تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۷  ، 
کد خبر : ۹۹۰۷۷

نسل‌کشی غرب از ویتنام تا آفریقا


مینا هنربخش
براساس آنچه ادعا می شد هیتلر در زمان حکومت خود یهودیان را قتل عام کرده، در اوایل دهه 1950 کشور آلمان با سازمان های یهودی وارد مذاکره شده و برای پرداخت خسارت به یهودیان، توافقنامه هایی را با آنها امضاء کرد و تاکنون نیز بدون هیچ فشاری از خارج، حدود 60 میلیارد دلار خسارت به یهودیان پرداخت کرده است. آمریکا هم به خاطر جنگ هایی که در هندوچین بپا کرد، باعث مرگ حدود 4 تا 5 میلیون زن و مرد و کودک شد. بعداز عقب نشینی آمریکا از ویتنام، این کشور سخت به کمک احتیاج داشت. به گفته یک تاریخ نگار «در جنوب ویتنام 9000 روستا و 10 میلیون و 117 هزار هکتار زمین کشاورزی نابود شده و 5/1 میلیون دام تلف شده بود. وضعیت اجتماعی این کشور اشغال شده هم به شدت وخیم بود، به طوری که حدود 200 هزار دختر که ازدواج نکرده بودند، اجباراً به اعمال خلاف اخلاقی کشیده شدند. 879 هزار یتیم، 181 هزار معلول و یک میلیون بیوه نیز دراین کشور وجود داشت.» اروپائیان نیز در آفریقا طی سال های 1891 تا 1911 و در جریان درگیری هایی که به خاطر دستیابی به عاج فیل و درختان کائوچو با مردم آن سرزمین راه انداختند، حدود 10 میلیون آفریقایی را کشتند. در رابطه با این جنایت، تنها یک اثر تحقیقی به زبان انگلیسی وجود دارد که آن هم اخیراً منتشر شده است.
«نوویک» نویسنده غربی، به نکته مهمی اشاره می کند: «برای انسان بسیار آسانتر است که جنایات دیگران را محکوم کند تا اینکه درباره خودش به داوری بپردازد. این نیز حقیقت دارد که اگر اراده آموختن وجود داشته باشد ما آمریکائیان هم می توانیم از تجربه نازی ها درس های بسیاری بیاموزیم. آنچه ما آمریکائی ها آشکارا پذیرفتیم و عمل کردیم، تقریباً همه عناصر ایدئولوژیک هیتلر را در خود داشت و حتی الهام بخش هیتلر نیز بوده ایم. به بیان دیگر، هیتلر کشورهای اروپای شرقی را براساس الگویی که آمریکا قبلا اختیار کرده بود به تصرف درآورد. شباهت های دیگری نیز میان ما و آلمان نازی وجود دارد، به عنوان مثال، در طول نیمه اول قرن بیستم غالب ایالت های آمریکا قوانین عقیم سازی را به اجرا درآوردند و ده ها هزار آمریکایی بی آنکه داوطلب باشند عقیم شدند. نازی ها هم در قوانین عقیم سازی خود آشکارا از الگوی آمریکا الهام گرفتند. اگر نازی های آلمان درسال 1935 قوانینی را تصویب کردند که یهودیان را از حق رأی محروم می کرد و ازدواج میان یهودیان و غیریهودیان را ممنوع می ساخت، سیاهان جنوب آمریکا نیز درگذشته چنین محرومیت هایی را تجربه کرده اند و خشونت هایی که در مورد آنها اعمال شده است، به مراتب شدیدتر از خشونت ها و محرومیت هایی بوده است که یهودیان آلمان تجربه کرده اند. در ایالات متحده برای اینکه بر عظمت یک جنایت تاکید کنند آنرا با فاجعه یهودکشی مقایسه می کنند. نکته معنی دار این است که خونریزی خمرهای سرخ در کامبوج، هجوم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان و حمله عراق به کویت با فاجعه یهودکشی مقایسه می شود، اما جنایت هایی که خود آمریکا در آنها سهم دارد مشمول چنین مقایسه ای نمی شود.
درست درهمان زمان که وحشیگری های خمرهای سرخ در کامبوج آشکار شد حکومت اندونزی که مورد حمایت آمریکا بود، به قتل عام یک سوم جمعیت تیمور شرقی دست زده بود. اما نسل کشی در تیمور شرقی برخلاف آنچه در کامبوج روی داده بود با یهودکشی نازی ها مقایسه نشد و هیچ گاه پوشش خبری مناسبی هم پیدا نکرد. در همان زمان که اتحاد جماهیر شوروی به نسل کشی دیگری در افغانستان دست می زد رژیم مورد حمایت آمریکا در گواتمالا نیز به جنایت مشغول بود، جنایتی که کمیسیون حقیقت یاب در گواتمالا اخیرا آن را «نسل کشی بومیان» نامیده است.
اما در آن زمان «ریگان» اتهام علیه حکومت گواتمالا را بی اساس خوانده بود. در آن زمان رژیم اسرائیل نیز برای جلادان گواتمالایی اسلحه ارسال می کرد.
دولت کارتر هنگامی که می خواست به ویتنامی هایی که با قایق از دست حکومت کمونیستی ویتنام فرار کرده بودند پناه بدهد، آنها را با قربانیان یهودکشی مقایسه کرد، اما دولت کلینتون در مورد کسانی که با قایق از هائیتی گریخته بودند به چنین مقایسه ای دست نزد و آنها را مجبور به بازگشت کرد، چرا که جوخه های مرگ هائیتی مورد حمایت آمریکا بودند. وقتی در بهار سال 1999 نیروهای ناتو به رهبری آمریکا بمباران صربستان را آغاز کردند، بازهم از فاجعه یهودکشی سخن به میان آمد و مردم کوزوو با یهودیان و صرب ها با نازی ها مقایسه شدند.
اما، کمی پیش از اینکه آمریکا برای مردم کوزوو اشک بریزد، رژیم اندونزی کاری را که در دهه 1970 ناتمام گذاشته بود، از سرگرفت و بار دیگر در تیمور شرقی به قتل عام دست زد. این جنایت هم با جنایت نازی ها مقایسه نشد، چرا که رژیم اندونزی مورد حمایت آمریکا بود و دولت آمریکا خونریزی های آن رژیم را به دیده اغماض می نگریست. به گفته یک سیاستمدار غربی، «اندونزی اهمیت دارد، نه تیمور شرقی». آمریکا در فجایع بزرگ دیگر هم همین رویه را دنبال کرد. برای مثال، پس از اینکه آمریکا همراه با متحدان خود به قصد تنبیه «صدام» کشور عراق را ویران کرد، برای سرنگون کردن حکومت عراق، سازمان ملل را به اعمال تحریم این کشور مجبور کرد و در نتیجه این تحریم، احتمالا یک میلیون کودک عراقی جان خود را از دست داده اند، هنگامی که خبرنگار یکی از شبکه های سراسری آمریکا از «مادلین آلبرایت» وزیر امورخارجه ، درباره این فاجعه سؤال کرد، وی پاسخ داد: «بهایی که پرداخت می شود ارزشش را دارد»!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات