از مهمترین و اساسیترین اصول نظامهای سیاسی، حفظ و بقای نظام در جریان تحولات پرفراز و نشیب کشور است. بقای نظام سیاسی مولفههای متعددی دارد، از جمله امنیت، دفاع، حل معضلات اقتصادی، احترام به افکار عمومی و مهمتر از همه تامین آزادیهای سیاسی و فکری که مشارکت مردم را در سرنوشت خود تضمین میکند. ایجاد پیوند عمیق و استوار بین ملت و دولت نیازمند همکاریهای اساسی و نهادینه شده در سطح دولت و جامعه خواهد بود که برآیند این نوع همکاریهای متقابل، استحکام یافتن نظام سیاسی است. پاسخگویی نظام سیاسی به تقاضاها و تلاش در جهت تامین خواستهای سیاسی ملت، بنیانهای مشروعیت نظام را استحکام بخشیده و آن را از خطر فروپاشی میرهاند.
همکاریهای دوجانبه که از یک طرف به استحکام نظام سیاسی جامعه میانجامد و از طرف دیگر تامین حقوق سیاسی مردم را موجب میشود، تنها در سایه مشارکت فعال مردم دستیافتنی است. بنابراین مشارکت سیاسی، که بنیادیترین راهکار برای حل بحران مشروعیت است، اساس بقا و استواری نظامها را فراهم میسازد و نیز مهمترین راه برای رفع نارضایتی گروههای داخلی و فراهم کردن بستر مناسب برای ارتقای فکر و شعور سیاسی افراد جامعه محسوب میشود. در چنین فضایی، افراد که زمینه حضور در عرصههای سیاسی را برای خود فراهم میبینند، در جهت رشد و مهارت سیاسی میکوشند تا با کسب مهارتهای سیاسی در صحنه رقابتبا جریانهای مخالف، امکان موفقیت خود را افزایش دهند.
بنابراین مشارکت سیاسی همانطور که برای نظام، عامل مشروعیت محسوب میشود، برای ملت عامل رشد سیاسی و افزایش سطح بینش سیاسی به شمار میآید، ولی آنچه باعث کاهش مشارکت سیاسی میشود بیاحترامی به خواست ملت به عنوان صاحبان اصلی نظام و انقلاب است، چرا که در چند روز اخیر با توجه به اینکه در 24 آذر 2 انتخابات مهم و حساسبرگزار میشود که از این دو انتخابات، انتخابات مجلس خبرگان رهبری به عنوان رکن کین نظام از اهمیت و بیشتری برخوردار است.
مجلس خبرگان با توجه به خاستگاه و فلسفه وجودی خویش و نیز ویژگیهای تصریح شده در قانون اساسی، از اهمیت اعتباری بیمانند برخوردار است.متاسفانه شاهدیم در شرایط فعلی کشور که شرایط بسیار حساس بینالمللی را سپری میکند و با توجه به فشارهای دشمنان دیرینه نظام و انقلاب، مصلحت ملی ایجاب میکند که همه جریانها و گروههای فکری و سیاسی هماهنگ و همسو در مقابل توطئههای دشمنان صفآرایی کنند ولی شورای محترم نگهبان شخصیتهای مردمی، ارزشی و انقلابی را رد صلاحیت کرده که این امر در شرایط کنونی ضربهای مهلک و جبرانناپذیر بر پیکره انقلاب خواهد بود. چرا که رد صلاحیت منتخبان بصیر بدون هیچ دلیل و مدرکی جز مقاصد سیاسی چیز دیگری نمیتواند داشته باشد. رد صلاحیت دکتر عباسیفرد نماینده استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری که با اعتراض شدید و بحق بزرگان نظام به ویژه آقای کروبی مواجه شد، خود دال بر بیانصافی دوستان شورای نگهبان است. از این رو امیدوارم که شورای محترم نگهبان با کنار گذاشتن اهداف و اغراض سیاسی خویش، زمینه مشارکت اکثریتی را در انتخابات پیشرو فراهم آورد.