تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۵  ، 
کد خبر : ۹۹۱۸۰

تاکتیک تروریستى دولت بوش


افرادى که از تروریسم استفاده مى کنند اکثرا افرادى هستند که تمایلات سیاسى دارند به همین دلیل است که مى توان تروریسم را در قالب تعریف «تاکتیک» و نه «پدیده» جاى داد. بنابراین اگر تروریسم را به عنوان یک تاکتیک در نظر بگیریم براى حل بحران آن باید به ریشه یابى سیاسى بپردازیم همان کارى که جورج بوش آن را عملى نکرد و در نهایت به جاى آن که بحران تروریسم را در جهان حل کند جهان را به محلى براى رشد و نمو تروریسم تبدیل کرد.
چارلى ریس یک محقق و پژوهشگر آمریکایى با ارایه مقاله اى در روزنامه کریستین ساینس مانیتور تحت عنوان «تروریسم یک تاکتیک است نه یک پدیده» مى نویسد: باید به این سخن یعنى انسان آنچه را که مى کارد درو مى کند ایمان آورد و چقدر بد است که انسان بذر نفرت را بکارد همان کارى که بوش انجام داد. متاسفانه رییس جمهور آمریکا با غره شدن به قدرت خود بر این باور بود که ارتش و سازمان اطلاعات آمریکا مى توانند بحران تروریسم را در جهان حل و فصل کنند اما این باور او اشتباه محض بود زیرا وى از تروریسم به عنوان تاکتیک جهت تحقق اهداف سیاسى خود استفاده کرد و امروز مى خواهد تروریسم را به عنوان یک پدیده معالجه کند.
دولت بوش براى ارزیابى تروریسم و ارایه راهکارهایى براى حل این بحران در جهان کافى بود که موقعیت و وضعیت اسراییل را از سال 1947تاکنون مد نظر قرار دهد. اسراییلى ها از همان تاریخ تاکنون براى حل مشکلات خود با فلسطینى ها راهکار زور و قدرت را جایگزین راه حل دیپلماتیک کردند. اگر بخواهیم مشکل اصلى فلسطینى ها و اسراییلى ها را ریشه یابى کنیم مى بینیم مشکل اصلى آن است که صهیونیست ها با تشویق و حمایت انگلیس آمدند که یک کشور استعمارگر در مناطق فلسطینى تاسیس کنند. آن ها این کشور را بدون در نظر گرفتن حقوق و تمایلات ملت فلسطین تاسیس کردند و در نهایت براى اخراج مردم فلسطین از زمین هاى خود متوسل به زور یا در واقع همان تاکتیک هاى تروریست ها شدند و مردم فلسطین را نیز مجبور ساختند به چنین تاکتیکى براى باز پس گرفتن حقوق خود دست زنند.اسراییلى ها در حال حاضر 59سال است که تلاش مى کنند مشکلات خود را با توسل به زور و قدرت حل کنند اما تاکنون این سیاست آن ها موفقیت آمیز نبوده است.
این محقق آمریکایى مى نویسد: فلسطینى ها به رغم تمام تلفات جانى و مالى که مى دهند تا 100سال دیگر نیز در فلسطین باقى خواهند ماند اما این اطمینان درباره اسراییل صدق نمى کند و همین بس که به اظهارات یکى از مقامات بلند پایه سازمان اطلاعات اسراییل اشاره کنیم که تصریح کرده است: «اگر اجازه ندهیم دولت مستقل فلسطین تشکیل شود مانند آن است که دست به خود کشى ملى زده باشیم.» بدیهى است که اسراییلى ها نگران امنیت خود باشند و به ساخت دیوار حائل اقدام کنند اما آن ها به خوبى مى دانند که ساخت این دیوار نیز نمى تواند امنیت آن ها را تامین کند چرا که بسیارى از کسانى که تابعیت اسراییلى دارند و در میان اسراییلى ها و در احاطه این دیوار زندگى مى کنند فلسطینى هستند. اسراییل باید بداند که تا زمانى که در قبال مردم فلسطین عدالت را پیشه نکند هرگز نمى تواند به صلح و امنیت برسد.
ریس مى افزاید: اظهارات بوش مبنى بر این که تروریست ها دشمن آزادى هستند و از آزادى گریزانند سخنانى بى معنا و بى پایه است چرا که بسیارى از این مردمان که در دایره تعریف تروریست قرار گرفته اند از سیاست هاى ما در خاورمیانه متنفر و گریزانند و نفرت و دشمنى آنها با سیاست هاى آمریکا هیچ ارتباطى با آزادى ندارد. زمانى که مردم فلسطین با برگزارى یک انتخاب آزاد دولتى را که مى خواستند انتخاب کردند عکس العمل ما آمریکایى ها چه بود؟ اولین اقدام آمریکایى ها آن بود که دایره فشار و بحران بر فلسطینى ها را تنگ تر کرده و چهره اصلى تمایلات سیاسى خود را به جهان نشان دادند. دولت بوش در موضع گیرى خود نسبت به انتخابات فلسطین نفاق و دورویى را پیش گرفت. این دولت در حالى که مى دانست یکى از عناصر دموکراسى اعتراف به نتایج انتخابات آزاد است به نتیجه این انتخابات اعتراف نکرد، چرا؟ براى این که با خواسته ها و تمایلات سیاسى واشنگتن تطابق نداشت. رییس جمهور آمریکا سال هاست که این سیاست را در قبال مردم فلسطین دنبال مى کند. دولت بوش مردم فلسطین را از حق مسلم خود در دریافت حمایت بین المللى از جهان محروم ساخته است و هر توافقنامه یا قراردادى را که سعى مى کرد اشتباهات اسراییل در قبال مردم فلسطین را اصلاح کند در شوراى امنیت وتو مى کرد که البته تمام اشتباهات اسراییل با حمایت این دولت انجام گرفته است به طورى که دولت بوش با اختصاص هزینه هاى میلیارد دلارى خود به اسراییل این دولت را مسلح به قدرت هسته اى در منطقه کرد.
دیگر تمایلات سیاسى بوش در منطقه خود را در جنگ هاى افغانستان و عراق نشان مى دهد به طورى که این دو کشور مسلمان هرگونه خطرى براى امنیت آمریکا نداشتند اما بوش با استفاده از همان تاکتیک تروریسم جهان و مبارزه با آن تمایلات خود در منطقه را دنبال کرد و این دو کشور مسلمان را به اشغال نیروهاى خود درآورد.
این محقق آمریکایى در پایان این مقاله خود مى آورد: تاکنون ما بیش از 236سرباز آمریکایى را در افغانستان از دست داده ایم و اگر زمان بیشترى در این کشور باقى بمانیم تعداد بیشترى از سربازان خود را از دست مى دهیم از آن سو محاسبه تلفات آمریکا در عراق قابل شمارش نیست و این همه تلفات فقط و فقط به خاطر تمایلات سیاسى نابجاى برخى از سیاستمداران جهان است که سکوت و دنباله روى ملت ها از این افراد جهان را با فاجعه هاى بزرگتر روبرو خواهد کرد.
آمریکا باید از خاورمیانه عقب نشینى کند و سیاست عادلانه ترى را در برابر فلسطینى ها دنبال کند در غیر این صورت واشنگتن باید ریسک وقوع فاجعه هایى بدتر و بزرگتر از 11سپتامبر را قبول کند. دولت بوش باید بداند که تنها راه حل اساسى براى پیروزى در جنگ با تروریسم جهانى خروج فورى نیروهاى آمریکایى از خاورمیانه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات