بخش سیاسی خارجی
شکست سخت جمهوریخواهان از دموکراتها در مجلس نمایندگان کنگره در جریان انتخابات میاندورهاى ایالات متحده آمریکا باعث ایجاد جوى نامتقارن در کاخ سفید شده است. بسیارى از کارشناسان و تحلیلگران نظام بینالمللى از انتخابات اخیر آمریکا به عنوان همهپرسى عراق یاد مىکردند. شهروندان آمریکایى در جریان انتخابات مخالفت خود را با سیاستها و استراتژىهاى بوش پسر و نومحافظهکاران افراطى در عراق و افغانستان به تصویر کشیدند.
افزایش فاصله میان ایدهآلها و واقعیات در سطح کلان سیاستگذارىهاى نومحافظهکاران افراطى باعث شد تا آراى شهروندان آمریکایى در اوهایو، نیویورک، کالیفرنیا، پنسیلوانیا و... به سود دموکراتها به گردش درآید.
شکست بوش و همراهانش از دموکراتها به حاکمیت دوازدهساله بازها بر مجلس نمایندگان کنگره پایان داده است. از سوى دیگر هماکنون بحث استعفاى رامسفلد و حذف جان بولتون به عنوان دو تن از افراد تاثیرگذار در ادامه سیاست خارجى غلط کاخ سفید پس از 11 سپتامبر 2001 در میان جمهوریخواهان سنتى مورد بررسى قرار گرفته است. در هم شکستن ساختار حزبى جمهوریخواهان در اثر اهمالکارىهاى بوش پسر هماکنون باعث تزلزل جامعه سیاسى آمریکا شده است. مطابق آنچه در لایههاى زیرین و بنیادین جمهوریخواهان مىگذرد طیف سنتى و طیف افراطى این حزب در باز تعریف اصول و ایجاد تعامل با یکدیگر دچار چالشى جدى شدهاند.
پس از شکست متحدان آمریکا در اسپانیا و ایتالیا و کاهش محبوبیت افرادى مانند تونى بلر و آنگلا مرکل در انگلستان و آلمان که با حرکت روبهر شد مخالفان آمریکا در خاورمیانه و آمریکاى لاتین همراه شد، نوعى آگاهى فزاینده در اجتماع بسته آمریکا تزریق گردید. برخلاف آنچه به نظر مىرسد “پروپاگاندیسم” در رویکرد مردم آمریکا نسبت به رهبرانشان تاثیرى کامل دارد. این مسئله در جریان شکست جان کرى از بوش در انتخابات ریاست جمهورى سال 2004 میلادى کاملا قابل مشاهده بود. اما تحولات بهوجود آمده در نظام بینالملل باعث شد تا این آگاهى در میان بخش بزرگى از ملت آمریکا بهوجود آید. تاثیرات این آگاهى در نتایج نظرسنجىهاى موسسات “زاگبی”، “آمریکن اینترپرایز” و... قابل رویت بود. با فاصله چند ماه از قدرت یافتن مجدد بازها در سال 2004، شهروندان آمریکایى به ابراز مخالفت علنى خود با سیاستهاى بوش پرداختند. آنها دریافتند که بسیارى از وعدههاى تیم بوش- چنى در مقابل تیم کری- ادواردز در آخرین انتخابات ریاست جمهورى برگزار شده آمریکا، شعارى بیش نبوده است.
اما در فضاى بهوجود آمده، دموکراتهاى آمریکا سعى در کتمان بسیارى از نقاط ضعف خود دارند. مطابق آخرین نظرسنجىها حدود 30 درصد از شهروندان آمریکایى به علت ضعف جمهوریخواهان به دموکراتها راى دادهاند. به عبارت دیگر تلاش هوارددین، هیلارى کلینتون، جان ادواردز و جان کرى در جهت بازسازى توان کبوترهاى آمریکا پس از شکست در انتخابات 2004 تا حدودى زیاد بىنتیجه مانده است. در غیر اینصورت دموکراتها مىتوانستند با قاطعیت اکثریت مجلس سنا را نیز بهدست آورند. هماکنون “الگور”، “بیل کلینتون” و “جیمى کارتر” به عنوان اعضاى برجسته حزب دموکرات وظیفه سختى را در جهت ترسیم و تشریح رویکرد حزب متبوع خود دارند.
در مدت دو سال باقى مانده تا پایان دومین دوران ریاست جمهورى “جرج واکر بوش”، شاهد تقابل میان کبوترها و بازها در کنگره و کاخ سفید خواهیم بود. در این راستا “نانسى پلوسی” نماینده دموکرات ایالات کالیفرنیا و رئیس جدید احتمالى مجلس نمایندگان آمریکا از بوش خواسته است تا در راستاى مسائلى مانند عراق راهکارى دو حزبى را ترسیم نماید؛ اما در عرصه عمل، راهکار دو حزبى در جامعه آمریکا و بهخصوص در کاخ سفید پذیرفته شده نیست. تقابل میان دو حزب آمریکا در طول دو سال باقى مانده تا زمان برگزارى انتخابات ریاست جمهورى بعدى در آمریکا موجب سیر واشنگتن به سوى جهتى منفى خواهد شد. به عبارت دیگر برآیند نیروى جمهوریخواهان و دموکراتها در جهت تقویت این دو حزب عمل نخواهد کرد و بالعکس، شرایط پیچیدهترى را در آمریکا خلق خواهد نمود.
هماکنون بوش پسر با چهرهاى در هم، تئورى جنگ تمدنهاى ساموئل هانتینگتن و تئورى پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما را ورق مىزند. گویا محاسبات وى در ابتداى سال 2000 غلط از آب در آمدهاند. وى به دنبال واکاوى این شکست است؛ اما کسى از نومحافظهکاران افراطى پاسخگوى وى نیست و “حیرت از شکست” در نگاه مغموم افرادى مانند “ویلیام کریستل”، “جان بولتون”، “پل ولفویتس” و “ایرونیگ کریستل” نمودى عینى پیدا کرده است.