تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۹۹۱۳۶

انتخابات شوراها، با کدام رایحه؟


ناصر بهرامی‌راد
شوراهای اسلامی شهر و روستا از حیث مبنای نظری و حقوقی جزو دیرپاترین نهادها در نظام جمهوری اسلامی هستند. اگرچه برغم فعالیت طولانی مدت شوراهای اسلامی روستاها از طریق نهاد انقلابی جهادسازندگی، آغاز فعالیت سراسری شوراها در کشور (حدود 900 شهر و 34 هزار روستا و سکونتگاه مستقل) بنابر دلایلی با تأخیر دو دهه ای مواجه شد، لیکن همزمانی آغاز به کار نخستین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا در سراسر کشور با سالی که به نام امام خمینی«ره» نامگذاری شده بود، نکته ظریفی را با خود داشت. بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی اگرچه در عرف رایج انقلاب آفرینی و حکومتداری چهره ای کاملاً سیاسی محسوب می شد ولی بواقع جانی شیدای رضای حق و شیفته خدمت به بندگان مستضعف او داشت. سلسله احکام صادره از سوی امام در مسیر استقرار نهادهای نظام سیاسی حاصل از انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز رنگ و بوی توجه خاص به مشکلات زندگی عادی محرومترین طبقات جامعه ایرانی را با خود داشت. علاوه بر آن، نمایندگان خبره ملت در مجلس تدوین قانون اساسی، در بررسی و تصویب مواد فصل هفتم این میثاق ملی توجه کامل خود را به ماهیت کار شوراهای اسلامی شهر و روستا نشان دادند: «برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی، اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی با نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می گیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب می کنند...» (اصل 100 قانون اساسی). بر همین سیاق قوانین عرفی تدوین شده بر مبنای قانون مادر نیز به صورت جزئی تر ماهیت فعالیت شوراها را خدمت رسانی و رفع مشکلات در امور روزمره زندگی مردم و آسانتر ساختن آن، تعریف و ارائه کردند. نظام دیوان سالار دیرپای ایران که با انقلاب اسلامی تا حد زیادی تضعیف شد، بنابر خصلت ذاتی اش در برابر گسترش و تعمیق حوزه اقتدار شوراها به مثابه مردمی ترین بخش بدنه حاکمیت در نظام مقاومت می کند ولی از عهده قلب ماهیت کارکردی آنها برنمی آید. بیش از 107 هزار منتخب دور اول و حدود 109 هزار منتخب دور دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا اگر بنای توفیق واقعی در جایگاه خود را داشتند، نمی توانستند اجازه دهند جز ماهیت خدمت رسانی به مردم، هدف دیگری برای شوراها تعریف شود و سرلوحه کار قرار گیرد. بویژه ورود به عرصه کنش های سیاسی که در زبان رایج بازی قدرت نام گرفته برای نهادهای اجتماعی همچون شوراها حکم آفت مهلک و میخ تابوت را دارد؛ و البته معنای این سخن نداشتن قدرت درک سیاسی و یا حرکت در جهت خلاف مصالح سیاسی مردم نیست. بر همین سیاق تحرکات و فعالیت های تبلیغاتی مرتبط با انتخابات شوراها نیز تنها در چارچوب مسابقه خدمت رسانی از قابلیت و کارآیی مورد نیاز برخوردار خواهد بود.
تجربه دو دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و نیز دو دوره فعالیت آنها نشان می دهد جز داشتن چنین نوع نگاه و رفتار مبتنی بر آن، راه دیگری وجود ندارد و یا نتیجه عملی آن تضعیف جایگاه این نهاد است؛ و البته دومینویی که به سرعت به دیگر بخش های ساختار سیاسی سرایت می کند. عملکرد نخستین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا از سوی کارشناسان با میانگین ضریب موفقیتی حدود 30درصد ارزیابی شد، در حالی که این میانگین در دور دوم رشد چشمگیری پیدا کرده است و بویژه رشد شاخص آن در شهرهای بزرگ نظیر تهران که بیشترین محل تجمع و فعالیت احزاب و گروه های سیاسی هستند، بیشتر چهره نموده است. توجه به چرایی این پدیده می تواند انتخاباتی سالم، باشکوه و پرفایده را برای بیست و چهارم آذرماه رقم بزند.
منتخبان دور نخست شوراها تذکرات دلسوزانه رهبری انقلاب را شنیدند که آنان را به تفاهم،دوری از مناقشات سیاسی و جناحی، ارتباط دائمی و بی واسطه با مردم، رعایت کامل حدود و وظایف قانونی شوراها، توجه ویژه به روستاها و رویکرد به مختصات «شهر اسلامی» فرا می خواندند، اما متأسفانه برخی از آنها بویژه اعضای نخستین دوره شورای اسلامی شهر تهران مسیری برعکس را در پیش گرفتند و در صحنه عمل شورای تهران رابه شرکت سهامی قدرت و ثروت تبدیل کردند. ملغمه ای از عناصر کاملاً سیاسی از طیف چپ سنتی و سکولار تا تکنوکرات هر یک برای فراکسیون خود حریمی را تعریف کردند که حفظ منافع مربوط به آن چاره ای جز برخورد با فراکسیون های دیگر باقی نمی گذاشت. علاوه بر آن نگرش به شورا به مثابه پله ای برای فتح دیگر «سنگرهای نظام» موجب شد کمتر از یک سال بعد از آغاز به کار نخستین شورای شهر تهران، چند عضو اصلی آن همچون عبدالله نوری، جمیله کدیور و داود سلیمانی از این منصب خدمت به هوای کاندیداتوری مجلس ششم استعفا بدهند. تعویض چهار رئیس شورا از عبدالله نوری تا محمد عطریانفر که در مواردی با قهر رئیس قبلی (مانند دوزدوزانی) هم همراه بود، تصویب نشدن بودجه شهرداری، طرح استیضاح شهردار وقت و شکایت متقابل الویری و اصغرزاده از یکدیگر، برکناری ملک مدنی از منصب شهرداری، تشکیل شورای دولتی حل اختلاف و سرانجام اعلام انحلال نخستین شورای شهر تهران، همه اینها تجربه های تلخی بودند که مردم این شهر بزرگ از نتایج یک انتخابات مبتنی بر سیاست زدگی و بدور از خدمت رسانی، و عملکرد یک شورای شهر متشتت و فشل کسب کردند.
رویکرد ضعیف مردم در انتخابات دور دوم شوراها که عناصر حزبی و سیاست باز از آن با عنوان رفراندم اصلاحات و دموکراسی یاد می کردند، و رویگردانی از گروه هایی که با همین گرایش پا به عرصه انتخابات گذاشته بودند، نتیجه طبیعی این نوع نگاه و رفتار بود، که در نقاط بسیاری از کشور تکرار شد.
جهت گیری متفاوت و محتوایی دور دوم شوراها، که به تعبیر رهبر معظم انقلاب در آن «انسان رایحه طیبه احساس خدمت را استشمام می کند؛ می بیند که در مدیریت خدمت به مردم، احساس اخلاص برای خدا وجود دارد»، موجب تغییر رویکرد مردم به این نهاد ارزشمند شد و موجی از رضایتمندی را در میان اهالی شهرها و روستاها ایجاد کرد.
فعالیت گسترده گروه ها، احزاب و جناح ها برای حضور و کسب رأی در انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا امری پسندیده است، به شرط آن که از همه این فعالیت های انتخاباتی رایحه خدمت خالصانه به مشام مردم برسد و در این میان اصولگریان وظیفه بیشتری دارند و نباید تفاوت سلیقه آنان در فرصت خدمت برای مردم خللی وارد کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات