تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۵  ، 
کد خبر : ۹۹۱۳۹

چهره بدون نقاب آمریکا


به فاصله چند ساعت پس از دیدار شتابزده « دیک چنی » معاون رئیس جمهور آمریکا از عراق 4 خودروی بمب گذاری شده در شهرک صدر محل زندگی شیعیان در حومه بغداد منفجر شد و دستکم 525 نفر را به خاک و خون کشید که 225 نفر آنها در دم جان باختند و بیم آن می رود که بعلت شدت جراحات وارده عده بیشتری نیز جان خود را از دست بدهند.
این حادثه عصر روز پنج شنبه هفته گذشته بوقوع پیوست و خیل عظیم مردم مظلوم عراق برای تدفین قربانیان این جنایت وارد عمل شدند که مورد هجوم بالگردهای نظامی آمریکا قرار گرفتند و دستکم 11 نفر در این حملات وحشیانه به قتل رسیدند. حتی اگر نظامیان آمریکائی با حملات خود به صفوف تشییع کنندگان مراتب همسوئی خود با عاملین انفجارهای خونین شهرک صدر را به نمایش نگذاشته بودند مشخص بود که این انفجارها در جهت منافع اشغالگران صورت می گیرد و بایستی در روزهای آینده در عراق شاهد حوادث غیر منتظره ای باشیم .
دیدار « دیک چنی » معاون رئیس جمهور عراق در واقع فرصتی برای جمع بندی نتایج رایزنی مقامات سیا و پنتاگون با گروههای تروریستی عراق بمنظور حادثه آفرینی های جدید بوده است . اخبار و گزارشات موثق حاکیست که گروههای اصلی مذاکره کنندگان آمریکائی ظرف 3 روز فرصت داشته اند تا آخرین دیدگاهها و طرحهای پیشنهادی برای بهره گیری آمریکا از فضای آشفته و درهم ریخته در عراق را مطرح سازند و با گروههای تروریستی به تفاهم برسند تا برای طرحهای آینده زمینه های لازم فراهم شود.
سفر دیک چنی به بغداد در واقع شروع فاز بهره برداری و عملیاتی کردن این طرحها را رسمیت می دهد و ثابت می کند که کاخ سفید و دستیاران بوش تحت فشار قرار گرفته اند که حرفهای تازه ای در عراق برای گفتن عرضه کنند. اما سئوال اینست که واشنگتن بجز کشتار و قتل عام و خودروهای انفجاری چه حرف تازه ای در عراق دارد فجایع روزهای اخیر نشان می دهد که پاسخ این سئوال منفی است و « کمیته بحران عراق » بجز یک کلاف سردرگم چیز دیگری در مقابل خود نمی بیند.
با اینهمه بوش و دستیارانش آنقدرها هم دست خالی نیستند و شیرین کاریهای زیادی را برای حال و آینده در عراق تدارک دیده اند. گزارش ها نشان می دهند که قرار است طارق میخائیل یوحنا عزیز معاون صدام برای تسهیل در سازماندهی بعثی ها آزاد شود. این اقدام به عناصر جنایتکار بعثی روحیه می دهد و زمینه های تدارک و احیای شبکه قدرت بعثی ها را فراهم می سازد. واشنگتن امیدوار است در نهایت بتواند به کمک بعثی ها زمینه برای یک کودتای بعثی در عراق را مهیا کند. این از بزرگترین شاهکارهای بوش خواهد بود که دمکراسی آمریکائی در عراق را توسط بعثی ها عملی کند و مدل جدیدی از دمکراسی را به ناظران حیرت زده عرضه نماید.
بطور همزمان گروههای مذاکره کننده از سیا و پنتاگون با گروههای تکفیری القاعده و سایر گروههای تروریستی در تماس نزدیک قرار دارند تا عملیات تروریستی در گوشه و کنار عراق را سازماندهی کنند. هدف اشغالگران آنست که در آن واحد چند هدف را یکجا تعقیب و تامین کنند.
الف ـ خسته کردن مردم عراق بطوریکه به هر چیزی غیر از ناامنی رضایت بدهند. تامین این هدف به اشغالگران فرصت می دهد که زمینه های مورد نظر خود برای کودتای بعثی در عراق را فراهم سازند.
ب ـ انتقام گرفتن از مردم عراق هدف عمده تری است که از همان ماههای اولیه پس از اثبات ناکامی تهاجم نظامی به عراق دنبال می شده است . اگر مردم عراق با اشغالگران همراهی نکرده اند پس مطابق دکترین بوش مستحق مجازاتند.
بوش بارها گفته است که هرکس با ما نیست با تروریست هاست . پس مردم عراق چون با بوش همراه نیستند یقینا با تروریست ها هستند حتی اگر تروریست ها جزو عقبه های ارتش آمریکا باشند! در واقع واشنگتن در ماجرای عراق به تناقضات زجر دهنده ای دچار شده است و درعین آنکه مجبور است گروههای تروریستی را سازماندهی و هدایت کند بطور همزمان ناچار است خود را « پرچمدار مبارزات ضد تروریستی در جهان » هم معرفی نماید!
ج ـ بوش کوچک و دستیارانش مشکلات دیگری هم در عراق دارند. اگر عراق در پرتو اشغال آمریکا امن باشد ضرورتی برای ابقای اشغالگران احساس نمی شود. پس بایستی عراق همواره ناامن جلوه کند تا اشغالگران برای حفظ امنیت آنجا بقای خود را تضمین نمایند. دقیقا باهمین انگیزه است که سیا و پنتاگون برای ایجاد ناامنی بیشتر و انفجارهای پیاپی و اقدامات تروریستی جنایت آمیزتر وسوسه می شوند و در یک روز بیش از 500 نفر را از پا در می آورند .
با اینهمه این رفتار ضدانسانی آمریکا به قدری ملموس و محسوس است که حتی رقبای بوش و برخی از هم حزبی های خودش هم به آن معترضند و نتایج آنرا شرم آور می دانند. به علاوه مردم مظلوم عراق کشورهای منطقه و حتی متحدین آمریکا می پرسند که مگر حضور نظامی آمریکا به جز دامن زدن به تروریسم و تشویق آنها چه بهره ای داشته که خواهان استمرار آن باشیم به عبارت بهتر همگی دریافته اند که اگر هدف اشغال عراق ایجاد امنیت بوده حضور آمریکا با این فهرست روزافزون جنایات حتی « نقض غرض » است .
در چنین شرایطی شکل گیری حملات هلی کوپترهای نظامی آمریکا به شهروندان شهرک صدر و دستگیری آنها به همراه طیف وسیعی از حملات خمپاره ای به سمت خانه و کاشانه محقر ساکنان این شهرک نشان می دهد که آمریکا با مردم عراق دشمنی و کینه ای عمیق دارد و نابودی عراق و قتل عام مردم این کشور را تعقیب می کند. باید پرسید که وقتی « ایهود اولمرت » نخست وزیر رژیم صهیونیستی اشغال عراق را یک امتیاز بزرگ برای اسرائیل می داند در واقع از فهرست جنایات آمریکا و فجایع عراق از کدام یک از مواردش استقبال می کند و بر آن صحه می گذارد دنیای معاصر فرصت یافته است که چهره بدون نقاب آمریکا در عراق را به وضوح و بدون پرده پوشی ببیند و بر اینهمه رفتار ضدانسانی افسوس بخورد. مطابق آخرین آمار رسمی آمریکا در عراق دستکم 600 هزار عراقی در طول این دوره تقریبا سه ساله اشغال این کشور جان خود را بر اثر جنایت و کشتار و قتل عام از دست داده اند و رویای زندگی در رفاه و آرامش و امنیت را با خود به گور برده اند. با اینحال تردیدی نیست که بوش و دستیارانش هم رویای بلعیدن عراق را با خود به گور خواهند برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات