صالح اسکندری
اگرچه تحلیل رفتار انتخاباتى شهروندان در هالهاى از کنشهاى عقلانى و غیرعقلانى سیاسی- به تعبیر ماکس وبر- مبهم به نظر مىرسد، اما در این روزهاى باقیمانده به انتخابات مىتوان به وضوح اقبال عمومى نسبت به اصولگرایان را احساس کرد.
این هماى بخت که بر دوش اصولگرایان نشسته است مسبوق به عوامل و دلایل مختلفى است که از جمله آنها تجربه صادقانه و بىتکلف منتخبین اصولگرا در اداره شهر، مجلس و دولت مىباشد.
فرآیند دستیابى به قدرت اصولگرایان در این چهار سال نه تنها پایگاه اجتماعى این جریان را تضعیف نکرده است بلکه با جسارت مىتوان ادعا کرد که بر وسعت آن نیز افزوده شده است. این موضوع موید موفقیت نسبى اصولگرایان در اداره شوراى شهر دوم، مجلس هفتم و دولت نهم است. بخش معتنابهى از سرمایه اجتماعى مفقود در دورههاى گذشته به واسطه رفتار و گفتار منتخبین اصولگرا جبران شده و به تعبیر مقام معظم رهبرى مردم رایحه خوشخدمت را در فضاى کشور استشمام کردهاند.
اما دوم خردادىها که امروز براى پیروزى در انتخابات شوراها در قالب یک ائتلاف شکلى گرد آمدهاند، خود بهتر مىدانند که تعارضات درونى آنها مدتهاست نخنما شده است. گروههاى دوم خردادى هنوز به بسیارى از پرسشهاى پیش روى خود پاسخ ندادهاند و یا حداقل به قدر مشترکى انتزاعى در پاسخهاى خود دست نیافتهاند که این موضوع منافى رفتار حزبى در یک چارچوب سیاسى است. روزنامههاى دوم خردادى از 24 آذر تعبیر به دور برگردان سیاسى مىکنند. اما آیا واقعا در پس این دور برگردان مقصد و مامنى وجود دارد که شهروندان بدون دغدغه بتوانند در آن سکنى گزینند. تا زمانى که پاىبست خانه دوم خرداد دچار چنین تضاد و تزلزلى است نمىتوان انتظار داشت که مردم اقبال عمومى چندانى به آنها داشته باشند. این روزها جریانات اصلاحطلب از مثلث استراتژیک هاشمی، خاتمى و کروبى دم مىزنند. شاید راهحل شکافهاى موجود همین مثلث باشد البته اگر شکل هندسى مثلث کامل شده باشد. اما چنان چه صرفا به عنوان یک تاکتیک انتخاباتى به این موضوع نگریسته شود و از پختگى لازم برخوردار نباشد همین خامى باعث گسترش تعارضات ماهوى جریانات دوم خرداد خواهد شد.
اما تحلیل و پدیدارشناختى نتایج انتخابات 24 آذر از نگاه یک روزنامه نگار، در انتخابات خبرگان لیست جامعتین آنچنان پرقدرت وارد شده است که تمامى لیستهاى همسو و غیرهمسوى خود را تحتالشعاع قرار داده است. تمام لیستها با نگاه به لیست جامعتین تنظیم شدهاند و به نظر مىرسد که این لیست بتواند در تمام کشور اکثریت بلامنازع آرا را به خود اختصاص دهد و سایر لیستها تعداد انگشتشمارى را راهى مجلس خبرگان رهبرى کنند.
اما شوراها مانند دوره گذشته از آن اصولگرایان است با این تفاوت که در تهران گروههاى دوم خردادى به مدد ائتلاف شکلى صورت گرفته و برخى چهرههاى شاخص در لیستشان مىتوانند “به تعداد انگشتان یک دست” امید به تصاحب کرسىهاى شوراى شهر تهران داشته باشند.
اما صرفنظر از همه این پیشبینىها و تحلیلها در نهایت این مردم هستند که با حضور خود پاى صندوقهاى راى همه چیز را مشخص مىکنند.