تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۹  ، 
کد خبر : ۹۸۹۷۸

استراتژی آمریکا جنگ لوله‌ها


بهراد فرهمند
روز 13 جولای برابر با با 22 تیر ماه برای ترکیه روز بزرگی محسوب می‌شود، چرا که این روز مصادف با مراسم افتتاح خط لوله باکو- تفلیس- جیهان با حضور سران بسیاری از کشورهای جهان در بندر جیهان این کشور بود. سران، وزرای امور خارجه و انرژی 45 کشور در این مراسم مهم حضور به هم رساندند تا این پروژه 4 میلیارد دلاری را پس از 10 سال افتتاح نمایند.
خط لوله‌ای با طول دقیق 1774 کیلومتر از باکو پایتخت آذربایجان آغاز می‌شود و پس از گذر از خاک گرجستان به بندر جیهان در جنوب ترکیه ختم می‌شود تا سالانه 50 میلیون تن نفت را از قفقاز به این بندر انتقال نماید تا از آنجا نفتکش‌ها در فاصله زمانی کوتاهی اروپا را تغذیه نمایند.
1074 کیلومتر از این خط در خاک ترکیه همچون ماری می‌خزد. بقیه آن 440 کیلومتر، که در خاک جمهوری آذربایجان است و 260 کیلومتر بقیه نیز در خاک گرجستان، این خط را کامل می‌کند.
آمریکا برای احداث این خط لوله از هیچ کوششی دریغ نکرد تا بتواند تغییر در جغرافیای انرژی را معنی کند. تغییریکه می‌تواند دو رقیب آمریکا در منطقه یعنی روسیه و ایران را با این اقدام در معاملات منطقه‌ای ضعیف نماید و به متحدین آن کشور یعنی آذربایجان، گرجستان و ترکیه وزنه بیشتری ببخشد.
احداث این خط عملا انحصار شبکه انرژی و منطقه را از انحصار روسیه خارج می‌کند. ترکیه نیز به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک ناشی از شرایط ژئواکونومیک گذر این لوله، در وضعیت برتری نسبت به قبل قرار می‌گیرد، زیرا علاوه بر تامین نفت مورد نیاز خود سالانه 300 میلیون دلار به واسطه صادرات نفت از این خط لوله حق ترانزیت دریافت خواهد کرد و از طرف دیگر به منظور تضمین جریان آزاد انرژی، امنیت ترکیه برابر با امنیت این لوله برای مصرف کنندگان نفت محسوب خواهد شد.
اما با این وجود، چندان تضمینی برای امنیت درازمدت این خط لوله وجود ندارد. جدایی طلبان اوسیتا، آجاریا و آبخازی در گرجستان، کردهای جدایی‌طلب ترکیه (اگرچه بخش اعظم خط لوله در ترکیه از مناطق ترک‌نشین شمال عبور می‌کند) و اعراب ساکن استان اسکندرون که در چالش با دولت مرکزی می‌باشند. می‌توانند تهدیدات بالقوه برای این مار خوش خط و خال باشند.
به هر حال امروز این لوله افتتاح شده است و به ظاهر، این روسیه و ایران می‌باشند که چندان در این پروژه به موفقیتی دست نیافته‌اند، هر چند ایران از تمایل خود جهت پیوستن به این طرح سخن به میان می‌آورد تا در صورت استخراج نفت در قسمت دریای خزر، امکان این را داشته باشد تا از این خط لوله برای صادرات آن استفاده کند. اما عدم عبور این خط از خاک کشورمان باعث شد تا شرایط استثنایی که می‌توانست از این رهگذر نصیب شود، به دست نیاید. با همه امتیازات برتری که این عبور از ایران برای اجرای کنندگان طرح داشت، با این وجود، شرایط سیاسی میان ایران و ایالات متحده و متحدین منطقه‌ای آن، این اجازه را نداد تا ایران برنده این انتخاب شود.
اما روسیه از این اتفاق ضربه سنگینی را متحمل شد و تاثیر بسزایی بر انحصار روسیه در انتقال انرژی داشت.
پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای نظام کمونیستی، کشف ذخایر سرشار نفت در آبهای ساحلی دریای خزر به نزاع میان روسیه و سایر کشورهای ساحلی دریای خزر دامن می‌زند.
در آن زمان روسیه جنگ اعلام نشده خود را علیه احداث خط لوله نفت از جمهوری آذربایجان از طریق خاک ارمنستان یا ایران به سوی ترمینال‌های نفتی ترکیه در جیهان در دریای مدیترانه و خلیج فارس ادامه می‌داد. هدف استراتژیک روسیه آن بود که جمهوری آذربایجان و قزاقستان را مجبور سازد تا نفت خود را از طریق نورویسک انتقال دهند.
روسیه که مایل نبود از لقمه خیلی شیرین و لذیذ درآمدهای حاصل از انتقال‌ نفت منطقه دریای خزر از طریق خاک خود محروم گردد و قبل از همه از نفوذی که هنوز بر منطقه استراتژیک قفقاز و آسیای مرکزی دارد چشم بپوشد، (هرچند که این نفوذ دیگر مثل سابق نیست.) در بهار سال 1995 با بلغارستان و یونان طرح احداث خط لوله «بورگاس- آلکساندر پولیس» را مطرح ساخت. طول این خط لوله 300 کیلومتر و هزینه آن 700 میلیون دلار برآورد شده طراحان این طرح معتقدند که هزینه این طرح شش برابر ارزانتر از طرحی است که از خاک ترکیه عبور می‌کند.
تحلیلی که می‌توان از این نقشه روسیه در رویارویی در کشورهای قفقاز بیان کرد این است که یکی از عوامل اصلی سیاست روسیه در این مناطق عبارت از مانع شدن از سرمایه‌گذاری‌های خارجی و قبل از همه سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز و احداث خطوط لوله نفت و گاز در جهت جنوب بوده است.
کارشناسان روسی اظهار می‌داشتند که کشورهای غربی توسط کمپانی‌های خود می‌توانند به این منطقه نفتی که تازه درهای خود را به روی غرب باز نموده‌اند، تاثیر گذارند.
اهداف اساسی آمریکا در مساله انتقال نفت از آسیای مرکزی و قفقاز عبارتند از: اول حمایت از کمپانی‌های نفتی که در این کشورها سرمایه‌گذاری کرده‌اند. دوم سیاست فشار بر ایران و جلوگیری از طرح‌هایی که از نظر سیاسی یا مالی برای ایران سود داشته باشد و سوم همان طور که گفته شد فشار بر روسیه و انحصارشکنی آن در منطقه.
در انتخاب مسیرهای خط لوله عوامل زیر دخیل شدند.
1- سرمایه‌گذاری 2- امنیت مسیر 3- منافع ژئوپلیتیک کشورها.
از نظر جغرافیای احداث خط لوله به منظور انتقال نفت به دریاهای سیاه و مدیترانه و خلیج فارس کاملا امکان‌پذیر است.
اما رقابت و اختلافات منافع ژئوپلیتیک کشورها و رویارویی در مناطق گوناگون، احداث خط لوله را با مشکل روبرو ساخته است. رقابت بین روسیه و ترکیه، ایران و ترکیه، سیاست خصمانه آمریکا در قبال ایران، تلاش روسیه برای حفظ کنترل سیاست ژئوپلیتیکی خود در قفقاز و آسیای مرکزی، رویارویی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، مناقشات داخلی گرجستان و نهضت کرده در ترکیه عواملی هستند که برای پیاده نمودن این طرح‌ها مانعی ایجاد نموده‌اند. علی‌رغم غوطه‌ور شدن در رویارویی‌های قفقاز، روسیه به تحرک فعالیت‌های سیاسی خارجی خود در قبال آسیای مرکزی می‌افزاید.
موانعی که امروز هر چند به صورت خطری بالقوه برای این خط لوله وجود دارد اگر چه در روند ساخت آن چندان شاهد مشکلاتی خاص نبودیم.
نگرانی اساسی روسیه، در زمینه ذخایر عظیم انرژی در آسیای مرکزی، بخصوص ذخایر نفت و گاز قزاقستان و ترکمنستان می‌باشد.
قراردادهای قزاقستان با شرکت‌های نفت و گاز نظیر شرکت شورون آمریکا (شرکتی که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه روزگاری مشاور عالی آن بود) و قراردادهای مشابه ترکمنستان و تلاش آنها در جهت پیدا نمودن آلتاناتیو خطوط لوله نفت و گاز روسیه برای انتقال نفت و گاز در مسیر جنوب ناگزیر منجر به عواقب جدی ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک می‌شود.
در میان این عواقب که خیلی مهم است وابستگی اقتصادی، انرژی و مسائل حمل‌و‌نقل کشورهای آسیای مرکز با روسیه سست می‌گردد و یا کاملا قطع خواهد شد. در برابر روسیه رقبای جدیدی پیدا خواهند شد. نقش و نفوذ آمریکا، بریتانیا، فرانسه و سایر کشورها و کمپانی‌های نفتی و گازی که سرمایه‌گذاران اصلی در منطقه می‌باشند روز بروز افزایش می‌یابد. و امروز ترکیه با افتتاح خط لوله باکو- جیهان نقش ویژه یافته است.
روسیه برای تامین دست‌یابی خود به ذخایر انرژی این مناطق و راه‌های انتقال آن اهمیت ویژه قائل است. بدین منظور روس‌ها سعی می‌کنند که حق خود را برای شرکت در بهره‌برداری منابع جدی نفت و گاز و حق انحصاری در انتقال نفت و گاز از طریق خاک خویش گسترش دهند.
به همین منظور مسکو برای دستیابی به سهم خود از بازار انرژی مطنقه، با کارت‌های متعددی در صحنه بین‌المللی بازی می‌کند، مانند موضوع برنامه هسته‌ای ایران، بحران موشکی کره شمالی و بحران‌های داخلی گرجستان.

اهمیت ژئوپلیتیکی و انرژی در خزر
حوزه دریای خزر بنا به دلایل زیر منافع و توجه آمریکا را به خود جلب کرده است.
1- نفت این منطقه از لحاظ مرغوبیت مورد توجه می‌باشد.
2- بیشترین نفت منطقه برای صادرات است به طوری که نیازهای کشورهای تولید کننده نسبتا پایین بوده و انتظار می‌رود که در همین سطح باقی بماند.
3- حقیقت این است که کشورهای منطقه فاقد سرمایه بوده و عملا تکنولوژی‌ای که جهت توسعه میدان‌های نفتی نیاز است، به شرکت‌های آمریکایی مانند شورون که فرصت‌های سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه‌ای دارند، پیشنهاد می‌شود.
بر این اساس ما بهتر می‌توانیم اهداف ژئوپلیتیکی و اقتصادی آمریکا را در آسیای مرکزی و قفقاز درک می‌کنیم.
از لحاظ ژئوپلیتیکی، آمریکا می‌خواهد به کشورهای آسیای مرکزی جهت توسعه صنایع نفت و گازشان کمک نماید.
مطابق برآوردهای دولت آمریکا این اقدامات باعث رشد اقتصادی شده و به این کشورها کمک می‌نماید تا از حوزه نفوذ روسیه خارج شوند.
از لحاظ اقتصادی، توسعه صنعت نفت این کشورها فرصت‌های سرمایه‌گذاری را جهت شرکت‌های نفتی و ساختمانی آمریکا به وجود می‌آورد.
از لحاظ سیاسی، آمریکا در این شرایط بر منافع مهم انرژی کنترل داشته و باعث تنوع در منافع در منابع تامین نقش خواهد شد. نیات آمریکا از کمک نمودن به جمهوری‌های شوروی سابق جهت توسعه صنایع نفت و گاز طبیعی‌شان می‌باشد، تا از طریق توسعه این صنعت باعث رشد اقتصادی آنها شود تا آنها از حوزه نفوذ روسیه خارج شوند.
دولت ایالات متحده به طور فعال از شرکت‌های آمریکایی‌ در آسیای مرکزی که در امر توسعه صنعت نفت و به همان اندازه در ساختن خطوط لوله‌ای که نفت منطقه را به اروپا انتقال می‌دهد درگیرند، حمایت می‌نماید.
آمریکا سعی می‌کند که نفت حاصل از این کشورها را به بازارهای بین‌المللی انتقال دهد به دلیل اینکه تنوع در منابع تامین نفتش ایجاد نموده و سطح قیمت نفت را پایین نگه دارد. دولت واشینگتن بر این باور است که رشد اقتصادی موجب ثبات منطقه‌ای و حل و فصل اختلافات آن خواهد شد.
نهایتا اینکه آمریکا هدفش تقویت نقش ترکیه در منطقه و در عین حال حفظ سیاست محدودیت و در انزوا قرار دادن ایران می‌باشد. به همین علت به طور فعال از خط لوله‌ای که نفت را از باکو به بندر جیهان در ترکیه انتقال می‌دهد، حمایت می‌کرد.
دفاع آمریکا از تقسیم دریای خزر بین کشورهای آن، سناریوی دیگر ایالات متحده می‌باشد که ارتباط استراتژیک روسیه با ایران و امکان دستیابی آن را به جنوب منتفی می‌سازد. و از سوی دیگر محاصره ایران را از طرف شمال نیز کامل می‌کند. آمریکا و متحدین غربی آن معتقدند که عبور خط لوله از ایران، رگ حیاتی نفت را در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهد که در بسیاری از موارد تفکرات سیاسی و روش‌های متفاوت و بعضا معارض با آنان دارد و از طرفی با سیاست‌های تحریم آمریکا جهت سرمایه‌گذاری در ایران مغایر می‌باشد.
در صورتی که علاوه بر کاهش طول مسیر، از نظر هزینه نیز که به مراتب مسیر ایران ارزان‌تر از مسیر فعلی این خط بود.
فشارهای آمریکا از تمام جهات برای جلوگیری از خطوط لوله از خاک ایران وجود دارد به طوری که قزاقستان نیز به درخواست آمریکا برای عدم احداث خط لوله به ایران پاسخ داده است.
این نمی‌تواند برای کشورمان به عنوان کشور مهم منطقه‌ای و بازیگری که به دنبال جایگاه ممتاز در محیط پیرامونی خود می‌باشد، نشانه مثبتی تلقی شود.
ایران باید با محاسبه دقیق واکنش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که منافع ویژه‌ای برای خود در این سوی کره ارض تعریف کرده‌اند، به ارزیابی موقعیت خویش در شرایط جدید بپردازد و سعی کند تا از هر فرصتی به بهترین شکل بهره‌برداری نماید.
احداث و افتتاح خط لوله باکو- جیهان- موقعیتی مناسب را از کف ایران ربود، اما هنوز فرصت‌های دیگری وجود دارد که نیازمند دیپلماسی فعال و تحولی در امر سیاست خارجی می‌باشد. ایران باید تلاش کند کشورهای آسیای مرکزی را متقاعد نماید تا به جای عبور خط لوله نفت از شرق به غرب دریای خزر از بستر دریای از خاک جمهوری اسلامی با هزینه کمتری عبور کند یا پیشنهاد پروژه سوآپ یعنی تحویل نفت در مرزهای شمالی ایران و تحویل گرفتن در بنادر دریای عمان و خلیج فارس را مطرح نماید.
این همه مستلزم آن است، کشورهای این منطقه کم چشم به دهان آمریکا دوخته‌اند با چراغ سبز واشینگتن مواجه شوند. تا موقعیتی برای کشورمان به ارمغان آورد در غیر این صورت این طرح ما نیز دچار سرنوشتی مشابه خط لوله باکو- تفلیس جیهان خواهد شد. برای احداث خط لوله مذکور ائتلافی میان آذربایجان، گرجستان، ترکیه و آمریکا شکل گرفت تا ایران و روسیه در این بازی برگ برنده را در دست نداشته باشند. شاید فردا بازیکنان این ائتلاف تغییر یابند، چرا که تفاوت و یا تشابه منافع در مراحل گوناگون متغیر است، باید دانست در روابط بین‌المللی دوستان و دشمنان دائمی وجود ندارند، بلکه منافع ملی دائمی وجود دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات