تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۳  ، 
کد خبر : ۹۸۶۲۰

راهبرد صهیونیسم در کردستان عراق (بخش دوم)


محقق: مصطفی نظری
اشغال عراق، گامی به سوی «اسراییل بزرگ»
پس از سرنگونی رژیم صدام در عراق صهیونیستها که از دیرباز نسبت به عراق دارای آرزوها و آمال فراوانی بودند احساس کردند بهترین موقعیت برای بهره برداری آنها از موقعیت فراهم شده است . جنگ آمریکا علیه عراق یک گام صهیونیسم را به سمت تحقق سیاست از نیل تا فرات نزدیکتر ساخته است . بنابراین عجیب نیست که پس از اشغال عراق توسط آمریکا شاهد حضور صهیونیست ها در این منطقه به اشکال مختلف باشیم . اسرائیل در طول جنگ نیز کمک های نظامی ولجستیکی فراوانی به ائتلاف کرده بود. اسرائیل در تجهیز ارتش آمریکا با انواع و اقسام سلاح ها از موشک گرفته تا هواپیما و دستگاه های کنترل و نظارت تا دستگاه های مخابراتی در میدان جنگ مشارکت داشت . اگر آمریکا در جنگ دوم خلیج فارس (1991) تاکید داشت که به لحاظ مسائل سیاسی از سلاح های اسرائیلی استفاده نکند این بار به شکلی آشکار و بی پروا از سلاح های ساخت اسرائیل استفاده کرد. حتی نیروهای آمریکایی اتیکت روی سلاح ها را که ثابت می کرد ساخت اسرائیل است بر نداشتند و آنها را همان طور که بود به طرف شهرهای عراق پرتاب کردند. تلویزیون عراق در چهارمین روز جنگ بود اعلام کرد بقایای موشکی رژیم صهیونیستی را در بین موشک های پرتاب شده به سوی بغداد یافته است .
تلویزیون عراق با نشان دادن تصاویر مربوط به این موشک گفت بر روی قطعاتی از آن نوشته است : «ساخت اسرائیل» پس از اتمام جنگ آمریکا برضد عراق نیز روزنامه اسرائیلی «یودیعوت آحرنوت» برملا کرد که صنایع نظامی اسرائیل گروهی از هواپیماهای پیشرفته بدون خلبان را دراختیار آمریکا گذاشت . از این نوع هواپیماها برای گمراه کردن و فریب دستگاه های رادار و موشک اندازهای ضد هوایی استفاده شد . آریه اجوزی از همین روزنامه نوشت : هواپیماهای اف 18 آمریکا به طور گسترده از این هواپیماهای کوچک بدون خلبان استفاده کردند . همچنین هواپیماهای کوچک اسرائیلی دیگری از نوع «تالد» طی یک معامله تسلیحاتی به قیمت 50 میلیون دلار در اختیار نیروی هوایی آمریکا قرار داده است این هواپیماهای اسرائیلی را نیز به قصد گمراه کردن و فریب دادن ضدهوایی ها از هواپیما پرتاب می کردند زیرا به طور مشابه سازی هواپیمایی را بر رادادهای دشمن نشان می داد.
تالد 182 کیلوگرم وزن دارد و طول آن به 2/24 متر می رسد و برد آن تا 100 کیلومتر است یک مدل پیشرفته تر از تالد «ایتالد» نام دارد که مجهز به یک موتور مخصوص بوده و برد آن سه برابر می شود. نیروی هوایی آمریکا در عراق مجهز به هواپیماهای شناسایی مدل «هانتر» نیز بودند که آنها هم ساخت اسرائیل است . نیروهای آمریکایی وقتی به منطقه خلیج فارس رسیدند مجهز به موشک های اسرائیلی مدل «یو.ب .آی» بودند که شرکت اسلحه سازی رافایل آنها را تولید می کند. امروزه این موشک ها در آمریکا هم ساخته می شود که زیرنظر یک شرکت مشترک آمریکایی ـ اسرائیلی (بین رافایل و لوکهید مارتن) تولید می گردد.
تسلیحات هوایی آمریکا بر این موشک‌ها نام «41- AGM» گذاشته و بمب‌افکن‌های غول‌پیکر ب 52 از این موشک‌ها استفاده می‌کنند.
برای کسب اطلاعات مخابراتی ارتش آمریکا از هواپیماهای بدون خلبان اسرائیلی استفاده کرد که از دو نوع مختلف بود. یکی از همان نوع «هانتر» و دیگری که از آن پیشرفته تر بود از نوع «برد اتورش» هواپیماهای هانتر ساخت اسرائیل است که طول آن به 6/5 متر و طول بالها به 9 متر می رسد . این هواپیماها دارای 2 موتور محرکند که امکان 12 ساعت ماندن در فضا را به آنها می دهد و مجهز به دستگاه های تصویربرداری بسیار پیشرفته است که تصاویر گرفته شده را فورا به مرکز فرماندهی عملیات ارسال می دارد. چند هفته پیش از شروع جنگ نیروی هوایی آمریکا تعدادی از هواپیماهای هانتر را به ماموریت های شناسایی بر فراز خاک عراق فرستاد. هنگامی که خلبانان آمریکایی به سوی اهداف پرواز می کنند از دستگاه ارتباطی خاصی استفاده می کنند که شرکت اسرائیلی «اسپکتر لینک» آنرا تولید می کند.
این دستگاه به خلبان امکان می دهد تا در صورت سقوط هواپیمایش به نحوی عمل کند که گروه های نجات بتوانند به سرعت او را پیدا کنند. همچنین خلبانان آمریکایی مجهز به کلاهک های مخصوص ساخت اسرائیل بودند که مجهز به دوربین های ویژه هدایت سلاح های هواپیما بود. این کلاه ها ساخت شرکت اسرائیلی «البیت احرنوت» است . شرکت تکنولوژی لیزر اسرائیل نیز دستگاه هایی را تولید و دراختیار نیروهای آمریکا گذاشت که با کمک اشعه لیزر می تواند اهداف را تعیین و توپ ها را با انداختن نور لیزر بر روی اهداف هدایت کند. در خودروهای زرهی و نفربرهای آمریکایی هم ادوات ساخت اسرائیل وجود داشت . حتی نیروهای انگلیسی شرکت کننده در جنگ از این ادوات استفاده می کردند شرکت های «رافایل» و «الکترونیک وول» از جمله سازندگان این ادوات هستند.
اسرائیل نه تنها در تجهیزات آمریکا برای جنگ با عراق بلکه در زمینه سازی و طراحی برنامه عملیات نظامی علیه عراق نیز نقش موثر داشته است . به نوشته روزنامه السفیر اصولا پروژه جنگ عراق توسط سه نفر از یهودیان معروف آمریکایی به نام های «ریچارد پرل» مشاور وزیر دفاع پل ولفوویتز و نیز داگلاس فیث پیش برده شد. این افراد اهداف جنگ را ترسیم کردند و نقش عمده ای در تحریک کاخ سفید برای حمله به عراق ایفا نمودند. علاوه بر این سه نفر الیوت ابرامز از شورای امنیت ملی آری فیشر از کاخ سفید و حتی «دان کدزر» سفیر آمریکا در تل آویو نیز در این زمینه نقش مهمی داشته اند. اینها چهره هایی هستند که از شارون و جناح افراطی راست در اسرائیل حمایت می کنند برخی از آنها به زبان عبری تکلم می کنند و گروهی از آنان نیز مشاور بنیامین نتانیاهو در زمان نخست وزیری بوده اند. این چهره ها با کمک و همراهی دیگر غیر یهودیان مثل دیک چنی و رامسفلد واشنگتن را به جنگ واداشتند.
خبرنگاران و مفسرین دوکانال تلویزیونی در اسرائیل بر این عقیده اند که پرل فیث و ولفوویتز سه یهودی بودند که یکماه پس از انفجارهای 11 سپتامبر در نیویورک با «افرایم هانیوی» که در آن موقع رئیس موساد بود و در حال حاضر مدیر شورای امنیت ملی اسرائیل است گردهم آمدند. در این نشست رئیس جاسوسی نظامی اسرائیل به نام «عاموس مالکا» و جانشین او «آهارون زئیفی» در کنار رئیس بخش پژوهش های موساد و سرویس اطلاعات نظامی اسرائیل حضور داشتند. هدف از این نشست طراحی اهداف حمله نظامی و استراتژیکی بود و هر دو گروه بر تشکیل کمیته هماهنگی نظامی مشترک موافقت داشتند. براساس این توافق اسرائیل هر آنچه را که در زمان جنگ آمریکا به آن نیاز دارد تهیه و تدارک خواهد دید. کمیته دیگری نیز برای هماهنگی سیاسی به وجود آمد که در راس هیات آمریکایی آن «کاندولیزا رایس» مشاور امنیت ملی آمریکا و اعضای تیم او در شورای امنیت ملی بودند. در راس هیات اسرائیلی دوو وایس گلاس مدیر دفتر شارون و بعضی از کارمندان بلندپایه وزارت امورخارجه اسرائیل قرار داشتند در نهایت مقرر شد این کمیته در زمینه ایجاد شرایط مناسب سیاسی برای جنگ با یکدیگر همکاری کنند. از نکات مهم در این رابطه کمیته نظامی متشکل از برخی ژنرال های ارتش اسرائیل بود که در کنار هیات ستاد ارتش آمریکا قرار گرفتند. ژنرال تامی فرانکس فرمانده منطقه مرکزی در ارتش آمریکا که مسئولیت فرماندهی جنگ علیه عراق برعهده او بود نیز از جمله ژنرال های یهودی تبار آمریکا است . براساس گزارش های تلویزیون اسرائیل طبق اعتراف عاموس مالکا رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل که در حال حاضر مفسر شبکه یک تلویزیون است وظیفه کمیته نظامی را در عراق بر دو نقطه اصلی برشمرد :
1 ـ ارائه اطلاعات جاسوسی از اوضاع عراق برای تعیین سرنوشت بغداد در جنگ؛
2 ـ کمک به ارائه طرح های عملیاتی برای همکاری در جنگ .
با حمله ایالات متحده و متحدانش به عراق در بهار 2003 موقعیت کردها به عنوان یک متحد شبه نظامی برای صهیونیسم در شمال عراق اهمیت بیشتری یافت و این مسئله باعث می شد تا صهیونیسم به اندیشه دیرینه خود در عراق یعنی «اسراییل بزرگ» نزدیک تر شود.
بر این اساس سیل کمک ها رفت و آمدهای مقامات صهیونیستی از پاییز و زمستان 2003 آغاز شد و همکاری های گسترده نظامی اطلاعاتی و آموزشی بدون هیچ گونه محدودیت شدت بیشتری گرفت . به طوری که کردها مهم ترین متحد نظامی آمریکا در عملیات علیه عراق در خاورمیانه محسوب شدند چرا که برای کردها این آغاز دوره جدیدی بود که می توانست به تشکیل کردستان مستقل احتمالی در آینده ای دور منجر شود.
«Kowa brado» از رسانه های کردی در سپتامبر 2003 می نویسد که از گذشته زمینه های بالقوه برای روابط نزدیک‌تر صهیونیست و کردها و همچنین همکاری ویژه با توجه به دشمن مشترک و احساس هم دردی مشترک همواره وجود داشته است . با اشغال کامل عراق و حضور کامل نیروهای امریکایی در شمال مرکز و جنوب عراق زمینه های لازم برای همکاری های دو جانبه فراهم گردید. بلافاصله پس از اشغال سرویس جاسوسی صهیونیسم «موساد» آموزش 75 هزار کماندوی کرد موسوم به «پیشمرگان» را برعهده گرفت . این امر با توجه به موقعیت آمریکا پس از دوران اشغال و نگرانی از تداوم بی ثباتی در عراق مورد توجه صهیونیسم قرار گرفت و شارون طی یک طرح محرمانه و استراتژیک تصمیم گرفت موقعیت صهیونیسم را در شمال عراق تقویت کند. این تصمیم «شارون» رئیس سابق دولت صهیونیستی که بار مالی زیادی داشت با نگرانی ترکیه نیز روبرو شده است .
طرح صهیونیسم که به «طرح B» مشهور است به وسیله افسران سابق امنیتی رژیم صهیونیستی مطرح شد . این طرح که شالوده آن کمک   بیشتر به کردها بود زمانی مطرح شد که تنش میان ترکیه و اسرائیل بالا گرفت . یکی از افسران سابق امنیتی رژیم صهیونیستی گفته است که در سال 2003 اسرائیل تعلیم کردهای کردستان را آغاز کرده بود . این آموزش ها شامل عملیاتی می شد که آمریکایی ها در آن حوزه  ماموریتی نداشته اند . جمع آوری اطلاعات برگزاری ملاقات های مستمر و هماهنگی با رهبران کرد از جمله موارد طرح  B در کردستان عراق بوده است . سرویس های امنیتی موساد نیز فعالیت های خود را در مناطق کوهستانی گسترش داده اند و سرویس های امنیتی کردها را یاری می دهند. همچنین گفته شده است که ماموران موساد در برخی از عملیات کردها مشارکت داشته اند. از سوی دیگر منابع ترکیه گزارش داده اند که صهیونیسم در کردستان عراق با تحریک کردها قصد ایجاد یک کشور مستقل را دارد.
در شمال عراق ماموران «موساد» واحدهای ضد ترور تشکیل داده و با ماموران کرد در این زمینه همکاری دارند . در سال 2004 «سیمون هرش» روزنامه نگاری که بسیاری از رازهای محرمانه را افشا کرده است در مقاله ای تاکید کرد صهیونیست ها به این نتیجه رسیده اند که آمریکایی ها در پروژه دموکراسی و ایجاد ثبات در عراق ناموفق خواهند بود و باید از نتایج چنین ناکامی نگران بود. بنابراین بایستی از تجزیه عراق حمایت کرد و کردهای عراقی را به این سمت حرکت داد. این همان «طرح B» شارون است که در حال حاضر محور اصلی رویکرد صهیونیسم به کردستان عراق می باشد. بنابراین باید حضور قوی تری در شمال عراق داشت و کردها را از هم اکنون در این جهت آماده کرد. صهیونیسم معتقد است که چریک های کرد هنوز در منطقه کردستان عراق آمادگی جنگی و نبرد با ارتش ترکیه و عراق را که برای کردها مسئله ساز خواهند شد ندارند. بر پایه این پیش بینی احتمال اینکه کردستان عراق یک «سارایوو» دیگر شود وجود دارد.
پس از سال 2003 اسرائیلی ها پایگاه هایی نیز در یک منطقه صحرایی و فوق العاده محرمانه ایجاد کرده اند . این پایگاه ها محل آموزش نیروها و ارسال چندین تن سلاح و ادوات جنگی بوده است و ماموران موساد از راه ترکیه تحت پوشش مهندس و کشاورز و با پاسپورتی غیر اسرائیلی وارد این مناطق شده اند . در حال حاضر 1200 مامور امنیتی اسرائیل در شمال عراق به طور مخفیانه در حال فعالیت های گوناگون جاسوسی آموزشی و عملیاتی هستند.
پس از سرنگونی رژیم صدام در عراق صهیونیستها که از دیرباز نسبت به عراق دارای آرزوها و آمال فراوانی بودند احساس کردند بهترین موقعیت برای بهره برداری آنها از موقعیت فراهم شده است.
جنگ آمریکا علیه عراق یک گام صهیونیسم را به سمت تحقق سیاست از نیل تا فرات نزدیکتر ساخته است.
با حمله ایالات متحده و متحدانش به عراق در بهار 2003 موقعیت کردها به عنوان یک متحد شبه نظامی برای صهیونیسم در شمال عراق اهمیت بیشتری یافت و این مسئله باعث می شد تا صهیونیسم به اندیشه دیرینه خود در عراق یعنی «اسراییل بزرگ» نزدیک تر شود.
منابع ترکیه گزارش داده اند که صهیونیسم در کردستان عراق با تحریک کردها قصد ایجاد یک کشور مستقل را دارد.
در حال حاضر 1200 مامور امنیتی اسرائیل در شمال عراق به طور مخفیانه در حال فعالیت های گوناگون جاسوسی آموزشی و عملیاتی هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات