مترجم: سیدمحسن ساری
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در دوره گذشته تلاش داشت که راهبرد و سیاست جدیدى با هدف یافتن راه حل براى قضایا و مشکلات موجود در خاورمیانه که خطرى جدى براى منابع حیاتى و راهبردى آمریکا دارد، وضع نماید تا اینکه دستکم بتواند در این مقطع و یا در مقاطع آینده به بهترین شیوه تعامل که نهایتاً به یافتن راه حل بسیار مناسبى بینجامد، دست یابد.مهم ترین این قضایا، مسأله عراق و اشغال نظامى آن توسط آمریکا و افزایش تهاجم به نیروهاى آمریکایى در عراق و آغاز جنگ داخلى میان شهروندان شیعه و سنى، مىباشند.
هدف نهایى این راهبرد، یافتن راهى براى خروج آمریکاییها از عراق است بدون اینکه نشان دهند در عراق شکست خورده اند. در غیر اینصورت بنابه گفته آمریکاییها، آنها با دمهایى که میان پاهایشان قرار گرفته از عراق با شرمسارى خارج خواهند شد. ولى این تلاشها با استناد به اطلاعات دریافت شده از سوى منابع دیپلماتیک غربى و همچنین به رغم مذاکرات بسیار جدى که رایس در سفر قبلى خود به خاورمیانه به انجام رسانده، نمى توانند براى واشنگتن، موفقیت بار باشند؛ زیرا مسئولان بلندپایه عربستان سعودى، آشکارا به آمریکاییها اعلام کردند که آنها نمى توانند در مورد 3مسأله بسیار مهم و حساس منطقه خاورمیانه که عراق، ایران هسته اى و جنبش اسلامى و اصولگراى حماس باشند تا پیش از اعلام نتایج انتخابات میاندوره اى کنگره، اعلام نظر کنند.
اصولاً یکى از اهداف بسیار مهم سفر پیشین رایس به خاورمیانه، جلب نظر کشورهاى منطقه عربى و به کارگیرى آنها براى پیروزى در انتخابات میان دوره اى کنگره بوده است زیرا همه داده ها حاکى از احتمال شکست بوش و حزب جمهوریخواه است.کشور پادشاهى عربستان سعودى و دیگر کشورهاى مورد وثوق آمریکا در خاورمیانه دریافته اند که پایبندى آمریکا نسبت به آنها در حال کاهش است. از دید عربستان سعودى و دیگر کشورهاى عربى بهترین راه حل، انتظار کشیدن اعلام نتایج انتخابات میاندوره اى آمریکاست زیرا آنها پس از اعلام نتایج است که مى توانند پاى بندى بوش را بسنجند. گفتنى است که موضع مصر نیز با عربستان سعودى یکسان است. در مورد موضوع فلسطین نیز باید گفت که شکست رایس کاملاً روشن بود زیرا دولت «حماس» شرطهاى جامعه جهانى مبنى بر احیاى روند صلح با اسراییل که به رسمیت شناخته شدن کشور عبرى و محکوم کردن خشونت و پذیرش توافق نامه هاى امضا شده سازمان آزادیبخش فلسطین و اسراییل از بندهاى اصلى آن است را اصلاً نپذیرفته است.
بدین ترتیب شکست میانجیگرى اخیر قطر میان «حماس» و تشکیلات خودگردان فلسطین (جنبش فتح)، اعلام مىگردد. نکته مهم دیگرى که باید لحاظ شود این است که دولت اسراییل پس از شکست اخیر خود در لبنان دیگر به خروج یکجانبه از کرانه باخترى فکر نمىکند.
اسراییل با تشویق بوش مى خواهد با تشکیلات خودگردان فلسطین و شخص محمود عباس به توافق برسد ولى موفقیت در این راه با توجه به ضعف اسراییل و تشکیلات خودگردان و قدرتمندى «حماس» براى ناکارآمد کردن قضایا و کشانده، ملت فلسطین به یک جنگ داخلى که کل منطقه را به آشوب خواهد کشاند، با دشواریهاى زیادى روبروست. حال این پرسش مطرح مى شود که جورج بوش پس از برگزارى انتخابات میاندوره اى کنگره که قرار است در هفتم نوامبر آینده برگزار شود براى راضى ساختن کشورهاى هم پیمان عرب خود در منطقه و حل 3 مشکل اساسى یاد شده در فوق که عراق و ایران و فلسطین باشند، چه اقداماتى خواهد کرد؟ شایعات در درون دولت آمریکا بسیار زیاد شده است و صحبت از آن است که بوش پس از برگزارى انتخابات، دونالدرامسفیلد وزیر دفاع خود را برکنار خواهد کرد و به جاى او جیمزبیکر که از سوى کنگره مسئول تهیه گزارشى دقیق در مورد وضعیت عراق شده و نزد بوش نیز جایگاه ویژه اى یافته است، پست وزارت دفاع را اشغال خواهد کرد. شایعات دیگرى نیز رواج یافته است. از جمله آنها مى توان این مورد را یادآور شد که جیمزبیکر راهبرد جدیدى را مطرح خواهد ساخت که بوش را براى برخورد با مشکلات خاورمیانه، کمک خواهد کرد.
پرسشى که از سوى منابع آمریکایى و منابع آگاه دیپلماتهاى غربى مطرح مى شود این است که: دیک چنى معاون رییس جمهور آمریکا نسبت به برکنارى دونالدرامسفیلد و حتى برکنارى خودش چه واکنشى نشان خواهد داد خصوصاً اینکه او با هماهنگى کامل با رامسفیلد طى مدت شش سال نه فقط در خاورمیانه که در بیشتر مناطق جهان، راهبردهایى پیاده کرده است که هرگز موفقیتى درپى نداشته اند. براى این پرسش پاسخ روشنى وجود ندارد ولى همان منابع مى گویند اگر دموکراتها بتوانند پیروزى بزرگى علیه بوش و حزبش محقق سازند و دیگر اینکه او از راهبرد جیمزبیکر مطمئن شود، بى شک معاون خود را برکنار خواهد کرد.
بدین ترتیب مى توان امیدوار شد که بوش براى خود معاون جدید و براى وزارتخانه هاى خود معاونان شایسته ترى برگزیند که بتواند حزبش را در انتخابات ریاست جمهورى پاییز 2008 به خوبى رهبرى کند. بى شک، مى توان در این میان نوعى از رقابت پنهان میان جیمزبیکر و کاندولیزارایس را احساس کرد وشاید این نتیجه گیرى، صائب نیز باشد ولى به هرحال حتى باوجود رقابت پنهان میان آن دو، همکارى دوجانبه نیز دور از انتظار نخواهد بود. زیرا رایس همچنان یار نزدیک بوش باقى خواهد ماند ولى جیمزبیکر نیز فردى قدرتمند شناخته خواهد شد زیرا او مىتواند بوش را متقاعد سازد که اگر خواستار حفظ منافع آمریکا باشد باید از اتخاذ مواضع غیر مرغوب دورى گزیند.