تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۹۹۱۷۶

راهبرد اتحاد


مهدی محمدی
انتخابات پیش روی شوراهای اسلامی شهر و روستا برای جمع آوری اطلاعات دقیق از جامعه سیاسی ایران به قصد ترسیم نقشه دقیق آن یک صحنه و فرصت بی نظیر ی است. تقریباً تمامی گروه های سیاسی نام و نشان دار و بی نام و نشان خود را برای حضور در این آوردگاه مهیا ساخته اند؛ مثل همیشه، بعضی به قصد رقابت واقعی و در طلب کسب پیروزی و بعضی دیگر برای درآوردن سری میان سرها و عده ای هم البته برای سهم خواهی و تداوم حیات سیاسی از راه چسباندن خود به این و آن.
این انتخابات به فاصله یک سال از انتخابات ریاست جمهوری نشان خواهد داد که آرایش قوای سیاسی در ایران به چه نحو تغییر کرده و اصلا آیا تغییر کرده یا نه؟و چه مقدار سرمایه اجتماعی از سبد کدام گروه ها برداشته و به سبد کدامیک از آنها اضافه شده، و مکانیسم این حذف و اضافه یعنی تأثیر مفهوم کارآمدی بر مفهوم مقبولیت چگونه عمل کرده است؟
علاوه بر این، انتخابات شوراها دوباره از میزان واقعی توان سازماندهی تشکیلاتی نیروهای سیاسی در ایران پرده برخواهد داشت و آشکار خواهد ساخت که عملکرد پیشین آنها در تعیین سرنوشت این رقابت پسین چگونه و تا چه حد تأثیر گذاشته است. این انتخابات معلوم خواهد کرد اهل سیاست در ایران ما آیا بالاخره قواعد بازی سیاسی را آموخته اند یا نه و اینکه آیا می توانند به روش های خالص سیاسی نه از راه زد و بند و دروغ گویی و شعر و افسانه بافی برای خود پایگاهی نزد توده های مردم به وجود آورند؟ از همه اینها گذشته انتخابات آتی شوراها عرصه ای است برای آزمودن این نکته که آیا عملکرد هوشمندانه دولت اصولگرا در انجام تلاش همه جانبه برای پرکردن شکاف میان دولت و ملت در یکسال گذشته و منطبق ساختن اولویت های خود بر اولویت‌های مردم ـ که تعریف حقیقی دموکراسی است ولو دیگران شعارش را بدهند ـ تا چه حد موفقیت آمیز بوده است؟
به این ترتیب انتخابات دور چهارم شوراهای اسلامی شهر و روستا در دل خود واجد انبوهی از معناها و پیام های بسیار مهم سیاسی است که شبیه آن را در مورد انتخابات خبرگان هم ـ البته در فضا و زمینه و از خاستگاهی دیگر ـ می توان یافت. روز 24 آذر ماه روشن خواهد شد که فارغ از همه جنجال ها و هیاهوها آن هنگام که پای داوری مردم به میان بیاید، بازیگران واقعی صحنه سیاست در ایران چه کسانی هستند و وزن هر کدام چقدر است.
پیش از این، در همین ستون نوشتیم که به دلایلی کم و بیش آشکار می توان گفت تکلیف انتخابات آتی شوراها به لحاظ «جبهه ای» روشن و به لحاظ «گروهی» نامعلوم است. اگر واحد تحلیل سیاسی در انتخابات شوراها را «جبهه های سیاسی» در نظر بگیریم، یعنی مجموعه گروه ها و شخصیت هایی دارای حد نصابی از اشتراکات که در آستانه انتخابات به هم پیوسته اند و رقابت های درونی خود را به پس از انتخابات موکول کرده اند، ظاهراً این انتخابات فقط دوبازیگر عمده بیشتر ندارد:«اصولگرایان» و «دوم خردادی‌ها.
آخرین باری که این دو جبهه با یکدیگر رویارو شدند، نتیجه به نحو آشکاری به سود گروه اول تمام شد و در دو رقابت پیش از آن نیز. از آن تاریخ به این سو هیچ اتفاق ویژه ای نیفتاده که بر مبنای آن بتوان استدلال کرد دوم خردادی ها موفق به ترمیم چهره و جایگاه مخدوش خود نزد افکارعمومی شده اند یا اصولگرایان از چشم مردم افتاده اند. به عکس، تمامی علائم تداوم همان روند پیش از سوم تیر را نشان می دهد. اصلاح طلبان هنوز نمی خواهند و باید اضافه کرد نمی توانند به زبان مردم و برای مردم حرف بزنند. از اصولگرایان این مقدار آموختند که مهم ترین دغدغه های مردم که به تصمیم گیری های سیاسی آنها هم جهت می دهد، دغدغه های معیشتی است اما این را هنوز نفهمیده اند که اصولگرایان اگر چند انتخابات گذشته را بردند، به این دلیل نبود که صبح و شب درباره معیشت و اقتصاد برای مردم حرف زدند و غرغر کردند بلکه علت پیروزی آنها این بود که برای بهبود وضع آنها گام های «واقعی» و «موفق» برداشتند و مردم به عیان دیدند که در این راه به آنها اعتماد می‌توانند کرد.
«بی عملی» هنوز درد بی درمان مدعیان اصلاحات است و درست به همین دلیل مردم صرف نظر از اینکه چه عقیده ای درباره عملکرد دولت و مجلس اصولگرا دارند، هنوز دیدگاه قبلی خود را درباره غیرقابل اعتماد بودن دوم خردادی‌ها حفظ کرده‌اند.
از این سو اما، اصولگرایان هم با وجود اینکه حریف را قادر به هماوردی جدی با خود نمی بینند، در میان خود با دشواری هایی مواجهند و جالب این است که بنابر آنچه منابعی مورد وثوق روایت می کنند برخی تحلیلگران دوم خردادی در جلسات داخلی خود بیش از آنکه روی توان و قوت های خویش حساب کنند، به نقاط ضعف اصولگرایان چشم دوخته اند. وقتی خودتان نمی توانید قوی باشید، معقول است اگر برای ضعیف شدن حریف دعا کنید. در آستانه انتخابات شوراها هیچ آسیبی برای اصولگرایان بزرگتر از تفرق و چنددستگی و پراکنده ساختن و هرز دادن نیروهای خود در نزاع های بی حاصل و اجتناب پذیر درون خانوادگی نیست. اکنون نمایندگان طرف عمده درون جبهه اصولگرایی گفت وگوهایی جدی برای دستیابی به یک لیست واحد در انتخابات شوراها را آغاز کرده اند. این گفت‌وگوها با توجه به میزان قابل توجه اعتماد و صمیمیت متقابل که در آن وجود دارد شانس بسیار بالایی برای موفقیت دارد.
تنها موضوعی که می تواند به این روند آسیب بزند این است که طرفین بر روی گزینه خود برای شهرداری تهران تصلب بورزند و درباره آن حاضر به انعطاف نشوند. حتی اگر چنین باشد ـ که نیست ـ یک راه حل میانه آن است که گفت وگوکنندگان دو طرف فعلاً بحث درباره شهردار را مسکوت بگذارند و با متمرکز کردن گفت وگوهای خود بر روی لیست 15 نفره شورای شهر تهران، بحث های مربوط به تعیین شهردار را به پس از انتخابات یعنی زمانی که لیست اصولگرایان رای آورده باشد، موکول کنند. در این صورت گردنه انتخابات با موفقیت پشت سرگذاشته خواهد شد و بحث شهردار تهران هم ـ اگرچه مهم است ـ سروقت خود و در حالی که دیگر بیم آسیب دیدن از جانب رقیب وجود ندارد، حل و فصل خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات