تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۵  ، 
کد خبر : ۹۹۰۹۴

درباره ماموریت‌های فرهنگی دولت

محمدجعفر بهداد

یکی از دغدغه هایی که در آخرین نشست صمیمی خبرنگاران رسانه های مختلف با رئیس جمهور مورد تاکید طرفین قرار گرفت، فرا رسیدن زمان تقویت رویکرد فرهنگی دولت نهم بود.
از آنجایی که کار ویژه شاخص دولت اصولگرا در سال نخست کاری اش، پرداختن به دو موضوع «تکمیل طرح های نیمه تمام عمرانی» و «اشتغال زایی» بود، گویا این نگرانی را در بعضی ها به وجود آورد که دولت اصولگرا قصد توجه بیشتر به حوزه فرهنگی را ندارد و شاید این امر به طور ناخواسته، الگوی «اقتصاد منهای فرهنگ»- که مطلوب تکنوکرات ها و سکولارها بوده است- را در برابر شعارها و دغدغه های اصولگرایانه دولت تقویت کند.
اگرچه مشی و بینش دکتر احمدی نژاد، از دغدغه ایشان در عرصه فرهنگ حکایت می کند ولی از باب یادآوری، طرح چند نکته راهبردی خالی از فایده نیست:
یکم: تاکید رهبر فرزانه انقلاب از یک سو بر ضرورت تدوین نظام «مهندسی فرهنگی» و از سوی دیگر هشدار ایشان درباره رویکرد جهان غرب به تشکیل «ناتوی فرهنگی»، به روشنی از دغدغه هوشیارانه معظم له نسبت به لزوم آغاز دور جدید و جدی توجه سیاست گذاران، برنامه ریزان و مجریان به حوزه فرهنگ حکایت می کند و طبیعی است از این پس نمی توان این مقوله ساختارساز و بنیادی را مورد کم اعتنایی قرار داد.
دوم: از سال ها پیش، برخی متولیان فرهنگی، صرفا به فعالیت های نمایشی و فرمایشی می پرداختند و این رویکرد سبب می شد تا بسیاری از برنامه های مربوطه، به جای نهادینه کردن هنجارها یا محو تدریجی ناهنجاری ها از آداب و عادات عمومی جامعه، فقط با هدف ارائه گزارشی از عملکرد برای مقامات مافوق برگزار می شد. بنابراین ضرورت دارد تا دولت اصولگرا نخستین گام فرهنگی خود را بر پرهیز از سطحی گرایی، «عمق» بخشیدن و هدفمند کردن فعالیت های فرهنگی و هنری بگذارد و فعالان این عرصه را به خروج از لاک ظاهرگرایی و سطحی نگری ترغیب کند که البته طی یکسال گذشته زمینه سازی های مناسبی در این باره صورت گرفته و گرایش پدیدآورندگان آثار مزبور به معناگرایی و هویت گرایی مشهود است.
سوم: در طول دو دهه اخیر، برخی آداب و رویکردهای غیرقابل قبول جامعه اسلامی در آثار فرهنگی و هنری به نحو پررنگی خودنمایی می کرد که این امر باعث دلخوری و بدبینی بخش قابل توجهی از مردم نسبت به این پدیده ها شده و آنها برای مشارکت در چنین عرصه هایی بی انگیزه اند. از این رو باید درباره کارکرد ابزارهای نوین فرهنگی و هنری در تبلیغ و ترویج و نهادینه کردن ارزش های مورد نظر جامعه اسلامی و انقلابی مان آگاهی بیشتری ایجاد شود. چنانچه با مرور بعضی آثار فاخر و ارزشی در سینما، تئاتر، کتاب، روزنامه، موسیقی، نقاشی و... -که طی دهه اخیر و توسط هنرمندان متعهد و با ذوق خلق و ارائه شدند- بهتر می توان این مفهوم را درک کرد.
همواره جمعیتی از جوانان به علت های مختلف از رسانه های هنری بیش از رسانه های سنتی- که معمولا به «تبلیغ مستقیم» می پردازند- اثر می پذیرند. آیا اگر بتوان همان آموزه هایی که روی منابر و از پشت تریبون ها تبلیغ می شود را در قالب فیلم و تئاتر و رمان، در جان و دل کسانی که توفیق حضور در مسجد و هیئت را نمی یابند، نشاند، امر قابل دفاع، بلکه شرط کیاست مومنانه نیست؟ و در همان حال آیا مساجد و هیئت ها را رونق نمی بخشد؟
به نظر می رسد با این نگاه می توان- و باید- عناصر متعهد و دلسوز را با مقوله هنر آشتی داد تا فرصت های نوین تبلیغ و تثبیت ارزش های انسانی، دینی و اخلاقی از دست نرود. اینک که به حضور هنرمندان باورمند به این ارزش ها در عرصه فرهنگ کشور نیاز بیشتری احساس می شود، باید در این جبهه نیز مجاهدت کنیم و اردوگاه سربازان و مدافعان فرهنگی نظام را قوت بخشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات