تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۹۸۸۵۵

آنچه تمام شد


مهدی محمدی
از امروز صبح میان رزمندگان مقاومت اسلامی در لبنان و ارتش اشغالگر صهیونیستی آتش بس برقرار می شود. به این ترتیب اسرائیلی ها شانس آورده اند و جنگ پایان یافته است. جنگی که روز اول در حالی آغاز شد که شاید غاصبان صهیونیست در شوق خشکاندن ریشه های مقاومت سر از پا نمی شناختند اما اکنون در حالی پایان می یابد که در کینه حزب الله می سوزند. به راستی برنده این جنگ کیست؟ اسرائیلی ها در این میان چه دستاوردی داشته اند؟ پس از 32 روز جنگ- که در طول تاریخ غصب سرزمین فلسطینیان از سوی صهیونیست ها، یعنی از 1948 به این سو بی سابقه بوده- عایدی اسرائیل از این نبرد چه بوده است؟ چه میزان از اهدافی که روز اول به کمک آمریکایی ها طراحی کرده بودند برآورده شده و روند اوضاع تا چه حد آنگونه که آنها می خواستند پیش رفته است؟ این یادداشت تلاش می کند به سرراست ترین شکل ممکن به این سؤال ها بپردازد: چه می خواستند، چه شد؟
1- بدون تردید مهم ترین هدف آغاز تهاجم به لبنان از جانب غاصبان صهیونیست، تلاش برای خلع سلاح مقاومت اسلامی در لبنان و کامل کردن اهداف قطعنامه 1559 شورای امنیت بوده است. اسرائیلی ها بعد از ماجرای ترور رفیق حریری در لبنان توانستند محور اول این قطعنامه را که به خروج نیروهای سوری از خاک لبنان مربوط می شد به اجرا درآورند و این جنگ تدبیری بود برای اجرای محور دوم آن یعنی خلع سلاح حزب الله. هر دو این اقدامات هم آشکارا تدابیری بود تا محیط پیرامون اسرائیل امن تر و معارضان بالقوه آن هرچه بیشتر تضعیف شود. اکنون جنگ پایان یافته، یعنی اسرائیلی ها، آتش بس را پذیرفته اند بی آن که مقاومت، خلع سلاح شده باشد. این البته فقط آغاز کار است. نه تنها حزب الله خلع سلاح نشده بلکه در خلال این جنگ یک ماهه اتفاقاتی رخ داده که اسرائیلی ها تصورش را نمی کردند. حالا اسرائیل نه فقط دیگر به فکر خلع سلاح حزب الله نیست بلکه مطمئن شده چنین کاری اساساً امکان پذیر نیست. «تسیبی لیونی» وزیر خارجه دشمن، دیروز در جلسه فوق العاده کابینه ایهود اولمرت- که ناظران سیاسی می گویند سقوطش قریب الوقوع است- گفته است: «هیچ ارتشی در جهان توان خلع سلاح حزب الله را ندارد» و این تلویحاً به این معناست که اسرائیلی ها به پذیرش موجودیتی به نام مقاومت اسلامی در لبنان تن داده اند؛ امری که سال ها سرسختانه در مقابل آن مقاومت می کردند. علاوه بر این، جنگ یک ماهه حزب الله و اسرائیل باعث شد سلاح مقاومت نوعی مشروعیت، هم در سطح ملی و هم در ابعاد جهانی کسب کند. همه هدف قطعنامه 1559 و حتی جنگ اخیر نوعی مشروعیت زدایی از سلاح حزب الله بود تا فشارهای داخلی و خارجی برای خلع سلاح امکان توفیق بیشتری بیابد. اکنون در سطح ملی، مردم لبنان با جان و دل حزب الله را به عنوان ارتش ملی خود پذیرفته اند و به آن می بالند. گروه های سیاسی داخل لبنان هم- حتی آنها که میانه خوبی با حزب الله نداشتند- اکنون وجود مقاومت اسلامی را ضرورتی اجتناب ناپذیر برای حفظ تمامیت و استقلال لبنان می دانند. در مجموع دردرون لبنان اکنون هیچ گروهی وجود ندارد که در ضرورت حفظ سلاح مقاومت ولو به قدر ذره ای تردید داشته باشد و این اجماع مبارکی است که بعد از لطف خدا، جز حماقت صهیونیست ها در درافتادن با حزب الله چیز دیگری را نمی توان مسبب آن دانست. از صحنه داخلی لبنان که بگذریم، در صحنه بین المللی خصوصاً در جهان اسلام هم، حزب الله اکنون یک گروه مشروع و سربلند است. دلاوری رزمندگان مقاومت در مقابل دشمن، کار را به جایی رسانده است که مقامات مالزی در اظهارنظری که می توانست تا حدودی شگفت باشد به طور رسمی خواستار تجهیز حزب الله به پیشرفته ترین جنگ افزارها شدند، امری که بی تردید پس از پایان جنگ زمینه های تحقق عملی آن کاملاً فراهم خواهد بود. به این ترتیب دشمن در تعقیب مهم ترین هدف خود به نتایجی کاملاً معکوس رسیده است، حزب الله مسلح است و مسلح می ماند، سلاح حزب الله باعث سربلندی امت اسلامی و اکنون بخشی از هویت و حیثیت آن است، دولت های اسلامی یا ضرورت وجود سلاح مقاومت را پذیرفته اند یا قلیلی از آنها اگر هم نپذیرفته باشند جرئت ابراز عقیده واقعی خود را ندارند. بعضی تحلیلگران نظامی در تهران می گویند با فضایی که اکنون به نفع حزب الله در جهان اسلام شکل گرفته، مقاومت اسلامی ظرف چند ماه آینده حتی می تواند پروژه ایجاد بازوهای دریایی و هوایی برای خود را هم کلید بزند.
2- یکی دیگر از مهم ترین اهداف اسرائیل از تهاجم به خاک لبنان، آزادسازی نظامیان دربند خود بوده است. سیدحسن نصرالله در طول نبرد بارها تاکید کرد اگر تمام دنیا هم جمع شوند نخواهند توانست این دو اسیر را رها کنند، و آزادی اسرا امکان ندارد مگر پای میز مذاکره و در ازای آزادسازی اسرای لبنانی از چنگ صهیونیست ها. اکنون جنگ پایان یافته و اسرای دشمن غاصب همچنان در دستان قدرتمند مقاومت اسلامی گرفتارند. دیروز نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای اولین بار طی ماه های اخیر اعلام کرد آماده است اسرای لبنانی را با نظامیان دربند خود مبادله کند. این دستاورد بزرگ مسلماً جز نتیجه پیروزی حزب الله در صحنه جنگ با دشمن و اثبات ناتوانی اسرائیل در امتیازگیری از حزب الله در عرصه نبرد نیست. اینجا هم آنکه سرش بی کلاه مانده اسرائیل است و حزب الله توانسته اراده خود- یعنی آزادسازی دوجانبه اسرا- را بر دشمن که فقط به دنبال آزادی نظامیان خود آن هم با استفاده از زور بود، تحمیل کند.
3- اسرائیل روز اول در پی آن بود تا با آغاز این نبرد، در چند جبهه مهم شکاف هایی عظیم پدید آورد. در درون لبنان مردم و گروه های سیاسی را رویاروی مقاومت قرار دهد و در خارج از لبنان با احیای منازعه شیعه- سنی در جهان اسلام، مقاومت اسلامی را منزوی سازد. روزهای اول را اگر به یاد بیاورید، با برانگیختن سران جاهل چند کشور عربی علیه سیدحسن نصرالله تا حدودی در این کار موفق هم شدند. اکنون اما همه چیز برعکس شده و آنگونه که رسانه های غربی و حتی رسانه های درون سرزمین های اشغالی پی درپی می گویند، سیدحسن نصرالله اکنون بزرگترین قهرمان عرب و مقاومت اسلامی محبوب ترین گروه نزد امت اسلامی است.محبوبیت حزب الله مرزهای شیعه و اهل سنت را درنوردیده و سید امروز مایه فخر تمامی جهان اسلام از شرق اندونزی تا غرب مراکش است. امرای عرب از این پس خوب است به فکر باشند که سیدحسن وقت ملاقاتی به آنها بدهد و مجال ابراز ارادتی به او بیابند تا شاید به این ترتیب مختصر آبرویی برایشان دست و پا شود.بسیار خوب، مقایسه کنید: جایگاه کنونی سیدحسن نصرالله کجا و خوابی که دشمن روز اول برای او و مقاومت اسلامی دیده بود کجا؟!
4- شاید از بزرگترین اهداف اشغالگران قدس از آغاز نبرد با مقاومت اسلامی این بود که الگویی به نام ایستادگی و مقاومت را همان جا در جنوب لبنان دفن کنند و دنیای اسلام را یکسره به این نتیجه برسانند که چاره ای ندارند الا اینکه اقتضائات زندگی در دنیایی به رهبری آمریکا و ژاندارمی اسرائیل در منطقه را بپذیرند و فکر ایستادن در مقابل آنها را- ایستادگی که گفته می شد و بعضی هم باور کرده بودند در هر حال نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت- از سر خود بیرون کنند. پس از یک ماه جنگ، همه چیز واژگون شده است. اوضاع به گونه ای است که می توان گفت طعم شیرین مقاومت تازه زیر زبان امت اسلامی مزه کرده است و آنها حالا که فهمیده اند پوزه اسراییل را هم می توان به خاک مالید انگیزه ای صدچندان پیدا کرده اند تا همان راهی را در پیش بگیرند که حزب الله لبنان در پیش گرفت و توفیق یافت. همین دیروز اکثریت قاطع مردم سوریه از دولت خود خواستند برای آزادسازی بلندی های جولان از شیوه های رزمی حزب الله استفاده کند. این موج بی گمان بالا خواهد گرفت. الگوی مقاومت اسلامی در سراسر جهان اسلام تکثیر خواهد شد و این نگرانی ملک عبدالله پادشان اردن به حقیقت خواهد پیوست که چند روز پیش گفته بود از این به بعد باید منتظر باشیم تا صدها «مقاومت اسلامی» در گوشه گوشه جهان اسلام سربرآورد. اسراییل و آمریکا خود را به میانه مخمصه مهلکی پرتاب کرده اند. حزب الله نه فقط نابود نشده بلکه در حال همانند سازی و تولید مثل است. باید منتظر باشند و ببینند که هنوز اول کار است...
5- اسراییل می خواست با به شکست کشاندن حزب الله در این نبرد تهدید امنیتی مقاومت اسلامی برای خود را برای همیشه از بین ببرد و بلکه مجالی فراهم سازد تا در آن بشود تکلیف دیگر دشمنان مانند سوریه و ایران را هم یکسره کرد.حالا پس از یک ماه با اطمینان می توان گفت این تهدید امنیتی اسراییل برای جهان اسلام است که تا مدت های مدید منتفی شده است. مسلما صهیونیست ها دیگر به این زودی ها جرئت درافتادن با هیچ کشور اسلامی را نخواهند داشت. درسی که حزب الله در این چند هفته به نظامیان اسراییلی داد و غروری که از آنها شکست و هیمنه ای که از آنها بر باد داد تا سال ها بدل به بند و مهاری محکم برگرده آنها خواهد شد که پای از گلیم خود فراتر نگذارند و عرض خود نبرده زحمت دیگران مدارند. یک ماه پیش، پیش بینی چنین وضعی برای برخی ناظران کمی دشوار بود ولی حالا حزب الله یک قهرمان بی بدیل و یک الگوی سرآمد و اسراییل تنها غولی شاخ شکسته و بی آبروست.
این یادداشت مجالی برای بسط بیشتر ندارد در حالی که به راستی هنوز از مقدمه فراتر نرفته است. غاصبان صهیونیست اکنون طعم تلخ شکست و خفت را با تمام وجود چشیده اند. یک ماه جنگ، میلیون ها آواره، 071 تانک میرکاوای منهدم شده، حداقل 003 نظامی به خون تپییده، چهار شناور جنگی غرق شده، چند هلی کوپتر آپاچی ساقط شده و قریب به یک هزار زخمی تنها دستاورد این جنگ برای آنهاست بی آنکه حتی به یکی از اهداف خود ولو به نحو حداقلی دست یافته باشند. آنچه امروز صبح پایان یافت نه جنگ بلکه خود اسراییل بود، اسراییل، به مثابه موجودی زمین خورده و به انتها رسیده؛ که حالا باید منتظر ضربات سهمگین تری هم باشد. تمام سخن همین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات