شهریار زرشناس
روز سیزده آبان در تاریخ معاصر ایران یادآور سه خاطره تلخ و شیرین و داراى وجه حماسى است و همین بار ماندگار تاریخى است که آن را از روزهاى دیگر متمایز مى سازد. شاید براى اکثر جوانان و برخى اقشار مردم ما، 13آبان تداعى کننده حماسه بزرگ فتح لانه جاسوسى امریکا و به فعلیت در آمدن و عیان گردیدن تام و تمام وجه ضد امپریالیستى و ضد امریکایى انقلاب اسلامى ایران باشد (که حضرت امام از آن با تعبیر «انقلابى بزرگ تر از انقلاب اول» یاد کردند)، البته این یکى از وجوهى است که سیزده آبان را به یک روز متفاوت در تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.
سیزده آبان در عین حال یادآور قیام باشکوه جنبش دانش آموزى کشور علیه رژیم پهلوى در سال 1357نیز مى باشد و به همین مناسبت است که روز «دانش آموز» نامیده شده است. واقعه قیام خونین و حماسى دانش آموزان در سال 1357بیانگر وجه دیگرى از وجوه سه گانه اى است که موجب برجسته شدن این روز در تاریخ معاصر ایران گردیده است.
اما اگر چند سالى بیشتر به عقب برگردیم به حادثه مهمى بر مى خوریم که سرآغاز اهمیت یافتن سیزده آبان در تاریخ معاصر ایران بوده است و آن همانا تبعید حضرت امام خمینى (ره) در سیزده آبان سال 1343ش از ایران به ترکیه مى باشد؛ تبعیدى که نزدیک به پانزده سال به طول انجامید و مطابق اسناد تاریخى به دست آمده و نیز اعترافات و بیان خاطرات دولتمردان پهلوى (در سال هاى پس از پیروزى انقلاب) این تبعید رسماً و صراحتاً به دستور دولت آمریکا انجام پذیرفته است، اما علت تبعید حضرت امام چه بود و چرا امریکا و رژیم شاه این گونه خشن و حتى دستپاچه واکنش نشان دادند؟ بازنگرى دلایل این تبعید یادآور یکى از جنبه هاى پراهمیت و حماسى مبارزات ضد استعمارى روحانیت شیعه و مردم ایران در تاریخ نیم قرن اخیر کشور ما است که شاید اقشارى از جوانان و یا دیگر گروه هاى مردم ما امروز از آن اطلاع چندانى نداشته باشند و بد نیست که به اشاره و اختصار درباره آن سخن گوییم:
یکى از شیوه هاى استعمار سرمایه دارى هاى مدرن علیه ملت ها و اقوامى که تحت سلطه آن ها قرار گرفته و یا مى گیرند، ایجاد و اعمال یک نظام حقوقى تبعیض آلود و ظالمانه علیه مردم کشور تحت سلطه است که آن را «کاپیتولاسیون» مى نامند. «کاپیتولاسیون» از کلمه لاتین COPITULARE و کلمه ایتالیایى CAPITULAZIONAL گرفته شده که به معناى «قرارداد» یا «عهد نامه» است. معناى دیگراین واژه، «تسلیم و انقیاد» نیز هست. از نظر اصطلاحى و سیاسى، کاپیتولاسیون، عهد نامه یا قرارداد استعمارى است که سابقه آن به قرن نوزدهم بر مى گردد و روال آن چنین بوده است که دولت هاى استعمارگر با تحت سلطه قرار دادن یک کشور دیگر از نظر سیاسى و اقتصادى، عملاً استقلال حقوقى و قضایى آن کشور را نادیده مى گرفتند و اتباع دولت استعمارگر مطابق کاپیتولاسیون مجاز مى شدند که هر رفتار و کردارى را که مایل بودند نسبت به مردم کشور مستعمره انجام دهند و کشور تحت سلطه حق نداشت اتباع دولت استعمارگر را مطابق قوانین خود محاکمه کرده یا مورد بازخواست و یا احیاناً بازداشت قراردهد. فى المثل اگر تبعه کشور استعمارگر (مثل موردى که در ایران دوران پهلوى و سلطه کاپیتولاسیون عملاً رخ داد) مثلاً کشور امریکا یک نفر ایرانى را به دلیلى مورد ضرب و شتم قرار مى داد و یا حتى مى کشت (نمونه هاى عدیده اى از رفتارهاى تجاوزگرانه و خشن امریکایى ها نسبت به مردم ایران در دوران قبل از انقلاب به ثبت رسیده که یکى از آن ها قتل یک راننده تاکسى توسط مسافر امریکایى او به دلیل مشاجره بر سر نرخ کرایه تاکسى در اکتبر سال 1975مى باشد، دولت کشور مستعمره (مثلاً ایران زمان شاه) حق نداشت، ضارب و یا قاتل امریکایى را مورد هیچ نوع تعرض یا بازداشت و یا محاکمه و حتى مؤاخذه اى قرار دهد و خود دولت امریکا اگر مایل بود مى توانست درباره شهروند قاتل امریکایى تصمیمى اتخاذ نماید و یا ننماید. این محتواى کاپیتولاسیون بود و اغلب دولت هاى استعمارگر غربى نسبت به مردم کشورهاى تحت سلطه، آن را اعمال مى کردند و سابقه آن در ایران به عهد نامه استعمارى «ترکمانچاى» برمى گردد. طبیعى است که در متن و بطن کاپیتولاسیون، تحقیر مردم ایران و نفى کامل استقلال حقوقى و قضایى ایران وجود داشت. دولت «حسنعلى منصور» (که از فراماسونرهاى وابسته به شبکه هاى امریکایى بود) با کمک مجلس شوراى ملى وقت و البته درپى دستور محمدرضا شاه پهلوى قرار داد ننگین کاپیتولاسیون را با امریکا در مهر و آبان 1343ش به تصویب مى رسانند و در هراس از خشم مردم و آبروریزى شدید ناشى از انعقاد این قرارداد ذلّت بار سعى مى کنند آن را مخفى نگه دارند.
امام خمینى در روز 4آبان 1343(مصادف با جشن تولد شاه و نیز برگزارى جشن واگذارى حق کاپیتولاسیون به امریکایى ها درمراسم دربار و امریکایى ها) سخنرانى غرّا و حماسى اى ایراد مى نمایند و امریکا و عهدنامه کاپیتولاسیون را مورد حمله افشاگرانه قرار مى دهند. شجاعت و صراحت بیان امام در این سخنرانى (در سال هاى سکوت و اختناق پس از سرکوب خونین 15خرداد و اعمال سلطه ساواک در کشور و سیطره مطلقه شاه و امریکا بر مقدرات جامعه) که با عبارت «انالله و اناالیه راجعون» آغاز مى گردد به راستى حیرت انگیز و تکان دهنده است و عمق توکل و ایمان و شجاعت گوینده آن را نشان مى دهد. پس از تصویب کاپیتولاسیون علیه مردم ایران و استقلال قضایى و حقوقى کشور، اعتراض صریح و حماسى و شجاعانه امام خمینى(ره) اولین و بزرگ ترین واکنش ضداستعمارى علیه رژیم شاه و امریکا بود و عمق تعهد روحانیت شیعه نسبت به دفاع از استقلال کشور و مقابله با امپریالیزم را نشان مى داد. سخنرانى امام، دربار و شاه و امریکا را به شدت وحشت زده کرد و نهایتاً مطابق نظر دولت امریکا و دستورشاه سپیده دم روز چهارشنبه 13آبان ماه سال ،1343اعضاى گارد شاهنشاهى و نیروى هوایى رژیم شاه، امام را ربوده و مستقیماً به فرودگاه مهرآباد برده و از آنجا به ترکیه بردند. تبعید حضرت امام در سیزده آبان 1343سرآغاز مرحله تازه اى در مبارزه ضد استبدادى و ضد امپریالیستى مردم ایران بود و به عنوان یک نقطه عطف در روند این مبارزه ظاهر گردید و از نخستین بازتاب هاى آن اعدام انقلابى حسنعلى منصور، نخست وزیر وقت توسط «هیات هاى موتلفه اسلامى» و شدت گرفتن مبارزات شاگردان و پیروان حضرت امام در میان طلاب و روحانیون و مردم بود.
بدین سان سیزده آبان به عنوان روزى مهم و متفاوت وارد تاریخ معاصر ایران گردید و حوادثى که سال ها بعد در این روز رخ داد، بر عمق و غناى اهمیت تاریخى آن افزود.