تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۰  ، 
کد خبر : ۹۸۹۲۶

مهندسی فرهنگی و مسئولیت رئیس دولت


محسن مهدیان
انبطور قطع پیشانی دولت عدالت، فرهنگ است. وقتی می گوئیم فرهنگ منظور فرهنگی اعم از سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر است.
بی شک هر تصمیم دولت یک اثر فرهنگی دارد. اما این اثر فرهنگی جایگاهش کجاست؟ چه مقدار این اثر مطلوب است؟ در کنار دیگر آثار فرهنگی از چه مرتبه ای برخوردار است؟ در برخورد با ضد فرهنگ چه مناسباتی دارد؟
از سویی دولت عدالت که هدفی انسانی و متعالی به توسعه دارد باید سهم بیشتری برای «فرهنگ به مثابه سیستم» قائل باشد. با این توضیح سیاست های فرهنگی اقتصادی و سیاسی دولت در چه نسبتی با هم قرار دارند و اثرگذاری فرهنگ این سیاست ها در چه قالبی متصور است.
یکی از نقدهای مهم به دولت اصلاحات ذبح فرهنگ بر سر مناقشات سیاسی و اقتصادی بود.
این مناقشات بی هدف در حالی صورت می گرفت که «فرهنگ حریف» با سرعت و حرکت نظام مند در حال پیشروی بود.
با تشکیل دولت جدید که با نقد فرهنگی دولت گذشته به سر کار آمده بود سیاست های جدید فرهنگی چه تدافعی و چه تهاجمی از دولت انتظار می رفت.
اما اگر مروری کوتاه به سرفصل های ضد فرهنگی و عقب ماندگی فرهنگی در دولت گذشته داشته باشیم متوجه می شویم که دولت با تمام تلاشهایی که در این زمینه داشته است، در تغییر و یا حرکت به سوی رشد و تحول فرهنگی در یک سال گذشته کم اثر بوده است.
تا آنجا که برخی نمایندگان مجلس از انحراف دولت بسوی اقتصاد گله کردند و بی توجهی به فرهنگ را گوشزد نمودند. اهتمام بیش تر درعرصه فرهنگ گرچه ضروری است اما تصور می شود که، چه در آن سالهای موصوف به اصلاحات و چه در این دوره دولت بدون آدرس و نقشه فرهنگی حرکت کرده است.
بدون شک مدیران ارشد فرهنگی دولت جدید هم به لحاظ تدین و انگیزه و هم سابقه، توانایی تحول جدی در فرهنگ کشور را دارا هستند اما اینکه چرا تا امروز حرکت قابل ملاحظه ای درعرصه فرهنگ روی نداده است نیازمند بازشناسی نقش فعالان و نهادهای فرهنگی جامعه و شناسایی مسئولیت ها و عملکرد آنها است.
اینکه مطبوعات زرد می شوند و یا صدا و سیما مصرف زدگی ترویج می کند و دانشگاهها غرب زده تربیت می کنند و سینما به لمپنیزم می رسد علیرغم اینکه به هزار و یک دلیل مدیریتی و غیر آن مرتبط است اما به نبود یک نظام کلان فرهنگی نیز اشاره دارد که بی آن عملکرد هر مدیر خوب یا بدی کم و بیش مشابه هم است.
اشکال در نبود یک چشم انداز روشن و مشخص از فرهنگ هدف و روش وصول بدان است. به واقع مدل مطلوب و آرمانی فرهنگ کشور چیست؟
«فرهنگ هدف» کجاست و چگونه می توان به آن رسید؟ «فرهنگ موجود» چه سامانی دارد؟
نقاط ضعف و قوت آنرا با چه معیاری باید اندازه گرفت؟ ظرفیت فرهنگی کشور برای رسیدن به فرهنگ هدف چه مقدار است؟ فرهنگ رقیب چه مشخصات و مختصاتی دارد؟
جایگاه دستگاههای فرهنگی در مسیر عبور از فرهنگ موجود به فرهنگ مطلوب کجاست؟
این سؤالات و پرسشهای دیگر از این دست نیاز ابتدایی هرگونه سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی اقتصادی و سیاسی است.
ضعف اصلی فرهنگ کشور پاسخ ندادن به سؤالات فوق است. طبیعی است که حرکت بدون نقشه معلوم نیست به کجا ختم شود.
مقام معظم رهبری با نگاه مدبرانه و ژرف اندیشی که به تکامل و تعالی جامعه دارند برای اولین بار این پرسشها را در قالب طراحی «مهندس فرهنگی» کشور را سال 81 با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کردند.
ایشان خطاب به اعضای شورا فرمودند این شورا اتاق فرمان فرهنگی کشور یا ستاد عالی فرهنگی و علمی دستگاهها هستند. به تعبیر ایشان «این جا (شورا) قرارگاه مقدم فرماندهی فرهنگی» است.
با این توصیف مقام رهبری وظیفه مهم تدوین مهندسی فرهنگی کشور را بر دوش این شورا که مطابق قانون تنها نهاد کلان نگر فرهنگی است قرار داد.
رهبر انقلاب در خصوص منحصر به فرد بودن این شورا می فرمایند که «این مجموعه در کشور بی بدیل است. در مدیریت راهبردی فرهنگی ما به غیر از این مجموعه، هیچ مرکزی نداریم».
یا«حتی مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز وظایف مهمی که برعهده شماست ندارند».
و بدین ترتیب تصریح می دارند که فرهنگ کشور به یک نظام و جهت گیری و جهت یابی و انجام بخش های گوناگون دولتی و غیر دولتی احتیاج دارد و در اینجاست که این مقوله می تواند تامین شود.
سپس ایشان با توضیح و تشریح مهندسی فرهنگی و ضرورت طراحی آن این موضوع خطیر را در دستور کار اصلی شورا قرار می دهند.
اما با گذشت چهار سال هیچ کار مشخصی در خصوص تدوین این مهندسی صورت نگرفته است. مقام رهبری سه سال متوالی در دیدار با اعضای شورا این بحث را نیز مطرح کردند و هر سال به ضرورت تدوین مهندسی فرهنگی کشور تاکید می کردند. تا اینکه سال 84 در دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی صراحتا می فرمایند:«انتظار می رفت مجموعه مهندسی فرهنگی کشور امسال تدوین شده باشد».
و در همان جا با اعضای شورا احتجاج می کنند که روز قیامت جلوی شما را خواهم گرفت چراکه من بهترین کسانی را در این مسیر می شناختم . در این شورا جمع کردم. فرمایشات صریح مقام معظم رهبری این توقع را ایجاد می کرد که شورای عالی پس از دیدار با ایشان در سال 84 اقدام جدی در راه تدوین مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی کشور انجام دهد.
حال آنکه طی یکسال گذشته هم هیچ اقدام قابل توجهی از سوی شورا در این خصوص صورت نگرفته است. در شرایطی که انتظار می رفت رئیس دولت عدالت که مسئولیت این شورا را نیز برعهده دارد باتوجه به اهداف عالیه فرهنگی دولت به این مهم توجه کند اما با گذشت یکسال از فرمایشات صریح رهبر انقلاب حتی یک مصوبه مربوط به این موضوع ازجلسات شورا نگذشته است.
بررسی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی که در سایت دبیرخانه این شورا قرار دارد گویای میزان توجه این شورا به بحث مهندسی فرهنگی طی یکسال گذشته است.
شورا از مرداد سال 84 که تقریبا با آغاز تشکیل دولت عدالت همراه است تا مرداد ماه امسال نزدیک به 20 جلسه داشته که از این 20 جلسه 53 مصوبه گذشته است گذر از اینکه عضویت متوسط سه مصوبه در هر جلسه با توجه به وظایف سنگین شورا و اهمیت موضوعات فرهنگی عجیب است ولی موضوع این مصوبات نیز بخودی خود جالب است.
از بین این 53 مصوبه 18 مصوبه مربوط به انتخاب یا تایید نمایندگان فرهنگی در نهادهای مختلف است. 11 مصوبه به اصلاح و تغییر یا متمم مصوبات قبلی مربوط می شود.
5 مصوبه به تاسیس بنیادها ونهادهای جدید فرهنگی اختصاص دارد.
یک مصوبه به تعیین روز همبستگی باکودکان فلسطین مربوط است. و ما بقی مصوبات که به نوعی سیاست گذاری فرهنگی است بجز یک یا دو مصوبه کاملا در حیطه سیاست گذاری خرد فرهنگی قرار دارد. حال آنکه وظایف محوله شورای عالی انقلاب فرهنگی بیشتر متوجه سیاست گذاری کلان است تا مثلاً تخصیص سهمیه جدید در آزمون ورودی دانشگاهها که یکی از مصوبات می باشد. جالب اینکه آن یک یا دو مصوبه کلان فرهنگی نیز ارتباطی با موضوع مهندسی فرهنگی کشور ندارد.
لازم به ذکر است که وضعیت گفته شده تنها مختص یکسال گذشته نمی باشد. در حالیکه مهمترین وظیفه این شورا سیاست گذاری کلان است اما در مطالعه ای که بر روی 424 مصوبه شورا صورت گرفته است تنها 3مصوبه مربوط به سیاست های راهبردی کلان می شود. جالب اینکه از این میزان مصوبه مورد مطالعه ، 13 درصد به اصلاح سیاست های گذشته مربوط است. با این توضیح در شرایطی که نقشه کار فرهنگی کشور مشخص نیست و مهمترین نهاد متولی آن کم کاری می کند چه انتظاری می توان از وزارت ارشاد و صدا و سیما و آموزش و پرورش و غیره داشت.
وقتی که بجای الگوی مشخص سلیقه افراد سیاست گذاری می کند روشن است که نه تنها شاهد هیچ رشد و حرکتی نخواهیم بود بلکه هرگونه نقد و مطالبه ای هم بدون پاسخ و برخوردهای مسئولانه باقی می ماند.
در نهایت حال که رئیس جمهور محترم براساس میثاقی که با وزرای خود بسته است در حال ارزیابی عملکرد آنان در چگونگی تحقق شعارهای دولت نهم می باشد خوب است که عملکرد رئیس دولت نیز در میزان تلاش و موفقیت وی در جایگاه سیاست گذاری کلان فرهنگی ازجمله در اداره و ریاست شورایعالی انقلاب فرهنگی مورد ملاحظه و ارزیابی قرار گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات