعه را چه کسی نوشته است؟ خاطرات مستر همفر ساختگی است یا حقیقی؟ پیشگوییهای شاه نعمتالله ولی را آیندهنگریهای وی پرداخته است یا دست دغل و نیازمند روزگار آفریده است؟ رباعیات خیام سروده خیام ریاضیدان است یا نه؟ و بالاخره، آیا مصباحالشریعه از آنِ امام صادق(ع) است؟ و نمونههای دیگری از این دست که موجب حیرت شده و مشکل آفریده است. بررسی صحت و سقم اینگونه انتسابها، کاری بس شایسته است و دست اندرکاران تحقیق با ارسال یافتههای خویش در این باب به این مجله، به دیگران یاری رسانند. البته درباره موضوعات فوق تاکنون مطالبی نشر یافته است، ولی جای سخن نو و عمیقتر هنوز خالی است.
5- تجربهها: استخوانداران و کهنسالان هر رشتهای همواره سخنهای شنیدنی در آن رشته دارند و آنان که پیراهنی چند بیشتر پاره کردهاند،میتوانند برای آنان که تازه در مسیری تازه گام نهادهاند توصیههای فراوانی داشته باشند. بر این دسته از محققان نیز این واقعیت روشن است که دود از کنده آید و سرد و گرم روزگار چشیده، راه و رسم روزگار را نیکوتر میداند. بدین خاطر تازهکاران چشم انتظار راهنمایی راه درنوردیدهها هستند و تجربهداران در پی گوشهایی شنوا تا دستاوردهای سالیان آنها،راهی دیار فراموشی نشود. امیرمؤمنان علی(ع) تجربهداران را یکی از بهترین مشاوران میشمارد و میفرماید: «خیر من شاورت ذووالنهی والعلم واولو التجارب و الحزم؛ صاحبان خرد و دانش، و دارندگان تجربه و اراده، بهترین کسانی هستند که میتوانی با آنها مشورت کنی.» این بخش مرهون همت بزرگان و عنایت مراکز تحقیقیای خواهد بود که با ارسال تجربیات تحقیقی خویش یا انجام مصاحبه با دست اندرکاران نشریه دستاورد سالیان خود را در طبق اخلاص گذارند و به رسم هدیه به پیگیران راه خود ارزانی دارند.
6- مراکز علمی و فرهنگی: آشنایی با مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام یکی از ضرورتهای زندگی محققان و پژوهندگان است. ضرورت این بخش را زیانهایی که از رهگذر بیاطلاعی پژوهشگران از مراکز تحقیقی داخل و خارج رخ میدهد، موجب میشود. در این بخش، مدیران و دستاندرکاران مراکز داخلی و خارجی، از نوع، چارچوپ، چگونگی و اهداف کاری که انجام میدهند،گزارش خواهند داد و از این راه، مراکز خویش را به جامعه فرهنگی و اهل قلم معرفی خواهند کرد. در این بخش کوشش خواهد شد تا مراکز آنگونه معرفی گردد که خواننده با مطالعه گزارش به خوبی از چگونگی کار، تعداد محققان، نوع کار،شیوه به کار گرفته شده،بازده و حاصل کار و برنامههای آینده مراکز اطلاع پیدا کنند.
7- تازههای نگارش و نشر: بازار کتاب هر روز شاهد کتابها و نوشتههای تازه است و کتابخوانان فرصت کافی برای گشت و گذار در بازار کتاب و اطلاع از تازههای نشر را ندارند. در این نشریه تصمیم بر این شده است که گزارشی اجمالی از تازههای نشر داخل و خارج کشور در حوزه دین و معارف انسانی عرضه شود، نشریات داخلی موضوعبندی شود و گزیدههایی از مقالات سودمند نشریات داخل یا خارج به اطلاع خوانندگان برسد.
8- آشنایی با نشریات اسلامی: در جهان نشریاتی در حول و حوش مسائل اسلامی چاپ و منتشر میشود و موضوعات مختلفی مورد بحث و تحقیق قرار میگیرد که آشنایی اهل مطالعه کشورمان با نشریات یاد شده ضروری است. در این فصل تلاش خواهد شد بر پایه امکانات، گزارشی از مجلات،فصلنامهها و گاهنامههای مختلف اسلامی در جهان ارائه شود و خوانندگان از فعالیتهای مطبوعاتی مربوط به مسائل اسلامی آگاه شوند. این بخش به خوانندگان کمک خواهد کرد تا از موضوعات جدید که در مورد مسائل اسلامی در دنیا مطرح میشود باخبر باشند و از آخرین نظریات صاحبنظران و محققان مسائل اسلامی اطلاع یابند و عقیده دیگر فرق اسلامی را در مسائل نو و مستحدثه به دست آورند.
9- اخبار: در فصل اخبار رویدادهای مربوط به مسائل فرهنگی و تحقیقاتی در حوزه علوم اسلامی، گزارش خواهد شد و گزارش سمینارها، مجامع، کنگرههای داخلی و خارجی،جریانهای فرهنگی و تحقیقاتی، اخبار مربوط به محققان، نویسندگان، مترجمان و شخصیتهای فرهنگی این فصل را تشکیل خواهد داد.
10- کتابشناسی موضوعی: اهمیت کتابشناسی موضوعی برای آنان که سری در تحقیق و تالیف دارند،روشن است. این فصل زمینه مناسبی برای آن دسته از محققان خواهد بود که به کتابشناسی موضوعی علاقهمند هستند و یا در زمینه علوم اسلامی یا معارف بشری وابسته به اسلام کتابشناسی موضوعی تدوین کردهاند.
11- نامهها: بخش نامهها ستونی است همگانی که در آن مطالبی از خوانندگان که مربوط به مجله است و بهره عمومی دارد چاپ خواهد شد. این بخش نیز قطعا ویژگی مجله را دارد و نامههایی را دربرخواهد گرفت که ارتباطی با پژوهش داشته باشد.
12- عربی – انگلیسی: بخش عربی – انگلیسی گزارش گونهای از محتوای مجله خواهد بود تا دانشمندان عرب و انگلیسی زبان از خلاصه مسائل مطروحه در نشریه آگاه شوند و در صورت لزوم،و نیاز به هرکدام از بخشها، به ترجمه و بهرهگیری تفصیلی آن مبادرت کنند. این بخش کوتاه خواهد بود و به گونه فهرست گویا تنظیم خواهد شد. البته در ادامه کار به جهت بهوجود آمدن مشکلات تعطیل شد.
اصحاب آیینه پژوهش چگونگی تلقی اهل قلم به ویژه حوزویان را از «نقد» میدانستند و بر برداشتهای گاه منفی از آن آگاه بودند. از این روی در همان آغازین شماره و پس از سرمقاله از نقد سخن گفتند و از ضرورت و چگونگی آن. در آن نوشتار، نقد کتاب، حق فرهنگی جامعه، کمک به خواننده و یاری نویسنده تلقی شده است و در ادامه آن از ویژگیهای ناقدان سخن رفته که عبارتند از: 1- تبحر در موضوع، 2- آراستگی به اخلاق انسانی، 3- ذوق سلیم. روی هم تلاش شده است که «نقد» در جهت آراستگی، پیراستگی و رشد و کمال نوشتهها و نگاشتهها دانسته شود و نه جرح و طعن آثار. (شماره اول، ضرورت و شیوه نقد کتاب).
به هرحال آیینه پژوهش نشر یافت، و اندک اندک «شاهد بازار» شد. عالمان، نویسندگان و «قبیله قلم» آن را خواندند و با آن به تعامل پرداختند. برخوردها با مجله متفاوت بود. استقبال دانشوران حوزه و دانشگاه بسیار امیدوارکننده، شوقآفرین و لذتبخش بود. برخوردهای تند، ناهنجار و گاه انتقامآلود کسان، به ویژه برخی از آنان که آثارشان نقد شده بود نیز با همه تلخیها درسآموز بود.
طرفه آنکه برخی فاضلان اینگونه مجلهها و نشریهها را به مصلحت حوزه ندانستند و تلاشی در تعطیلی آن نیز به کار بستند. گویا از نگاه اینان اگر هر «غث و ثمینی» به اسم حوزه نشر یابد، «وهن» نیست؛ اما اگر «سره از ناسره» شناسایی و شناسانده شود و از این راه تلاشی در ساماندهی نشر صورت گیرد «وهن» حوزه است. سردبیر آیینه پژوهش در اولین شماره سال دوم با اشاره به چنین پنداری نوشتند: «شگفتآور است که برخی، اساسا نقد کتاب و نشان دادن کاستیها و کژیهای یک اثر را به مصلحت حوزههای علمیه نمیدانند و میپندارند که اینگونه نقدها و نمایاندن معایب یک کتاب – که در حوزه فرهنگ اسلامی است – مایه وهن به حوزه است. پیداست که نفس این پندار، خود بهترین ردیه این پندار است. مضافا اینکه همین پندار سبب گردیده که امروزه بدینسان کتابهای بیارزش و منحط و مالامال از عیب در حوزه آثار دینی منتشر میگردد. تو گویی اگر ما به نقایص یک اثر نپردازیم، دیگران هم بدان پردازند و دیگران هیچ نمیفهمند! چگونه است که انتشار کتابی سخیف و بیبهره از کمترین شرایط پژوهش و نگارش، وهن حوزه نیست؛ اما نقدی عالمانه و مستند و همهجانبه وهن است؟ افزون بر این، روشن است که تمامت مقالاتی را که در نقد و معرفی کتاب است، مقالات جرح تشکیل نمیدهد. ما تمام تلاش خود را به کار بستهایم که مفهوم دقیق نقد، یعنی بازشناسی سره از ناسره، رعایت گردد و پژوهشهای استوار و تحقیقات عالمانه، مورد تشویق قرار گیرد و ثمرات کاوشهای ژرفنگرانه ستوده شود؟ چنانکه تاکنون نیز چنین شده است.»
مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای(دام عزه) در حاشیه یکی از دیدارهایش از نمایشگاه بینالمللی کتاب بر ضرورت نقد کتاب تاکید کردند و از جمله فرمودند: «مطلبی که در زمینه کتاب به عهده داریم و دوستان مسوول اینجور کارها از لحاظ رسمی و هم اهل فرهنگ کلا توجه کنند، مساله نقد و بررسی کتاب است. کتاب وقتی زیاد در اختیار قرار گیرد، یک نوع حیرتی برای بعضیها به وجود میآید که آیا این کتاب را بخوانیم، نخوانیم، خوب است، مفید است، مضر است یا بیفایده، که کتاب بیفایده مضر هم هست. زیرا انسان یک وقتی صرف خواهد کرد و خوب وقتی بیفایده باشد، میشود مضر. البته کتابی که به کلی بیفایده باشد، خیلی به ندرت میشود پیدا کرد. بالاخره هر کتابی یک نوع فایده دارد، لکن، وقت انسان محدود است. کسانی که اهل مراجعه به کتاب هستند، احتیاج دارند به اهلنظر و اهل اطلاع تا کتابها را به آنها معرفی کنند.» «ما متاسفانه مطبوعاتی که مخصوص این کار باشند و شایسته این زمان باشند از لحاظ وسعت و کیفیت نداریم. درگذشته هم بود، ولی خیلی نادر بود و خیلی هم سطح بالایی نداشت. امروز هم در گوشه و کنار چیزهایی است که البته کافی نیست.» «من میخواهم خواهش کنم از اهل فکر، نظر، قلم و کتاب و کسانی که به کتاب اهمیت میدهند که به نقد کتاب بپردازند. بسیاری از کتابها نوشته میشود که اگر خوانندهای درباره این کتاب آگاهی لازم داشته باشد، کتاب را به سرعت خواهد خرید و خواهد خواند، بلکه دوباره خواهد خواند، الان که آگاهی ندارد، سراغ کتاب نمیرود، بسیاری کتابها به عکساند: اگر خوانندهای مشخص این آگاهی را داشته باشد، به این کتاب نگاه نخواهد کرد. خوب چون وقتش را ندارد و احتیاجی به این مقوله ندارد، به خاطر اشکالی که در این کتاب هست پس نقد کتاب جزو کارهای لازم است. الان در بعضی از مجلات در قم و تهران نقد کتاب انجام میشود، لکن خیلی کم و ضعیف. این خیلی کمتر از آن چیزی است که امروز لازم است، اگر من همینطور بخواهم حدسی بزنم، باید بگویم آنکه بنده میبینم قبلا 20 برابر حال حاضر شاید لازم باشد. یعنی واقعا چندین مجله مخصوص نقد لازم داریم. به علاوه مقالات نقدآمیز میتواند در همین مطبوعات چاپ شود. چون ذائقه کتاب و کتابخوانی دارد گسترش پیدا میکند. پس مساله نقد باید گسترش پیدا کند. علاوه بر اینکه بعضیها میتوانند یک سلسله کتابها را انتخاب کنند و اصلا درباره آنها نقد به صورت منظم بنویسند. مثلا فرض بفرمایید سلسله کتابهای فلان نویسنده معروف داخلی و خارجی، این را بردارند و در یک جلد، دو جلد، سه جلد، یا سلسله کتابهای فلان گروه از نویسندگان را در 50 جلد نقادی کنند و آن را در اختیار بگذارند. اینجور کارها بسیار لازم است.»
اصحاب آیینه با تکیه بر دیدگاه آن بزرگوار یکبار دیگر ضرورت نشر چنین مجله را طرح کردند و برخی از مسائل لازم را رقم زدند و از جمله نوشتند: اکنون در بخشی شایان توجه از نگاشتههایی که نشر میشود، «باری به هرجهت نویسی» و بدون تامل و دقت قلم زدن و آسمان ریسمان را به هم بافتن، به چشم میخورد. اینگونه نگاشتهها گاه عناوین بزرگ و شگفتی را نیز بر پیشانی دارند و اگر آماری دقیق از اینگونه آثار تنظیم شود، متاسفانه کتابهایی که در حوزه مذهب و فرهنگ اسلامی نوشته میشود، حجم مهمی از آثار یاد شده را شکل خواهد داد.
در باب احیای آثار و تصحیح متون سلف صالح هم باید بگوییم که برخی چنین پنداشتهاند که «تصحیح» خُم رنگریزی است که میتوان متنی کهن را در آن فرو برد و بالمره کتابی شسته رفته، پاکیزه و چشمنواز در پیش دید محققان نهاد. از اینرو با سرعتی شگفت به نسخهای خطی – گاه با ادعای مقابلهها و... – چهره چاپی میدهند و برخی از روایات را – از سر دولت معجمها که سپاس خدای را زیاد شده است و زیادتر خواهد شد – بدون هیچگونه مقابله و مقارنه و تطبیق با متن به منابعی ارجاع میدهند و عنوان «حققه» «تحقیق و تعلیق» و... را بر پیشانی کتاب ثبت میکنند.
بر آنچه یاد شد، میشود انبوه انبوهگواه آورد و صفحات گذشته آیینه پژوهش اندکی از اینگونه گواهها را بر سینه دارد. به گفته برخی از پژوهشیان، نقد «حق جامعه» است. وقتی نویسندهای یا پژوهشگری، حال به هر دلیلی، مطلبی غلط در جامعه میپراکند و آگاهیهای نادرستی را میگستراند، این حق جامعه است که کسانی آن نادرستیها را بازگویند و درستی و راستی را بپراکنند و از اینکه از مسیر دادههای نادرست ذهنیتی نادرست و ناهنجار ایجاد شود، جلو گیرند.
آیینه پژوهش در سالهایی که نشر یافته است، هرگز از آنچه به عنوان هدف و چارچوب نشر برای خود رقم زده است عامدانه و آگاهانه روی برنتافته. بسی کوشیده است که در نقدها، بررسیها، گزارشها، «ادب بحث» و «ادب نفس» را مراعات کند و نقدها و نگاشتههای «قبیله قلم» را که گاه آمیخته به تندیها، درشتیها و دشنامها بوده است به چندین و چند آب ویرایش بشوید، با این همه هرگز ادعا نمیکند هیچگاه و به هیچ روی صفحات آن به نارسایی، ناهنجاری و ناروایی آلوده نشده است، ولی میتواند خداوند آگاه از سر و نهان را شاهد بگیرد که برای پیراستگی فضای آن از نارواییها بس کوشیده است و حتی در هنگام نشر پاسخ نقدها که معمولا آمیخته به درشتیهای بسیار درباره «ناقد» هست تا آنجا که امکان داشته و نویسنده اجازه میداده و روا میدانسته سطور را نوشته از آنچه یاد شد بپیراید. اکنون و پس از سالهای نشر – خدای را سپاس – زاویه نگاه به نقد و فضای دانشی درباره اطلاعرسانی و نقد و انتقاد بسی دگرگون شده است از این روی مجلاتی که محتوای هدف و جهتگیری مشخص دارند، به جهاتی به وادی نقد نیز وارد میشوند و در این ساحت نیز کمابیش به نقد و نشر دست مییازند.
آیینه پژوهش از ابتدای تاسیس تاکنون در اکثر جشنوارههای کتاب و نقد کتاب، رتبههای قابل توجهی کسب کرده و جوایزی را به خود اختصاص داده است.
اکنون و در پایان – حقشناسی را یاد کنم – که ابتدا مجله آیینه پژوهش با صاحب امتیازی حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدعبایی خراسانی و مدیر مسوولی حجتالاسلام مصطفی درایتی چنانکه پیشتر آوردم «آیینه پژوهش» به پیشنهاد و پایمردی حضرت درایتی لباس نشر پوشیده، حقشناسی را یادآوری کنم که آن بزرگوار در 21 شماره که حضور داشت مطلقا در محتوای مجله دخالت نمیکرد. در این مدت فقط ایشان دو سرمقاله نوشتند. درباره «مدیریت علمی و پژوهشی حوزه»، پس همینجا تاکید کنم که مطلب آقای شمس دوست عزیز ما در مصاحبه ( اعتمادملی شماره 921، 27 اردیبهشت 88، صفحه حوزه) تهی از حقیقت است. در سرمقاله شماره 16 مطلبی که گفتهاند وجود ندارد، یعنی وی در سرمقاله نیاوردهاند که «در حوزه ضرورت دارد تفکرات دکتر سروش استقبال شود و...» دیگر اینکه بنده از اولین کسانی هستم که در دفتر تبلیغات اسلامی بودهام و شاید هیچکدام از بزرگواران فعلی پیشینه مرا نداشته باشند، تاکید میکنم که دفتر تبلیغات اسلامی در هیچ بخشی هرگز و هرگز تحت تاثیر افکار آقای سروش نبوده است. مجله از ابتدا تاکنون به سردبیری بنده نشر مییابد. در آن روزگاران مدیریت داخلی مجله با دوست بافضل و فضیلت ما حضرت آقای محمدجواد عظیمی که خود اکنون از نویسندگان و استادان بنام حوزه هنر و تاریخ هنر هستند، بود. در این سالها مجله را حضرت آقای اسفندیاری ویرایش میکردند و افزون بر آن با مقالههای ممتع و ارجمندی در جهت اهداف مجله به غنای آن یاری میرساندند.
از آغاز سال پنجم امتیاز مجله از آن دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم شد و مدیر مسوولی آن را حضرت حجتالاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدجعفریگیلانی به عهده گرفتند و سردبیری همچنان به عهده این بنده بود و هست. مدتی مدیریت داخلی مجله را فاضل محترم جناب آقای بذرافشان به عهده داشتند و پس از آن تاکنون مدیریت اجرایی مجله به عهده فاضل سختکوش حضرت آقای یدالله جنتی است که با دقت تمام به تمام مراحل تدوین و نشر مجله، یاری میرسانند. روزگاری مجله را استاد دکتر محمدرضا موحدی ویرایش میکردند و هم با مقالههایی ارجمند بانیان آیینه پژوهش را مرهون لطف خود قرار میدادند که همکاری علمی آن بزرگوار هنوز نیز ادامه دارد. از آن پس تاکنون مجله را نویسنده فرزانه حضرت آقای بابایی ویرایش میکنند و با مقالات سودمند و ارجمند خود ما را یاری میرسانند و اکنون جناب آقای محمدباقر انصاری ویرایش مجله را به عهده دارند. آیینه پژوهش هماره از همراهیهای کارساز مدیران مرکز تحقیقات و پژوهشهای اسلامی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم برخوردار بوده است و اکنون از راهنماییها و حمایتهای بیدریغ نویسنده و محقق ارجمند حجتالاسلام والمسلمین آقای محمدتقی سبحانی که پیش از اشتغالات و گرفتاریهای کنونی، از نویسندگان دائمی مجله بودند، بهرهمند است اکنون این بزرگوار مدیرمسوولی مجله را بهعهده دارند.