تلاشهاى جدید ایالات متحده آمریکا در راستاى اعمال فشار اقتصادى بر جمهورى اسلامى ایران، واشنگتن را در فاز تازهاى از ناکامى قرار داده است. «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه دولت بوش در حالى پاى به خاورمیانه گذاشته است که انتشار گزارشهاى سازمان سیا در خصوص اهمال وى در جریان حوادث 11 سپتامبر و نیز تلاش دموکراتها از جمله «کارتر» و «آلبرایت» جهت محکوم ساختن سیاست خارجى کاخ سفید قدرت هرگونه مانورى را از او سلب کرده است.
در ساختار سیاست خارجى کاخ سفید میان «افراد» و «نمادها» رابطهاى مستقیم وجود دارد. به عبارت دیگر نگرش حقیقى یا حقوقى نسبت به افراد تعریفشده در دستگاه دیپلماسى آمریکا چندان معنادار نیست. «رایس» در معادلات کاخ سفید «نماد استیصال» است. هرگاه واشنگتن به نقطهاى مىرسد که در مقابل یک حادثه یا معماى سخت و لاینحل قرار مىگیرد آخرین تیر خود را در تاریکى به دست رایس پرتاب مىکند.
نگاهى کلى به سه سفر اخیر انجامشده توسط وزیر امور خارجه آمریکا موید ادعاى فوقالذکر است. سفر ماه مارس سال جارى میلادى رایس به خاور دور زمانى صورت گرفت که بودجه کاخ سفید در عراق رو به اتمام بود و ناچارا وزیر امور خارجه دست نیازمندى خود را به سوى افرادى مانند «جان هاوارد» و «کویزومی» دراز کرد.
همچنین سفر رایس به خاورمیانه در زمانى صورت پذیرفت که جریان مقاومت اسلامى در لبنان باعث زمینگیرى رژیم اشغالگر قدس در منقطه شده بود،. نکته جالب توجه اینکه این دو سفر در نهایت دستاوردى را براى نومحافظهکاران به همراه نداشتند.
سفر اخیر رایس نیز ماهیت و اصالتى مشابه سفرهاى دیگر وى به خاور دور و خاورمیانه دارد. با این تفاوت که این بار معماى ایران قدرتمند ملکه جنگ را به خاورمیانه کشانده است. مسئله «نحوه برخورد با ایران» قبل از آغاز سال 2000 میلادى در سطح تئوریسینها و استراتژیستهاى آمریکا مطرح بود اما به دنبال رویارویى آشکار صورت گرفته در ابتداى هزاره سوم که معلول رفتار افراطگرایان نومحافظهکار بود این مسئله از لایه تئوریک نقل مکان نمود و در روندى خودکار به چالشى سخت در میدان عملگرایى جمهورى خواهان افراطى تبدیل شد.
پس از امضاى قانون تمدید و گسترش تحریمهاى یکجانبه آمریکا علیه ایران تا سال 2011، کاندولیزا رایس با هدف به عینیت رساندن فشارهاى کاخ سفید علیه تهران راهى خاورمیانه شده است. این در حالى است که مطابق نظر زبدهترین کارشناسان اقتصادى از جمله «گرى هوفبور» و «راجر لید» این تلاشها در نهایت محکوم به شکست خواهند بود. جمهورى اسلامى ایران با توجه به موقعیت کنونى خود در «اوپک» و همراهى نیجریه و ونزوئلا با تهران، مىتواند در مقابل هرگونه تحریم بانکى احتمالى با کارت نفت بازى کند. همین برگ برنده حتى در سختترین نقطه گرههاى پیچیده را به روى قدرت اول خاورمیانه خواهد گشود.
ملکه جنگ به عنوان نماد استیصال کاخ سفید در تلاش جدید خود علیه ایران نیز محکوم به شکست خواهد بود. شکستى که بر اساس محاسبات واقعبینانه و به دور از هرگونه ایدهآلگرایى کاذب ذهنى نومحافظهکاران، از اکنون در کارنامه مخالفان ایران ثبت شده است.