تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۹۸۷۶۴

تحلیل‌ آنفو پلستین از آینده‌ خاورمیانه‌


خلیفه‌ شاطر استاد دانشگاه‌ در رشته‌ روابط بین الملل‌ در دانشگاه‌ مون پلیه‌ فرانسه‌ در این مقاله‌ نوشته‌ است از هنگام‌ حمله‌ عراق‌ به‌ کویت و حتی‌ از هنگام‌ تاسیس‌ اسراییل‌ در منطقه‌ صدای‌ سلاحها هرگز در این منطقه‌ خاموش‌ نشده‌ استپس‌ از جنگهای‌ فلسطین ماجرای‌ جنگهای‌ عراق‌ اغاز شده‌ است که‌ به‌ جنگ تمدنها انجامیده‌ است و به‌ این ترتیب دشمن جدیدی‌ پس‌ از فروپاشی‌ شوروی‌ سابق‌ پیدا شده‌ است در این مقاله‌ امده‌ است وقایع‌ یازدهم‌ سپتامبر که‌ منجر به‌ تبدیل‌ شدن متحدان همیشگی‌ امریکا به‌ دشمن شد هوادران دشمن تراشی‌ در امریکا بهانه‌ خوبی‌ پیدا کرده‌ اندپس‌ از سقوط بغداد در سال‌ دو هزار وسه‌ و اشغال‌ این کشور بروز و توسعه‌ جنشهای‌ مختلف مقاومت از جمله‌ سازمان تروریستی‌ القاعده‌ و همچنین بروز جنگ قومی‌ و تمدنی‌ در فلسطین و لبنان خاور میانه‌ به‌ سرزمین حکومتهای‌ انتقالی‌ و ملی‌ وقومی‌ تبدیل‌ شده‌ است پس‌ در چنین وضعی‌ ایا می‌ توان به‌ درستی‌ درباره‌ چشم‌ انداز اینده‌ خاور میانه‌ تامل‌ کرد ایا می‌ توانسناریوهای‌ احتمالی‌ را پس‌ از جنگ عراق‌ تصور کرد.
اما در غیاب چشم‌ اندازی‌ واضح‌ درخصوص‌ اینده‌ اکثر تحلیلگران در خصوص‌ اینده‌ نزدیک بسیار بدبین و نگرانند این مقاله‌ می‌ افزاید اندکی‌ درباره‌ اظهارات ریچارد هاس‌ رییس‌ شورای‌ روابط خارجی‌ امریکا تامل‌ کنیم‌ که‌ گفته‌ بود آینده‌ای‌ تیره‌ و تار درانتظار خاور میانه‌ است و باید نگران بود میان خاور میانه‌ ای‌ بدون توافق‌ صلح‌ رسمی‌ و خاورمیانه‌ ای‌ تبدیل‌ شده‌ به‌ میدان بسته‌ تروریسم‌ و مناقشات میان کشورها و جنگهای‌ داخلی‌ اختلاف اساسی‌ وجود دارد خاورمیانه‌ ای‌ که‌ در ان ایرانی‌ قدرتمند جایگاه‌ خود را داشته‌ باشد با خاورمیانه‌ای‌ که‌ تحت سلطه‌ ایران باشد نیز بسیار متفاوت است بدیهی است این مقاله‌ به‌ هیچ وجه‌ این دیدگاه‌ را قبول‌ ندارد که‌ در ان تهدید ایران بیش‌ از حد بزرگنمایی‌ شده‌ است بهتر است منطقه‌ ای‌ جغرافیایی‌ سیاسی‌ دیگری‌ را مد نظر بگیریم‌ که‌ متشکل‌ از مناطقی‌ است که‌ تحت تهدید حملات امریکا قرار دارند که‌ عبارتند از ایران و سوریه‌ و تشکیلات سیاسی‌ حزب الله‌ و حماس‌ که‌ این مناطق‌ در برابر مجموع‌ کشورهایی‌ قرار می‌ گیرند که‌ روابط حسنه‌ ای‌ با امریکا دارند ضمن انکه‌ امیددارند امریکا به‌ لزوم‌ فشار بر اسراییل‌ متقاعد شود این تقسیم‌ بندی‌ که‌ بیشتر به‌ ماهیت رژیمها بستگی‌ دارد تا به‌ تقسیم‌ بندی‌های‌ قومی‌ مذهبی‌ نظیر شیعه‌ و سنی‌ قابل‌ قبول‌ تر به‌ نظر می‌ رسد اما عراق‌ را باید از ان جدا دانست زیرا نابودی‌ حکومت عراق‌ موجب ایجاد همبستگی‌های‌ قومی‌ در این کشور شده‌ است.
هر چند ایران به‌ طور حتم‌ قدرتی‌ در منطقه‌ محسوب می‌ شود اما جاه‌ طلبی‌ ها و توان به‌ القوه‌ و قدرت عمل‌ ایران باید درست محاسبه‌ شود نباید اظهارات قبل‌ ازحمله‌ به‌ عراق‌ را درباره‌ ارتش‌ قدرتمند عراق‌ فراموش‌ کرد که‌ برای‌ توجیه‌ عمیلات امریکا علیه‌ عراق‌ ایراد شده‌ بود تحقیقات جدی‌ جدید نشان می‌ دهدایران نطقه‌ ضعف بزرگی‌ دارد و ان نفت این کشور است و به‌ شدت به‌ نوسانات قیمت جهانی‌ نفت وابسته‌ است و رقیبانش‌ می‌توانند به‌ سادگی‌ از سلاح‌ نفتی‌ استفاده‌ کنند ایا می‌ توان سناریوی‌ جنگی‌ با ایران را تصور کرد برخی‌ تحلیلها می‌ گویند همه‌ گزینه‌ ها امکان پذیرند ما چنین عقیده‌ ای‌ ندرایم‌ مشکلات امریکا در عراق‌ و مشکلات اسراییل‌ در لبنان ظاهرا چنین گزینه‌ ای‌ را منتفی‌ می‌ کند علاوه‌ بر ان اکثریت در کنگره‌ امریکا نیز تغییر کرده‌ استاز سوی‌ دیگر ما عقیده‌ داریم‌ در پی‌ توازن قوا در منطقه‌ و با توجه‌ به‌ افکار عمومی‌ در کشورهای‌ عربی‌ عربستان سعودی‌ اماده‌ نیست به‌ دنبال‌ امریکا به‌ جنگ با ایران بپردازد.
در چنین وضعی‌ که‌ در ان امریکا بر ایران و سوریه‌ فشار وارد کرده‌ و انها را تحت نظر شدید قرار داده‌ است کشورهای‌ عربی‌ از جمله‌ کشورهای‌ حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ را ازاد گذاشته‌ است با ایران و سوریه‌ روابط خوبی‌ داشته‌ باشند زیرا نمی‌ خواهد موجب مناقشه‌ ای‌ دیگر با کشورهای‌ اسلامی‌ شود و دردسری‌ جدید برای‌ خود ایجاد کند در این شرایط کشورهای‌ عربی‌ فقط می‌ توانند با یکدیگر و با شریکان اسلامی‌ خود سیاستی‌ برای‌ حسن همزیستی‌ یا حسن تفاهم‌ دنبال‌ کنند این کشورها متوجه‌ شده‌ اند که‌ باید به‌ اتحاد گذشته‌ خلاف طبیعت پایان دهند و با توجه‌ به‌ افکار عمومی‌ بسیار نامساعد خود قادر نخواهند بود برنامه‌ هسته‌ ای‌ ایران را محکوم‌ کنند و سابقه‌ اسراییل‌ را بپذیرند در خصوص‌ عراق‌ چشم‌ اندازها تیره‌ و تار است زیرا برای‌ بازسازی‌ حکومت به‌ اشتی‌ ملی‌ نیاز است اما اختلافهای‌ قومی‌ مذهبی‌ و گرایشهای‌ مختلف افراطی‌ و میانه‌ رو و سنتی‌ و اصولگرا انقدر زیاد است که‌ هرگونه‌ تفاهم‌ ملی‌ منتفی‌ دانسته‌ شده‌ است پس‌ چطور می‌ توان تعادل‌ را برقرار کرد و بار دیگر جامعه‌ای‌ مدنی‌ ایجاد کرد که‌ دران ارزشهای‌ جمهوری‌ خواهانه‌ و شهروندی‌ فراتر از اختلافها برسد و به‌ جنگ داخلی‌ پایان دهد.
مسئله‌ فلسطین دیگر مرکزی‌ حیاتی‌ منطقه‌ است که‌ هیچ راه‌ حلی‌ در کوتاه‌ یا میان مدت برای‌ ان مشاهده‌ نمی‌ شود جلاسات گروههای‌ چهار جانبه‌ و میانجیگریهای‌ متعدد امریکا و اروپا و کشورهای‌ عربی‌ هیچ کدام‌ نتیجه‌ ای‌ نداده‌ است و از انجا که‌ اسراییل‌ از حمایت کامل‌ جامعه‌ بین المللی‌ برخوردار است می‌ تواند ازادنه‌ به‌ استعمار خود ادامه‌ دهد اسراییل‌ که‌ هرگز گفتگو را نمی‌ پذیرد پیشنهادهای‌ کشورهای‌ عربی‌ را به‌ نوعی‌ باجگیری‌ برای‌ به‌ رسمیت شناساندن خود تبدیل‌ کرده‌ است اوضاع‌ لبنان نیز به‌ کشورهای‌ دیگر وابسته‌ است که‌ از اختلافهای‌ درونی‌ ان به‌ نفع‌ خود سو؟استفاده‌ می‌ کنند تلاشهای‌ کشورهای‌ عربی‌ و تلاشهای‌ دیپلماتیک نیز فقط به‌ حفظ وضع‌ موجود کمک می‌ کند و چیز بیشتری‌ نمی‌ توان از انها انتظار داشت.
باز گشت عربستان به‌ صحنه‌ دیپلماتیک که‌ به‌ توافق‌ مکه‌ و برگزاری‌ نشست اتحادیه‌ عرب انجامید نیز با توجه‌ به‌ نتایج‌ به‌ دست امده‌ یعنی‌ ایجاد نشدن اتحاد میان فلسطینیان و وابسته‌ بودن ابتکار کشورهای‌ عربی‌ به‌ پاسخ‌ اسراییل‌ نیز امری‌ مهم‌ به‌ نظر نمی‌ رسد و نباید ان را اتفاقی‌ مهم‌ تلقی‌ کرد علاوه‌ بر ان اردن نیز تلاش‌ می‌ کند تعادل‌ داخلی‌ خود را با توجه‌ به‌ همجواری‌ با اسراییل‌ و پیامدهای‌ مسئله‌ فلسطینیان وعراقیها حفظ کند و مصر که‌ پیشتر میانجی‌ اصلی‌ خاور میانه‌ محسوب می‌ شد امروزه‌ به‌ یکی‌ از قربانیان سیاست خاور میانه‌ بزرگ تبدیل‌ شده‌ است و قادر به‌ مداخله‌ در هیچ کجا نیست نباید فراموش‌ کرد جامعه‌ مصر به‌ نوعی‌ بمبی‌ ساعتی‌ شباهت دارد که‌ جامعه‌ شناسان سیاسی‌ و راهبردی‌ این وضع‌ ناامیدکننده‌ را بسیار نگران کننده‌ می‌ دانند اما برای‌ اینده‌ منطقه‌ می‌ توان سه‌ سناریو تصور کرد
نخست سناریوی‌ خوش‌ بینانه‌ که‌ در ان مسئله‌ فلسطین و عراق‌ حل‌ و فصل‌ می‌ شود و تنهشای‌ بین المللی‌ فروکش‌ می‌ کند چنین وضعی‌ امکان حفظ وضع‌ موجود را میان کشورهای‌ عربی‌ می‌ دهد و موجب شکست بنیادگرایان و تندروها می‌ شود و به‌ اولویتهای‌ داخلی‌ توجه‌ خواهد شد سناریوی‌ بدبینانه‌ که‌ در ان مسائل‌ مهم‌ حل‌ و فصل‌ نمی‌ شود و مداخلات نظامی‌ مستقیم‌ یا به‌ واسطه‌ متحدان ادامه‌ می‌ یابد این وضع‌ بحرانی‌ ممکن است موجب تضعیف کشورها و تقویت اصولگرایان و تروریسم‌ شود سناریوی‌ دور یعنی‌ پایان عصر نفت این حقیقتی‌ مسلم‌ است اما نمی‌ توان امروز پیامدهای‌ ان را براورد کرد.
در پی‌ ایجاد وضع‌ فاجعه‌ امیز در کشورهای‌ عربی‌ و در نتیجه‌ ایجاد همبستگی‌ میان این کشورها به‌ علاوه‌ احساسات عوام‌ پسندانه‌ و واکنش‌ به‌ جنگ تمدنها خاور میانه‌ صحنه‌ گسترش‌ مراکز مناقشه‌ و توسعه‌ این مناقشه‌ به‌ سراسر کشورهای‌ اسلامی‌ شده‌ است انچه‌ جدید است نطقهای‌ اسلامی‌ بر نطقهای‌ ملی‌ گرایانه‌ عربی‌ و مقاومت درعراق‌ و فلسطین برتری‌ پیداکرده‌ است اعراب به‌ عنوان بازیگران اصلی‌ در این مناقشات اینک خود را قبل‌ از هرچیز مسلمان می‌ دانند درخاورمیانه‌ بزرگی‌ که‌ دولت بوش‌ ان را ترسیم‌ کرده‌ است ترکیه‌ و پاکستان نیز گنجانده‌ شده‌ اند که‌ با این اقدام‌ تلاش‌ شود از موضع‌ سفت و سخت کشورهای‌ عربی‌ درقبال‌ مسئله‌ فلسطینیان فاصله‌ گرفته‌ شود.
ترکیه‌ امروزه‌ به‌ علت همجواری‌ با عراق‌ و مسئله‌ کردها و تلاشهای‌ انان برای‌ استقلال‌ مشکلاتی‌ پیدا کرده‌ است طرد شدن این کشور از اتحادیه‌ اروپا به‌ علت اسلامی‌ بودن این کشور فقط موجب نزدیک شدن ان به‌ کشورهای‌ خاورمیانه‌ می‌ شود دولت اسلامگرای‌ این کشور به‌ رغم‌ میانه‌ رویهایش‌ فقط موجب تقویت انگیزه‌ این کشور برای‌ حمایت از کشورهای‌ عربی‌ می‌ شود این در مسیر طبیعی‌ امور است همانطور که‌ ایران نیز بلافاصله‌ پس‌ از انقلابش‌ یک شبه‌ از متحد اسراییل‌ به‌ دشمن ان تبدیل‌ شد. قضیه‌ پاکستان متفاوت است این کشور مثل‌ ترکیه‌ دوران عثمانی‌ و ایران زمان شاه‌ اختلاف تاریخی‌ با کشورهای‌ عربی‌ ندارد پاکستان به‌ علت پیامدهای‌ جنگ در افغانستان و وجود جنبشهای‌ اصولگرا در خاکش‌ خود به‌ خود در منطقه‌ خاور میانه‌ واقع‌ شده‌ است اما در حقیقت تعادلی‌ ناپایدار در این کشور میان اتحاد با غرب دولتش‌ و گرایشهای‌ فرهنگی‌ سیاسی‌ مخالفان این کشور قرار دارد.
در معامله‌ جدید خاور میانه‌ پاکستان در صورت تغییر شرایط ممکن است به‌ قدرت واقعی‌ منطقه‌ در خاور میانه‌ تبدیل‌ شود و نقش‌ عربستان و حتی‌ ایران را محو کند که‌ اقتصادهایشان به‌ کلی‌ به‌ درامدهای‌ نفتی‌ وابسته‌ است ما بیشتر با رابرت فیسک هم‌ عقیده‌ هستیم‌ که‌ می‌ گوید اینده‌ خاور میانه‌ ایران نیست بلکه‌ پاکستان است که‌ بمب اتمی‌ نیز دارد نکته‌ مسلم‌ این است که‌ در این وضع‌ برتری‌ جویانه‌ واقعیتها فقط جریانهای‌ اصلولگرا و تندرو برتر میدان خواهند بود خاورمیانه‌ میدانی‌ برای‌ رقابتها و مبارزات بی‌ پایان و مناقشات اعلام‌ نشده‌ محسوب می‌ شود در این منطقه‌ هر ناظری‌ فقط بدبینانه‌ ترین سناریوها را تصور می‌ کند یا اصلا نمی‌ تواند پیش‌ بینی‌ بکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات