نویسنده : شانلی بهادر کوچ
تحلیل ترکی از روابط آمریکا و کردها
اگر به عنوان یک ناظر از بیرون به بعضی دلایل روشن در روابط PKK – آمریکا نگاه کنیم به خوبی به اعاهای مربوط به روابط آمریکا- PKK پی برده می شود.
از سوی دیگر طبق بیانیه های رسمی صورت گرفته، آمریکا ما بین سالهای 2003 – 2008 بر علیه PKK هیچ گونه اقدامات رسمی را انجام نداده است. ولی دراین سالها بر علیه ترکیه مسائل و مشکلات سیاسی، حقوقی و اخلاقی مطرح کرده است و دست به انواع بهانه ها می زد در حالی که در حال حاضر PKK در لیست سازمان های تروریستی آمریکا قرار دارد ولی این وضعیت علیرغم این که در دیدار بوش- اردوغان در واشنگتن در سال 2007 دره همکاریهای دو کشور در مورد PKK تغییراتی را ایجاد کرد ولی می توان گفت که آمریکا نه قبل از سال 2007 و حتی بعد از سال 2008 نیز بر علیه سازمان تروریستی PKK در عراق هیچ گونه هشدار، بازدارندگی، محدودیت، و مجازات جدی را انجام نداده است.
با توجه به این وضعیت می توان به شکلی غیر قابل اجتناب نتیجه گرفت که دیدگاه و روابط آمریکا با تشکیلات باعث اجرایی شدن تئوریهای توطئه و بر عکس باعث تقویت این تشکیلات شده است. اگر این واقعیت داشته باشد لذا تعقیب و پیگری این روابط پنهانی آسان نخواهد بود.
حتی می توان از روی احتمالات، مطالعات نظری، مسائل و اختلافات به داشتن روابط آمریکا با pkk پی برد.
حداقل از سه طریق می توان به چگونگی روابط PKK – آمریکا دسترسی پیدا کرد:
1- از طریق دلایل مختلف محدود و پیچیده
2- محدود کردن و احتمالات تئوریک
3- از این تفکر به دیگری پریدن یا انتقال دادن مسئله به دیگران
وجود سلاحهای آمریکایی در دست PKK، اعترافات بعضی نیروهای PKK مبنی بر اینکه افسران آمریکایی به صورت پوشیده و مخفیانه به کمپ های PKK اسلحه می آورند و برقراری ارتباط بعضی سران PKK با افسران آمریکایی که هر دو طرف لباس افسران آمریکایی می پوشیدند و در یک منطقه با همدیگر گفتگو می کردند، ولی البته که این وضعیت حتی نمیتواند دلیل قانع کننده ای بر روابط PKK -آمریکا باشد. در مورد یک بند بالا مبنی بر وجود سلاحهای ساخت آمریکا در دست PKK را می توان این طور ارزیابی کرد:
1- سلاح های آمریکا از طریق بازار سیاه بدست PKK افتاده است
2- از طریق کردهای عراق بدست PKK رسیده است
3- احتمالاً در گذشته بصورت مستقیم از طریق مقامات آمریکایی به PKK رسیده است.
وخیم تر از اینها نیز وجود دارد ولی همزمان حداقل نتیجه احتمالی می باشد. ولی احتمال اینکه آمریکا در این رابطه نقش دارد زیاد بوده و کاملاً آشکار می باشد. حتی اعترافات نیروهای PKK مبنی بر این که نیروهای آمریکایی به کمپهای PKK سلاح می آوردند زیاد باور کننده و صحیح نمی باشد. اگر هم سازمانهای اطلاعاتی ترکیه در داخل PKKعوامل و منابع نیز داشته باشند یا تا بحال دراین مورد چیزی را بیان نکرده اند یا نمی خواستند بیان کنند ویا نیز ارتباطات PKK با آمریکا در محلهای بسیار دور و پرت صورت می گرفت.
مسئولیت های آمریکا در مورد حضور PKK در شمال عراق از دلایل زیر نشأت می گیرد:
1- هم متفق ترکیه در پیمان آتلانتیک شمالی ( ناتو)
2- ادعا کردن بر اینکه با تروریزم جهانی مجادله می کند و در این مورد از ترکیه در جنگ تروریزم خود در افغانستان حمایتهای بسیاری را گرفت.
3- مسئولیت برقراری امنیت در تمامیت ارضی عراق بعنوان یک نیروی اشغالگر
4- داشتن تاثیرات بالا بر روی کردهای عراق
5- نزدیک به5 سال است که وعده می دهد در این رابطه قدمهای مثبتی را خواهد برداشت.
6- بر حذر داشتن ترکیه ازعملیات نظامی علیه PKKدر شمال عراق
7- انجام اقدمات مبنی بر دادن نقش هشدار به ترکیه در مورد اعدام اوجالان و حمایت از قانون بازگشت به خانه.
آمریکا بر علیه PKK تا حال وارد ریسکهای بسیار بزگی نشده است. ترکیه نیز نزدیک به 5 سال است که نتوانسته آمریکا را بر علیه PKKقانع کند و در این رابطه پیشنهادات متفاوت و مجهز بسیاری رابه آمریکا داده است ولی آمریکا به ترکیه توجهی نکرده و هشدارهای ترکیه را تا بحال جدی نگرفته است. آمریکا تا اخیراً بر علیه PKK تنها از تهدیدات ضعیف، فاصله دار و پیچیده استفاده می کرد و گویا تشکیلات را جدی نمی گرفت. اینطور تروریستها را تهدید می کرد که اگر چریکهایPKK در هر حالی عراق را ترک نکنند، اگر تسلیم نشوند، اگر سلاحهای خود را بر زمین نگذارند و در یک منطقه مشخص جمع نشوند آن وقت می بایست PKK را مورد تهدید جدی قرار داده و بر علیه آنها عملیات نظامی صورت گیرد. حتی واشنگتن تا بحال از کردهای شمال عراق در مورد قطع ارتباط شان درخواستی نکرده است. حتی تا بحال نیز در یک سطح محدود و سمبلیک اقداماتی مبنی بر اینکه PKK را رها کنید و کمپهای PKK را از بین ببرید، وارد یک میدان عملیاتی نشده است. حتی چریکهایی را که در شمال عراق به راحتی برای خودشان گردش می کنند را دستگیر و به ترکیه نداده است.
آمریکا در شمال عراق میدان عملیاتی PKK را حتی محدود نیز نکرده بلکه آن را گسترش نیز داده است و حتی آنها را مثل سازمان مجاهدین خلق تحت محاصره خودشان در نیاورده بود. آمریکا بعد از اشغال عراق به ترکیه اجازه عملیات علیه PKK درشمال عراق را به صورت قابل قبول نداده است. بصورت واقعی و جدی با ترکیه بر علیه سازمان تروریستی PKK همکاری اطلاعاتی انجام نداده است. در مورد جلوگیری از فعالیتهای لجستیکی، مالی، تبلیغاتی و قاچاق انسان تلاشهایی را انجام نداده است. PKK در طول زمانها علیرغم اینکه با بعضی مواجهای پستی و بلندیهایی روبرو بوده است ولی به یک سازمان طرفدار مستقل پان کردیست و طرفدار خشونت تبدیل شده بود. PKK با تغییر و تحولاتی مبنی بر اینکه یک سازمان تروریستی مارکسیست می باشد در خط و مشی رهبریت استالینیست می باشد، با بعضی کشورهای رادیکال خاورمیانه مثل ایران- سوریه روابط داشته و حملات مداوم به ترکیه از جمله دلایل دوری آمریکا از PKK در سالهای 90 بود. آمریکا در مجادله با PKK با مقایسه ترکیه با اروپا، در کل دیگر به یک کشور کمک کننده و مسامحه کار برای PKK بود. قبل از پایان جنگ سرد و بعد از پایان جنگ خلیج PKK برای آمریکا دیگر به یک تشکیلات با تهدید کم و حتی جذاب تبدیل شد. در این دوره نیز شاید کنگره مناسب ندیده بود که آمریکا از سلاحهای خودش علیه PKKاستفاده نماید.
PKK از طریق ترور می توانست شرایط سیاسی، اقتصادی و استقرار داخل ترکیه را بر هم زده و حتی روابط ترکیه با بعضی کشورها را نیز تحت تاثیر قرار دهد. مثل دیگر بسیاری از کشورها ، آمریکا نیز می خواست که با برقراری دیالوگ با PKK آن را از نزدیک تعقیب کرده و حتی نیز با حمایت از تشکیلات آن را به سوی خود جلب نموده و از آن در قبال بعضی جریانات علیه ترکیه و بعضی کشورها استفاده نماید. آمریکا علیرغم اینکه از قدرت و موجودیت PKK در شرایط مختلف محافظت و حمایت نموده و از آن اطلاعات کامل در دست دارد ولی از داشتن ارتباط مستقیم با PKK دوری می کند. حتی اگر عدم ارتباط مستقیم PKK با آمریکا را مد نظر قرار دهیم استنباط زیر در مورد PKK می تواند تحقق یابد:
- PKK تا بحال به اهداف آمریکا هیچ حمله ای را انجام نداده در حالی که خصوصاً در اروپا برای اینکار قابلیتهایی دارد.
- دلیل کم شدن اقدامات و تحرکات اخیر PKK در ترکیه دلایل و شرایط مهمی دارد.
- در مورد چشم پوشی آمریکا از PKK برای این کشور هزینه های مهمی بدنبال نداشته است.
- PKK مجبوراً میتواند در مورد مسئله کردی در ترکیه در حالت نرمال اقدماتی را انجام ندهد.
- آنکارا در مجاله با PKK می تواند به حمایتهای دیپلماتیکی، همکاری ، آموزشی، اطلاعاتی و تسلیحاتی کشورهای آمریکا و اسرائیل احتیاج داشته باشد و می توان سیستم خارجی ترکیه را قانع کرد که در مقابل اینها در حالت نرمال اقداماتی را انجام ندهد.
- PKK این قابلیت را دارد که می تواند با انجام بعضی عملیاتها سیاست داخلی ترکیه را تحت تاثیر خود قرار دهد.
- PKK به صورت روزمره در حال عبور از تکنیکهای ترور به تکنیکهای چریکی می باشد.
- مارکسیسم PKK که ضد امپریالیسم و ضد آمریکا بود در حال حاضر رفع شده و به حالت یک عنصر زیبا و معطر و تزئیین برای آمریکا تبدیل شده است .
آیا آمریکا واقعاً بر این فکر است که با حضور PKKدر شمال عراق می تواند مسئله کرد در ترکیه و حتی خاورمیانه را به نفع خود حل و فصل کند؟ می توان گفت که PKK با حمایت آمریکا توانست در کشورهایی که درآن قوم کردی وجود دارد یک تشکیلات پان کردیست را توسعه دهد.
حتی اگر این تفکر و سیاست متعلق به دولت آمریکا نیز نباشد ولی این سیاست متعلق به بعضی گروههای داخل آمریکا باشد می توان گفت که هم می خواهند با این قدامات شرایط را برای ایجاد یک دولت کردی فراهم کنند و هم نیز روابط استراتژیکی خود را با کشورهای منطقه در راس آنها با ترکیه گسنترش دهند و منطقه را تحت اختیار خود در آورند و قطع به یقیین باور داریم که یک چنین چیزی در حال تحقق یافتن است . آمریکا می تواند PKK را به عنوان یک وسیله برای تشکیل دولت کردی در شمال عراق برای ترکیه بقبولاند. ترور PKK می تواند در مورد تشکیل دولت کردی اقدامات زیر را برای ترکیه مطرح نماید :
1- قبول نمودن فعلیات وضعیت موجود
2- به رسمیت شناختن دولت کردی
3- همکاری با دولت کردی
4- حمایت و محافظت از ساختارهای دولت کردی
5- کمک به ایجاد فدراسیون کردی در ترکیه
اگر در شمال عراق بعد از مدتی یک دولت کردی تحت عنوان " توسعه اعتبار و ارزش" تشکیل شود PKK می تواند باتغییر نام خود در منطقه به یک قدرت حمله کننده تبدیل شود و می تواند این نقش را به نحو احسن انجام دهد. تعقیب تشدید حملات PKK و سپس کاهش حملات و بعدا گسترش حملات به ترکیه به منزله قبول نمودن تشکیل دولت کردی در شمال عراق خواهد بود. ولی در این رابطه یک توازن جالب توجه برای آمریکا نیز وجود دارد که عبارت است از: شاید نیز PKK از سوی خود ترکیه برای برهم زدن ثبات واستقرار در شمال عراق تاسیس شده است.
گفته می شود که در میان دیدگاههای استراتژیکی، نظامی و انسانی نسبت به مسئله کرد در ترکیه، بین واشنگتن و آنکارا دیدگاههای مختلفی وجود دارد. آمریکا که خودش را یک کشور فدرال می داند در مورد پیشرفت ترکیه و قدرتمند کردن ترکیه هیچ اصرار و پا فشاری ندارد. واشنگتن در مورد موضوع کردی آنکارا بر روی ابعاد اجتماعی و سیاسی موضوع تاکید زیادی دارد. شاید آمریکا این راه را تنها راه تامین بعضی از حقوقهای فرهنگی، جدایی طلب و استقلال برای PKK و کردهای ترکیه میداند. به چه علت آمریکا خواهان تامین این موضوعات است ؟ بسیاری از کارشناسان بر این باور هستندکه این راه حل های واشنگتن به منزله ایجاد یک کردستان بزرگ در منطقه می تواند تبدیل شود. ضمن اینکه آمریکا مسئله کرد موجود در ترکیه را به عنوان یک موضوع تکنیکی وانسانی نگاه می کند، از سوی دیگر راه حل OPTIMAL در این مورد می تواند نتیجه دهد. ولی می بایست در تمامی طرحها و پیشنهادات آمریکا چه خوب باشد و چه بد باید تمامی جوانب احتیاط را رعایت کنیم. اگر حتی کشورهای آمریکا و اتحادیه اروپا با نیت و قصد خوب به این مسئله وارد شوند باز برای ترکیه ضررهای زیادی وارد خواهند ساخت.
نفوذ آمریکا به PKK اصلاً نمی تواند غیرمنتظره باشد . یک احتمال وجود دارد که بیش از یک PKK وجود داشته باشد و آمریکا با تعدادی از اینها در حال حاضر در دیالوگ و همکاری است. آمریکا در داخل PKK عناصری دارد که هم می تواند بعنوان معشوق به حساب آیند و هم نیز میتوانند بعنوان مخالف آمریکا باشند. لذا نیروهای تسلیمی PKK به ترکیه می تواند از همین گروه دوم باشند. اگر به این منطق ادامه دهیم در مورد دلیل تسلیم شدن اوجالان به ترکیه سوالات بسیاری مطرح می شود. آمریکا با تسلیم اوجالان به ترکیه، ترکیه را در یک وضعیت بدهی به آمریکا قرار داد و اگر بخواهیم این دو را با هم مقایسه کنیم و ببینیم که ترکیه چه چیزی را بدست آورده و در مقابل چه چیزی را از دست داده می بینیم که ضرر و زیانهای ترکیه بسیار بالاتر از موفقیتهایش می باشد.
در حال حاضر می توان روابط آمریکا با PKK را این طور ارزیابی کرد که آمریکا در قبال PKK در موضوعات دشمن قطعی، دیالوگ و نفوذ طوری عمل کرده که اسناد رسمی از خود به جای نگذاشته و از دور آن را طوری هدایت می کند که می توان گفت در هدایت PKK هیچ نقشی ندارد. استراتژی آمریکا در مقابل اهداف خود در برابر PKK بسیار سری می باشند. حتی از عوامل ترکیه در داخل PKKاز این نقشه های آمریکا در داخل PKK در حیرت مانده اند. ممکن است که وزارت امورخارجه آمریکاPKK را در لیست سازمانهای تروریستی خود قرار می دهد و از اقدامات دیپلماتیک ترکیه در قبال PKKحمایت می کند ولی در حال حاضر اطلاعات آمریکا و شاید نیز پنتاگون در حال دیالوگ با PKK هستند و از آن حمایت می کنند. وزارت امورخارجه آمریکا نیز شاید نمی داند که سایر تشکیلاتهای آمریکا در قبال PKK چه کار می کنند و شاید نیز می داند و طبق برنامه های از پیش تعیین شده حرکت می کند.
حتی اگر در بین اینها نیز یک رابطه وجود داشته باشد ولی باز چیزی ضروری و جذاب بین اینها نمی توان یافت. بالاخره قرار گرفتن PKKدر پشت آمریکا و کنترل PKK می تواند بعنوان تامین بعضی آوانتاژهای مهم برای آمریکا مورد ارزیابی قرار گیرد. گفته می شود که در این اواخر هر 2 هنرپیشه ( آمریکا- PKK ) به همدیگر بیش از هر زمانی دیگر احتیاج داشته و منافع و سیاستهای همدیگر را بهتر می فهمند. آمریکا با انجام یک حرکت هنر پیشگی این را می گوید که PKK دشمن ما بوده و یک سازمان تروریستی می با شد. این واقعاً برای هر کس سخت می باشد که رهبران و کادرهای PKK از اشغال عراق توسط آمریکا و یا همکاریهای اطلاعاتی ترکیه با آمریکا در مورد PKK که از ابتدای سال 2008 شروع شد احساس نگرانی کنند. آنها در پشت صحنه،روند را با همدیگر هدایت می کنند و ترکیه را گول می زنند. اگر رهبران و کادرهای PKKدر یک چنین نگرانی و ترس فرو رفته بودند پس آن وقت PKK نمی توانست زبان وجود خود را چنین دراز کند.
مخفی شدن رهبران PKK در شمال عراق از چشم پوشی آمریکا در قبال این تشکیلات سر چشمه می گیرد و آمریکا برای ادامه این وضعیت یک سیاستهای هماهنگ شده را بر شمال عراق در مورد اینها در حال اجرا کردن است. مثل بخشی اعظمی از کردهای منطقه. آمریکا نیز با حضور خود در منطقه برای نیروهای PKK امکانات جدیدی را فراهم آورده و بر این باور است که از پنچره فرصت تا آخرین لحظه استفاده نماید. طبق یک متن منتشر شده از سوی یکی از کارشناسان عالی رتبه امنیتی ترکیه که مدتی در بخش مجادله با PKK بود، آمده است، که در نتیجه تعقیب تماسهای اوجالان و سران عالی رتبه تشکیلات با آمریکا اطلاعات بسیار مهمی بدست آمده و نشان می دهد که آمریکا در حال حاضر با PKK ارتباط دارد. همچنین طبق ارزیابی صورت گرفته آمریکا با هدف تجزیه کردن قدرت و اوضاع و همچنین تقویت قدرتهای دمکراسی به منطقه آمده است به همین خاطر تشکیلات برای اینکه به عنوان یک عنصر سیاست های آمریکا در منطقه تبدیل شود، می بایست خود را مجدداً سازماندهی می کرد. بایستی از مدل ها و آرایش های سازماندهی ضد آمریکایی کناره گیری می کرد.
عدم برنداشتن اقدامات واضح از سوی آمریکا علیه پ.ک.ک با دلایلی که می گوید سازگاری ندارد. احتمال این بی حرکتی آمریکا در مورد پ.ک.ک از دلایل زیر نشات می گیرد:
1- ناتوانی
2- نداشتن نیروی نظامی کافی
3- مجازات کردن ترکیه در قبال تصویب لایحه یک مارس
4- محدودیت استراتژیکی در روابط ترکیه با کردها
5- عدم توافق با سازمان ها و موسسات مربوطه
6- عدم هماهنگی و ضروری نبودن اقدامات برداشته شده
7- عدم قهراندن پژاک که علیه ایران فعالیت می کند
8- اجتناب از ناراحت عنوان کردهای شمال در عراق
عارف کسکین کارشناس موسسه استراتژیکی آسام در تحلیل دیگری می گوید که روابط آمریکا با پ.ک.ک در مورد تحریک کردن گروه های قومی و نژادی در ایران علیه رژیم فارسی بسیار مهم و یک تئوری می باشد. پ.ک.ک و پژاک علیه ایران یک تهدید استراتژیکی نمی باشد بلکه یک کارت تاکتیکی می باشد. دستاورد پ.ک.ک- پژاک در مورد ایران برای امریکا یک اقدام کمک کننده برای منافع و سیاستهای آمریکا و ترکیه در مورد عراق می باشد و اگر این موضوع را مورد ارزیابی قرار دهیم، می بینیم که اقدامات پ.ک.ک- پژاک در ایران یک اقدام احتمالی متواضعانه می باشد. ولی یک دلیل اصلی بی حرکتی آمریکا در مورد پ.ک.ک مربوط می شود به موضوع ایران و آمریکا با حمایت از پ.ک.ک و پژاک در مورد ایران آوانتاژهای بسیار جالب توجهی را به دست آورده و می آورد. اگر این تفسیر درست باشد، ترکیه نه تنها بر علیه پ.ک.ک قدم هایی را بر نخواهد داشت، بلکه بر علیه آمریکا نیز می بایستی صبر زیادی را انجام دهد.
حالا جای این سوال است که در صورت به حرکت واداشتن پ.ک.ک علیه ایران ترکیه می بایستی چه سیاستی را در پیش بگیرد و یا چه اقدامی را انجام دهد؟ ابتدا باید ادعاهای ایران علیه پ.ک.ک مشخص شود. اعضای پ.ک.ک در اصل می توانند خلع سلاح شده و در شهرهای شمال عراق استقرار پیدا کنند. از سوی دیگر اگر اعضای پ.ک.ک کلاً فعالیت های خود را به صورت واقعی علیه ایران شروع کنند نباید فراموش کرد که اصل هدف و ماموریت های پ.ک.ک بعداً ترکیه خواهد بود.
گفته می شود که بی حرکتی آمریکا علیه پ.ک.ک از 3 تئوریک خشونت آمیز احتمالی ناشی می شود. به ترتیب از بزرگ به کوچک عبارت است از :
الف- آمریکا با استفاده از پ.ک.ک می خواهد ترکیه را تجزیه کند. اگر چه امکان احتمال این تئوریک نیز وجود دارد ولی به دلایل مشخص (احتمال افشای طرح، علیرغم وجود مخالفت های بسیار در آمریکا، این که این چگونه برای آمریکا خدمت خواهد کرد، مشخص نمی باشد.) در عمل احتمال باور کردن آن برای انسان آسان نمی باشد.
ب – آمریکا در مورد تجزیه ترکیه تصمیمی ندارد و شاید نیز یک چنین نیت و قصدی ندارد ولی این تفکر وجود دارد که آنکارا بر این راه توسل خواهد جست. می خواهد به خاطر اقداماتی مثل لایحه یک مارس و یا احتیاجات دیگر ترکیه را بترساند و یا ترکیه را در اختیار خود بگیرد.
ج- آمریکا خود در داخل یک بی هماهنگی، عدم توسعه، اهمال کاری و بی مدیریتی فرو رفته و نمی داند که چه کاری را انجام می دهد. خود بر زبان می آورد که برداشتن اقدامات خود را علیه پ.ک.ک به تعویق انداخته و در اصل آمریکا که خود در بی کفایتی بسر می برد با انواع بهانه ها و بیانیه ها می خواهد خود بر روی این موضوع سرپوش بگذارد و خود نیز بصورت آشکار می داند که چه کاری را انجام می دهد. بر این باور ندارد که برای بدست آوردن منافع خود در این رابطه باید چیزهای بسیاری را از دست دهد. این نوع ارزیابیها تا اوائل سال 2008 برای آمریکا اهمیت داشت. ولی بعد از عملیات داغلیجا و پیگیری مصوبات بوش - اردوغان باعث شد تا آمریکا در قبال پ.ک.ک تصمیماتی را اتخاذ نماید که این نشان از بی برنامگی ،بی مدیریتی ، بی هماهنگی و عدم داشتن اطلاعات سرچشمه می گیرد.
اگر آمریکا با پ.ک.ک طرح های جالب توجهی را نیز داشته باشد یا نیز بی تحرکی آمریکا در مورد پ.ک.ک را به دلایل سهل انگاری بی دست و پا و یا بی بند و بار مورد ارزیابی قرار دهیم. چیزهایی که لازم است واشنگتن را بر سر راه بیاورد تغییر نخواهد کرد. با این دلیل به نظرمیرسد که خواندن سانس یک نیت بی پایان از دست ترکیه خارج شده و بدست آمریکا افتاده و برداشتن قدم در این رابطه در دست آمریکا باشد نه در دست ترکیه، برعکس یا آمریکا به آسانی ترکیه را قانع خواهد کرد و یا نیزتماما ترکیه را از از دست خواهد داد و یا دانسته و یا ندانسته می تواند علیه منافع ترکیه به سیاستهای خود ادامه دهد.
اگر ترکیه 1) در مورد پ.ک.ک به واشنگتن ، بغداد و کردهای شمال عراق شکایت کند و بتواند بجای درخواستهای پیچیده یک کار معقول و چند گانه را انجام دهد، 2) و برای برداشتن قدم های لازم در این رابطه به هنر پیشه های درگیر مسئله مهلت بدهد، 3) اگر به قولهای داده شده عمل نشود و اگر بتوان علیه منافع این هنرپیشه ها در راس آنها آمریکا قدمهایی را برداشت و 4) اگرمی توانستیم به پرستیژ و حساسیت آمریکا ترتیب اثر نشان ندهیم و با اراده و قدرت خود عملیاتی را علیه پ.ک.ک انجام دهیم حتما در حال حاضر در مجادله با پ.ک.ک در سطوح بسیار بالا قرار داشتیم.
پ.ک.ک جسارت نخواهد کرد که به نیروهای آمریکا حمله کند و بدلیل احتیاجات حیاتی کردهای شمال عراق به آمریکا به درخواستهای آمریکا جواب منفی نخواهند داد، از نظر آمریکا پژاک برای ایران یک وسیله و مسئله استراتژیکی بلکه یک وسیله تاکتیکی می باشد. آمریکا می تواند بدون استفاده از نظامیان زیاد علیه پ.ک.ک این تشکیلات را از بین ببرد . از سوی دیگر در حالی که واشنگتن برای حمله به ایران می تواند از گروه های مخالف قوی و قدرتمند استفاده کند از سوی دیگر این واقعیت ندارد که آمریکا تهران را از طریق بغداد و آنکارا تعقیب می کند. در حالی که ترکیه در زیر آتش قرار داشت، بعضی محافل سیاسی ورود ارتش ترکیه به شمال عراق را مناسب ندانستند .
"آیا پ.ک.ک(یا آمریکا یا کردهای شمال، عراق و غیره) تلاش می کنند تا ما را به شمال عراق بکشانند؟ مطرح نمودن این سوال کاملا قانونی می باشد ولی جواب آن درحال حاضر مجهول می باشد و این سوال ترکیه را به یک بی حرکتی محکوم نموده و نباید این سوال ترکیه را فلج نماید. پ.ک.ک شاید چنین هدفی را در نظر نداشته باشد و یا نیز داشته باشد خود به راحتی می داند که نمی تواند به نتیجه ای دست یابد. ترکیه نباید وارد باتلاق شمال عراق شود ولی این جمله نباید ما را به بی تصمیم گیری ، ضعیف بودن و بی تحرکی متهم نماید . می توان از نیروی نظامی بدون وارد شدن به باتلاق استفاده کرد.
در هر حال، در حال حاضر صبر و فضیلت و موضوعیت ترکیه در حال تضعیف شدن است، برای اینکه در این رابطه قدم های دراماتیک را برنداریم لازم است که هر چه زودتر در این رابطه با حسن نیت تدابیری اتخاذ کنیم با هشدار و تهدید، جسارت و قدرت مسئله را بدون جنگ و خونریزی حل و فصل کنیم. اگر از بیرون به این مسئله نگاه کنیم خواهیم دید که ترکیه به آسانی با یک و یا دو ژست می تواند بعنوان یک کشور قدرتمند بسیاری از مسائل را حل و فصل کند .
می بایستی در مجادله با پ.ک.ک فراهم کردن شرایط سخت برای حیات پ.ک.ک، ترکیه با آمریکا، بغداد و کردهای شمال عراق در مورد متوقف نمودن تبلیغات، لجستیک و منابع مالی و همچنین جلوگیری از ورودی های جدید به تشکیلات همکاری های نزدیکی صورت گیرد. گزینه های دیگر علیه پ.ک.ک در مراحل بعدی قرار دارد . با وعده وعیدهای آمریکا مبنی بر همکاری فوری با ترکیه علیه پ.ک.ک نمی توان این سازمان را از بین برد. افسوس که بعد از سفر اردوغان به آمریکا همکاری اطلاعات دو کشور علیه پ.ک.ک گسترش یافت ولی تا بحال از این همکاری ها هیچ عایدی به ترکیه نشده است . آمریکا به ترکیه هشدار داده که تنها می تواند روی اطلاعات صادره از سوی نیروهای نظامی آمریکا در شمال عراق عملیاتی را انجام دهد و خارج از اطلاعات آمریکا عملیات نظامی ترکیه در شمال عراق را وتو خواهد کرد. ولی اگر عملیات ترکیه علیه پ.ک.ک در شمال عراق با چراغ سبز آمریکا و آن هم بصورت صحیح صورت گیرد بسیار مثمرثمر خواهد بود . این هماهنگی آمریکا و ترکیه می تواند از آزادی عمل ترکیه در عملیات نظامی بکاهد. عملیات ترکیه در شمال عراق علیه پ.ک.ک می بایستی با اطلاع آمریکا، با حمایت و موافقت آمریکا با عمق جغرافیایی و درجه شدت حمله و ضرر نرساندن به غیر نظامیان صورت گیرد. اهداف زیر در رابطه با دلایل استراتژیکی عملیات علیه پ.ک.ک را می توان مطرح کرد :
1- پیدا کردن منبع ترور
2- قطع مغز تشکیلات با خطوط نظامیان
3- کشتن تعداد زیادی تروریست
4- تثبیت نمودن آمادگی برای مجادله مسلحانه
5- آنهایی که از PKK حمایت می کنند و یا از اقدامات آنها چشم پوشی می کنند می تواند هزینه هایی برای آنها بدنبال داشته باشد
می توانید باورکنید که در دست آمریکا در مورد PKK اطلاعات بسیار مهمی وجود دارد که ما از آنها بی خبر هستیم . واشنگتن به چه علت این را با ترکیه مبادله نمی کند؟ در اصل این طور می توان سوال کرد : به چه علت با ترکیه تبادل اطلاعات نمی کند؟ کسی به کسی بدون ضرورت چیزی نمی دهد. آمریکا این اطلاعات را بصورت قسمت قسمت در قبال بدست آوردن بعضی چیزها به ترکیه خواهد داد و احتمالاً باز بخشی مهمی از آن را حتی نیز ندهد. ترکیه نزدیک به 25 سال است با PKK در حال حاضر در شمال عراق از سوی آمریکا بصورت خود مختار اداره می شود، جنگ می کند که آمریکا در شمال عراق اطلاعات بسیار مهمی را در مورد PKK جمع آوری کرده است برای تفهیم این وضعیت نباید مبالغه ای صورت گیرد. PKK و مسئله کردی تمامی انرژی ترکیه را هم در داخل و هم نیز در خارج تحت تاثیر قرار داده است این PKK نیست که مسئله کردی را در ترکیه بوجود آورد بلکه این تشکیلات اقداماتی را انجام می دهد که مسئله کردی همیشه ترکیه مطرح شود. اگر PKK نبود آنکارا حتی بعضی اقدامات خود را به نفع هموطنان کرد انجام نمی داد از سوی دیگر از این به بعد PKK یک مانع برای حل مسئله کردی از طریق راه های صلح آمیز خواهد بود.
نتیجه :
روند آمریکا علیه PKK از نظر ترکیه با اشکالاتی روبرو می باشد همکاری های اطلاعاتی مسئله دار بین ترکیه وآمریکا در مورد PKK از اواخر سال 2007 و اوائل سال 2008 شروع شد، با توجه به اینکه با محدودیت، مشروط نمودن و به تاخیر انداختنصورت گرفت ولی نمی تواند به صورت کامل مسئله را حل و فصل کند. در این دوره جدید نیز اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا به ترکیه قول داده که همکاری های خود را علیه PKK با ترکیه گسترش خواهد داد. احتمالاً با خروج آمریکا از عراق عملیات هوایی و زمینی ترکیه علیه PKK در شمال عراق با هماهنگی بغداد و اربیل صورت بگیرد اشاره های شده که روابط آمریکا با پژاک نیز در حال حاضر در وضعیت بدی قرار دارد . با توجه به اقدامات و اطلاعات موجود در دست چنین به نظر می رسد که فشردن دکمه عملیاتی علیه PKK هنوز دور از ذهن می باشد. کشورهای آمریکا، شمال عراق و عراق می بایستی به درخواست های ترکیه علیه مبارزه با PKK پاسخ مثبت دهند. تا این سازمان تروریستی را در نزدیکترین زمان از بین برود .
مورخه: 19 / 1 / 2009