بخش سیاسی خارجی : انتشار گزارش کمیته تحقیق عراق به سرپرستى «جیمز بیکر» و «همیلتون» فراتر از دغدغهاى که در ذهن مقامات آمریکایى ایجاد کرده است حاوى پیامها و نکات ویژهاى است که پرداختن به آنها موجب ایجاد تفکیکى عقلانى و منطقى در فضاى جهان امروز خواهد شد. به طور کلى انتشار یک گزارش در اکثر موارد مىتواند تاثیرى محدود بر پیرامون خود بگذارد. بسیارى از گزارشها و نظرسنجىهاى منتشرشده در خصوص جنگ عراق که توسط موسسات «زاگبی»، «آمریکن اینتر پرایز»، «کارنگی» و «فورسا» انجام شدهاند علىرغم اهمیتشان، تاثیرى در بنیانهاى قدرت و رفتارهاى دولتمردان آمریکایى و اروپایى نداشتهاند. اما ماهیت برخى گزارشها و تحقیقات به گونهاى است که فضاى تصمیمسازى دولتمردان و خصوصیات محیط را دچار تغییرى عمده مىسازد.
گزارش اخیر کمیته تحقیق عراق موجب شد تا بوش پسر پس از سالها مقاومت در برابر افکار عمومى جهان، در مقابل دوربینهاى تلویزیونى به اوضاع وخیم عراق و شکست کاخ سفید در این کشور اعتراف کند. «تونى بلر» متحد اصلى کاخ سفید در حمله به عراق نیز در چرخش مشهود خود، نسبت به شکست در جنگ عراق و عدم نیل به اهداف و مقاصد دولت متبوع خویش اعتراف کرد.
اظهارات دو متحد شکستخورده در اولین کنفرانس مطبوعاتى مشترک، حامل پیام شکست نگاهها، روشها، رویکردها و رفتارهاى رئالیستى نومحافظهکاران و همپیمانان آنها در سرتاسر جهان است. نکته جالب توجه اینکه پس از برگزارى کنفرانس مطبوعاتى مذکور متحدان ژاپنى و استرالیایى واشنگتن نیز اعلام کردند که بزودى باید نیروهاى خود را از خاک عراق خارج سازند.
هماکنون «جیمز بیکر» در نزد نومحافظهکاران افراطى به شخصیتى منفور تبدیل شده است. نکته جالب توجه اینکه وزیر امور خارجه اسبق آمریکا و یکى از مهرههاى اصلى و کلیدى دستگاه سیاست خارجى کاخ سفید در زمان ریاست جمهورى بوش پدر، از طرفداران اعمال رویکرد رئالیستى در معادلات نظام بینالمللى محسوب مىشود. وى همانند بسیارى از جمهوریخواهان افراطى سعى دارد با پررنگ ساختن تفکرات القایى منفى در ذهن خود و دیگران، جهان را به سوى تقابل و تضادهاى مزمن سوق دهد. اما در تضاد میان «منطق» و «رئالیسم» وى مشاهده کرد که میان خواستههاى درونى جمهوریخواهان افراطى و آنچه در فضاى عراق مىگذرد، هیچگونه همپوشانى و همخوانى مطلوبى وجود ندارد. توجه به این نکته که یک نماینده دموکرات (همیلتون) و یک فرد شاخص از حزب جمهوریخواه یعنى جیمز بیکر مسئولیت کمیته تحقیق عراق را برعهده داشتهاند، نشان مىدهد که در محاسبه شرایط آمریکا در باتلاق عراق، دو تفکر مختلف به یک نتیجه یکسان رسیدهاند. از اینروست که به جرات مىتوان گفت که مقامات آمریکایى حتى در راستاى ایجاد فضایى کاذب جهت مانور در برابر این گزارش ناتوان هستند.
در نهایت اینکه محور تفحص همیلتون و جیمز بیکر در اوضاع عراق «منافع ملى آمریکا» بوده است. بنابراین نباید تصور کرد که در این گزارش حتى ذرهاى منافع ملى عراق و ملت ستمدیده این کشور لحاظ شده است.
نقطه آسیب این گزارش فرار آمریکا از باتلاق عراق با هدف شانه خالى کردن فرزندان عموسام از جنایات جنگى خود است. آمریکا در تولید و گسترش بحران در عراق نقش اصلى را ایفا کرده است و مسلما باید نسبت به اقدامات خود در این کشور پاسخگو باشد. در عین حال خروج اشغالگران از عراق نیز هماکنون به خواستهاى جدىتر در سرتاسر جهان تبدیل شده است. کاخ سفید چارهاى جز پذیرش این دو حقیقت ندارد.
مسلما کشورهاى خاورمیانه مخصوصا ملت عراق علىرغم تمایل به پاکسازى این کشور از وجود اشغالگران، نسبت به جنایات جنگى افرادى مانند بوش و بلر بىتفاوت نخواهند بود.
«جیمز بیکر» و دیگر سیاستمداران آمریکایى نیز به خوبى مىدانند که دیگر نمىتوان فرمولهاى اعمال شده در قرن گذشته در قبال جنگهاى ویتنام و جنگ بالکان را در قبال عراق اعمال کرد. دیگر زمان کمرنگ ساختن «انتظارات» و «تصورات» با اتکا بر «تبلیغات مجازی» به پایان رسیده و فصل جدیدى در مناسبات ملتها و دولتها گشوده شده است. فصلى که در آن راهى براى برونرفت از بحرانهاى خودساخته و فرار از خشم ملتها وجود ندارد.