تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۹۸۵۴۷

جنایت‌های اسراییل علیه آمریکا


یوسی میلمان ـ هاآرتس
تشکیلات امنیتی اسراییل طی 60 سال گذشته جنایت‌های فراوانی ضد آمریکا انجام دادند. این موضوع را رسانه‌های خارجی هم بیان کرده‌اند. اسراییل از آغاز دهه پنجاه میلادی از طریق وابسته نظامی خود «حام هرتسوگ» جاسوسانی را از میان افسران عرب که در آمریکا خدمت کرده بودند، جذب کرده است. چنانکه در در دهه شصت اسرائیل با استفاده از جاسوس‌هایی چون جاناتان پولارد و بنعامی کادیش اقدام به سرقت اورانیوم نمود و در دهه هشتاد اسرائیل با استفاده از تاجرى به نام «ارنون میلتچن» اقدام به سرقت اسرار تکنولوژی و از جمله آنها یک دستگاه کامپیوتر و یک برنامه هسته‌ای از آمریکا کرد.
تهمت‌های دیگری ضد اسراییل در مورد ارتکاب جنایت‌های دیگر وجود دارد که از جمله آنها تلاش برای ترور جان کانتردین سفیر سابق آمریکا در بیروت توسط مزدوران تشکیلات امنیتی اسراییل بود. این سفیر سابق ایالات متحده در کتاب خاطرات خود که در ماه گذشته منتشر شد به این مساله اشاره کرده است.
جان کانتردین در اواخر دهه هفتاد به عنوان سفیر آمریکا در لبنان انتخاب شد و از نزدیک از نقش اسراییل در لبنان آگاه شد. این در حالی بود که جان دین اعتقاد داشت که سیاست اسرائیل در برابر لبنان و جهان عرب با منافع آمریکا در تعارض است. وی بر این اساس تلاش کرد که روابط قوی با رهبران گروه‌های فلسطینی پی‌ریزی کند و تلاش کرد تا بشیر الجمیل ریس حزب کتائب را قانع سازد که بازیچه‌ای در دست اسراییل نباشد؛ اما این شیوه دین موجب نارضایتی اسرائیلی‌ها شد.
جان دین در تابستان سال 1980 به همراه خانواده خود به لبنان سفر کرد. هنگامی که آنان به همراه سه خودروی اسکورت خود خارج از بیروت بودند به طور ناگهانی یک موشک به سوی آنان شلیک شد و خودروی آنان زیر آتش مسلسل گرفته شد، اما کسی زخمی نشد.
این دیپلمات آمریکایی در کتاب خود با عنوان «سرزمین‌هاى خطرناک و جنگ دیپلماتیک به خاطر آمریکا» می‌نویسد: «سلاح و موشکی که در آمریکا ساخته شده و به اسرائیل ارسال می‌شود، در ترور دیپلمات‌های آمریکایی از آن استفاده می‌شود».
پس از این حادثه وزارت خارجه آمریکا تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرد، بدون آن که نتیجه آن مشخص شود. تنها گفته شد که سلاح آمریکایی ارسال شده توسط آمریکا به اسراییل توسط یک گروه مسلح مسیحی در ترور مورد استفاده قرار گرفته است.
جان دین در کتاب خود می‌نویسد که من اطمینان دارم اسرائیل که هم‌پیمان ماست، از طریق مزدوران خود در ترور من دست داشته است.
در سال 1988 وزارت خارجه آمریکا تحت فشارهایى مجبور شد دین را از پست سفیرى ایالات متحده در هند کنار بزند. نفوذ اسرائیلی‌ها در ستاد انتخاباتى جورج بوش پدر به اندازه‌ای بود که براى پیشرفت تبلیغات انتخاباتى وى و براى کاهش انتقادات اسرائیلى‌ها به سیاست‌هاى بوش و ریگان در افغانستان صورت می‌گرفت.
دین بر این باور است که مسئولان وى در وزرات خارجه به بهانه واهى وى را مجبور کردند که دست به درمان روانى بزند و در پایان مجبور شد در اروپا استعفا بدهد. وى بعد از پایان کار، بیشتر وقت خود را در پاریس و در مزرعه‌اى در سویس که متعلق به همسرش است، مى‌گذراند.
اسرائیل این موضوع را رد کرده است. آنها بیان داشتند آیا مى‌توان باور کرد که مناحیم بیگن نخست‌وزیر وقت اسرائیل دستور ترور یک دیپلمات آمریکائى را صادر کرده باشد؟ ولى از طرف دیگر ما شاهدیم که وزارت خارجه آمریکا بعد از درخواست یک سرى تغییراتى با چاپ این کتاب موافقت کرده است.
اگر قرار است روى دادن اقدامى را به منطقى بودن آن بسنجیم، چگونه مى‌توانیم انتخاب «حاجى هداس» را به سمت نمایندگى بنیامین نتانیاهو در مذاکرات مربوط به آزادى گلعاد شالیط تجزیه و تحلیل کنیم؛ زیرا قرار است این اقدام منتهى به آزادى گلعاد شالیط شود. هداس عضو با سابقه‌اى در موساد است و تجربه‌های زیادی دارد؛ ولى واقعیت چیز دیگرى است. وى رییس واحد «کیدون» است که وظیفه‌اش فقط ماموریت‌هاى حساس ترور است و اصلا وى نه زبان عربى مى‌داند و نه کارشناسى در مسائل مذاکرات است.
واحد کیدون واحدى است که گفته مى‌شود ماموریت‌هاى حساسى از جمله ترور برخى تروریست‌هاى عربى مانند ترور دکتر فتحى شقاقى رهبر جهاد اسلامى را به گفته منابع خارجى بر عهده داشته است. دکتر فتحى شقاقى در هتلى در مالتا در سال 1995 ترور شد. اقدام دیگرى که به این یگان منسوب شده است، ترور افرادى است که به کشورهاى دشمن خدماتى غیر عادى را ارائه داده‌اند مانند ترور دکتر جیرالد پل که یک مهندس کانادایى بود و قرار بود تکنولوژى سلاح غیر عادى توپ‌هاى غول‌پیکر را به عراق منتقل کند. به عبارت دیگر هداسى رییس بخش ترورهاى موساد بوده است.
اما هداسى در پست جدید خود به هیچ وجه نمى‌تواند از تجربیات و سوابق کارى خود استفاده کند؛ زیرا وى نه زبان عربى مى‌داند و نه کارشناسى آگاه به تکنیک‌هاى مذاکره و گفتگو است و اصولا آشنایى وى با جهان عرب محدود به نوک تفنگش بوده است، اما جانشینان سابق هداسى از شاباک انتخاب مى‌شدند که هم با فلسطینى‌ها آشنا بودند و هم زبان عربى مى‌دانستند. افرادى مانند یوسى جینوسار، یعقوب پرى و عوفر دیکل و یا افرادى آشنا به قانون بودند مانند شموئیل تامییر، ارى مارنسکى و اوروى سالونیم. در این میان لوبا الیاب هم یک سیاستمدار و هم یک مربى خوب بود به خاطر روابطش با چپى‌هاى اروپا و سازمان آزادیبخش فلسطین به این سمت انتخاب شده بود.
به هر حال تمام این مسائل یک طرف، رسیدن به نتیجه مطلوب از طرف دیگر به مقدار طنابى بستگى دارد که براى مذاکره کننده باز گذاشته شده است. به عبارت دیگر به دامنه‌اى است که مذاکره کننده در آن قدرت تحرک دارد.
اگر نخست‌وزیر و کابینه تمایل داشته باشند که چنین مذاکره‌اى به نتیجه برسد و حاضرند بهایى که همان آزادى تعدادى از اعضای حماس است را بپردازند، این مذاکرات مى‌تواند به نتیجه برسد؛ ولى در واقع کابینه فعالى که شامل نتانیاهو، لیبرمان و باراک است، حاضر نیستند چنین بهایى را بپردازند؛ زیرا حتى کابینه اولمرت، لیونى و باراک نیز این بها را بسیار بالا مى‌دانستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات