تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۹۹۰۶۷

خاورمیانه در شرایط گذار


سبحان محقق
به نظر مى رسد که خاورمیانه اکنون در یک شرایط انتقالى است و ما فعلاً در یک شرایط بینابین قرار داریم. اگر به گذشته نزدیک نظر بیفکنیم و تحولات منطقه را به همراه وعده ها و اظهارات مقامات امریکایى مرور کنیم، به وضوح در مى یابیم که قرار بود واشنگتن به عنوان یک قدرت مسلط، نظم جدیدى را بر منطقه و تحت نام خاورمیانه بزرگ و سپس خاورمیانه جدید تحمیل کند.
همانطور که مى دانیم، این وعده ها به همراه لشکرکشى گسترده امریکا و متحدانش به خاورمیانه همراه بود و کشورهاى افغانستان و عراق هم به اشغال درآمدند.
مقامات امریکایى مثل ژنرال «کالین پاول» وزیر خارجه سابق و «کاندولیزا رایس» جانشین فعلى وى و به خصوص «جرج بوش» رئیس جمهور امریکا، مرتباً اعلام مى کردند که خاورمیانه بزرگى که آنها در ذهن دارند، مشتمل بر کشورهاى دموکراتیک خواهد بود و لشکر کشى و جنگ آنها نیز در درجه نخست، مبارزه با تروریسم و سپس ترویج دموکراسى و استقرار نظام هاى دموکراتیک در منطقه است. امریکا هم بر اساس این رویکرد رسماً اعلام شده، کارزار گسترده اى را ترتیب داد و متحدانى از کشورهاى عمدتاً اروپایى را نیز وارد جبهه خود و جنگ علیه به اصطلاح تروریسم نمود.
در پى پیروزى سریع امریکا در افغانستان در سال ،1380 زمینه هاى حمله به عراق فراهم شد و در مارس سال 2003 (فروردین 1382) جنگ آغاز گردید و دیکتاتورى 25 ساله «صدام» هم زودتر از زمان مورد انتظار فروپاشید.
بوش سرمست از این پیروزى ها، کم کم رویه تهدید آمیزى را علیه ایران در پیش گرفت و این تهدید به گونه اى بود که بسیارى از کشورهاى منطقه، از جمهورى اسلامى ایران مى خواستند به خواسته هاى امریکا تمکین نماید و در این میان، دولت لیبى که قبلاً سپر انداخته بود، بیش از سایر کشورها اصرار مى کرد که ایران نیز در مقابل غرب، مثل لیبى رویه مشابهى را در پیش گیرد.
اما، ایران ایستاد و حتى در ارتباط با برنامه هاى هسته اى صلح آمیزش و در طول مذاکرات مطول با تروئیکاى اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) ، هم از خود چهره اى صلح دوست و متمایل به گفت وگو را نمایش داد و هم غنى سازى اورانیوم و تحقیقات همه جانبه را از سرگرفت.
تحولات در ایران با افزایش تلفات امریکایى ها در عراق، ناآرامى هاى افغانستان و شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه علیه حزب الله لبنان همراه شد.
در عراق، امریکایى ها به تدریج احساس کردند که دارند وارد معرکه اى مشابه ویتنام مى شوند و در این میان، تلاش هاى کاخ سفید براى کم اهمیت جلوه دادن حملات افراد مسلح عراقى نیز بى ثمر شد، چرا که تلفات تفنگداران امریکایى روزبه روز افزایش یافت و نتیجتاً محبوبیت بوش و حزب جمهوریخواه در امریکا سیر نزولى گرفت.
شرایط در افغانستان هم بهتر از عراق نبود. در این کشور هم حملات علیه اشغالگران تشدید شد به طورى که امریکا مجبور گردید جنوب افغانستان را به نیروهاى ناتو (اروپایى) تحویل دهد و تفنگدارانش را بیشتر در عراق متمرکز کند.
همزمان با این تحولات، جنگ 33 روزه میان رژیم اسرائیل و جنبش مقاومت اسلامى حزب الله لبنان در گرفت. اسرائیلى ها که فکر مى کردند مى توانند فقط طى چند روزگوشمالى سختى به حزب الله بدهند و یا جنگ داخلى لبنان را شعله ور سازند، حملات هوایى و زمینى گسترده اى را آغاز کردند، ولى ارتش اشغالگر این رژیم در همان آغاز پیشروى متوقف و زمینگیر شد و در پى آن، صهیونیست ها که حیثیت خود را در خطر مى دیدند، دست به حملات کور هوایى علیه مناطق مسکونى، زیر ساخت ها و تأسیسات مدنى لبنان زدند و جنایات زیادى انجام دادند.
در این میان، رایس که به فلسطین اشغالى رفت و آمد داشت و به برخى گروه هاى وابسته لبنانى قول داده بود اسرائیل کار حزب الله را به زودى یکسره مى کند، مدعى شد بمباران لبنان و کشتار غیر نظامیان توسط اسرائیل، درد زایمانى است که به خاطر تولد خاورمیانه جدید صورت مى گیرد. اما، تحولات به سمت دیگرى رفت؛ جنبش حزب الله سه ناوچه و بیش از یکصد تانک مرکاواى ارتش صهیونیستى را منهدم کرد و بسیارى از مراکز نظامى و شهرها و شهرک هاى صهیونیست نشین را هدف قرارداد و سرانجام هم اسرائیل تحت فشار این حملات صلح را پذیرفت.
همه این وقایع براى نخستین بار روى مى دادند؛ یعنى هم انهدام تانک ها، ناوچه ها و هدف قرارگرفتن مناطق صهیونیستى تازگى داشت و هم اسرائیل براى نخستین بار مجبور به پذیرش صلح شد.
در داخل فلسطین هم جنبش حماس در اواخر سال 1384 در انتخابات نوار غزه و کرانه غربى پیروز شد و دولت تشکیلات خودگردان را در اختیار گرفت.
تحولات خاورمیانه، به ویژه عراق، تأثیر خود را بر روى افکار عمومى امریکا هم گذاشت و همانطور که شاهد بودیم، مردم امریکا در انتخابات میان دوره اى کنگره این کشور که اواسط ماه جارى (16/8/85) برگزار شد، بیشترین آراء خود را به نفع دموکرات ها به صندوق ریختند وبا این کار خود، بوش را در یک وضعیت بلاتکلیفى قرار دادند.
رئیس جمهور امریکا از یک طرف، دریافته است که اگر سیاست هایش را در رابطه با خاورمیانه و عراق تغییر ندهد، شهروندان امریکایى در انتخابات ریاست جمهورى سال 2008 به جمهوریخواهان کاملاً پشت خواهند کرد و از طرف دیگر، اگر واشنگتن سیاست ملایم ترى را در پیش گیرد و به ویژه اگر از عراق خارج شود، ممکن است که نفوذ و جایگاهش را براى همیشه در این منطقه سوق الجیشى و نفت خیز از دست بدهد و به همین خاطر، کاخ سفید اکنون در قبال خاورمیانه سیاست منسجمى ندارد و تا روى کار آمدن دموکرات ها این وضعیت ادامه خواهد یافت.
اما، سوال این است که دموکرات ها در قبال ایرانى که مصمم به توسعه تحقیقات و فعالیت هسته اى است و افغانستان و عراق ناآرام و حزب الله مقتدر و در جست وجوى کسب قدرت ودولت، چه خواهند کرد؟ در رابطه با فلسطین نیز، آیا دموکرات ها بالاخره مى پذیرند که آوارگان فلسطینى به خانه هاى خود برگردند و دولت فلسطین به پایتختى قدس تشکیل شود؟
تحولات ماه ها و سال هاى آینده، پاسخ به این سوالات را مشخص مى کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات