تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۸  ، 
کد خبر : ۹۸۸۵۷

اهداف و چالش‌های استراتژی آسیای مرکزی

عبدالقیوم شکاری اشاره: پایگاه اینترنتی «پیپل دیلی آن لاین» چین اخیراً در تحلیلی به بررسی استراتژی آمریکا در قبال آسیای مرکزی پرداخته است. براساس این تحلیل ایالات متحده در یکساله اخیر با طراحی یک استراتژی تحت عنوان آسیای مرکزی بزرگ درصدد ایجاد یک بلوک اقتصادی- سیاسی از کشورهای واقع در این منطقه و کشورهای واقع در جنوب آسیا می باشد. براساس استراتژی آسیای مرکزی بزرگ که در طول چند ماهه اخیر به کرات توسط مقامات بلند پایه سیاسی- امنیتی آمریکا مورد تأکید قرارگرفته است تعاملات و همکاریهای موجود در بین کشورهای واقع در دو منطقه آسیای مرکزی و جنوب آسیا افزایش یافته و در این زمینه ایالات متحده نیز نقش یک دولت عادی و کنترل کننده این روند را برعهده خواهد داشت. براساس اظهارات مقامات طراح این استراتژی در واشنگتن افغانستان به عنوان یک حلقه ارتباطی بین دو منطقه مذکور عمل کرده و افزایش همکاریهای موجود در زمینه انرژی نیز به عنوان محور اساسی و آغازگر همکاریها خواهد بود.

ریشه‌های طرح استراتژی:
درک صحیح ریشه های طرح این استراتژی توسط استراتژیست های آمریکایی محتاج مطالعه جایگاه کنونی آمریکا در آسیای مرکزی می باشد. غالب تحلیل گران مسایل منطقه معتقدند که دولت ایالات متحده در طول دوسال اخیر برخلاف سال های پس از حوادث یازدهم سپتامبر2001 که این دولت توانست با نهایت استفاده از جو ایجاد شده در محیط بین الملل نفوذ خود را در منطقه آسیای مرکزی توسعه دهد، در حال از دست دادن جایگاه خود در سطح منطقه می باشد. علت اصلی این مسئله نیز اتخاذ رویکردهای اشتباه و مداخله گرانه توسط مقامات واشنگتن در قبال مسایل منطقه می باشد.
در شرایط کنونی ایالات متحده پس از خروج نیروهای نظامی اش از ازبکستان در سال گذشته میلادی تاریک ترین دوران سیاسی خود با تاشکند را تجربه می کند. در رابطه با قرقیزستان نیز علی رغم اینکه بسیاری از کارشناسان اعتقاد داشتند که پس از وقوع انقلاب رنگین در این کشور و کناره گیری عسگرآقایف از قدرت دولت جدید حاکم بربیشکک روابط نزدیکی را با واشنگتن برقرار خواهد کرد. در شرایط کنونی پس از آنکه قرقیزستان در 11ژوئیه 2006 دو دیپلمات آمریکایی مقیم این کشور را به اتهام عدم رعایت قوانین بین المللی و دیپلماتیک و همچنین مداخله در امور داخل این کشور از قرقیزستان اخراج کرد واشنگتن نیز در یک عمل متقابل دو دیپلماتی قرقیزستانی را به عنوان عنصر نامطلوب از آمریکا اخراج کرد. این روند نشان دهنده این است که آینده پرامیدی برای روابط آتی دوکشور وجود ندارد.
در رابطه با دیگر کشور واقع در منطقه آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان نیز باید گفت که علی رغم سفرهای پراکنده مقامات بلندپایه آمریکا به تاجیکستان و در رأس آن سفر اخیر دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا به این کشور به نظر می رسد با توجه به نفوذ غیرقابل انکار روسیه در این کشور و تمایل مقامات دوشنبه به سمت مسکو در این کشور نیز تصور جایگاهی مناسب برای آمریکا خلاف واقعیات باشد. نکته قابل ذکر در رابطه با نفوذ روسیه در تاجیکستان این است که این مسئله مورد اعتراف برخی از محافل خبری غرب و از جمله پایگاه اینترنتی یورو آسیانت نیز قرارگرفته و این منبع خبری غربی معتقد است که به علت گسترش همکاریهای نظامی و امنیتی روسیه و تاجیکستان در زمینه های مختلف و علی الخصوص آموزش نیروهای نظامی تاجیکستان دولت دوشنبه تمایلی به گسترش روابط با دنیای غرب ندارد.
جایگاه آمریکا در کشور همسایه شمالی ایران یعنی ترکمنستان نیز به شدت متزلزل بوده و دولت عشق آباد رویکرد بدبینانه ای نسبت به سیاستهای آمریکا در قبال دولت های حاکم برمنطقه دارد. استراتژی حاکم بر سیاست خارجی ترکمنستان استراتژی بی طرفی است که براین اساس مقامات بلندپایه عشق آباد و علی الخصوص صفر مرادنیازف رئیس جمهور این کشور براساس درنظر داشتن ملاحظات و حساسیت های سیاسی افزایش حضور آمریکا در این کشور و با هدف حفظ توازن بین قدرتها در صحنه سیاسی ترکمنستان به هیچ وجه تمایلی به بسط روابط با آمریکا ندارند.
در رابطه با وضعیت حضور آمریکا در قزاقستان نیز باید گفت که هرچند وضعیت آمریکا در این کشور از سایر دولتهای منطقه آسیای مرکزی بهتر بوده و هماهنگی بیشتری بین رویکردهای دولت آستانه با سیاستهای منطقه ای واشنگتن وجود دارد اما دولت آستانه نیز از یک طرف به علت ترس از احتمال تکرار انقلاب رنگین در این کشور و از طرف دیگر با علم به حساسیت های مسکو تمایلی به گسترش روابط استراتژیک با ایالات متحده ندارد.
وضعیت فوق و افول شدید و محسوس نفوذ قدرت آمریکا در منطقه آسیای مرکزی حتی باعث اعتراض برخی از مقامات رسمی واشنگتن در قبال برخی از رویه های نامطلوب کشورشان در طول سالهای اخیر نیز شده است. براین اساس ریچارد هوگلاند سفیر آمریکا در تاجیکستان اخیراً با انتقاد از برخی از رویه های اتخاذ شده در قبال کشورهای منطقه آسیای مرکزی خاطرنشان کرد که این رویه ها باعث ایجاد یک جبهه ضد آمریکایی در سطح منطقه شده است.
بنابراین ریشه های طرح استراتژی آمریکا در رابطه با آسیای مرکزی را باید در شرایط کنونی آمریکا در منطقه جستجو کرد. براین اساس آمریکا با علم به نزول جایگاهش درسطح منطقه با طراحی و اجرای این استراتژی درصدد بهبود شرایط خود می باشد.
اجزاء و محورهای استراتژی:
مهمترین محور استراتژی آسیای مرکزی بزرگ افزایش ارتباط و تعامل موجود بین این منطقه و جنوب آسیا می باشد. براین اساس ایالات متحده در صدد استفاده از موقعیت و شرایط افغانستان به عنوان حلقه ارتباطی بین دو منطقه می باشد. در زمینه همکاریهای طراحی شده نیز همکاری در زمینه های اقتصادی علی الخصوص انرژی از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد. دراین چارچوب نیز اجرای طرحهایی چون طرح خط لوله گاز ترانس افغان که گاز ترکمنستان را به پاکستان و سپس هندوستان انتقال خواهد داد در سرلوحه برنامه های اقتصادی و سیاسی این استراتژی قرار دارد.
علاوه بر افغانستان نیز ایجاد زمینه های حضور بیشتر کشورهایی چون پاکستان و هندوستان در آسیای مرکزی نیز ازدیگر محورهای مکمل این استراتـژی می باشد. علت انتخاب کشورهای واقع در جنوب آسیا توسط ایالات متحده آمریکا را نیز باید در ساختار سیاسی دولتهای حاکم بر این منطقه جستجو نمود. در شرایط کنونی کشورهای پاکستان و هندوستان از نظر جهت گیریها و مواضع سیاسی قرابت بیشتری به ایالات متحده دارند و این قرابت باعث انتخاب این کشورها به عنوان مکمل طرح آمریکا شده است. علاوه بر این کنترل افغانستان توسط ایالات متحده نیز موجب اعطای نقش اساسی به این کشور شده است.
موانع و چالش‌ها:
مهمترین مانع موجود بر سر راه اجرای این استراتژی عدم تناسب آن با شرایط کشورهای واقع در منطقه می باشد. دراین زمینه به نظر می رسد ایالات متحده از تجربه تلخ اجرای استراتژی خاورمیانه بزرگ بهره کافی نبرده است. در زمینه استراتژی آسیای مرکزی موانع و چالش های عمده ای وجود دارد که اجرای آن را با شبهات جدی روبرو کرده است.
1- فقدان امنیت در افغانستان:
همانگونه که ذکر شد افغانستان در استراتژی آمریکا در رابطه با آسیای مرکزی دارای نقش اساسی می باشد. این نقش در حدی است که بدون حضور افغانستان به عنوان حلقه ارتباطی دو منطقه آسیای مرکزی و جنوب آسیا امکان اجرای این طرح درسطح بسیار پایینی می باشد. در شرایط کنونی وضعیت امنیتی افغانستان در وضعیت مناسبی قرار ندارد. براساس اخبار منتشرشده در روزهای اخیر از افغانستان گروه طالبان کنترل برخی از مناطق و شهرهای افغانستان را در دست گرفته باندهای قاچاق مواد مخدر نیز فعال تر از گذشته دراین کشور حضور دارند. این وضعیت نگرانیهای موجود در زمینه آینده افغانستان را افزایش داده امکان توفیق این استراتژی را کاهش داده است.
2- فقدان پیشینه قوی روابط دو منطقه:
کشورهای واقع در منطقه آسیای مرکزی پیشینه مناسبی از برقراری روابط با کشورهای واقع در جنوب آسیا را در حافظه تاریخی خود ندارند. همین مسئله نیز باعث کاهش امیدهای موجود در زمینه گسترش آتی روابط بین دو منطقه شده است. بررسی تراز بازرگانی پنج کشور واقع در منطقه آسیای مرکزی نیز نشان دهنده این است که کشورهایی چون روسیه، چین، ایران و ترکیه ارتباط اقتصادی بیشتری با کشورهای این منطقه دارند.
3- بدگمانی نسبت به طرحهای آمریکا در رابطه با منطقه:
یکی از رویه های موجود در بین کشورهای منطقه درسالهای اخیر بدگمانی موجود بین کشورهای منطقه در رابطه با سیاستهای آمریکا در آسیای مرکزی می باشد. در این زمینه بدترین سابقه ذهنی رهبران کشورهای منطقه نیز مربوط به حمایت آمریکا از وقوع انقلاب های رنگین درسطح منطقه می باشد. بنابراین با توجه به این ذهنیت احتمال استقبال مقامات حاکم بر کشورهای آسیای مرکزی از این استراتژی بسیار پایین می باشد.
4- مشکلات و اختلافات موجود بین هندوستان و پاکستان:
همانگونه که ذکر گردید دوکشور مهم واقع در جنوب آسیا یعنی هندوستان و پاکستان از اجزاء مهم این استراتژی می باشند. این دو کشور در شرایط کنونی از اختلاف دامنه دار تاریخی موجود بین دو کشور در رابطه با وضعیت کشمیر رنج برده و به نظر می رسد تداوم این اختلافات زمینه های همکاری دو کشور در رابطه با یک راهبرد را به حداقل برساند.
در یک جمع بندی کلی باید گفت که نسخه پیچیده شده توسط ایالات متحده آمریکا برای آسیای مرکزی تحت عنوان آسیای مرکزی بزرگ بمانند استراتژی خاورمیانه بزرگ با مشکلات جدی روبرو بوده و احتمال توفیق نهایی آن بسیار کم باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات