سید علی قدمگاهی
آمریکا با چند هدف عمده عراق رابه اشغال درآورد:
الف ـ سلطه بیشتر بر منابع نفتی به منظور بهره مندی از مزایای سلطه مذکور در ابعاد مختلف اقتصادی و سیاسی.
ب ـ از بین بردن ارتش توانمدعراق به منظور کاهش تهدید اسرائیل با هراس از امکان سقوط رژیم بعثی بدست اسلامگرایان.
ج ـ تکمیل حلقه محاصره انقلاب اسلامی و ایجاد امکان برای فشار مضاعف بر نظام جمهوری اسلامی ایران برای دو هدف تغییر رفتار و یا براندازی باتوجه به نقش محوری ایران در تفکر سیاسی اسلام و ایفای نقش به عنوان پایگاه قدرتمند فکری و علمی و صنعتی جهان اسلام.
د ـ کمک به بقای رژیم صهیونیستی و اعمال رعب و وحشت بر گروههای اسلامی در لبنان و فلسطین و ایجاد زمینه برای توسعه دمکراسی کنترل شده آمریکایی در کشورهای عربی منطقه با هدف مقابله با موج اسلامگرایی.
5 ـ ایجاد عراقی با رژیم وابسته به آمریکا و ظاهرا دمکراتیک که با استفاده از عناصر و عوامل آمریکایی سلطه کامل و همیشگی خود بر کشور استراتژیک عراق را تضمین نماید.
آمریکائیها در مخیله خود رسیدن به اهداف مذکور را سهل الوصول می دانستند و تردیدی نداشتند که به اهداف خود خواهند رسید ، اما واقعیت چیز دیگری از کار درآمد. واقعیت با تخیل آمریکائیها انطباق پیدا نکرد و آمریکا در دسترسی به اکثر اهداف خود با شکست مواجه شد.
گر چه آمریکا عراق را به اشغال درآورد و ارتش آن کشور را منهدم نمود و بعضا منابع نفتی عراق را به غارت برد اما مرحله بعد از اشغال مطابق نقشه آمریکایی پیش نرفت . آمریکاییها از داخل با مقاومت مردمی در دو صحنه مقاومت نظامی و مقاومت دمکراتیک و سیاسی مواجه شدند. گروههای اسلامی که سالها در عراق با صدام مبارزه کرده بودند خلا قدرت را پر نموده و ابتکار عمل را در صحنه سیاسی عراق بدست گرفته و آمریکا را در صحنه سیاسی شکست دادند. آمریکا می خواست در یک فضای انتخاباتی نیروهای وابسته به خود را به قدرت برساند اما به علت عدم شناخت از جامعه عراق و تیزهوشی و درایت رهبران نهضت اسلامی خصوصا علمای بزرگ روحانیت نتوانست آنهارا از صحنه حذف و جلوی انتخاب مردم را بگیرد. در صحنه انتخابات عراق آمریکا شکست بزرگی را تجربه کرد و علی رغم میل خود مجبور شد حضور اسلامگرایان و اکثریت شیعه را در حکومت عراق به رسمیت بشناسد.
استقرار دولت با ماهیت اسلامی در عراق آنهم با اکثریت شیعیان ، همان چیزی بود که آمریکائیها از وقوع آن به شدت وحشت داشتند و حتی در جنگ اول خلیج فارس به خاطر اینکه اکثریت شیعیان دولت را بدست نگیرند تعقیب صدام را نیمه تمام گذاشته و دست رژیم سفاک بعثی را در سرکوب معارضین عراق بازگذاشتند ، اما پس از چند سال با حماقت سیاسی و با دستان خود زمینه روی کارآمدن و قدرت گرفتن دولتی اسلامگرا و طرفدار انقلاب اسلامی را بوجود آورند که از عدم شناخت صحیح جامعه عراقی و غرور و تکبر آمریکائیها و توان سازماندهی گروههای اسلامگرا توسط زعمای روحانیت عراق ناشی میگردید.
آمریکا علی رغم همه تلاش خود نتوانست از حاکمیت گروههای اسلامی با اکثریت شیعیان جلوگیری بعمل آورد و همان چیزی اتفاق افتاد که آمریکا از اتفاق افتادنش بشدت در هراس بود اکنون آمریکا در عراق علی رغم هزینه های بسیار سنگین مالی و تلفات بسیار و مخالفتهای جهانی در چگونگی کنترل عراق دچار بحران وخیم شده و همچون فرد مات شده در صحنه شطرنج سیاست نمی تواند هیچ حرکت موتوری را انجام دهد.
آمریکا اکنون با حضوردولتی همسو با انقلاب اسلامی در عراق مواجه است . نیروهای آمریکایی نه تنها تبدیل به تهدید برای انقلاب اسلامی نشده اند بلکه خود هدفی قبال دسترسی برای نیروهای ایران اسلامی شده اند که کوچکترین تحرک نظامی بر علیه ایران با ضربات اساسی و گسترده به نیروهای آمریکایی در عراق همراه خواهد بود.
گسترش نهضتهای اسلامی در کشورهای اسلامی منطقه همچنان با قوت ادامه دارد حزب الله لبنان جایگاه خود را همچنان حفظ نموده انتفاضه در فلسطین با قدرت ادامه دارد و دمکراسی کنترل شده آمریکایی نیز نتوانسته بطور کامل در کشورهای منطقه به مرحله اجرا درآید. اما باید دید آمریکا در مواجه با وضعیت جدید عراق چه سیاست و راهبردی را در پیش گرفته است تا آنچه را در صحنه سیاسی عراق از دست داده دوباره بدست آورد.
به نظر می رسد آمریکائیها اهداف ذیل را در شرایط کنونی در عراق دنبال میکنند:
1 ـ گسترش ناامنی با کمک پنهانی به تروریستها به منظور جلوگیری از استقرار کامل دولت کنونی عراق و ایجاد بهانه برای ادامه استقرار در آن کشور.
2 ـ ایجاد اختلاف قومی و مذهبی در عراق و از بین بردن وحدت شیعه و اهل تسنن با حملات طراحی شده به مراکز مذهبی هر دو گروه ونسبت دادن این حملات به طرفداران دو فرقه مذکور.
3 ـ ندادن فرصت سازندگی و ارائه خدمات به دولت عراق به منظور ناراضی ساختن مردم و عدم اقبال مردم به دولت کنونی در انتخابات آینده .
4 ـ ایجاد زمینه برای تغییر سیاسی در عراق و حاکم کردن وابستگان خود از طریق خارج کردن ابتکار عمل از دست دولت کنونی در حوزه امنیت و سازندگی کشور و سپس خروج محترمانه از عراق.
5 ـ جلوگیری از تحکیم دولتی شیعی در عراق که می تواند در هماهنگی با ایران و سوریه قدرت عظیمی در منطقه بوجود آورده و رژیم صهیونیستی را در معرض تهدید جدی قرار دهند.
برای خنثی ساختن سیاست و راهبرد آمریکا در عراق اگر اقدامات ذیل انجام پذیرد یقینا شکست آمریکائیها کامل خواهد شد:
آگاهی مردم عراق از پشت صحنه سیاست عراق و عملکرد دولت آمریکا در صحنه سیاسی این کشور می تواند مسئولیت عدم توفیق در حوزه امنیت و سازندگی را به حضور نیروهای اشغالگر مرتبط نماید آنگاه که مردم این حقیقت رادریافتند که کشته شدن هر روزه مردم عراق بدست تروریستهای مورد حمایت آمریکا انجام می شود هم نفرت عمومی از اشغالگران افزایش می یابد و هم محبوبیت دولت اسلاممگرای عراق کاهش نخواهد یافت.
دولت عراق باید سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی خود را تقویت و در کنترل کامل خویش داشته باشد تا با استفاده از قدرت آنها حملات تروریستی را کاهش و اعاده امنیت را در اولویت قرار دهد.
جنگ کم شدت و مقاومت بر علیه اشغالگران بطور متناوب توسط گروههای مقاومت اسلامی بطور فعال تری سازماندهی شود تا نیروهای اشغالگر با هزینه بالای حضور در عراق مواجه باشند.
- تسریع در محاکمه و مجازات سران حزب بعث و خصوصا صدام می تواند بقایای حزب بعث را از بازگشت به قدرت ناامید سازد.
- باید وحدت شیعیان و اهل تسنن تقویت و با همکاری یکدیگر زمینه اقدام در اولویتهای اول کشور عراق یعنی امنیت و خدمت رسانی به مردم را فراهم آورند.
- باید به دولتهای عرب منطقه این اطمینان را داد که استقرار کامل دولت عراق خطری را متوجه آنان نخواهد کرد بلکه تقویت جبهه اسلام در عراق به نفع دولتهای منطقه تمام خواهد شد وعزت اسلامی مسلمانان در مقابل قدرتهای اشغالگر بیشتر حفظ خواهد شد.