تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۸  ، 
کد خبر : ۹۸۹۶۳

انتخابات کنگره آمریکا در سال 2006

سیدیاسر جبرائیلی اشاره: هفتم نوامبر (16 آبان)، مردم 50 ایالت آمریکا برای تعیین تمامی 435 عضو مجلس نمایندگان و 33 عضو از 100 عضو مجلس سنا به پای صندوق های رأی می روند. اعضای مجلس نمایندگان در یک دوره دو ساله از سوم ژانویه 2007 تا سوم ژانویه 2009 و 33عضو برگزیده مجلس سنا، ازسوم ژانویه 2007 تا سوم ژانویه 2013 طی یک دوره شش ساله در کنگره آمریکا قانونگذاری خواهند کرد. مقاله حاضر ضمن تشریح فرایند انتخاباتی کنگره آمریکا، به بررسی ماهیت احزاب سیاسی، مبارزات انتخاباتی و اهمیت انتخابات نوامبر 2006 می پردازد. سرویس خارجی کیهان

اگرچه می توان دو حزب دموکرات و جمهوری خواه را یکه تازه عرصه های سیاسی آمریکا دانست، اما حقیقت این است که دو حزب یاد شده به هیچ وجه یکپارچه نیستند. در دل هر حزب جناح ها و شاخه هایی وجود دارد که گاه حتی نظرات و آرایی مشابه با آرای حزب رقیب دارند. با نگاهی کوتاه به سیستم انتخاباتی ایالات متحده به خوبی می توان به این گسستگی پی برد.
کشمکش های درون حزبی شاخصه حیات سیاسی آمریکاست و این کشمکش ها با اجرای سیستم انتخابات مقدماتی (primary election) نهادینه شده است.
در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا، هر حزب نامزدهای انتخاباتی خود را پیش از برگزاری انتخابات عمومی برمی گزیند. اما این گزینش توسط مردم صورت می گیرد. به گونه ای که هرکس هنگام ثبت نام برای رأی دادن، حزب دلخواه خود را نیز مشخص، و در انتخابات مقدماتی برای گزینش نامزد آن حزب شرکت می کند.
در حقیقت این «انتخابات مقدماتی» یک انتخابات درون حزبی است و علاوه بر اینکه عدم یکپارچگی احزاب آمریکا را به نمایش می گذارد، باعث شده است که گروه های مختلف درون حزبی در مقابل یکدیگر قرار گرفته و گاه دست به تخریب یکدیگر بزنند.
پس از اینکه در انتخابات مقدماتی، نامزدهای هر حزب مشخص شد، این نامزدها در «انتخابات عمومی» برای احراز مقام نمایندگی کنگره با یکدیگر به رقابت می پردازند. این تعدد مراحل و پیچیدگی نظام انتخاباتی آمریکا باعث شده است که پول نقش محوری را در پیروزی کاندیداها ایفا کند. به طوری که کسب یک کرسی در مجلس سنا، به طور متوسط بیش از چهار میلیون دلار، و در مجلس نمایندگان بیش از 600 هزار دلار هزینه دارد.
از آنجائی که انتخابات کنگره هر دو سال یکبار و انتخابات ریاست جمهوری هر چهار سال یکبار صورت می گیرد، انتخاباتی را که در آن رئیس جمهور انتخاب نمی شود، «انتخابات میان دوره ای» (midterm election) می نامند. انتخابات نوامبر 2006 از این نوع است.
دوره نمایندگی اعضای مجلس نمایندگان با اعضای مجلس سنا متفاوت است. هر دو سال یکبار، تمامی 435 عضو مجلس نمایندگان برای یک دوره دو ساله انتخاب می شوند، در حالی که هر دو سال یکبار، یک سوم اعضای مجلس سنا، و برای یک دوره شش ساله برگزیده می شوند.
احزاب سیاسی آمریکا
کارکرد اصلی احزاب سیاسی آمریکا این است که افرادی را برای مناصبی کاندیدا کرده و زمینه انتخاب آنها را فراهم کنند. همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد، دو حزب قدرتمند و قدیمی دموکرات و جمهوری خواه چنان عرصه سیاسی آمریکا را به دست گرفته اند که جایی برای ظهور احزاب سوم و فعالیت آنها باقی نمانده است. اگرچه احزابی مانند «حزب سبز» (Green Party) را می توان در ردیف «احزاب سوم» آمریکا قرار داد، اما این حزب و احزاب مانند آن هیچ گاه نماینده ای در کنگره نداشته و نتوانسته اند وارد کاخ سفید شوند. عده ای همچنان بر این باورند که نظام سیاسی آمریکا، یک نظام دو حزبی است. به هر حال، تاریخچه، دیدگاه ها و موقعیت سه حزب دموکرات، جمهوری خواه و حزب سبز را به اختصار از نظر می گذرانیم.
حزب دموکرات
این حزب در سال 1824 توسط «آندروجکسون» تأسیس شد و ریشه در ایالات جنوبی آمریکا دارد که در کار کشت پنبه بودند.
حزب دموکرات برای یک دوره طولانی، فقط یک سازمان سیاسی کارآمد محسوب می شد که توانسته بود با بنیان گذاری و تثبیت نظام های تک حزبی، و دور نگه داشتن جمعیت عظیم سیاهپوست ایالات جنوب، از سلطه سفیدها در منطقه محافظت کند. به دنبال افزایش توان اقتصادی، ایالت های جنوبی دژ مستحکمی برای دموکرات ها شد. در ایالات ساحلی شمال شرقی نیز، همزمان با ورود 30میلیون مهاجر به آمریکا در دهه 1920، این حزب موفق شد گروه های تازه وارد را که متشکل از ایرلندی ها، لهستانی ها و ایتالیایی ها بودند، به خود جلب کرده و پایگاه قدرتمندی را در شمال ایجاد کند.
در دهه 1930 با انتخاب «فرانکلین روزولت» به مقام ریاست جمهوری، قدرت دموکرات ها تقویت شد. در این دوران که می توان آن را دوران واپس زدگی جمهوری خواهان از کنگره نامید، دموکرات ها با پیش راندن طرح های اصلاحی به ترمیم اقتصاد آمریکا و بهبود اوضاع معیشتی مردم پرداختند. اجرای این برنامه ها دموکرات ها را بیش از پیش محبوب تر ساخت و در نتیجه آنان به حزب سیاسی برتر در کنگره تبدیل شدند.
از سال 1930 تا 1994 تمایل عمومی مردم آمریکا و گرایش حزبی آنها عمدتاً به سوی دموکرات ها بوده است. به طوری که در طول این سال ها جمهوری خواهان تنها توانستند دو دوره صاحب اکثریت کرسی ها در کنگره شوند. اما استراتژی دموکرات ها در خارج کردن سیاهان از جریان سیاسی کشور، باعث سرخوردگی سفیدپوستان جنوب از سیاست حقوق مدنی این حزب شد. تا اینکه جمهوری خواهان موفق شدند که به تدریج حمایت رأی دهندگان ایالات جنوب را کسب کرده و بالاخره در سال 1994 اکثر کرسی ها در کنگره آمریکا را به دست آورده و این اکثریت را حفظ کنند.
هم اکنون حزب دموکرات با 201 نفر در مجلس نمایندگان و 44 نفر در مجلس سنا، حزب اقلیت کنگره است.
باتوجه به اینکه حزب دموکرات بازگشت به قدرت را در دستور کار خود دارد، شعارها و تبلیغات انتخاباتی خود را دقیقاً براساس شکست ها و ضعف های حزب جمهور خواه در دوره های گذشته و در قالب یک طرح شش ماده ای تنظیم کرده است. برچیدن فرهنگ فساد سیاسی- مالی ایجاد شده توسط جمهوری خواهان، برقراری امنیت واقعی شهروندان آمریکا با تکیه بر این اصل که امنیت کشور با امنیت تک تک ایالات معنی می یابد، ایجاد اشتغال، بهبود اوضاع معیشتی و سلامتی مردم ازجمله شعارهای انتخاباتی این حزب است.
حزب جمهوری‌خواه
این حزب در سال 1854 توسط ائتلافی ازویگ های سابق (لیبرال ها)، دموکرات های شمال و گروه های ضدبرده داری در ایالات صنعتی شمال آمریکا پایه ریزی شد، اما توانست با کسب حمایت مناطق روستایی و شهرهای کوچک غرب میانه و ایالات سرحد کرانه اقیانوس آرام، تا جنوب و غرب ایالات متحده گسترده شود.
باگذشت زمان حزب جمهوری خواه موفق شد به مدد تغییرات اقتصادی و اجتماعی، موقعیت خود را به عنوان یک حزب کارآمد ملی تثبیت کند و با خط مشی محافظه کارانه، به یک حزب قدرتمند در عرصه سیاسی آمریکا تبدیل شود.
جمهوری خواهان تا دهه 1930 حزب برتر کشور بودند، اما باظهور روزولت و آغاز موفقیت های روزافزون دموکرات ها، در سراسر کشور در اقلیت قرار گرفتند.
اگرچه موفقیت های حزب دموکرات در اداره کشور و جلب حمایت توده های مختلف مردم، جمهوری خواهان را در حاشیه کنگره قرار داد، اما همانگونه که پیشتر نیز اشاره رفت، نارضایتی ایالات پرجمعیت جنوبی از دموکرات ها، باعث ظهور مجدد جمهوری خواهان شد.
در تاریخ سیاسی آمریکا، سال 1994 به سال «انقلاب جمهوری خواهان» مشهور است. در این سال، جمهوری خواهان توانستند صاحب اکثر کرسی های کنگره شوند و تاکنون نیز این اکثریت را حفظ کرده اند. هم اکنون می توان این حزب را با 232 نفر در مجلس نمایندگان، 55نفر در مجلس سنا و یک دولت همسو، حزب سیاسی حاکم آمریکا دانست.
انتخابات کنگره سالجاری درحالی برگزار می شود که دولت جمهوری خواه «جرج دبلیو بوش» در نیمه راه دومین دوره ریاست جمهوری خود است. اما پرونده چندسال اخیر این حزب در اذهان عمومی آمریکا چندان روشن نیست:
افزایش قیمت سوخت، رشد نرخ بیکاری و تورم، نامناسب بودن وضعیت بهداشت عمومی و بیمه همگانی، کاهش ضریب امنیت ملی، رسوایی سیاسی- مالی اعضای برجسته حزب جمهوری خواه مانند «تام دیلی»، شکست های بوش در عرصه سیاست بین الملل به عنوان رهبر حزب و...، حتی درسال 2004 نیزکاروان حزب اکثریت، کنگره را تا لبه پرتگاه برد. اما همانگونه که «جرج مارکوس» رئیس مؤسسه بین المللی روان شناسی سیاسی می گوید، برانگیختن عواطف واحساسات رأی دهندگان، نقش محوری را در موفقیت کاندیداها ایفا می کند. نظریه جمهوری خواهان در سال 2004 این بود که تغییر حاکمیت در آمریکا، در زمانی که دنیا ناامن ترین دوران خود را سپری می کند، این کشور را بیش از پیش به خطر خواهد انداخت. سران این حزب توانستند با القای این تفکر که دموکرات ها قادر به حفظ امنیت شهروندان آمریکایی در برابر تروریسم نیستند، رأی اکثریت را در انتخابات سال 2004 به دست آورند.
هم اکنون نیز مبارزه با تروریسم، اصلی ترین و البته تنها کلید موفقیت جمهوری خواهان در انتخابات نوامبر 2006 است. هنگامی که آنها نمی توانند از موفقیت خود در افغانستان و عراق و لبنان و حتی داخل کشور سخن بگویند، بهترین راه منحرف ساختن افکار عمومی، ایجاد فضای رعب و وحشت و سخن گفتن از خطر «تروریسم» است. این امر را می توان در سخنرانی های اخیر سران این حزب به وضوح مشاهده کرد. «جان بونر» رهبر جمهوری خواهان کنگره می گوید: «وقتی سخنان دوستان دموکرات خود را می شنوم و طرح هایشان را می بینم، از خود می پرسم که آیا آنان بیشتر به حفاظت از تروریست ها علاقه مند هستند یا حفاظت از شهروندان آمریکایی؟!»
جرج بوش نیز از این قافله عقب نماند و وقتی موقعیت حزب خود را متزلزل یافت، دست به دامن مردم شد و خطاب به شهروندان آمریکایی گفت: «برای حفظ امنیت آمریکا به جمهوری خواهان رأی دهید».
درصورتی که نظریه «جرج مارکوس»، در انتخابات نوامبر 2006 رد شود و نظریه «تروریسم» جمهوری خواهان در این انتخابات جواب ندهد، جرج بوش مجبور خواهد بود که دو سال باقیمانده از دوره ریاست جمهوری خود را با یک کنگره دموکرات دست و پنجه نرم کند.
اختلاف نظر و شکاف بنیادین میان کنگره و رئیس جمهور می تواند نظام حکومتی آمریکا را دچار یک رکود سیاسی کند. به گونه ای که رئیس جمهور با توسل به اختیارات خود مصوبات کنگره را «وتو» کند و کنگره نیز لوایح پیشنهادی رئیس جمهور را تصویب نکند.
حزب سبز
این حزب در دهه 1980 و با اهدافی چون گسترش عدالت اجتماعی، برچیدن خشونت و ناامنی، حمایت از زنان و کودکان، و همچنین حفاظت از محیط زیست وارد عرصه سیاسی آمریکا شد. با شرکت «رالف نادر»، رهبر و مؤسس این حزب در انتخابات ریاست جمهوری 1996 و 2000، توجه افکار عمومی آمریکا به سوی حزب سبز جلب شد و سبزها توانستندطرفدارانی را در سطح آمریکا پیدا کنند.هم اکنون 305 هزارنفر از مردم آمریکا عضو رسمی این حزب هستند.
اگرچه سبزها تاکنون نتوانسته اند به کنگره یا کاخ سفید راه یابند، اما در سطح محلی و ایالتی موفق ظاهر شده اند. به گونه ای که در انتخابات سال 2004، 204نفر از سبزها توسط رأی مردم مناصب محلی و ایالتی را دراختیار گرفتند.
سبزها براین باورند که محور تصمیم گیری های اساسی در آمریکا باید مردم باشد، نه چند مؤسسه و شرکت بزرگ که توسط سرمایه داران اداره می شوند.
حزب سبز در جریان جنگ لبنان حملات اسرائیل را محکوم کرد و خواهان پایان هرچه سریع تر اشغال عراق است.
انتظار می رود در انتخابات نوامبر 2006 نیز این حزب موفق شود برخی مناصب ایالتی و محلی را به دست آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات