پس از پیروزی دانیل اورتگا در انتخابات ریاست جمهوری نیکاراگوئه، دولت آمریکا پرداخت کمکهای عمرانی خود را مشروط به ادامهء روند دموکراسی در این کشور کرده است.
واشنگتن در آستانهء انتخابات تهدید کرده بود که در صورت پیروزی رهبر ساندینیست، از میزان کمکهای عمرانی خود برای نیکاراگوئه خواهد کاست.
دولت آمریکا، کوشید از این طریق مردم نیکاراگوئه را از رای دادن به اورتگا بازدارد. اورتگا، چند ماه پیش از برگزاری انتخابات اخیر، به ونزوئلا سفر کرد و با استقبال گرم هوگو چاوز رییسجمهور چپگرای این کشور روبهرو شد. هوگو چاوز، که میکوشد کشورهای آمریکای مرکزی و لاتین را علیه سیاستهای واشنگتن متحد کند، برای ترغیب مردم نیکاراگوئه به انتخاب اورتگا، نفت و کود ارزان در اختیار آنها قرار داد.
دانیل اورتگا، در سال 1997 با رهبری انقلاب ساندینیستی موفق به کنار زدن «آناستاسیو سوموزا» دیکتاتور نیکاراگوئه شد. وی پس از آن برنامههایی را در کشور پیاده کرد که به کاهش تعداد بیسوادان، بهبود وضعیت بهداشتی و گسترش فعالیتهای فرهنگی و هنری منتهی شد. علاوه بر این، حکومت ساندینیستی، به تلاشهای گستردهای در زمینه تامین حقوق زنان دست زد. به این ترتیب، نیکاراگوئه پس از انقلاب 1997 در مسیری گام برداشت که با اهداف کمکهای عمرانی جهان غرب برای کشورهای کمتوسعه و فقیر انطباق داشت.
باوجود این تحولات مثبت، ایالات متحدهء آمریکا که تا پیش از آن سوموزا را در سایهء پشتیبانی بدون قید و شرط خود قرار داده بود، همواره با حکومت ساندینیستی دشمنی میورزید. رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا، در دههء هشتاد بندر کورینتو را که تنها بندر نیکاراگوئه در پاسیفیک است، مینگذاری کرد و از طریق پشتیبانی مالی و تسلیحاتی گروههای تروریستی شبه نظامی کوشید حکومت تازه را سرنگون کند. ریگان ضمناً با تحریم اقتصادی کوشید مانع توسعهء نیکاراگوئه شود. باوجود این تلاشها، نخستین انتخابات آزاد در سال 1984 برگزار شد و اکثریت مردم نیکاراگوئه به ریاست جمهوری دانیل اورتگا رای دادند. ناظران بینالمللی، که جیمی کارتر نیز در میان آنها بود، سلامت انتخابات را تایید کردند.
در سال 1990 ساندینیستها، برخلاف انتظار، انتخابات ریاست جمهوری را به اتحادیه مخالفان ناسیونالیست باختند. این اتحادیه از 14 حزب و سازمان محافظهکار و ضدساندینیستی مورد پشتیبانی آمریکا تشکیل میشد. با این همه، ساندینیستها نه تنها نتیجهء انتخابات را پذیرفتند، بلکه حاضر شدند برای جلوگیری از جنگ داخلی با حکومت تازه همکاری کنند.
نیکاراگوئه یکی از فقیرترین کشورهای جهان و پس از هائیتی فقیرترین کشور قاره آمریکاست. براساس آمار سازمان ملل متحد، در سال 2003 درآمد سرانهء مردم این کشور 623 یورو بود. نیمی از جمعیت پنج میلیون و 500 هزار نفری کشور در زیر خط فقر زندگی می کنند و درصد آنها در مناطق روستایی حتی به 70 درصد میرسد. وضعیت اقتصادی خراب نیکاراگوئه دلایل متعددی دارد که ضعف زیرساختهای اقتصادی، بحرانهای مکرر تاریخی، دهها سال سلطهء متنفذین بر اقتصاد و فاجعههای طبیعی مهمترین آنهاست. این کشور 130 هزار کیلومتر مربعی، در طول تاریخ خود، همواره از توفانها، زلزلهها و آتشفشانها آسیب دیده است.
نیکاراگوئه، تا سال 1821 مستعمرهء اسپانیا بود و در روز پانزدهم سپتامبر این سال استقلال یافت. در سالهای گذشته، تولید ناخالص ملی نیکاراگوئه سالانه 3/2 درصد و جمعیت آن 6/2 درصد رشد داشته است. این کشور، با توجه به وضعیت اقتصادی خود، نیازمند کمک های عمرانی کشورهای صنعتی است و قطع یا کاهش کمکهای عمرانی آمریکا میتواند رشد آن را باز هم کندتر کند. اما رییس جمهور ونزوئلا که از ثروت سرشار نفت برخوردار است، آمادگی خود را برای کمک به نیکاراگوئه اعلام کرده است.